
اسپرانتو (Esperanto)، زبانی که با هدف صلح، تفاهم و ارتباط میان ملتها ساخته شد، یکی از متناقضترین سرنوشتها را در تاریخ زبانها داشته است: زبانی که برای نزدیکی انسانها طراحی شد، اما از سوی دو دیکتاتور بزرگ قرن بیستم، آدولف هیتلر و ژوزف استالین، بهشدت سرکوب و دشمن تلقی شد. برای درک این تناقض، باید به زندگی خالق آن و فضای تاریخی تولد اسپرانتو بازگردیم.
شهری چندپاره و رویای یک پزشک
در اواخر قرن نوزدهم، شهر بیاویستوک (Białystok) — شهری که زمانی لهستانی، سپس پروسی، بعد روسی و امروز دوباره بخشی از لهستان است — نمونهای فشرده از تنوع قومی و زبانی اروپا بود. در این شهر، لهستانیها، آلمانیها، روسها و یهودیان اشکنازی ییدیشزبان در کنار هم زندگی میکردند، اما هر گروه زبان خود را داشت و با سوءظن و بیاعتمادی به دیگران مینگریست.
در چنین فضایی، لودویک لازار زامنهوف (L.L. Zamenhof)، پزشک یهودی اهل بیاویستوک که در مسکو پزشکی خوانده بود، سالها با یک پرسش اساسی درگیر بود: آیا راهی وجود دارد که انسانها، فارغ از قومیت و مذهب، بتوانند ساده و برابر با هم ارتباط برقرار کنند؟
تولد اسپرانتو؛ «کتاب نخست»

در ۲۶ ژوئیه ۱۸۸۷، زامنهوف کتابی منتشر کرد که بعدها به نام «اُونوا لیبرو» (Unua Libro | «کتاب نخست») شناخته شد. این کتاب، زبان تازهای را معرفی میکرد: اسپرانتو؛ زبانی که زامنهوف سالها برای طراحی آن وقت صرف کرده بود، با این امید که به صلح جهانی کمک کند.
واژگان اسپرانتو عمدتاً از انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، ایتالیایی، لاتین، لهستانی، روسی و ییدیش گرفته شدهاند؛ زبانهایی که زامنهوف با آنها آشنایی داشت. از نظر دستوری، اسپرانتو بیشتر تحت تأثیر زبانهای اروپایی است، اما جالب آنکه برخی نوآوریهایش شباهتهایی به ویژگیهای زبانهای آسیایی، مانند چینی، دارند.
زامنهوف در ابتدای هر چاپ از Unua Libro، بهطور رسمی اعلام کرد که هیچ حق مالکیتی بر این زبان ندارد و اسپرانتو را «دارایی جامعه بشری» دانست.
زبانی برای همه، نه جایگزین زبان مادری
هدف زامنهوف این نبود که اسپرانتو جای زبان مادری مردم را بگیرد. او میخواست اسپرانتو بهعنوان یک زبان دوم بیطرف جهانی استفاده شود؛ زبانی که هیچ ملت یا قدرتی مالک آن نباشد.
اسپرانتو عمداً ساده طراحی شد:
- اسمها جنسیت دستوری ندارند
- فعل بیقاعده وجود ندارد
- املای کلمات کاملاً آوایی است (هر حرف یک صدا دارد)
- تنها ۱۶ قاعده پایه برای کل زبان کافی است
به همین دلیل، یادگیری اسپرانتو نسبت به بیشتر زبانهای طبیعی بسیار آسانتر است.
گسترش جهانی و امید به صلح
اسپرانتو بهسرعت از اروپا فراتر رفت و به آسیا، آمریکای شمالی و جنوبی، خاورمیانه و آفریقا رسید. از سال ۱۹۰۵، گویشوران این زبان هر سال در کنگره جهانی اسپرانتو (World Esperanto Congress) گرد هم آمدند و عملاً از این زبان استفاده کردند.
بین سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۷، زامنهوف ۱۴ بار نامزد جایزه صلح نوبل (Nobel Peace Prize) شد، هرچند هرگز آن را دریافت نکرد.
پس از مرگ او، انجمن جهانی اسپرانتو (Universal Esperanto Association) که هدفش تقویت روابط انسانی از طریق این زبان است، بیش از ۱۰۰ بار برای نوبل صلح نامزد شد — اما همچنان بدون دریافت جایزه.
چرا قدرتها از اسپرانتو ترسیدند؟
مخالفت فرانسه و جامعه ملل
پس از جنگ جهانی اول (World War I) و تشکیل جامعه ملل (League of Nations)، نماینده وقتِ ایران پیشنهاد داد که اسپرانتو بهعنوان زبان روابط بینالملل پذیرفته شود. این پیشنهاد با وتوی نماینده فرانسه روبهرو شد؛ زیرا فرانسه نگران از دست رفتن جایگاه زبان فرانسوی در دیپلماسی بود.
در ۱۹۲۲، دولت فرانسه حتی آموزش اسپرانتو در دانشگاهها را ممنوع کرد و آن را ابزاری برای تبلیغ کمونیسم خواند.
استالین و سرکوب در شوروی
در اتحاد جماهیر شوروی (Soviet Union)، وضعیت اسپرانتو بهتر نبود. دولت استالین، گویشوران اسپرانتو را اعضای یک «سازمان جاسوسی بینالمللی» میدانست. بسیاری از آنها در جریان پاکسازی بزرگ استالین (Great Purge) بازداشت، تبعید یا اعدام شدند.
هیتلر و «توطئه جهانی»

برای آدولف هیتلر (Adolf Hitler)، اسپرانتو چیزی فراتر از یک زبان بود: او آن را مدرکی از توطئه یهودیان برای سلطه بر جهان میدانست.
در دوران رایش سوم (Third Reich)، گشتاپو (Gestapo) دستور داشت که بازماندگان خانواده زامنهوف را شناسایی کند. هر سه فرزند زامنهوف، از جمله لیدیا زامنهوف (Lidia Zamenhof)، در هولوکاست (Holocaust) به قتل رسیدند؛ همانطور که بسیاری از اسپرانتودانان یهودی و غیریهودی جان باختند.
بازگشت تدریجی به رسمیت
با وجود این تاریخ خونین، اسپرانتو از میان نرفت:
- در ۱۹۵۴، یونسکو (Unesco) رسماً با انجمن جهانی اسپرانتو وارد همکاری شد
- در ۱۹۸۵، یونسکو کشورها را به افزودن اسپرانتو به برنامههای درسی تشویق کرد
- در چین، اسپرانتو سالها در چند دانشگاه تدریس شد و حتی موزه اسپرانتو وجود دارد
- در دانشگاه آدام میتسکیهویچ (Adam Mickiewicz University) در لهستان، رشته اینترلینگویستیک (Interlinguistics) به زبان اسپرانتو تدریس میشود
- یونسکو سال ۲۰۱۷ را «سال زامنهوف» اعلام کرد و مجله رسمی آن، Unesco Courier، نسخه اسپرانتویی فصلی منتشر میکند
اسپرانتو امروز؛ زبانی زنده
امروزه تخمین زده میشود که تا دو میلیون نفر در جهان اسپرانتو صحبت میکنند؛ حتی در جنوبگان (Antarctica). منابع رایگان فراوانی برای یادگیری این زبان وجود دارد، از جمله:
- Duolingo
- lernu!
- فرهنگ مصور کامل اسپرانتو
- راهنمای کامل دستور زبان اسپرانتو
- Google Translate
نسخه اسپرانتویی ویکیپدیا در حال حاضر مقالههایی بیشتر از نسخههای دانمارکی، یونانی و ولزی دارد.
«Esperanto» یعنی «امیدوار»
در زبان اسپرانتو، خودِ واژه Esperanto بهمعنای «کسی که امیدوار است» است. شاید در دنیایی پر از جنگ، باور به یک زبان مشترک صلحآفرین سادهلوحانه به نظر برسد.
اما حتی خونینترین جنگها نیز سرانجام با مذاکره پایان مییابند؛ مذاکرههایی که همواره به مترجم نیاز دارند. زامنهوف این پرسش را مطرح کرد که: آیا اگر انسانها از ابتدا زبانی بیطرف و مشترک داشتند، خشونت کمتر نمیشد؟
پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست. اما اسپرانتو، پس از بیش از یک قرن، همچنان زنده است — بهعنوان یادآور این ایده که صلح، پیش از هر چیز، به فهم متقابل نیاز دارد.





