نقد و بررسی «خشونت وینتیج» (Vintage Violence)

«خشونت وینتیج» (Vintage Violence) از همان لحظه اول تکلیفش را با مخاطب روشن میکند: قرار نیست با یک تریلر تمیز، کلاسیک و خوشرفتار طرف باشیم. فیلم تازه یوجین کوتلیارنکو، فیلمسازی که پیشتر با «اسپری» نشان داده بود وسواس عجیبی به فرهنگ اینترنت، لایواستریم و نمایش جنونآمیز زندگی آنلاین دارد، اینبار سراغ ترکیبی عجیبتر رفته است؛ جینهای قدیمی، یاکوزا، عشق نیمبند، خشونت کارتونی، شوخیهای نسل زد و توکیویی که انگار از دل چند صفحه همزمان موبایل بیرون پریده است. نتیجه فیلمی است پرسرعت، شلوغ، گاهی گیجکننده، اما به شکل غریبی سرحال.
داستان از کاتر، با بازی کول اسپراوس، شروع میشود؛ یک لایواستریمر اکتشاف شهری که به خانهای متروکه در دل بیابان آمریکا نفوذ میکند. همین انتخاب اولیه، هم لحن فیلم را میسازد و هم موضعش را نسبت به شخصیت اصلی روشن میکند. کاتر از آن آدمهایی است که در سینمای ژانر امروز زیاد میبینیم؛ آدمی آزاردهنده، خودنمایانه و همیشه مقابل دوربین. اما نکته جالب Vintage Violence این است که کمکم همین آدم، در میان جماعتی دیوانهتر، طماعتر و خطرناکتر، تبدیل به یکی از قابلتحملترین چهرههای فیلم میشود. او در آن خانه متروکه، به جای یک جسد یا راز خانوادگی، جعبهای پر از شلوارهای لیوایز قرن نوزدهمی پیدا میکند؛ گنجی پارچهای که در توکیو میتواند به اندازه طلا ارزش داشته باشد.
ورود ایزومی، با بازی کیکو میزو هارا، فیلم را از یک ماجرای اینترنتی آمریکایی به یک تریلر جنایی ژاپنی پرزرقوبرق پرت میکند. ایزومی از آن سوی دنیا لایو کاتر را میبیند و او را تشویق میکند با یک ساک پر از جینهای کمیاب به ژاپن بیاید. این ایده هم مضحک است، هم کاملاً مناسب جهان فیلم. در دنیایی که ارزشگذاریها با وسواسهای کلکسیونی، بازار سیاه و فانتزیهای مصرفگرایانه شکل میگیرند، اینکه چند شلوار خاکگرفته موتور یک جنگ زیرزمینی شوند، چندان هم دور از ذهن نیست. فیلم از همین تضاد لذت میبرد: چیزی به ظاهر پیشپاافتاده مثل جین، ناگهان به مکگافینی میلیوندلاری تبدیل میشود که پلیس، خلافکار، کلاهبردار و یاکوزا را به جان هم میاندازد.
نقطه قوت اصلی خشونت وینتیج زبان بصری آن است. کوتلیارنکو و فیلمبردارش شان پرایس ویلیامز، که سابقه کار در فیلمهایی مثل «اوقات خوش» را دارد، تصویر را مثل یک صفحه موبایل شلوغ طراحی میکنند. قابها شکافته میشوند، لایواستریم با کامنتها و ایموجیها پر میشود، تماسها و واکنشها روی هم میافتند و مخاطب مدام باید تصمیم بگیرد کجای تصویر را دنبال کند. این شلوغی اگرچه میتواند برای بعضیها سردردآور باشد، اما بیدلیل نیست. فیلم واقعاً تلاش میکند زبان تماشای امروز را وارد سینما کند؛ زبانی که در آن مخاطب همزمان فیلم میبیند، پیام میخواند، واکنش نشان میدهد و چند لایه اطلاعات را با هم پردازش میکند. Vintage Violence از این نظر فقط درباره فرهنگ موبایل نیست، خودش شبیه موبایل رفتار میکند.
این رویکرد بهخصوص وقتی جذاب میشود که فیلم وارد ژاپن میشود. توکیو در اینجا نه فقط لوکیشن، بلکه یک میدان تحریک حسی است؛ نورها، سالنهای پاچینکو، خیابانهای شلوغ، موسیقیهای ناگهانی و حرکتهای طولانی دوربین، همه دست به دست هم میدهند تا حس کنیم در چهارراه شینجوکو گیر افتادهایم و همزمان ده ویدئوی مختلف با صدای بلند در گوشمان پخش میشود. استفاده از مکانهایی مثل خیابان جین در کوجیما هم به فیلم بافت واقعی میدهد و نشان میدهد علاقه آن به فرهنگ جین و کلکسیونرها صرفاً یک شوخی سطحی نیست.
با این حال، فیلم فقط به فرم تکیه نمیکند. شخصیتهای فرعی اگرچه بیشتر کاریکاتورند تا آدمهای عمیق، اما تقریباً همه سرگرمکنندهاند. ادوگا، یاکوزای جوان و مرفه، با وسواس عجیبش نسبت به آمریکا و اتاقی سنتی که کف و دیوارش با جین پوشیده شده، یکی از همان ایدههای بامزهای است که فقط در چنین فیلمی جواب میدهد. کو، با بازی پییر تاکی، حتی دیوانهتر است؛ عضو سابق باند پدر ادوگا که به خاطر قطع شدن انگشت اشتباه، کینهای دیرینه دارد و با انگشت مصنوعی فلزیاش دشمنان را با ترکیبی مخدر اسپری میکند. این میزان اغراق، خشونت و فانتزی یادآور سینمای تند و بیپروای تاکاشی میکه و ریوهی کیتامورا است؛ همان نوع سینمایی که در آن خون، شوخی و ابتذال عامدانه میتوانند در یک قاب کنار هم بنشینند.
در بخش ارجاعات ژاپنی، خشونت وینتیج گاهی هوشمندانه و گاهی کمی خودآگاه و نمایشی عمل میکند. شوخی زبانی میان «سایکو» در ژاپنی و «سایکو» در انگلیسی از آن دست لحظاتی است که برای تماشاگر غربی آشنا با حداقلی از زبان ژاپنی طراحی شده و احتمالاً برای همه به یک اندازه کار نمیکند. همچنین اشارههای مکرر به نگاه ژاپنیها به خارجیها ممکن است در جاهایی کمی تصنعی به نظر برسد. با این حال، فیلم آنقدر شوخی، خردهروایت و جزئیات بصری پرت میکند که اگر یکی نگرفت، بعدی احتمالاً میگیرد.
مشکل اصلی فیلم در بخش احساسی و عاشقانه است. رابطه کاتر و ایزومی قرار است هم موتور داستان باشد و هم کمی قلب انسانی به این آشوب تزریق کند، اما چون هیچکدام از شخصیتها چندان همدلیبرانگیز نیستند، این بخش به اندازه اکشن و کمدی جواب نمیدهد. بعضی تصمیمهای ایزومی هم بیش از آنکه از منطق شخصیت بیایند، به نظر میرسد برای جلو بردن داستان طراحی شدهاند. فیلم در روایت هم عمداً پرشدار و چندشاخه است و همین باعث میشود گاهی تماشاگر احساس کند از قطار جا مانده. البته شاید همین گمگشتگی بخشی از تجربه باشد؛ مثل اسکرول کردن بیوقفه در اینترنت، که در آن همیشه کمی عقبتری از چیزی که دارد رخ میدهد.
Vintage Violence فیلمی نیست که برای همه ساخته شده باشد. اگر از قابهای شلوغ، تدوین دیوانهوار، شوخیهای اینترنتی، خشونت افراطی و انرژی بیشفعال خسته میشوید، احتمالاً با آن کنار نخواهید آمد. اما اگر به سینمای نیمهشبانه، تجربههای فرمی، یاکوزاهای کارتونی و فیلمهایی علاقه دارید که حاضرند برای پیدا کردن زبان تازه کمی نامرتب و بیپروا باشند، خشونت وینتیج میتواند حسابی سرگرمتان کند. این فیلم مثل یک شلوار جین قدیمی کمیاب است: پر از لکه، پارگی و تاریخچه نامعلوم، اما برای کسی که سلیقهاش را دارد، دقیقاً همین نقصها آن را خواستنی میکنند.





