دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی «زن خانه‌دار» (The Housewife)؛ نقاب معصومیت و ابتذال شر در حومه نیویورک

تصور کنید زنی اتریشی‌تبار در سال ۱۹۶۴ میلادی در محله کویینز نیویورک زندگی می‌کند؛ زنی با لبخندی همیشگی و شیرین، خانه‌ای به غایت تمیز و آراسته شبیه صفحات مجلات مد روز، کلوچه‌های کشمشی خوش‌طعم و معروفی که برای مراسم خیریه کلیسا می‌پزد و دکمه کتی که با دلسوزی تمام برای مهمان جوانش می‌دوزد. این تصویر ملموس، رویایی و کلاسیک از یک همسر بی‌نقص آمریکایی دهه شصتی است. اما پشت این حصارهای سفید چوبی و بوی مطبوع شیرینی‌های خانگی، حقیقتی هولناک و تاریک مدفون شده است.

فیلم سینمایی The Housewife به عنوان نخستین تجربه بلند کارگردانی بن شیرینیان و بر اساس فیلم‌نامه‌ای از آلیسا هیل که پیش‌تر در لیست سیاه بهترین فیلم‌نامه‌های تولیدنشده هالیوود خوش درخشیده بود، در شب افتتاحیه جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۲۶ روی پرده رفت تا ماجرای واقعی و تکان‌دهنده هرماین رایان را با نقش‌آفرینی درخشان نائومی واتس روایت کند؛ زنی که تا پیش از ورود گزارشگر نیویورک تایمز، کسی گمان نمی‌کرد یکی از قسی‌القلب‌ترین نگهبانان اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها بوده باشد.

داستان «زن خانه‌دار» در سال ۱۹۶۴ آغاز می‌شود؛ جایی که جوزف لیلیولد با بازی تای شریدان، خبرنگار جوان و یهودی‌تبار روزنامه نیویورک تایمز، سرنخی مهم از شکارچی پرآوازه نازی‌ها یعنی سیمون ویزنتال دریافت می‌کند مبنی بر اینکه یک جنایتکار جنگی نازی در حومه نیویورک پنهان شده است. جوزف که تصور می‌کند مظنون اصلی، شوهر آمریکایی، کارگر ساختمانی و کم‌حرف خانه یعنی راسل رایان با بازی لوک ایوانز است، به خانه آن‌ها در محله مسپث می‌رود. در همان ابتدا، با رفتار گرم و مادرانه هرماین روبه‌رو می‌شود؛ زنی که به تازگی تاییدیه شهروندی خود را از افسر اداره مهاجرت، آنتونی دویتو با بازی مایکل ایمپریولی دریافت کرده و به نظر می‌رسد زنی ساده و بی‌گناه است که ناخواسته با مردی مشکوک ازدواج کرده است. اما دیری نمی‌پاید که غافلگیری اصلی رقم می‌خورد؛ جوزف با شنیدن نخستین جملات شوهر با لهجه غلیظ نیویورکی، درمی‌یابد که هدف اصلی نه مرد، بلکه خود هرماین براونشتاینر است؛ زنی که در اردوگاه‌های مایدانک و راونسبروک به شقاوت و رفتارهای وحشیانه شهرت داشته است.

نقطه قوت غیرقابل انکار The Housewife بدون شک بازی استثنایی و مسلط نائومی واتس است. واتس که پیش از این در سریال «خصومت: کاپوتی علیه قوها» ظرافت‌های بازی در نقش زنان باپرستیژ دهه شصت را به رخ کشیده بود، در اینجا استادانه میان دو وجه کاملاً متضاد شخصیت حرکت می‌کند. او چنان ماهرانه ماسک یک زن خانه‌دار معصوم، سنتی و دلسوز را به چهره می‌زند که تماشاگر نیز همراه با خبرنگار دچار تردید اخلاقی می‌شود. واتس خشم فروخورده و باورهای تاریکش را زیر لعابی از کلمات محبت‌آمیز پنهان می‌کند و در صحنه‌ای کلیدی استدلالی پرحرارت سر می‌دهد که جنگ هرگز به خاک آمریکا نرسیده و آمریکایی‌ها درک درستی از شرایط بحرانی جنگ و ناچاری انسان‌ها ندارند. این دوگانگی رفتاری و فریبکاری روانی، فیلم را در پرده نخست به یک تریلر روان‌شناختی جذاب و پرتنش تبدیل می‌کند.

با این حال، «زن خانه‌دار» در نیمه دوم خود دچار افت ریتم و دودستگی لحن می‌شود. به محض اینکه هویت واقعی هرماین با مقاله جنجالی نیویورک تایمز افشا می‌شود، بن شیرینیان زاویه دید دراماتیک قصه را تغییر می‌دهد و اثر به یک درام حقوقی و دادگاهی نسبتاً کلیشه‌ای درباره استرداد یک شهروند به آلمان غربی مبدل می‌گردد؛ رویدادی که اگرچه نخستین نمونه استرداد یک شهروند در تاریخ آمریکا به شمار می‌رود، اما از تب‌وتاب نفس‌گیر بخش آغازین می‌کاهد. در این میان تنها حضور کوتاه اما عمیقاً اثرگذار لنا اولین در نقش ریچل برگر، یکی از بازماندگان اردوگاه که در دادگاه علیه هرماین شهادت می‌دهد، سنگینی تراژدی را دوباره به صحنه بازمی‌گرداند. از سوی دیگر، خرده‌پیرنگ‌های مربوط به زندگی شخصی جوزف با همسرش کارولین با بازی هانا مارکس، پرداخت چندان محکمی ندارد و تای شریدان را در برخی دقایق به سمت بازی ملودراماتیک سوق می‌دهد.

از دیدگاه زیبایی‌شناسی بصری، The Housewife طراحی صحنه پرجزئیاتی به سرپرستی ژان-آندره کریر دارد و لباس‌های طراحی‌شده توسط آنت چری حس‌وحال آثار کلاسیک آلفرد هیچکاک مانند «سرگیجه» و «پرندگان» را در ذهن تداعی می‌کنند. با این حال، استفاده از شهر مونترال به عنوان لوکیشن جایگزین نیویورک و گاه نورپردازی‌های تخت و مدرن، مانع از دستیابی فیلم به اتمسفر غنی آثار تاریخی نیویورکی جیمز گری شده است. همچنین خط زمانی فیلم که روندی چندساله تا اوایل دهه هفتاد را دربرمی‌گیرد، بدون تمهیدات روایی کافی پیش می‌رود و ممکن است برای مخاطب اندکی شتاب‌زده جلوه کند. با وجود این، پرهیز هوشمندانه کارگردان از نمایش فلاش‌بک‌های مستقیم به درون اردوگاه‌ها، مزیتی ستودنی است که تمرکز درام را بر پنهان شدن شر در کالبد روزمرگی حفظ می‌کند.

باید گفت «زن خانه‌دار» با دستمایه قرار دادن ایده درخشان هانا آرنت پیرامون «ابتذال شر»، تلاش می‌کند نشان دهد چگونه هیولاهای تاریخی می‌توانند زیر ظاهر دلنشین‌ترین افراد جامعه جا خوش کنند. هرچند فیلم‌نامه آلیسا هیل در تبدیل شدن به اثری جریان‌ساز به پای درام‌های تاثیرگذاری چون «کتاب‌خوان» یا درام‌های حقوقی عمیقی مانند «نورنبرگ» نمی‌رسد و در دام الگوهای مرسوم دادگاهی گرفتار می‌شود، اما هنرنمایی تماشایی نائومی واتس، تعلیق تنش‌آلود نیمه نخست و افشاگری شجاعانه مطبوعات آزاد، تماشای The Housewife را به تجربه‌ای قابل تامل درباره مسئولیت اخلاقی، نقاب‌های اجتماعی و عدالت‌خواهی تاریخی بدل می‌سازد.

امتیاز - ۶٫۸

۶٫۸

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا