سیمپسونها؛ پیشگوییهای عجیب یا بازی هوشمندانه با واقعیت؟

تصور کنید یک انیمیشن کمدی، سالها قبل از وقوع بعضی رویدادهای بزرگ، چیزهایی را نشان داده باشد که بعداً به شکل عجیبی در دنیای واقعی اتفاق افتادهاند؛ از رئیسجمهور شدن دونالد ترامپ گرفته تا خرید بخشی از فاکس توسط دیزنی و حتی اشارههایی علمی که بعدها دوباره خبرساز شدند. منظورمان البته «سیمپسونها» / The Simpsons است؛ سریالی که از سال ۱۹۸۹ روی آنتن رفت و حالا یکی از طولانیترین و تأثیرگذارترین مجموعههای تاریخ تلویزیون محسوب میشود.
اما سئوال جذاب اینجاست: آیا سیمپسونها واقعاً آینده را پیشبینی میکنند، یا ما در میان صدها قسمت، فقط آن مواردی را پیدا میکنیم که به واقعیت شبیه شدهاند؟
ترامپ؛ شوخیای که جدی شد
یکی از معروفترین نمونهها مربوط به قسمت Bart to the Future است که در سال ۲۰۰۰ پخش شد. در این قسمت، لیزا سیمپسون رئیسجمهور آمریکا شده و اشاره میکند که کشور را بعد از دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تحویل گرفته است.
آن زمان این شوخی بیشتر یک اغراق طنزآمیز بود؛ چون ترامپ چهرهای رسانهای، ثروتمند و جنجالی بود، اما هنوز رئیسجمهور نشده بود. با این حال، وقتی او در سال ۲۰۱۶ در انتخابات آمریکا پیروز شد، این صحنه دوباره در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و بسیاری گفتند: «سیمپسونها باز هم پیشبینی کرد!»
واقعیت این است که نویسندگان سریال با شناخت فضای رسانهای آمریکا، شخصیت ترامپ و علاقه فرهنگ عامه به چهرههای میلیاردر، یک آینده اغراقشده را به شوخی گرفتند؛ آیندهای که سالها بعد، عجیبتر از خود شوخی شد.
خرید فاکس توسط دیزنی؛ تابلویی که همه را شوکه کرد
نمونه مشهور دیگر در قسمت When You Dish Upon a Star دیده میشود؛ قسمتی که در سال ۱۹۹۸ پخش شد. در یکی از صحنهها، تابلویی دیده میشود که روی آن نوشته شده: ۲۰th Century Fox, A Division of Walt Disney Co. («فاکس قرن بیستم» که زیرمجموعهای از «شرکت والت دیزنی» است)
در آن زمان، این فقط یک شوخی با قدرتگرفتن شرکتهای بزرگ سرگرمی بود. اما سالها بعد، دیزنی واقعاً بخش بزرگی از داراییهای ۲۱st Century Fox را خرید. این معامله در سال ۲۰۱۹ نهایی شد و طبق اعلام رسمی شرکت دیزنی، ارزش آن حدود ۷۱.۳ میلیارد دلار بود.
البته باید دقیق گفت: دیزنی تمام «فاکس» را نخرید؛ بخشهایی مثل شبکه Fox News و Fox Broadcasting در این معامله نبودند. اما خرید استودیوهایی مانند ۲۰th Century Fox آنقدر نزدیک به شوخی قدیمی سیمپسونها بود که طبیعی است دوباره بحث «پیشگویی» را داغ کند.
بوزون هیگز؛ وقتی هومر روی تخته سیاه فرمول نوشت
یکی از عجیبترین موارد، مربوط به قسمت The Wizard of Evergreen Terrace در سال ۱۹۹۸ است؛ جایی که هومر روی تخته سیاه چند فرمول علمی مینویسد. سالها بعد، برخی کارشناسان و نویسندگان علم عمومی، از جمله سایمون سینگ، به این فرمولها توجه کردند و گفتند یکی از آنها به شکلی جالب به بحث جرم بوزون هیگز مربوط میشود.
بوزون هیگز در سال ۲۰۱۲ توسط دانشمندان در مرکز پژوهشی CERN و با استفاده از برخورددهنده بزرگ هادرونی کشف شد. مقدار جرم این ذره حدود ۱۲۵ گیگاالکترونولت گزارش شد. البته باید حواسمان باشد: فرمول هومر «پیشبینی دقیق علمی» به معنای جدی کلمه نبود، بلکه بیشتر یک شوخی هوشمندانه بود که به لطف حضور نویسندگان آشنا با ریاضی و فیزیک در تیم سریال، رنگوبوی علمی پیدا کرده بود.
این هم یکی از ویژگیهای خاص سیمپسونهاست: نویسندگانش فقط کمدینویس نبودند؛ بسیاری از آنها تحصیلات قوی در ریاضی، علوم کامپیوتر و فیزیک داشتند. برای همین، شوخیهای علمی سریال گاهی از سطح یک شوخی ساده فراتر میرود.
بیماریهای همهگیر؛ پیشگویی یا شباهت اغراقآمیز؟
در فضای مجازی، بارها گفته شده سیمپسونها همهگیری کرونا را هم پیشبینی کرده بود. معمولاً در این ادعاها به قسمت Marge in Chains از سال ۱۹۹۳ اشاره میشود؛ جایی که بیماریای به نام Osaka Flu از ژاپن وارد شهر اسپرینگفیلد میشود.
اما این مورد بیشتر شبیه یک الگوی عمومی درباره بیماریهای واگیردار است، نه پیشبینی مشخص کرونا. ویروسهای تنفسی، همهگیریها و ترس عمومی از بیماری، موضوعاتی هستند که قبل از کرونا هم بارها در تاریخ بشر و در آثار داستانی دیده شدهاند. بنابراین شباهت این قسمت با کرونا جالب است، اما نباید آن را سندی برای پیشگویی دانست.
جایزه نوبل؛ حدس بامزهای که درست درآمد
یکی از نمونههای کمتر جنجالی اما جالب، مربوط به پیشبینی برنده جایزه نوبل اقتصاد است. در یکی از قسمتهای سال ۲۰۱۰، نام بنگت هولمستروم / Bengt Holmström روی یک برگه دیده میشود؛ کسی که چند سال بعد، در سال ۲۰۱۶، برنده جایزه نوبل اقتصاد شد.
این مورد نسبت به بعضی نمونههای دیگر دقیقتر به نظر میرسد، اما باز هم باید توجه کرد که هولمستروم پیش از دریافت نوبل، اقتصاددانی شناختهشده و گزینهای جدی در محافل دانشگاهی بود. پس نویسندگان سریال احتمالاً یک نام علمی معتبر را انتخاب کرده بودند، نه اینکه از آینده خبر داشته باشند.
چرا سیمپسونها اینقدر «پیشگو» به نظر میرسد؟
پاسخ احتمالاً ترکیبی از چند عامل است:
- تعداد بسیار زیاد قسمتها
سیمپسونها بیش از سه دهه تولید شده و بیش از ۷۰۰ قسمت دارد. وقتی یک سریال اینهمه قسمت، شوخی، سناریو و موقعیت عجیب میسازد، طبیعی است که بعضی از آنها بعداً شبیه واقعیت شوند. - طنز بر پایه اغراق واقعیت
نویسندگان سیمپسونها معمولاً چیزهایی را مسخره میکنند که همین حالا هم در جامعه وجود دارد: سیاست، سرمایهداری، رسانه، علم، مصرفگرایی و فرهنگ سلبریتی. آنها واقعیت را میگیرند و چند قدم جلوتر میبرند. - نویسندگان باهوش و آگاه از روندها
تیم نویسندگان این سریال همیشه به اخبار، سیاست، فناوری، اقتصاد و فرهنگ عمومی حساس بوده است. گاهی چیزی که ما بعداً «پیشگویی» مینامیم، در واقع نتیجه شناخت دقیق روندهای اجتماعی است. - اثر انتخابی ذهن مخاطب
ما معمولاً صدها شوخیای را که هرگز واقعی نشدند فراموش میکنیم، اما چند موردی را که به واقعیت نزدیک شدند بارها تکرار میکنیم. در روانشناسی، این را میتوان به نوعی سوگیری تأییدی ربط داد؛ یعنی ذهن ما شواهدی را بیشتر میبیند که باور هیجانانگیزمان را تأیید میکند.
پیشگویی یا زندگی عجیبتر از کارتون؟
شاید زیبایی ماجرا همین باشد که جواب قطعی ندارد. از یک طرف، سخت است بعضی شباهتها را ببینیم و تعجب نکنیم. از طرف دیگر، اگر دقیقتر نگاه کنیم، سیمپسونها بیشتر از اینکه آینده را ببیند، حال را خیلی خوب میفهمد.
این سریال جهان امروز را با طنز، بدبینی شیرین و تخیل اغراقآمیز تماشا میکند. گاهی هم دنیا آنقدر عجیب پیش میرود که چند سال بعد، همان شوخیها دیگر شبیه شوخی نیستند؛ شبیه خبرهای واقعیاند.
شاید سیمپسونها آینده را پیشبینی نمیکند؛ شاید فقط ما را زودتر از موعد با غیرعقلانی جهان مدرن روبهرو میکند. و راستش را بخواهید، این خودش از پیشگویی هم ترسناکتر و جذابتر است.





