«Task»؛ از ضرورت داستانی تا بازآفرینی واقعگرایانه یک باند موتورسوار

مینیسری جدید HBO با نام «Task» که توسط برد انگلسبی خلق شده، ساختاری روایی الهامگرفته از کلاسیک جنایی «Heat» مایکل مان دارد؛ روایتی که مخاطب را به طور همزمان در جایگاه همدلی با دو شخصیت اصلی قرار میدهد: تام برندیس، مأمور افبیآی (مارک رافالو) و رابی پرندرگرست، سارق تحت تعقیب (تام پلفری).
انگلسبی میگوید در مراحل اولیه نگارش، برای ایجاد تهدید جدی علیه رابی – که او و پلفری هر دو او را «آدم خوب» میدیدند – به یک نیروی ضدقهرمان نیاز داشتند؛ نیرویی که حضورش باعث شود تماشاگر بگوید:
«اوه، بد شد!»
باند خیالی موتورسواران و قاچاقچی مواد مخدر دارک هارتز در ابتدا صرفاً از نیاز به یک عنصر خطرناک شکل گرفت؛ اما انگلسبی و تیمش نمیخواستند به تصویر کلیشهای و یکبعدی چنین گروههایی بسنده کنند.
انگلسبی که در شهرستان چستر پنسیلوانیا، نزدیک به محل واقعی داستان بزرگ شده، خاطراتی از شهرت باشگاه موتورسوارهای واقعی Warlocks شنیده بود. اما تحقیقات اولیه با پلیس و کارآگاهان منطقه تصویر سادهای ارائه میداد:
«همهشان فقط معتادند، میفروشند که بتوانند مصرف کنند. هیچ وفاداری، هیچ کُدی در کار نیست.»
او میخواست فراتر از این نگاه محدود برود و دارک هارتز را با همان پیچیدگی سایر شخصیتهای سریال – مثل رابطه پدر و پسری پری (جیمی مکشین) و جیسون (سام کیلی) – بنویسد.
جرمایا زاگر، تهیهکننده اجرایی و کارگردان «Task»، در همکاری با انگلسبی، متوجه کمبود «واقعگرایی» در نسخههای اولیه شخصیتهای باند شد. او معتقد بود باید فرهنگ و رفتار خاص این گروهها با جزئیات دقیق و مستند بازآفرینی شود.

زمانی که زاگر و شریک تهیهکنندهاش جرمی یاچس به پروژه پیوستند، شروع به پیدا کردن مشاورانی کردند که تجربه عملی از باندهای موتورسوار منطقه داشته باشند – نه فقط نگاه پلیس.
در حین این جستوجو، زاگر تماسی غیرمنتظره از دوست صمیمی دوران کودکیاش کاریم مو دریافت کرد که بیست سال با او صحبت نکرده بود. مو گفت که یک معتاد در حال بهبودی است و در کلیسا فعالیت میکند، اما سالها عضو یک باند موتورسوار بوده و امروز این گذشته را کنار گذاشته. زاگر پاسخ داد:
«این خیلی عجیبه. من دارم روی سریالی درباره یک باند موتورسوار کار میکنم، میخوای مشاور سریال بشی؟»
در آن زمان، به دلیل مسائل حقوقی حلنشده، همکاری مو در ابتدا غیررسمی و پشتپرده بود. پس از حل این مشکلات، نام او رسماً در تیتراژ سریال آمد و نقشاش در شکلگیری شخصیت دارک هارتز آشکار شد.
مو دیدگاهی از درون باند به تیم سازنده داد؛ تصویری از برادری، حس تعلق و هدف که در مصاحبه با پلیس هرگز دیده نمیشد. انگلسبی میگوید:
«بارها به او زنگ میزدیم، چیزی که نوشته بودیم را نشان میدادیم و میگفتیم بهترش کن. بگو چه چیزی واقعی نیست، هر چه لازم بود تغییر میدادیم.»
مو نه تنها در نگارش، بلکه در صحنههای فیلمبرداری نیز حضور داشت و در آموزش بازیگران و تیم تولید درباره ارتباط با موتورسیکلتها، نوع سلاحها، مواد مخدر و شیوههای فروش نقش حیاتی داشت. زاگر میگوید:
«وقتی از اسلحه یا مواد و شیوه فروششان صحبت میکرد، با چنان دقت و صمیمیتی بود که شخصیتها را واقعی و تاثیرگذار کرد. برای من این همکاری راهی احساسی و ارزشمند برای دوباره پیوند خوردن با دوستم بود.»
دارک هارتز، که در آغاز فقط یک ابزار روایی برای افزایش تنش داستان بود، با کمک تجربههای واقعی و نگاه انسانی یک عضو سابق باند، تبدیل به یکی از واقعیترین و چندبُعدیترین نیروهای ضدقهرمان در آثار تلویزیونی اخیر شد؛ نیروهایی که علاوه بر ایجاد خطر برای قهرمان داستان، درونمایهای از برادری و پیچیدگیهای زندگی زیرزمینی را به «Task» اضافه کردند.





