«Habeas Corpus» با ۴ میلیون بازدید؛ درام حقوقی برزیلی برای طرفداران «The Lincoln Lawyer»

اگر تازه تماشای فصل جدید «The Lincoln Lawyer» را تمام کردهاید و هنوز دلتان یک پرونده پرکشمکش دیگر میخواهد، نتفلیکس (Netflix) گزینهای از برزیل دارد. «Habeas Corpus»، نخستین درام حقوقی برزیلی این پلتفرم، از ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در دسترس قرار گرفته و حالا به رتبه ششم جدول جهانی ۱۰ سریال غیرانگلیسیزبان پربیننده آن رسیده است.
این مجموعه هشتقسمتی، داستان اینز فرانکو، استاد حقوقی معتبر با بازی مارجوری استیانو، را دنبال میکند. او همراه با گروهی از دانشجویانش تلاش میکند ثابت کند مرد جوانی که در زندان به سر میبرد، بهاشتباه محکوم شده است. اما وقتی معلوم میشود مارینا، با بازی آنی گابریلی، باهوشترین دانشجوی این گروه، به گذشته اینز ارتباط دارد و با انگیزهای پنهان وارد پرونده شده، ماجرا پیچیدهتر میشود.
طرفداران میکی هالر با نقطه شروع داستان آشنا خواهند بود: مقابله با یک نظام قضایی معیوب برای دفاع از کسی که دیگران به بیگناهیاش باور ندارند. بااینحال، «Habeas Corpus» بهجای خونسردی و جذابیت خاص قهرمان «The Lincoln Lawyer»، فضای سنگینتری دارد و سراغ سالهای ازدسترفته، زخمهای قدیمی خانوادگی و آثار ماندگار بیعدالتی میرود.

آمار رسمی «نتفلیکس» نشان میدهد این سریال توانسته فراتر از یک جمع محدود از علاقهمندان درامهای حقوقی مخاطب پیدا کند. «Habeas Corpus» در هفته نخست با ۱٫۶ میلیون بازدید، در رتبه دهم جدول سریالهای غیرانگلیسیزبان قرار گرفت. این آمار فقط بازه ۲۳ تا ۲۷ سپتامبر را پوشش میدهد؛ یعنی مجموعه برای ثبت این شروع، تنها پنج روز فرصت داشته است.
در هفته بعد، از ۲۸ سپتامبر تا ۴ اکتبر، سریال ۲٫۴ میلیون بازدید دیگر به دست آورد و با چهار پله صعود به جایگاه ششم رسید. به این ترتیب، مجموع بازدیدهای آن در دو هفته نخست حضور در پلتفرم به ۴ میلیون رسید.
ساعات تماشا نیز رشد مشابهی داشته است: ۱۳٫۷ میلیون ساعت در هفته اول و ۲۰٫۷ میلیون ساعت در هفته دوم؛ افزایشی حدود ۵۱ درصدی که مجموع ساعات تماشا را به ۳۴٫۴ میلیون رسانده است. رشد مخاطب در هفته دوم، آن هم زمانی که برخی آثار تازه پس از موج اولیه انتشار افت میکنند، نشانه امیدوارکنندهای برای این مجموعه است. البته این ارقام بهتنهایی مشخص نمیکنند چه تعداد از بینندگان فصل تقریباً هشتونیمساعته آن را تا پایان دیدهاند.

بخشی از جذابیت «Habeas Corpus» به پیوند داستانش با واقعیت برمیگردد. سریال از فعالیتهای پروژه بیگناهی برزیل (Innocence Project Brasil) الهام گرفته است؛ گروهی که برای لغو محکومیتهای نادرست تلاش میکند. در کشوری با یکی از بزرگترین جمعیتهای زندانی جهان، چنین موضوعی به داستان وزن اجتماعی ملموسی میدهد.
بازیگران نیز در اثرگذاری این فضا نقش مهمی دارند. مارجوری استیانو، از چهرههای شناختهشده درام برزیلی، اینز را زنی محتاط و دروندار به تصویر میکشد که تجربههای گذشتهاش با قانون، رد عمیقی بر زندگی او گذاشتهاند. منتقدان، قدرت مهارشده بازی او را از مهمترین نقاط قوت سریال دانستهاند.
در مقابل، آنی گابریلی در نقش مارینا، دانشجویی تیزهوش و گاه اهل بازیدادن دیگران است که انگیزههایش مدام پیچیدهتر میشوند. کشمکش میان این دو زن، به داستان جان میدهد و پرونده قضایی را به ماجرایی شخصیتر تبدیل میکند.
سریال در عین حال، قهرمانانش را بینقص نشان نمیدهد. اینز و دانشجویانش قواعد را زیر پا میگذارند، دروغ میگویند و وارد جاهایی میشوند که نباید. همین رفتارها پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: آیا برای جبران یک بیعدالتی میتوان قانون را شکست؟ ترکیب این دوراهی اخلاقی با تنش دادگاه و درام عاطفی، همان چیزی است که «Habeas Corpus» را به گزینهای وسوسهانگیز برای تماشای پشتسرهم تبدیل میکند.





