جنی مککارتی مدعی شد تام کروز میخواست من و جیم کری را به ساینتولوژی جذب کند
داور «The Masked Singer» با مرور معاشرت کوتاهش با کروز، از دعوت به خانه آسپن و لحظات معذبکننده در مراسم عروسی او و کیتی هولمز گفت.

جنی مککارتی با بازگشت به خاطرات دوران رابطهاش با جیم کری، مدعی شده است تام کروز تلاش میکرد آنها را به ساینتولوژی جذب کند. او در تازهترین روایتش از این آشنایی، هم از برخورد دوستانه کروز گفت و هم از فضایی که به گفته خودش، در جمع نزدیکان این بازیگر برایش ناخوشایند بود.
مککارتی ۵۳ ساله در قسمت پنجشنبه، ۱۵ اکتبر برنامه «The Jenny McCarthy Wahlberg Show»، میزبان ان گولرت هیل، عضو سابق ساینتولوژی بود. او در این گفتوگو توضیح داد که هنگام رابطه با جیم کری، گاهی با کروز معاشرت میکردند و حتی به عروسی سال ۲۰۰۶ او و کیتی هولمز در براچانو ایتالیا دعوت شده بودند.
به ادعای مککارتی، دعوتهای کروز صرفاً برای دیدار دوستانه نبود. او گفت: «چند بار پیش آمد که تام به جیم زنگ میزد و میگفت: “چرا نمیآیید خانهمان در آسپن؟” جیم هم میگفت: “نمیتوانیم برویم. آنها فقط میخواهند ما را جذب کنند.” قبلاً هم برای جذب او تلاش کرده بودند و جیم جواب رد داده بود.»
بخش دیگری از خاطرات مککارتی به شام پیش از عروسی کروز و هولمز مربوط میشد؛ جایی که او و کری درست روبهروی عروس و داماد و حلقه نزدیکانشان نشسته بودند. به گفته او، در میانه شام، پرستار سوریِ هفتماهه را نزد مادرش آورد و مککارتی که خودش را عاشق بچهها توصیف میکند، بیمقدمه پرسید: «میتوانم بچه را بغل کنم؟»
او مدعی شد پس از این درخواست، تمام اتاق ساکت شد: «انگار صحنهای از “Rosemary’s Baby” بود… همان نگاه خیره ساینتولوژی نصیبم شد.»
مککارتی گفت هولمز «آرامآرام» سوری را به او سپرد، اما توجه دیگر مهمانان چنان معذبش کرد که فقط توانست با احتیاط کودک را روی پایش تکان بدهد و بگوید: «سلام کوچولو.»
او ادامه داد: «دیگر هیچکس حرف نمیزد. هیچکس صحبت نمیکرد.» به روایت مککارتی، پس از آنکه سوری را به مادرش برگرداند، مهمانان دوباره مشغول گفتوگو شدند: «با خودم فکر کردم، خب، الان درست وسط شکم هیولا هستم.»
مککارتی همچنین از برخورد کوتاهش با دیوید میسکویج، رهبر دیرینه ساینتولوژی و ساقدوش اصلی کروز، یاد کرد. وقتی کروز آنها را به یکدیگر معرفی کرد، او به شوخی گفت: «پس تو انتخاب شدی، تبریک!» اما به گفته خودش، شوخیاش لحنی پیدا کرد که ممکن بود تحقیرآمیز به نظر برسد.
او درباره واکنش میسکویج گفت: «اصلاً خوشش نیامد… واقعاً میشد دید که چهرهاش در هم رفت.» مککارتی افزود کروز با خندیدن تلاش کرد از سنگینی فضا کم کند.
با وجود این خاطرات، ارزیابی او از رفتار شخصی کروز یکسره منفی نبود: «باید بگویم در تمام دفعاتی که تام را دیدهام، آدم بسیار خوشبرخوردی بوده… ولی خیلی هم، امم، برنامهریزیشده؛ میشود متوجهش شد.»
در مقابل، مککارتی گفت دیدار با میسکویج در او احساس لرز ایجاد کرده است. او مدعی شد: «قرار بود او را در بهترین حالتش ببینم؛ وقتی داشت سعی میکرد من و جیم را جذب کند و واقعاً میخواست بهترین تصویر را از خودش نشان بدهد.»
این اظهارات، روایت شخصی مککارتی از معاشرتها و مراسمی در حدود دو دهه پیش است و برداشت او از نیت دعوتها و واکنش مهمانان را بازتاب میدهد. پاسخی از کروز، میسکویج یا نمایندگان ساینتولوژی به این ادعاهای تازه تاز مان نشر خبر منتشر نشده است. در روایت مککارتی، آنچه از یک عروسی پرزرقوبرق باقی مانده، بیش از شکوه مراسم، احساس ناآشنایی با قواعد جمعی است که میگوید در آن آسوده نبوده است.





