چرا راهپله فلزی کتاب «Silo» در سریال به سازهای بتنی تبدیل شد؟

«Silo» یکی از بهترین سریالهای اپل تیوی (Apple TV) است؛ یک تریلر علمیتخیلی سرشار از رمز و راز که در کنار معماهای بزرگش، شخصیتهایی تماشایی و روابطی درگیرکننده دارد. ماجراها و مسیر تحول این شخصیتها بهاندازه اسرار اصلی داستان جذاباند و مخاطب را هفتهبههفته با خود همراه میکنند.
از این نظر، «Silo» بهخوبی درک کرده چه چیزی «Lost» را به اثری ویژه تبدیل میکرد: معما در درجه اول ابزاری برای پیشبرد روایت است، نه تمام آنچه داستان برای عرضه دارد.
این سریال که بر پایه مجموعه کتابهایی به همین نام نوشته هیو هاوی ساخته شده، در جهانی جریان دارد که ظاهرا پس از فاجعهای بزرگ نابود شده است. اکنون بازماندگان بشریت در سیلویی زیرزمینی زندگی میکنند؛ جامعهای بسته که بهاندازه دنیای پیشین گرفتار مشکلات و تنشهای مختلف است.
سیلوها چگونه و چرا ساخته شدند؟ دلیل وجود اینهمه راز و قانون درباره گذشته و دنیای بیرون چیست؟ این پرسشها در مرکز داستان قرار دارند. اقتباس تلویزیونی در بخشهایی از کتابهای هاوی فاصله گرفته و تغییراتی ایجاد کرده است؛ تغییراتی که حتی خود نویسنده بعضی از آنها را بهتر از انتخابهایش در نسخه مکتوب میداند.
یکی از بهترین ویژگیهای سریال و همچنین محل شکلگیری برخی از جالبترین تغییرات اقتباسی، طراحی صحنه آن است. «Silo» جهانی ملموس، باورپذیر و کاملا زیسته را به تصویر میکشد؛ فضایی که هم خالی به نظر میرسد و هم حس خفقان و تنگنا را منتقل میکند. یک راهپله عظیم بتنی در امتداد سیلو کشیده شده و بیشتر فضای اطراف آن خالی است.
این طراحی تفاوت بزرگی با کتاب دارد، زیرا راهپله سیلو در نسخه مکتوب فلزی است. هیو هاوی در یک جلسه پرسشوپاسخ در ردیت، دلایل مختلفی برای این تغییر مطرح کرد: «اول اینکه راهپلههای فلزی هنگام تولید به یک کابوس صوتی تبدیل میشدند، اما مهمترین دلیل این بود که میخواستند راهپله را بسیار بزرگتر بسازند و در عین حال، ساخت آن همچنان امکانپذیر باشد.»

راهپله یکی از مهمترین عناصر جهانسازی «Silo» محسوب میشود. هاوی توضیح داد که راهپله در کتابها بسیار باریک است؛ تا حدی که بهسختی دو نفر میتوانند همزمان از کنار یکدیگر عبور کنند. چنین فضایی در تولید یک سریال تلویزیونی محدودیتهای زیادی به وجود میآورد.
او گفت: «فیلمبرداری هر صحنه معناداری روی چنین راهپلهای تقریبا غیرممکن میشد و خود راهپله هم عملا روی صفحه دیده نمیشد. فلز برای کتاب بهتر است و بتن برای سریال تلویزیونی.»
راهپله فلزی در کتابها کارکرد مشخصی دارد. نسخه مکتوب از امکانات بصری تلویزیون و نمایش دهها بازیگر فرعی در اطراف پلهها برخوردار نیست، بنابراین نویسنده از صدای قدمها برای انتقال حالوهوای سیلو استفاده میکند. هنگام وقوع آشوب، سروصدای زیادی از پلهها به گوش میرسد و وقتی مردم ترسیدهاند، راهپله در سکوت فرو میرود.
سریال به چنین تمهیدی نیاز ندارد، زیرا بیننده میتواند رفتار مردم و واکنشهای آنها را مستقیما ببیند. در نتیجه، سازندگان این فرصت را داشتهاند که راهپله را متناسب با نیازهای تصویری و اجرایی تلویزیون بازطراحی کنند.
در همان قسمتهای ابتدایی مشخص میشود که استفاده از آسانسور یا هر فناوری دیگری که امکان جابهجایی عمودی را فراهم کند، در سیلو ممنوع است. توجیه ظاهری این ممنوعیت آن است که آسانسورها به تعمیر نیاز دارند و پس از گذشت چند قرن، نمیتوان از وجود ابزار و قطعات لازم برای نگهداری آنها مطمئن بود.
بااینحال، همانطور که فصل سوم اشارههایی دراینباره داشته، احتمالا هدف واقعی از نبود آسانسور، جدا نگهداشتن ساکنان سیلو از یکدیگر است. هنوز نمیتوان با قطعیت درباره ماهیت سیلوها نظر داد، اما نشانههایی وجود دارد که آنها شاید بخشی از آزمایشی اجتماعی شبیه آنچه در «Fallout» دیدهایم، باشند.
نبود آسانسور و وجود راهپلهای که مردم را براساس طبقه محل زندگی و جایگاه اجتماعی از یکدیگر جدا میکند، راه موثری برای کنترل جمعیت است. از این منظر، دیگر چندان اهمیتی ندارد که پلهها فلزی باشند یا بتنی؛ آنچه اهمیت دارد، نقشی است که این سازه در ایجاد فاصله، تثبیت طبقات اجتماعی و حفظ نظم تحمیلی سیلو ایفا میکند.





