اتمام «Outlander» با پایانی شوکهکننده؛ سرنوشت جیمی، معجزه کلر و احتمال ساخت فیلمی در آینده

سریال تاریخی و پرطرفدار «Outlander» که سالها مخاطبان شبکه استارز (Starz) را با داستان عاشقانه و سفر در زمان همراه کرده بود، سرانجام با پخش قسمت پایانی خود به پایان رسید؛ پایانی تلخ اما امیدبخش که همچنان راه را برای ادامه احتمالی این جهان داستانی باز میگذارد. در همین حال، متیو بی. رابرتز، شورانر، نویسنده و تهیهکننده اجرایی این مجموعه، در گفتوگوهایی درباره جزئیات این پایان، تصمیمهای داستانی و حتی احتمال ساخت یک فیلم در آینده صحبت کرده است.
هشدار: ادامه این گزارش حاوی جزئیات مهم داستانی از قسمت پایانی سریال است.
قسمت پایانی سریال «Outlander» با عنوان «And the World Was All Around Us» روایتگر یکی از مهمترین و دراماتیکترین لحظات داستان است. در این قسمت، جیمی فریزر با بازی سم هیوگن و همسرش کلر فریزر با بازی کترینا بالف، در آستانه نبرد تاریخی «کینگز مانتین» قرار میگیرند؛ نبردی که پیشتر در کتاب تاریخ فرانک رندال (با بازی توبایاس منزیس) پیشبینی شده بود که جیمی در آن جان خود را از دست خواهد داد.
جیمی با آگاهی از این پیشبینی، یک روز قبل از نبرد بیدار میشود، وصیتنامهاش را مینویسد و با اعضای خانوادهاش خداحافظی میکند. او سپس همراه مردانش از «فریزر ریج» راهی میدان جنگ میشود؛ تصمیمی که نشاندهنده شخصیت شجاع و وفادار اوست.
متیو بی. رابرتز درباره این تصمیم میگوید:
«جیمی قبلاً هم گفته بود که اجازه نمیدهد یک کتاب تاریخ مانع جنگیدن او شود. او معتقد بود باید این سرزمین را برای خانوادهاش امن کند.»
به گفته رابرتز، اگر آن نبرد به شکست نیروهای انقلابی میانجامید، ممکن بود پیامدهای خطرناکی برای زمینها و خانواده جیمی به دنبال داشته باشد. به همین دلیل او تصمیم گرفت در نبرد شرکت کند.
در جریان نبرد، نیروهای جیمی موفق میشوند دشمنان خود را شکست دهند و پاتریک فرگوسن، فرمانده نیروهای مقابل، اسیر میشود. جیمی از او میخواهد تسلیم شود، اما فرگوسن ناگهان اسلحهای پنهان بیرون میآورد و به جیمی شلیک میکند.
کلر که ارتباط عاطفی و معنوی عمیقی با همسرش دارد، بلافاصله متوجه میشود که جیمی زخمی شده است. او خود را به میدان نبرد میرساند و در آخرین لحظات کنار جیمی مینشیند. پس از چند جمله کوتاه میان آنها، جیمی جان میدهد.
یان جوان با بازی جان بل و سایر مردان گروه نیز انتقام این قتل را میگیرند و فرگوسن را میکشند.
پس از مرگ جیمی، کلر از شدت اندوه بدن خود را روی او میاندازد و تمام شب و حتی تا صبح روز بعد در کنار پیکر همسرش باقی میماند. راجر مککنزی با بازی ریچارد رنکین و دیگران تلاش میکنند او را متقاعد کنند که جسد جیمی را به خانه ببرند، اما کلر حاضر نیست حتی لحظهای از او جدا شود.
در ادامه صحنهای دیده میشود که کلر همچنان جیمی را در آغوش گرفته و مشخص نیست آیا او نیز جان باخته یا نه. ناگهان هر دو نفس عمیقی میکشند و مشخص میشود که زندهاند. در واقع جیمی لحظاتی مرده بود، اما کلر با قدرتهای درمانی و جادویی خود او را به زندگی بازمیگرداند؛ اتفاقی که در این فرآیند باعث سفید شدن کامل موهای کلر میشود.

این پایان باعث شد در شبکههای اجتماعی بحثهای زیادی شکل بگیرد. برخی معتقد بودند شاید جیمی و کلر در دنیای پس از مرگ کنار هم بیدار شدهاند.
متیو بی. رابرتز در پاسخ به این پرسش میگوید:
«هیچ توضیح قطعیای نمیدهم. هر کسی که این سریال را میبیند میتواند برداشت خودش را داشته باشد. عمداً این پایان را باز گذاشتم تا تماشاگران خودشان آن را تفسیر کنند.»
یکی از نکات مهم قسمت پایانی، پاسخ به یکی از قدیمیترین پرسشهای طرفداران بود: مردی که در قسمت اول سریال در سال ۱۹۴۵ بیرون پنجره کلر دیده میشد چه کسی بود؟
در پایان مشخص میشود آن روح در واقع روح جیمی بوده که پس از مرگ در نبرد «کینگز مانتین» به سال ۱۹۴۵ رفته است؛ همان کسی که گلهای «فراموشم مکن» را کنار سنگهای زمان گذاشته بود.
در بخشهای احساسی پایانی، تم اصلی سریال با صدای رایا یاربرو دوباره شنیده میشود. همچنین داستان با ارجاعی مستقیم به نخستین قسمت سریال حلقه روایت را کامل میکند.
یکی از جالبترین بخشهای قسمت پایانی، سکانس پس از تیتراژ است که در آن دایانا گابالدون، نویسنده مجموعه رمانهایی که سریال بر اساس آن ساخته شده، حضور دارد. در این صحنه او در یک مراسم امضای کتاب دیده میشود و طرفداران برای امضای کتابهای «Outlander» در صف ایستادهاند.
رابرتز درباره این سکانس توضیح میدهد:
«تمام کسانی که در آن کتابفروشی حضور دارند، اعضای گروه تولید سریال هستند که از روز اول در این پروژه کار کردند. ما میخواستیم به نوعی از آنها تشکر کنیم. حتی کتابهایی که در فروشگاه دیده میشود با عنوان شغلهای آنها چاپ شده بود و در نهایت به خودشان هدیه داده شد.»
او همچنین تأکید کرد که آخرین تصویر سریال عمداً به دایانا گابالدون اختصاص داده شد، چون او خالق این جهان داستانی است.
آیا «Outlander» با یک فیلم بازمیگردد؟
با وجود پایان رسمی سریال پس از هشت فصل و بیش از ۱۲ سال تولید، رابرتز معتقد است هنوز داستانهای زیادی برای روایت باقی مانده است.
او میگوید:
«نه، نتوانستیم همه داستانهایی را که میخواستیم تعریف کنیم. مطالب زیادی وجود داشت و هرگز زمان کافی برای پرداختن به همه آنها نبود.»
رابرتز همچنین به دشواری تولید این سریال اشاره میکند:
«سم هیوگن و کترینا بالف ۱۲ سال هر روز این نقشها را بازی کردند. «Outlander» سریال سادهای نیست؛ بازیگران باید اسبسواری کنند، بجنگند، در سرما و گلولای کار کنند. طبیعی است که آنها بخواهند پروژههای دیگری را هم تجربه کنند.»
با این حال او در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است روزی فیلمی از «Outlander» ساخته شود، تنها یک پاسخ کوتاه داد:
«شاید.»
با وجود بسته شدن بسیاری از خطوط داستانی، پایان «Outlander» عمداً پرسشهای متعددی را بیپاسخ گذاشته است؛ از سرنوشت برخی شخصیتها گرفته تا امکان ساخت اسپینآفها و ادامه داستان در قالبهای دیگر.
از سوی دیگر دایانا گابالدون همچنان در حال نوشتن دهمین و آخرین رمان اصلی این مجموعه با عنوان «A Blessing For a Warrior Going Out» است؛ کتابی که هنوز منتشر نشده و میتواند سرنخهای تازهای درباره آینده این جهان داستانی ارائه دهد.
به همین دلیل بسیاری از طرفداران امیدوارند که داستان جیمی و کلر فریزر، حتی پس از پایان سریال، در آینده دوباره روی پرده سینما یا تلویزیون ادامه پیدا کند.





