«Task»؛ بازگشت برد اینگلسبی به دلکو با رویکردی تازه، جزئیاتی حیرتانگیز و یکی از بهترین سریالهای سال
از طراحی صحنه و گریم تا لباس و روایت؛ چگونه سازندگان، جهان واقعی و چندلایه شهرستان دلکو را برای تلویزیون زنده کردند؟

برد اینگلسبی، خالق سریال تحسینشده «Mare of Easttown» برای شبکه اچبیاو (HBO)، با پروژه جدید خود «Task» بار دیگر به شهرستان دلکو در ایالت پنسیلوانیا بازگشته است؛ منطقهای با فرهنگ و زیستبوم خاص که در هر دو سریال نقشی مهمتر از یک پسزمینه ساده بازی میکند. اما به گفته عوامل اصلی پشت صحنه، «Task» باوجود اشتراکات مکانی و ژانری، از نظر بصری و روایی مسیری کاملاً متفاوت را طی میکند.
فاصلهگرفتن از تاریکی «Mare» و حرکت بهسوی جهان بیرون
کیت پی. کانینگهام، طراح تولید سریال، که پیشتر در «Mare of Easttown» نیز همکاری کرده بود، میگوید:
«در جلسات آمادهسازی شوخی میکردیم که شاید مِر (کیت وینسلت) از پشت قاب یکی از صحنهها رد شود. او دقیقاً همان نزدیکهاست!»
اما کانینگهام تأکید میکند که با وجود حالوهوای مشابه منطقه، سریال جدید از نظر بصری کاملاً متفاوت از «Mare» است:
- خبری از رنگهای خفه، آبی و خاکستری نیست
- فضای سریال از محیطهای بسته و خانوادگی خارج شده
- رنگبندی تابستانی، نور طبیعی و دنیایی بازتر جایگزین شده
این تغییر تحت هدایت جرمایا زاگار، کارگردان و تهیهکننده اجرایی سریال (سازنده «We the Animals» و «Hustle»)، شکل گرفته است.
دلکو، شخصیت پنهان سریال
اینگلسبی در «Task» جهان بسیار گستردهتری را ساخته است. برخلاف «Mare» که روی یک جامعه کوچک تمرکز داشت، در این سریال:
- باند موتورسواری خلافکار دارک هارتس (Dark Hearts)
- محله خانوادگی برندیسها در حومه فیلادلفیا
- زندگی روستایی پرندرگستها
- و تیم متنوع ماموران FBI
همگی بخشی از ساختار اجتماعی چندلایه داستان هستند.
آدرین بیرادن، رئیس گریم و اهل دلکو، میگوید:
«میخواستم مردم منطقه جلو بیایند و بگویند: آره، این واقعاً دلکو است.»
و همین نگاه مردمنگارانه، اساس نگارش متن و طراحی جهان سریال بوده است.
طراحی صحنه: دو زندگی، دو زخم، دو جهان
قلب روایت «Task» در تضاد میان دو شخصیت کلیدی میتپد:
- تام برندیس (مارک رافالو)، مأمور FBI و پدری سوگوار
- رابی پرندرگست (تام پلفری)، رفتگر سابق که به یک قانونشکن نقابدار تبدیل میشود
هر دو در آستانه سالگرد مرگ همسرانشان قرار دارند، اما شیوه مواجههشان متفاوت است.
خانه تام: سنگین، متقارن، سرد
کانینگهام توضیح میدهد:
«تام ایمانش را از دست داده. این را در خانهاش نشان دادیم—رنگهای بیروح، خاکستری، ساختار متقارن و فضایی پر از نظم و خالی از زندگی.»
در مونتاژ افتتاحیه چهار دقیقهای، رافالو در قابهایی ثابت و سنگین دیده میشود؛ تصویری از خلأ عاطفی.
خانه رابی: رنگی، رها، اما پر از فقدان پنهان
در مقابل، دنیای رابی:
- سیالتر
- پر از رنگ
- پر از محبت خانوادگی
اما همچنان با پردهها و بافتهای شفاف نشان داده میشود؛ نوعی فقدان نامرئی.
کانینگهام میگوید:
«میخواستیم تضاد دو زندگی را نشان دهیم. اما حتی خانه رابی هم زیر لایههای رنگ، غمش را دارد.»
گریم و مو: تبدیل یک ستاره هالیوود به یک مرد دلکویی
تغییر ظاهر تام پلفری برای نقش رابی به یکی از چشمگیرترین کارهای گریم سریال تبدیل شد.
دایان دیکسون، رئیس بخش مو، میگوید:
«وقتی دیدمش، گفتم این شخصیت باید موهای بلند داشته باشد. تست کردیم و برد گفت: این رابیه.»
اما چالش اصلی «ریش» بود.
بیرادن میگوید:
«اگر ریشش را خشک رها میکردیم، شدیداً فر میشد. هر روز باید با دستگاه حرارتی صافش میکردیم تا شبیه ریشهای حجیم دلکو شود.»
تیم گریم یک «چارت ریش» ساخت تا رشد ریش در هر صحنه کنترل شود، زیرا فیلمبرداری مدام بین زمانهای مختلف روایت جابهجا میشد.
تتوها؛ تاریخچه یک زندگی روی پوست
آنا اشتاخاو، مسئول تتوها، برای رابی دهها تتو با معنا طراحی کرد—از جمله تتوهایی درباره برادر فوتشدهاش، بیلی (جک کِسی).
او میگوید: «برای رابی هر تتو یک بخش از گذشتهاش بود.»
چالش بزرگتر، طراحی تتوهای اعضای باند دارک هارتس و پوشاندن خالکوبیهای واقعی بعضی بازیگران مثل سم کیلی بود.
لباسها: اضافهوزن، درد، الکل و فرسودگی
طراح لباس مگان کاسپرلیک میگوید همیشه حس کرده تام برندیس باید حدود ۲۰ پوند سنگینتر باشد. جالب اینکه مارک رافالو هم همین ایده را داشته!
آنها با پدهای سیلیکونی وزن اضافهای زیر لباس ایجاد کردند.
جزئیاتی که شخصیت را کامل کردند:
- شلوارهای پلیسهدار برای حجیمتر کردن پایینتنه
- پیراهنهای چهارخانه تنگ
- بستن کمربند زیر شکم
- لباسهایی شبیه «یونیفرم کاری» که عمدی ناراحتکننده بودند
- تأکید بر قوزکردن و شانههای سنگین بهواسطه طراحی لباس
به گفته کاسپرلیک:
«میخواستم مخاطب فقط با دیدن لباسها بفهمد تام چطور وزن روانی زندگیاش را حمل میکند.»
در قسمت پایانی سریال، وقتی تام کمی به زندگی برمیگردد، لباسهایش مرتبتر، سالمتر و اندازهتر میشوند.
اما چرا «Task» یکی از بهترین سریالهای سال است؟
ترکیب فوقالعادهای از:
- نویسندگی انسانی و دقیق برد اینگلسبی
- کارگردانی شاعرانه جرمایا زاگار
- طراحی صحنه شخصیتمحور
- گریم و تاتوهای خلاقانه
- لباسهایی که بازی رافالو را تقویت میکنند
- و بازیهای قدرتمند تام پلفری و مارک رافالو
باعث شده «Task» یکی از کاملترین، زندهترین و معتبرترین آثار تلویزیونی امسال باشد.
این سریال نهتنها تداعیگر فضای «Mare of Easttown» است، بلکه اثری مستقل با هویت کاملاً تازه است؛ روایتی درباره خانواده، فقدان، خشونت، رستگاری و مردمی که تنها در دلکو میتوان یافت.





