«Welcome to Blood City»؛ وسترن علمیتخیلی فراموششده جک پالانس که بد اما تماشایی است

وسترن علمیتخیلی تاریخچهای طولانی و پربار دارد و آثار کلاسیک انکارناپذیری از «Westworld» تا مجموعه فیلمهای «Mad Max» را به سینما هدیه کرده است. در تلویزیون هم نمونههای تماشایی کم نیستند؛ از جمله سریال قدیمی «Wild Wild West». بااینحال، بعضی آثار این ژانر تقریبا از چشم مخاطبان دور ماندهاند. «Outland»، وسترن علمیتخیلی دهه ۱۹۸۰ با بازی شان کانری، یکی از آنهاست و شاید «Welcome to Blood City» محصول ۱۹۷۷ با بازی جک پالانس نیز شایسته توجه بیشتری باشد.
در میانه دهه ۱۹۷۰، جک پالانس دوران اوج حرفهاش را پشت سر گذاشته بود. او در دهه ۱۹۵۰ با فیلم نوآر «Sudden Fear» محصول ۱۹۵۲ و وسترن «Shane» محصول ۱۹۵۳ به شهرت رسید. سپس در «The Lonely Man» محصول ۱۹۵۷ کنار آنتونی پرکینز ظاهر شد، در «The Professionals» محصول ۱۹۶۶ با لی ماروین و برت لنکستر همبازی بود و نقش اصلی «The McMasters» محصول ۱۹۷۰ را بر عهده گرفت.
پالانس پس از بازی در نقش کنت دراکولا در فیلم تلویزیونی بریتانیایی «Bram Stoker’s Dracula» محصول ۱۹۷۳، تا حدی از هالیوود فاصله گرفت و فعالیتش را در ایتالیا ادامه داد. احیای دوباره کارنامه او از سال ۱۹۸۲ و با اجرای برنامه «Ripley’s Believe It or Not!» آغاز شد. پالانس تا پایان دهه ۱۹۸۰ به پروژههای مطرح بازگشت و در «Young Guns» محصول ۱۹۸۸ و «Tango & Cash» محصول ۱۹۸۹ حضور یافت. او در همان دوره سر صحنه «Batman» محصول ۱۹۸۹ نیز با تیم برتون درگیری لفظی پیدا کرد.
این بازگشت سرانجام با دریافت جایزه اسکار (Academy Award) برای ایفای نقش کرلی در «City Slickers» محصول ۱۹۹۱ به نقطه اوج رسید. در مقایسه، اواخر دهه ۱۹۷۰ دوره کمفروغتری برای پالانس بود و شاید همین موضوع یکی از دلایل نادیده ماندن «Welcome to Blood City» باشد. البته دلیل دیگری هم وجود دارد: فیلم چندان خوب نیست! بااینحال، جذابیتهایی دارد که مهمترینشان بازی لذتبخش، اغراقآمیز و مهارنشدنی پالانس است.
پالانس که پیشتر جایگاهش را بهعنوان یکی از بازیگران شاخص وسترن تثبیت کرده بود، در میانه فعالیتهایش در ایتالیا راهی کانادا شد تا در کنار کیر دولی و سامانتا اگار در «Welcome to Blood City» بازی کند؛ وسترنی علمیتخیلی که آشکارا زیر سایه «Westworld» ساخته شده بود، اما برخلاف آن اثر جریانساز محصول ۱۹۷۳، نتوانست تاثیر چشمگیری بر جای بگذارد.
کارگردانی فیلم را پیتر ساسدی بر عهده داشت؛ فیلمسازی که چند اثر ترسناک استودیوی همر (Hammer Film Productions)، از جمله «Taste the Blood of Dracula» محصول ۱۹۷۰ و «Hands of the Ripper» محصول ۱۹۷۱ را ساخته بود. او همچنین تجربه فراوانی در کارگردانی سریالهای بریتانیایی داشت و نمایش تلویزیونی «The Stone Tape» نوشته نایجل نیل نیز در کارنامهاش دیده میشد. پالانس هم تا آن زمان پروژههای متعددی در بریتانیا انجام داده بود، اما «Welcome to Blood City» نخستین همکاری رسمی او و ساسدی محسوب میشد؛ همکاریای که متاسفانه بهاندازه ظرفیتش مهم و بهیادماندنی از آب درنیامد.
داستان درباره گروهی از آدمهاست که بدون هیچ خاطرهای از هویت خود، در نزدیکی شهری به سبک غرب قدیم به نام بلاد سیتی به هوش میآیند. کمی بعد، کلانتر فریدلندر با بازی پالانس سوار بر اسب از راه میرسد و آنها را به شهر هدایت میکند. او توضیح میدهد که تازهواردها دو راه بیشتر ندارند: یا برده بلاد سیتی شوند یا برای زنده ماندن بجنگند.
کیر دولی نقش لوییس، یکی از افرادی را بازی میکند که مبارزه را انتخاب میکند. چیزی که او نمیداند این است که تمام این تجربه یک شبیهسازی کامپیوتری است؛ آزمایشی که گروهی از برنامهنویسان برای ارزیابی نیروهای بالقوه اجرای قانون ترتیب دادهاند. بااینحال، تماشاگر خیلی زود از حقیقت باخبر میشود. ساسدی در تصمیمی عجیب، روایت را مدام میان اتاق کنترل و بلاد سیتی جابهجا میکند و بهاینترتیب، پیچش اصلی داستان تقریبا در دقیقه بیستم فاش میشود.
در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) هیچ نقد حرفهای برای «Welcome to Blood City» ثبت نشده است. نشریه تایم اوت (Time Out) نیز در نقدی متعلق به سال ۲۰۱۲، پیتر ساسدی و استیون اشنک، نویسنده فیلم، را بهدلیل «خودداری از تعهد به هرگونه معنای اجتماعی یا سیاسی» سرزنش کرد. در مقابل، برخی کاربران لترباکسد (Letterboxd) نگاه مثبتتری به اثر داشتهاند. یکی از آنها نوشته است: «این فیلم مثل یکی از قسمتهای خاکگرفته «Twilight Zone» پیش میرود.» او همچنین معتقد است ظاهر زمخت اثر «کیفیتی کمرنگ و هیپنوتیزمکننده به آن میدهد؛ ناهماهنگ و خلوت، اما با خشونت اخلاقی عجیب و آزاردهندهای که در ذهن میماند.»
این توصیف چندان هم بیراه نیست. از یک منظر، «Welcome to Blood City» تقلیدی ارزانقیمت از «Westworld» به نظر میرسد؛ اما از منظری دیگر، همین ظاهر سردستی و نامرتب، حالوهوایی مسحورکننده به فیلم میبخشد. شاید بخشی از این حس به نسخه بیکیفیت موجود در توبی (Tubi) مربوط باشد؛ نسخهای با قاببندی نامناسب که گاهی حتی سر بازیگران را از تصویر بیرون میاندازد. کیفیت پایین آن، حالتی شبیه تماشای خاطرهای مبهم از فیلمی دیدهشده در سال ۱۹۷۷ دارد.
از سوی دیگر، پالانس نقش کلانتری را با اغراقی شیرین بازی میکند که انگار از تماشای قتلعام تازهواردها برای فرار از دردسر به وجد آمده است. دیدن بازیگری که چهره متمایزش الهامبخش شخصیتهای شرور کمیک و نسخه کمیکی دراکولا بوده، وقتی از مرگ احتمالی نیروهای تازهاش هیجانزده میشود، بهشکلی نامعمول ناآرامکننده است. فیلم نیز مانند فانتزی کالت پالانس در دهه ۱۹۸۰، «Hawk the Slayer»، به شیوه خاص خودش مخاطب را افسون میکند.
از «Welcome to Blood City» اغلب بهعنوان نخستین فیلمی یاد میشود که واقعیت مجازی را به تصویر کشید، هرچند در خود اثر چنین اصطلاحی به کار نمیرود. برخلاف «Westworld»، غرب وحشی جعلی این فیلم با رباتهای انساننما پر نشده و تمام محیط آن یک دنیای کامپیوتری ساختگی است. تماشای اینکه فیلمسازان در سال ۱۹۷۷ چگونه چنین ایدهای را اجرا کردهاند، همچنان جذاب است؛ حتی اگر نتیجه نهایی با یک اثر بزرگ فاصله داشته باشد.





