دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

قسمت ۱۷ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم

قسمت ۱۷ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم، اثری دراماتیک که هلین کاندمیر و آیتاچ شاشماز را در نقش‌های متفاوت به تصویر می‌کشد …

قسمت ۱۷ سریال Sevdiğim Sensin تو همانی که دوست دارم که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار تی‌وی پخش خواهد شد … ؛ در حالی که ارکان از اعتراف غیرمنتظره دیجله شوکه شده، به او می‌گوید که چرا این کار را کرده؛ او در هر صورت می‌توانست از زندان خارج شود. اما دیجله خیالش راحت است که عدالت برقرار شده، هرچند روزهای سختی در زندان در انتظار اوست. خانواده ارکان، به‌خصوص مادرش، از این که به خاطر دیجله همیشه در دردسر افتاده‌اند ناراحت هستند، اما ارکان فقط دیجله را خانواده خود می‌داند. او که مجبور شده با دستان خودش دیجله را راهی زندان کند، حال روحی بسیار بدی دارد. نیلوفر نیز نگران جیهان است، اما جیهان هیچ جوابی به نگرانی‌های او نمی‌دهد. دریا نیز سعی می‌کند به طاهر بفهماند که آن‌ها نمی‌توانند با هم باشند و برای هم مناسب نیستند. در نهایت نیز علی جبار با دشمنان قدیمی‌اش روبرو می‌شود.

سریال در هفته گذشته **** شد.  ( اخبار ریتینگ روزانه سریال ها )


اما آنچه در قسمت قبلی ( ۱۶ ) شاهدش بودیم …

ارکان با پذیرفتن مسئولیت تیر خوردن فرمان بازداشت می‌شود و برای محاکمه به استانبول فرستاده می‌شود. با این حال، این فقط یکی از بحران‌هایی است که خانواده با آن روبه‌روست. وضعیت فرمان بسیار وخیم است و او برای زنده ماندن، به پیوند فوری کلیه نیاز دارد. به همین دلیل، فرمان نیز به استانبول منتقل می‌شود و با صدور حکم ادامه بازداشت ارکان تا زمان محاکمه، نگاه همه به این دو گره می‌خورد: آیا ارکان از زندان نجات پیدا می‌کند و آیا فرمان زنده می‌ماند؟

بازداشت ارکان، خانواده آلدور را وارد نبردی سخت و فرسایشی می‌کند. اعضای خانواده که فرمان را به بیمارستانی در استانبول منتقل کرده‌اند، با تمام توان برای پیدا کردن اهداکننده مناسب کلیه تلاش می‌کنند. حالا آن‌ها باید هم‌زمان با بحران سلامتی فرمان، تبعات بازداشت ارکان و فشارهای بیرونی نیز مقابله کنند.

در سوی دیگر، طاهر با حقایقی که درباره ارکان فهمیده، اینجی را تهدید می‌کند. او زندانی شدن ارکان را فرصتی مناسب می‌بیند تا نقشه‌ای را که مدت‌ها در سر داشته، عملی کند؛ به دست گرفتن مدیریت شرکتی که مدت‌ها آرزویش را داشته است. در همین میان، طاهر نیز مانند دیگر اعضای خانواده آلدور می‌فهمد که فریده معلم در واقع همان دریا، خواهر دجله، است. او تصور می‌کند ارکان برای محافظت از دریا به فرمان شلیک کرده، اما همچنان از حقیقت اصلی ماجرا بی‌خبر است.

دریا پس از اتفاقات اخیر، رفتاری سرد، محتاط و فاصله‌گیرانه نسبت به طاهر و اطرافیانش در پیش می‌گیرد. پشت این فاصله گرفتن، ترس‌های بزرگی نهفته است. او از این می‌ترسد که فرمان دوباره به زندگی برگردد و دشمنان قدیمی‌اش او را پیدا کنند. به همین دلیل، تنها خواسته‌اش این است که دجله را با خود ببرد و از همه‌چیز و همه‌کس دور شود.

در این میان، جیوان برای آنکه دجله و ارکان دوباره به هم برسند و دریا را هم نجات دهد، مخفیانه وارد مسیری خطرناک می‌شود. او این تصمیم را بدون اطلاع دیگران گرفته و تنها نیلوفر از نقشه‌اش خبر دارد. این اقدام پنهانی می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد و پیامدهایی غیرمنتظره به دنبال داشته باشد.

از سوی دیگر، ارکان در زندان با چهره واقعی زندگی پشت میله‌ها روبه‌رو می‌شود و به دنبال راهی می‌گردد تا هرچه زودتر آزادی‌اش را به دست آورد. در این مسیر، زندانی‌ای به نام علی به او کمک می‌کند و در ظاهر حامی اوست. اما ارکان هنوز نمی‌داند علی واقعاً چه کسی است و چه نقشه‌هایی را در پنهان دنبال می‌کند.

در همین حال، دجله برای آزاد کردن ارکان، هر راهی را امتحان می‌کند. او با تمام توان می‌جنگد، اما وقتی در پایان روز می‌بیند هیچ‌کدام از تلاش‌هایش نتیجه نداده، در برابر دوراهی بزرگی قرار می‌گیرد. دجله که دیگر خود را درمانده می‌بیند، به آستانه تصمیمی می‌رسد که می‌تواند همه را غافلگیر کند.

این قسمت، با بحران سلامتی فرمان، زندانی شدن ارکان، نقشه‌های پنهانی طاهر، ترس‌های عمیق دریا و تصمیم سرنوشت‌ساز دجله، داستان را وارد مرحله‌ای پرتنش و حساس می‌کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا