دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینمانیم نگاه

«Finding Emily»؛ کمدی رمانتیکی که خودش را پیدا نمی‌کند

نخستین فیلم بلند آلیشیا مک‌دونالد با بازی انگوری رایس و اسپایک فیرن می‌خواهد حال‌وهوای عاشقانه‌های قدیمی را زنده کند، اما شخصیت‌های کم‌عمق و شوخی‌های واپس‌گرایانه مانع موفقیتش می‌شوند

فیلم «Finding Emily» با ترکیبی نامتعارف آغاز می‌شود: نقل‌قولی جعلی از زیگموند فروید روی تصویر ظاهر شده و هم‌زمان ترانه مشهور «Blue Monday» از گروه نیو اوردر پخش می‌شود. صدای زن جوانی می‌گوید: «عشق نوعی روان‌پریشی موقت است» و برنارد سامنر می‌خواند: «چه حسی دارد که با من این‌طور رفتار می‌کنی؟»

این شروع ظاهراً وعده اثری را می‌دهد که قرار است روان‌شناسی عشق را با موسیقی و فرهنگ جوانان در منچستر پیوند بزند. بااین‌حال، فیلم هرگز این ایده‌ها را چندان جدی نمی‌گیرد. نخستین ساخته بلند آلیشیا مک‌دونالد، بر اساس فیلمنامه‌ای از ریچل هیرونز، در سطح همان اشاره‌های اولیه باقی می‌ماند و نه در شناخت روان شخصیت‌ها عمیق می‌شود و نه نگاه تازه‌ای به روابط عاطفی امروز ارائه می‌دهد.

داستان «Finding Emily» درباره چیست؟

امیلی رین، با بازی انگوری رایس، دانشجویی آمریکایی در دانشگاه منچستر سیتی است که روی رفتارهای خودویرانگر افراد عاشق تحقیق می‌کند. در سوی دیگر داستان، اوون با بازی اسپایک فیرن قرار دارد؛ مهندس صدایی که مصمم است زنی را پیدا کند که ملاقات کوتاه اما تأثیرگذاری با او داشته است.

برخلاف آنچه عنوان فیلم القا می‌کند، امیلی رین همان زنی نیست که اوون در جست‌وجویش است. اوون هنگام کار در یک محل اجرای موسیقی در محوطه دانشگاه، با دختری ظریف و مرموز در لباس پری مواجه می‌شود؛ شخصیتی با بازی سیدی سوورال که فیلم بی‌پرده او را یک «دختر رویایی عجیب‌وغریب» می‌نامد.

اوون شماره تلفن دختر را می‌خواهد. در میان صدای گوش‌خراش موسیقی، دختر فریاد می‌زند: «من امیلی هستم» و شماره‌اش را وارد می‌کند، اما دوستانش خیلی زود او را برای رفتن به یک جشن تولد با خود می‌برند. روز بعد، پیام اوون ارسال نمی‌شود و او متوجه می‌شود یک رقم مهم از شماره تلفن جا افتاده است.

همین اشتباه ساده، جست‌وجویی وسواس‌گونه را آغاز می‌کند. اوون تصمیم می‌گیرد دختری را که تصور می‌کند عاشقش شده پیدا کند، درحالی‌که نه نام خانوادگی او را می‌داند و نه اطلاعات قابل‌اتکایی از هویتش دارد.

یک اشتباه هویتی و آغاز همکاری امیلی و اوون

اوون با روشی مشکوک از دانشجویان مختلف درباره امیلی پرس‌وجو می‌کند. یکی از آن‌ها تصور می‌کند مشخصات ارائه‌شده به امیلی رین شباهت دارد؛ دانشجویی که همان لحظه در سمینار روان‌شناسی پروفسور وست‌لیک، با بازی پراسانا پوواناراجا، حضور دارد.

اوون امیلی را از کلاس بیرون می‌کشد، اما به‌محض دیدنش ناامید می‌شود. او هرچند شباهت‌هایی ظاهری با دختر موردنظر دارد، از موهای بلند و پوست شفاف گرفته تا سبک پوشش متفاوت، همان «امیلی» گمشده نیست.

امیلی رین با مشاهده اشتیاق وسواس‌آمیز اوون به این نتیجه می‌رسد که سوژه‌ای مناسب برای پایان‌نامه‌اش پیدا کرده است. مطالعه رفتار اوون حتی می‌تواند زمینه دستیابی به یک موقعیت پژوهشی معتبر را فراهم کند؛ موقعیتی که به تمدید ویزای او نیز کمک خواهد کرد.

از همین نقطه، رابطه‌ای شکل می‌گیرد که پایه آن چندان صادقانه نیست. امیلی بدون آگاه کردن اوون، از جست‌وجوی او به‌عنوان مطالعه موردی استفاده می‌کند و حتی او را به سمت حرکات عاشقانه بزرگ‌تر سوق می‌دهد. این اقدامات به رسوایی ارسال ایمیل گروهی، اجرای عمومی یک ترانه عاشقانه و شهرت ناگهانی اوون در شبکه‌های اجتماعی منتهی می‌شوند.

با وجود تمام این حوادث، ارتباط میان آن دو عمیق‌تر می‌شود. اوون از انگیزه پنهان امیلی خبر ندارد و فکر می‌کند مأموریت عاشقانه‌اش به او کمک می‌کند نگاه بدبینانه‌اش به عشق را کنار بگذارد.

دو شکل متفاوت از تحقیر شدن در عشق

فیلم اوون و امیلی را در دو انتهای یک طیف عاطفی قرار می‌دهد. اوون حاضر است برای رسیدن به دختر رؤیاهایش خودش را مضحکه کند. در مقابل، امیلی به دنبال تریستان، با بازی تیموتی اینس، می‌رود؛ مردی که تقریباً هیچ توجهی به او نشان نمی‌دهد.

این تقابل می‌توانست به تحلیلی تیزبینانه از عشق مدرن تبدیل شود. روابط امروز سرشار از فرافکنی‌های یک‌طرفه، صمیمیت‌های خیالی، ارتباط‌های بی‌تعهد و موقعیت‌هایی است که عزت‌نفس افراد را فرسوده می‌کنند. «Finding Emily» تمام مواد لازم را برای بررسی این موضوع دارد، اما به‌جای پرداختن به آن، مسیر عجیب‌تری انتخاب می‌کند.

فیلم بخش زیادی از شوخی‌هایش را بر این تصور بنا می‌کند که واکنش‌های سریع زنان و فعالان فمینیست ممکن است یک «پسر خوب و بی‌آزار» را به‌اشتباه خطرناک جلوه دهد. نتیجه نه نقدی ظریف بر قضاوت‌های اینترنتی، بلکه کمدی‌ای است که نگرانی زنان درباره امنیت را دستمایه تمسخر قرار می‌دهد.

مشکل بزرگ فیلم با نمایش زنان فمینیست

در یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های داستان، اوون برای بیش از ۳۰۰ دانشجو با نام امیلی ایمیل می‌فرستد. یکی از دریافت‌کنندگان پیام، با بازی کت رونی، این اقدام را نقض امنیت شخصی می‌داند و جنبشی اعتراضی علیه فرستنده ناشناس به راه می‌اندازد.

ظاهر این امیلی با موهای رنگ‌شده و لباس‌هایی شبیه اعضای یک گروه پانک فمینیستی طراحی شده است. او تظاهراتی شبیه حرکت‌های «شب را پس بگیرید» ترتیب می‌دهد و «مرد ایمیلی» را فردی معرفی می‌کند که ممکن است خطری برای دانشجویان باشد.

فیلم به‌جای آنکه نگرانی او را جدی بگیرد یا دست‌کم وجوه مختلف ماجرا را نشان دهد، شخصیتش را به هدف شوخی تبدیل می‌کند. ورزشکاران زن‌ستیز دانشگاه و رئیس بی‌ملاحظه آن، با بازی مینی درایور، او را دست می‌اندازند. رئیس دانشگاه حتی با وجود سن نامتناسبش ادعا می‌کند در جوانی، به‌عنوان یک فمینیست، سوتین‌هایش را آتش زده است.

این تنها نمونه فیلم از نمایش اغراق‌آمیز نگرانی زنان نیست. در صحنه‌ای دیگر، امیلی اصلی هنگام کنسرت به‌طور اتفاقی از فردی ضربه می‌خورد و لبش خون‌آلود می‌شود. زنی مست با دیدن این وضعیت فوراً تصور می‌کند اوون مرتکب خشونت خانگی شده و آماده حمله به او می‌شود. مجری یک پادکست نیز تمام تلاشش را می‌کند تا اوون را فردی منزوی، زن‌ستیز و تهدیدآمیز جلوه دهد.

فیلم بارها این پیام را تکرار می‌کند که زنان برای شناسایی یک فرد خطرناک بیش از اندازه مشتاق‌اند و نمی‌فهمند مرد مقابلشان فقط یک عاشق ساده‌دل است. همین رویکرد، لحن «Finding Emily» را به‌طرز ناخوشایندی واپس‌گرایانه می‌کند.

آیا رفتار اوون واقعاً بی‌اشکال است؟

مشکل اصلی این نیست که فیلم می‌خواهد درباره قضاوت عجولانه شوخی کند. چنین موضوعی می‌توانست زمینه یک کمدی هوشمندانه را فراهم کند. مشکل آنجاست که «Finding Emily» تقریباً هیچ تلاشی برای نشان دادن ایرادهای رفتار اوون انجام نمی‌دهد.

جست‌وجوی گسترده برای یافتن زنی ناشناس بر اساس یک ملاقات کوتاه، پرس‌وجو درباره او در سراسر دانشگاه و ارسال پیام به صدها نفر، رفتارهایی هستند که دست‌کم باید مرز میان شور عاشقانه و مزاحمت را به بحث بگذارند. فیلم اما ترجیح می‌دهد این موضوع را نادیده بگیرد و تمام منتقدان اوون را افرادی هیجان‌زده، غیرمنطقی یا بدخواه نشان دهد.

اگر فیلمنامه نقص‌های اوون را جدی‌تر می‌گرفت، تضاد میان رفتار شیداوار او و نگاه روان‌شناسانه امیلی می‌توانست به کمدی مؤثرتری منجر شود. در آن صورت، مخاطب هم با نیت خوب او همراه می‌شد و هم نسبت به روش‌هایش تردید پیدا می‌کرد. اما فیلم با تبرئه کامل اوون، زمینه همین پیچیدگی را از بین می‌برد.

نوستالژی کمدی‌های رمانتیک بدون جادوی آن‌ها

«Finding Emily» آشکارا می‌خواهد خود را به کمدی‌های رمانتیک دوره‌ای گذشته نزدیک کند. دختر گمشده اوون ظاهراً «بیش از اندازه خفن است که در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشد» و موسیقی متن نیز بیشتر به موج نوی دهه‌های گذشته گرایش دارد تا جریان‌های موسیقی امروز.

این عناصر قرار است حسی نوستالژیک ایجاد کنند؛ گویی فیلم می‌خواهد از دورانی بگوید که عاشق شدن هنوز با جست‌وجوی واقعی، تصادف‌های شهری و حرکات بزرگ رمانتیک همراه بود، نه بررسی حساب‌های کاربری و فرستادن پیام خصوصی.

بااین‌حال، کمدی‌های رمانتیک موفق گذشته فقط به‌دلیل موسیقی خاطره‌انگیز یا سوءتفاهم‌های عاشقانه محبوب نشدند. آن آثار شخصیت‌هایی متمایز و شیمی ملموسی میان بازیگرانشان داشتند. تماشاگر می‌دانست قهرمانان چه می‌خواهند، چرا عاشق می‌شوند و چه چیزی آن‌ها را از دیگران متفاوت می‌کند.

فیلم آلیشیا مک‌دونالد در ایجاد چنین پیوندی ناکام می‌ماند. اسپایک فیرن نسبت به سایر بازیگران فرصت بیشتری برای شخصیت‌پردازی پیدا می‌کند و زبان بدن او، به‌خصوص حالت‌های صمیمانه و تمایلش به نزدیک کردن صورت خود به گردن طرف مقابل، از معدود جزئیاتی است که جذابیت عاشقانه اوون را باورپذیر می‌کند. بااین‌حال، نه اوون و نه امیلی فرصت کافی ندارند علایق و شور درونی خود را نشان دهند.

گذشته‌های دردناک جای شخصیت‌پردازی را نمی‌گیرند

بخش عمده اطلاعات عاطفی درباره دو شخصیت اصلی به روایت‌هایی غم‌انگیز از مادران فوت‌شده یا دورافتاده محدود می‌شود. گذشته آن‌ها از نظر روایی چنان به یکدیگر شباهت دارد که عجیب است فیلم پیوند معنادارتری میان این تجربه‌های مشترک ایجاد نمی‌کند.

داشتن زخمی قدیمی به‌تنهایی یک شخصیت کامل نمی‌سازد. مخاطب باید بداند امیلی و اوون در زندگی روزمره چه چیزهایی را دوست دارند، چه دیدگاهی نسبت به جهان دارند و دقیقاً کدام ویژگی طرف مقابل آن‌ها را جذب می‌کند. در غیاب این جزئیات، عشق میانشان بیشتر به ضرورتی برای پیشبرد فیلمنامه شباهت دارد تا احساسی که به‌طور طبیعی رشد کرده باشد.

فیلم درباره اهمیت شناخت ظرافت‌های وجود انسان حرف می‌زند؛ اینکه نباید افراد را بر اساس نخستین برداشت یا تصویری سطحی قضاوت کرد. بااین‌حال، خودش این فرصت را از شخصیت‌های اصلی دریغ می‌کند. ویژگی‌های متمایز آن‌ها تقریباً به لهجه غلیظ منچستری اوون و خال‌کوبی نامناسب روی انگشت امیلی خلاصه می‌شود.

وقتی فیلم اجازه نمی‌دهد مخاطب به جهان درونی قهرمانانش راه پیدا کند، انتظار برای اعتراف نهایی آن‌ها به عشق نیز هیجان چندانی ایجاد نمی‌کند. رابطه‌ای که باید قلب داستان باشد، توخالی باقی می‌ماند.

منچستری که هویت مشخصی ندارد

انتخاب منچستر به‌عنوان محل وقوع داستان فرصت‌های فراوانی در اختیار فیلم قرار می‌دهد. این شهر با تاریخ موسیقیایی غنی، فرهنگ دانشجویی، معماری شاخص و زندگی شبانه پرجنب‌وجوش خود می‌توانست به یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم تبدیل شود.

اما تصویری که «Finding Emily» از منچستر ارائه می‌دهد، به‌اندازه قهرمانانش کم‌جان است. شهر بیشتر نقش پس‌زمینه‌ای عمومی را دارد و کمتر می‌توان احساس کرد که این ماجرا فقط در همین زمان و همین مکان امکان وقوع داشته است.

یکی از استثناهای دل‌نشین، گردش شبانه شخصیت‌ها میان بارهای محله کوییر شهر است. حضور متصدیان بار نان‌باینری با شوخی‌های تند و رفتارهای سرگرم‌کننده، برای لحظاتی انرژی و هویت مشخصی به فیلم می‌بخشد. این سکانس نشان می‌دهد اگر سازندگان توجه بیشتری به بافت اجتماعی و فرهنگی منچستر داشتند، فیلم تا چه اندازه می‌توانست زنده‌تر و منحصربه‌فردتر باشد.

بازیگران و عوامل فیلم «Finding Emily»

آلیشیا مک‌دونالد با «Finding Emily» نخستین فیلم بلند خود را کارگردانی کرده و ریچل هیرونز نویسنده فیلمنامه است. انگوری رایس در نقش امیلی رین و اسپایک فیرن در نقش اوون دو شخصیت اصلی داستان را بازی می‌کنند.

مینی درایور، سیدی سوورال، تیموتی اینس، کت رونی و پراسانا پوواناراجا نیز از دیگر بازیگران فیلم هستند. «Finding Emily» برای اکران در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است.

«Finding Emily»؛ جست‌وجویی عاشقانه با مقصدی نامعلوم

«Finding Emily» با موسیقی نیو اوردر، شب‌های منچستر و ماجرای پیدا کردن یک عشق گمشده، مواد اولیه جذابی در اختیار دارد. ایده قرار گرفتن یک دانشجوی بدبین روان‌شناسی در کنار مردی که به حرکات بزرگ عاشقانه ایمان دارد نیز ظرفیت یک کمدی رمانتیک سرزنده را ایجاد می‌کند.

اما فیلم از نقد صادقانه رفتارهای اوون طفره می‌رود، اعتراض زنان را به شوخی تقلیل می‌دهد و شخصیت‌های اصلی‌اش را به‌اندازه‌ای نمی‌شناسد که عشق میانشان باورپذیر شود. ادعای اثر این است که باید آدم‌ها را فراتر از ظاهر و نخستین برداشت شناخت، ولی خودش کمتر از همه به این توصیه عمل می‌کند.

نتیجه فیلمی است که در جست‌وجوی عشق، هویت و حال‌وهوای کمدی‌های رمانتیک قدیمی حرکت می‌کند، اما هیچ‌کدام را به‌طور کامل به دست نمی‌آورد. عنوان «Finding Emily» از پیدا کردن امیلی می‌گوید؛ مسئله اینجاست که فیلم پیش از هر چیز باید خودش را پیدا می‌کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا