دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنیمجله فرا

افسانه‌های لیدی راچفورد؛ زن تودوری که ظاهرا به جورج و آن بولین خیانت کرد

چرا تاریخ‌نگاران امروز نقش جِین بولین (Jane Boleyn) را در سقوط خاندان بولین بازنگری می‌کنند

در فرهنگ عامه و روایت‌های رایج تاریخی، جِین بولین (Jane Boleyn) ــ همسر جورج بولین (George Boleyn) و خواهرزن آن بولین (Anne Boleyn)، همسر دوم هنری هشتم (Henry VIII) ــ اغلب به‌صورت زنی کینه‌جو، حسود و دسیسه‌گر تصویر شده است؛ زنی که گفته می‌شود با شهادتی ویرانگر، شوهر خود و خواهرزنش را به اتهام زنا و زنای با محارم به پای چوبه دار فرستاد. این تصویر، که از او با عنوان لیدی راچفورد (Lady Rochford / Viscountess Rochford) یاد می‌کند، قرن‌هاست شهرتش را به‌عنوان «خیانتکار» تثبیت کرده است.

اما پژوهش‌های جدید تاریخی، این روایت جاافتاده را به چالش می‌کشند و نشان می‌دهند که بخش بزرگی از آنچه درباره نقش جین بولین می‌دانیم، بر پایه سوءتعبیر منابع، شایعات دیرهنگام و افسانه‌سازی‌های پساتاریخی شکل گرفته است.

روایت رایج؛ زنی که شوهرش را لو داد؟

بر اساس روایت سنتی، جین بولین که از شوهرش جورج بیزار بود و به رابطه نزدیک او با خواهرش آن حسادت می‌کرد، در جریان بازجویی‌ها در مه ۱۵۳۶ اطلاعاتی ارائه داد که به محکومیت هر دو به مرگ انجامید. یک نویسنده دوره الیزابتی حتی او را «همسری شریر که خون شوهرش را طلب کرد» نامید و مدعی شد انگیزه‌اش نه حقیقت، بلکه رهایی از همسرش بوده است.

این تصویر، جین را به‌عنوان مقصر اصلی سقوط بولین‌ها جا انداخت؛ تصویری که هم در تاریخ‌نگاری قدیمی و هم در رمان‌ها و سریال‌های تاریخی تکرار شد.

بازنگری تاریخ‌نگاران؛ قربانی یک افسانه؟

از اوایل قرن بیست‌ویکم، به‌ویژه با انتشار زندگی‌نامه جولیا فاکس (Julia Fox) در سال ۲۰۰۷ با عنوان Jane Boleyn: The True Story of the Infamous Lady Rochford، نگاه تازه‌ای شکل گرفت. فاکس، جین را نه خائن، بلکه قربانی مناسبی برای مقصرسازی معرفی کرد؛ زنی که رابطه‌ای دوستانه با خواهرزن و شوهرش داشت و هیچ‌گاه آن‌ها را به جرمی متهم نکرد.

کتاب جدید سیلویا باربارا سوبرتون (Sylvia Barbara Soberton) با عنوان Ladies-in-Waiting: Women Who Served Anne Boleyn، با اتکا به اسناد آرشیوی، این بازنگری را تقویت می‌کند و حتی نشان می‌دهد که رابطه آن بولین و جین بولین نزدیک‌تر از آن چیزی بوده که تصور می‌شد.

به‌گفته سوبرتون: «سخت است قرن‌ها تصویر جاافتاده از جین بولین به‌عنوان متهم‌کننده شوهرش را تغییر دهیم، چون این روایت عمیقاً در تخیل عمومی ریشه دوانده. اما بخش بزرگی از آنچه فکر می‌کنیم درباره جین می‌دانیم، افسانه‌ای مبتنی بر سوءبرداشت از منابع اولیه است.»

سندی بحث‌برانگیز از سال ۱۵۳۵

یکی از محورهای اصلی سوءتعبیرها، گزارشی از اکتبر ۱۵۳۵ است که توسط سفیر فرانسه نوشته شد. او از گروهی از «زنان شهروند و دیگران» یاد می‌کند که مخفیانه به دیدار مری، دختر هنری هشتم از کاترین آراگون (Catherine of Aragon)، رفتند و با گریه تأکید کردند که او همچنان «شاهزاده» است، نه «لیدی مری». برخی از رهبران این حرکت، بنا به گزارش، به برج لندن (Tower of London) فرستاده شدند.

در آن زمان، مری حاضر نبود طلاق والدینش یا ریاست پدرش بر کلیسای انگلستان (Church of England) را بپذیرد. او پس از تولد الیزابت اول (Elizabeth I) در سال ۱۵۳۳ از خط جانشینی کنار گذاشته شده بود و حمایت عمومی گسترده‌ای داشت. آن بولین، به‌عنوان ملکه جدید، به‌شدت نامحبوب بود.

برخی تاریخ‌نگاران قدیمی، از جمله پاول فریدمن (Paul Friedmann) در قرن نوزدهم، مدعی شدند که جین بولین و کاترین بروتون (Katherine Broughton) ــ همسر ویلیام، دایی ناتنی آن بولین ــ در این تجمع طرفدار مری حضور داشتند و به همین دلیل زندانی شدند. این ادعا بر پایه یادداشتی حاشیه‌ای بود که از «میلورد راچفورد و میلورد ویلیام» نام می‌برد.

اشکال اساسی روایت قدیمی

سوبرتون نشان می‌دهد که این تفسیر اشتباه است:

  1. یادداشت حاشیه‌ای به‌صراحت نام مردان را ذکر می‌کند، نه زنان؛ احتمالاً اشاره به جورج بولین و ویلیام هاوارد (William Howard) دارد که مأمور بازداشت رهبران اعتراض بودند، نه اینکه همسرانشان در تجمع حضور داشته باشند.
  2. کاترین بروتون در آوریل ۱۵۳۵ درگذشته بود؛ یعنی اصلاً زنده نبود که در اکتبر همان سال شرکت کند.
  3. ویلیام تنها در ژوئن ۱۵۳۶ ــ پس از اعدام آن بولین ــ دوباره ازدواج کرد؛ پس در زمان تجمع، همسری نداشت.

بنابراین، پیوند دادن جین بولین به این اعتراض، پایه‌ای محکم ندارد.

ازدواج جین و جورج؛ واقعاً ناکام؟

یکی دیگر از ریشه‌های افسانه «خیانت»، این باور است که ازدواج جین و جورج بولین ناموفق و پرتنش بوده است؛ با استناد به شایعاتی درباره زن‌بارگی جورج یا حتی ادعای رتا ام. وارنیک (Retha M. Warnicke) مبنی بر دوجنس‌گرا یا هم جنس‌گرا بودن او.

اما سوبرتون تأکید می‌کند که اطلاعات اندکی درباره کیفیت این ازدواج در دست است. حتی یک منبع معاصر، جین را «همسری پاکدامن و درستکار» توصیف می‌کند. افزون بر این، وقتی جورج در مه ۱۵۳۶ زندانی شد، جین تنها کسی بود که برایش نامه‌ای دلگرم‌کننده فرستاد و قول داد «با فروتنی نزد اعلیحضرت شاه شفاعت کند». جورج نیز در پاسخ، از او تشکر کرد.

چرا جین انگیزه‌ای برای خیانت نداشت؟

به‌نوشته جولیا فاکس، جین از ازدواجش جز سود و موقعیت اجتماعی چیزی به‌دست نیاورده بود: او خواهرزن ملکه بود و در رفاه کامل زندگی می‌کرد. متهم کردن شوهر به جرایمی هولناک، جایگاه خودش را نیز نابود می‌کرد. فاکس و سوبرتون هر دو معتقدند که جین نخستین‌بار زمانی از اتهامات باخبر شد که جورج بازداشت شد و خود او را برای بازجویی فراخواندند.

سقوط خاندان بولین سریع و حساب‌شده بود؛ طرحی که توسط توماس کرامول (Thomas Cromwell)، مشاور قدرتمند شاه، برای پایان دادن به ازدواج هنری با آن بولین و هموار کردن راه ازدواج با جین سیمور (Jane Seymour) اجرا شد. کرامول هر کسی را که ممکن بود چیزی دیده یا شنیده باشد ــ از جمله جین و دیگر بانوان ندیمه ــ بازجویی کرد.

به‌گفته فاکس، بازداشت‌ها آن‌قدر ناگهانی بود که فرصتی برای تشخیص اینکه کدام گفته‌ها خطرناک است یا می‌تواند تحریف شود، وجود نداشت.

یک جمله، یک فاجعه

در جریان محاکمه جورج، کرامول از جمله‌ای استفاده کرد که از آن بولین نقل شده و در بازجویی با ترس از دهان جین بیرون کشیده شده بود: این‌که هنری «در همخوابگی مهارت نداشت و فاقد توانایی و قوت مردانه بود». جورج، برخلاف دستور، این جمله را علناً خواند تا از سوءبرداشت جلوگیری کند؛ اما نتیجه معکوس شد و به‌عنوان اهانت علنی به توان جنسی شاه تعبیر گردید.

در نهایت، جورج، آن و چهار مرد دیگر به گناه زنا و در مورد خواهر و برادر، زنای با محارم محکوم شدند. مردان در ۱۷ مه ۱۵۳۶ و آن بولین در ۱۹ مه اعدام شد. امروز تقریباً همه تاریخ‌نگاران توافق دارند که این اتهامات ساخته‌وپرداخته کرامول بود.

زندگی پس از فاجعه و سقوط نهایی جین

پس از اعدام‌ها، جین مدتی از دربار کناره گرفت و به‌عنوان بیوه یک خائن محکوم با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم کرد. او حتی از کرامول و خود شاه کمک خواست و نهایتاً به دربار بازگشت و به‌عنوان ندیمه در خدمت سه ملکه بعدی هنری قرار گرفت: جین سیمور، آن کلیوز (Anne of Cleves) و کاترین هاوارد (Katherine Howard).

اما سرانجام، جین در ماجرای رابطه پنهانی کاترین هاوارد با توماس کالپپر (Thomas Culpeper) نقش داشت ــ نقشی که هنوز انگیزه‌اش روشن نیست. این رسوایی به اعدام هر سه انجامید.

چگونه جین به «خائن ابدی» بدل شد؟

نکته کلیدی این است که در هیچ منبع معاصرِ رویدادهای ۱۵۳۶، نام جین به‌عنوان متهم‌کننده جورج و آن ذکر نشده است. اگر او داوطلبانه چنین اتهامی زده بود، این «اطلاعات انفجاری» حتماً در دربار پخش می‌شد تا به پرونده وزن بدهد.

بدنامی جین عمدتاً پس از مرگش شکل گرفت. حاشیه‌نویسی‌ای در چاپ ۱۵۷۶ کتاب Actes and Monuments اثر جان فاکس (John Foxe) ــ که به سرگذشت جانباختگان پروتستان می‌پرداخت ــ ادعا کرد که «لیدی راچفورد نامه‌ای جعلی علیه شوهرش و ملکه آن ساخته است». چند دهه بعد، جورج وایت (George Wyatt) نیز این اتهام را تکرار کرد؛ آن هم با استناد به شاهدی که اساساً در آن زمان زنده نبوده است.

به‌گفته جولیا فاکس، در دوران الیزابت اول ــ دختر آن بولین ــ نیاز بود توضیحی برای اعدام مادر ملکه ارائه شود: اگر آن بی‌گناه بود و هنری هشتم پادشاهی عادل، پس کسی باید به او دروغ گفته باشد. و آن «شخص»، به‌راحتی می‌توانست جین بولین باشد.

بازیابی یک چهره از زیر آوار افسانه‌ها

امروز، تاریخ‌نگاران با کنار زدن لایه‌های افسانه، جین بولین را نه هیولایی خیانتکار، بلکه زنی گرفتار در سیاست بی‌رحم دربار تودورها می‌بینند؛ زنی که احتمالاً قربانی نیاز به مقصر در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ انگلستان شد.

آن‌گونه که سیلویا سوبرتون می‌گوید، هدف این پژوهش‌ها «بیرون کشیدن زنان ندیمه از سایه‌ها» است؛ زنانی که شاهد عروج خیره‌کننده و سقوط فاجعه‌بار آن بولین بودند، اما تاریخ، چهره‌شان را به سیلوئت‌هایی بی‌نام و افسانه‌زده تقلیل داد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا