دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانمصاحبه و گفتگو

جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدستاین از «Mayday» و سرنوشت دنباله «Dungeons & Dragons» گفتند

جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدستاین، فیلم‌سازانی که پیش‌تر با «Game Night» و «Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves» ترکیبی از ماجراجویی، کمدی و رفاقت ساخته‌اند، در فیلم تازه‌شان «Mayday» سراغ یک بحران بین‌المللی در دوران جنگ سرد رفته‌اند. آن‌ها در گفت‌وگویی تازه، از همکاری رایان رینولدز و کنت برانا، ادای احترام به «Top Gun»، احتمال ساخت دنباله «Dungeons & Dragons» و رویکردشان به فیلم جدید «Star Trek» صحبت کردند.

وقتی به دیلی و گلدستاین گفته شد که شخصیت‌های مرد آثارشان معمولاً درست در میانه موقعیت‌های مرگبار با هم دوست می‌شوند، دیلی پاسخ بامزه‌ای آماده داشت: «ما هم همین‌طور با هم آشنا شدیم؛ سر صحنه سریال “The Geena Davis Show”. آن موقع مسیر حرفه‌ای‌مان تقریباً مرده بود!» گلدستاین هم با خنده اضافه کرد: «واضح است که این درباره میزان استیصال ما برای پیدا کردن دوست چیزهایی می‌گوید؛ برایش تقریباً هر کاری می‌کنیم.»

«Mayday» داستان ستوان تروی «اسسین» کلی با بازی رایان رینولدز را دنبال می‌کند؛ خلبان جسور نیروی دریایی آمریکا که در دوران جنگ سرد برای مأموریتی فوق‌محرمانه وارد خاک روسیه می‌شود. مطابق انتظار، عملیات محرمانه در خاک دشمن به‌خوبی پیش نمی‌رود و تروی پشت خطوط دشمن گیر می‌افتد. تنها امید او نیکولای اوستینوف، مأمور سابق و نامتعارف کاگ‌ب با بازی کنت برانا است؛ مردی که شیفتگی عجیبی به «Top Gun» دارد.

رینولدز در شروع فیلم به نظر می‌رسد همان شخصیت پرهیاهو و غیرقابل‌پیش‌بینی آشنای آثارش باشد، اما با ورود برانا، جایگاه دو بازیگر تغییر می‌کند و رینولدز به شخصیت آرام‌تر و واکنش‌گر این زوج تبدیل می‌شود. گلدستاین درباره همراهی رینولدز با این تغییر گفت: «به اعتبار خودش، رایان اصلاً حس رقابت نداشت. فکر نمی‌کرد باید از شخصیت کن جلو بزند. خودش می‌گفت در این فیلم نقش “دوشیزه در خطر” را دارد و کن قرار است نجاتش بدهد؛ خیلی راحت وارد همین فضا شد.»

دیلی نیز معتقد است رینولدز از فرصت بازی در نقش فردی که به آشوب روبه‌رویش واکنش نشان می‌دهد، استقبال کرده است: «اغلب همین شخصیت به‌ظاهر جدی‌تر، بامزه‌ترین آدم قصه است، چون چشم تماشاگر است و به هرج‌ومرج روبه‌رویش واکنش نشان می‌دهد.» او درباره برانا هم گفت: «کنت توانست این نقش را اجرا کند، بی‌آنکه حتی یک لحظه شبیه شخصیت کارتونی شود.»

نیکولای در ابتدا ممکن است تهدیدآمیز به نظر برسد، اما فیلم‌سازان می‌گویند او قرار نیست فقط نسخه‌ای اغراق‌شده از یک مأمور روس در کمدی‌های جنگ سردی باشد. این شخصیت در ادامه وجه لطیف‌تر و آسیب‌دیده‌تری از خود نشان می‌دهد و برانا نیز فرصت دارد توانایی‌اش در کمدی فیزیکی و صحنه‌های اکشن را به نمایش بگذارد. گلدستاین با شوخی گفت: «فکر می‌کنم باید همین حالا سفارش همه فیلم‌های اکشنی را بدهیم که بعد از این به کن پیشنهاد خواهد شد. مردم واقعاً وجهی از او می‌بینند که نمی‌دانستند وجود دارد.»

علاقه نیکولای به «Top Gun» نیز صرفاً یک شوخی گذرا نیست. او این فیلم را بیش از ۱۰۰ بار دیده و رویای رفتن به آمریکا را دارد؛ بنابراین دیلی و گلدستاین برای استفاده از نام و ارجاعات فیلم، نیازمند تأیید تام کروز بودند. دیلی گفت: «هیچ‌وقت فرصت نکردیم با خود او حرف بزنیم، اما از طریق واسطه‌ها اجازه‌اش را گرفتیم. ظاهراً فیلمنامه را خواند و فهمید که ما به هیچ‌وجه فیلم را مسخره نمی‌کنیم؛ بنابراین موافقتش را داد.» گلدستاین هم تأکید کرد: «این یک جشن گرفتن از آن فیلم است.»

سازندگان «Mayday» فقط به ارجاع دادن به «Top Gun» اکتفا نکردند و یک ماه را صرف ثبت نماهای هوایی واقعی در جنوب فرانسه کردند. خلبان‌ها و مشاوران نظامی تولید، به حفظ جزئیات واقعی کمک کردند، هرچند فیلم‌سازان برای پیش بردن داستان ناچار به یک تغییر شدند: قرار دادن مجموعه کنترل دوم در هواپیمای شخصیت رایان رینولدز.

گلدستاین توضیح داد: «چنین چیزی در واقعیت وجود نداشت. او فقط مسئول رادیو و دوربین بود. این سیستم فقط در هواپیماهای آموزشی وجود داشت و بزرگ‌ترین آزادی‌ای بود که در روایت به خودمان دادیم.» اطلاعاتی که خلبان‌ها در اختیارشان گذاشتند، گاهی حتی از این تغییر هم عجیب‌تر بود؛ از جمله اینکه شیشه جلوی هواپیما باید از موادی بسیار مقاوم ساخته شود، چون گرمای شدید می‌تواند شیشه عادی را ذوب کند.

دیلی نیز از خطری گفت که صندلی پران جنگنده برای بدن خلبان ایجاد می‌کند: «فشار جی آن‌قدر شدید است که ستون فقرات را فشرده می‌کند.» همین مسئله الهام‌بخش یکی از دشوارترین سکانس‌های فیلم شد. او گفت: «به همین دلیل می‌خواستیم صحنه پران را در یک برداشت فیلم‌برداری کنیم؛ می‌خواستیم تماشاگر حس کند بیرون پریدن از هواپیما در چنین شرایط وحشتناکی چه تجربه‌ای است و تا لحظه برخورد با زمین چه اتفاقی می‌افتد.»

با وجود تمرکز فعلی آن‌ها بر «Mayday»، یکی از پرسش‌های مهم درباره فیلمنامه دنباله «Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves» است؛ فیلمی که با وجود استقبال منتقدان و مخاطبان، در اکران سینمایی به موفقیت تجاری مورد انتظار نرسید. گلدستاین تأیید کرد که فیلمنامه دنباله آماده است و امید به ساخت آن کاملاً از بین نرفته: «فکر می‌کنم هزبرو (Hasbro) واقعاً به این پروژه باور دارد. اگر بتوانند شریک استودیویی مناسبی پیدا کنند تا ساخت فیلم عملی شود، دوست دارند ادامه بدهند؛ تهیه‌کنندگان ما هم همین‌طور.»

«Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves» تنها چهار روز پیش از اکران «The Super Mario Bros. Movie» روی پرده رفت؛ فیلمی که گیشه جهانی را در اختیار گرفت. این اکران همچنین اندکی پس از واکنش‌های گسترده جامعه طرفداران «Dungeons & Dragons» به تغییرات پیشنهادی ویزاردز آو د کوست (Wizards of the Coast) در مجوز بازی آزاد، یا اوپن گیمینگ لایسنس، انجام شد. دیلی معتقد است بازاریابی فیلم هم نتوانست به اندازه کافی به مخاطبانی که با بازی اصلی آشنا نبودند، نشان دهد این اثر برای آن‌ها نیز ساخته شده است.

با این حال، او و گلدستاین همچنان به ظرفیت دنباله امیدوارند؛ به‌ویژه چون فیلم دوم دیگر لازم نیست وقت زیادی صرف معرفی اعضای گروه اصلی کند. دیلی گفت: «ما عاشق این شخصیت‌ها شدیم. دنباله ظرفیت زیادی دارد، چون پرده اول دیگر پر از توضیح و معرفی خانواده‌ای نیست که حالا به آن عادت کرده‌ایم. می‌توانی خیلی سریع وارد اصل داستان شوی و این واقعاً جذاب است.»

او افزود: «کسی نمی‌داند این فیلم ساخته می‌شود یا نه، اما ما به فیلمنامه دنباله افتخار می‌کنیم و امیدواریم در مقطعی راهی برای ساخته شدنش پیدا کند.»

این دو فیلم‌ساز همچنان با مارول در ارتباط‌اند؛ استودیویی که آن‌ها با «Spider-Man: Homecoming» در شکل‌گیری نسخه تام هالند از پیتر پارکر نقش داشتند. گلدستاین گفت: «هیچ‌وقت نمی‌گوییم نه. هر چند ماه یک‌بار درباره امکان‌های مختلف با آن‌ها صحبت می‌کنیم. به نقشمان در دنیای “Spider-Man” تام هالند خیلی افتخار می‌کنیم.»

دیلی اما دستاورد محبوبش را چیز دیگری می‌داند: «اینکه توانستیم عبارت “آدم پشت صندلی” را جا بیندازیم و فکر می‌کنم بعدها تبدیل به یک کارت در بازی “Magic: The Gathering” هم شد؛ این افتخارآمیزترین دستاوردم است.»

دیلی و گلدستاین در پروژه تازه دیگری هم در جهان یک فرنچایز محبوب مشغول‌اند: فیلم جدید «Star Trek». آن‌ها هنوز جزئیات داستان را فاش نمی‌کنند، اما تأکید دارند علاقه‌ای به گرفتار شدن در بحث‌های پیچیده خط زمانی و دهه‌ها تداوم داستانی این مجموعه ندارند. پرسش اصلی برای آن‌ها این است که چگونه می‌توان «Star Trek» را برای کسانی که خودشان را طرفدار قدیمی یا «ترکی» نمی‌دانند، جذاب کرد.

گلدستاین گفت: «رویکرد ما این است که بپرسیم نهاد استارفلیت که در قلب “Star Trek” قرار دارد، دقیقاً چیست و اگر اوضاع در این نهاد خوب نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟» او «Training Day» را یکی از الگوهای اصلی فیلم معرفی کرد و دیلی نیز «Crimson Tide» را به آن افزود: «این دو فیلم، معیارهای معنوی ما هستند.»

این دو نویسنده و کارگردان در پایان به نسخه اولیه فیلمنامه‌شان برای «The Flash» هم اشاره کردند؛ پروژه‌ای که در فرایند طولانی توسعه، تغییرات بسیار زیادی کرد. از ایده‌های آن‌ها، تنها ماجرای همراه شدن بری آلن با نسخه جوان‌تر خودش به فیلم نهایی راه یافت. نسخه آن‌ها از بروس وین نیز با بتمن مایکل کیتون در فیلم نهایی تفاوت اساسی داشت.

دیلی توضیح داد: «ما نسخه‌ای داشتیم که بروس وین هیچ‌وقت بتمن نشده بود. او فقط یک پسر پولدارِ اهل مهمانی بود که هدفی در زندگی نداشت و نمی‌دانست باید چه کار کند. ما عاشق این ایده بودیم که ناگهان او را در موقعیت یک قهرمان قرار بدهیم.» فعلاً اما آن‌ها به جای بازگشت به جهان «The Flash»، با «Mayday» مشغول روایت ماجرای سقوط رایان رینولدز از آسمان و تلاش کنت برانا برای نجات او هستند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا