دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی ترکیه

اورهان پاموک از کودکی، خانواده و «موزه معصومیت» گفت؛ اعتراف‌های صمیمی نویسنده برنده نوبل

اورهان پاموک (Orhan Pamuk)، نویسنده سرشناس ترک و برنده جایزه نوبل ادبیات، در گفت‌وگو با برنامه اسلی شافاک (Aslı Şafak) از کتاب تازه‌اش، گذشته شخصی‌اش و رابطه‌اش با خانواده سخن گفت. این گفت‌وگو بیش از هر چیز به دلیل روایت صریح و صمیمانه پاموک از کودکی و دنیای درونی‌اش مورد توجه قرار گرفت؛ جایی که او با لحنی آرام اما صادقانه، از زخم‌های قدیمی، بخشیدن خود و مسیری که در زندگی طی کرده، حرف زد.

اورهان پاموک در بخشی از این مصاحبه جمله‌ای گفت که خیلی زود به یکی از پربازتاب‌ترین بخش‌های گفت‌وگو تبدیل شد. او اظهار کرد که با کودکی‌اش کاملاً آشتی نکرده، اما یاد گرفته است با خودش مهربان‌تر باشد و خود را ببخشد. این جمله، تصویری روشن از درگیری‌های درونی و یک مواجهه طولانی با گذشته را نشان می‌دهد؛ گذشته‌ای که اگرچه به طور کامل از ذهن او پاک نشده، اما حالا با نگاهی پخته‌تر به آن می‌نگرد.

این نویسنده مطرح در ادامه، درباره شکل‌گیری «موزه معصومیت» (Masumiyet Müzesi) نیز توضیحاتی ارائه کرد. پاموک گفت این موزه با پولی که از جایزه نوبل به دست آورده بود، تأسیس شد. او توضیح داد که در آغاز کار، یک خانه کوچک خرید و بدون آنکه به کسی بگوید قصد راه‌اندازی موزه دارد، آرام‌آرام پروژه را پیش برد. به گفته او، این تصمیم آگاهانه بوده، چون باور داشته اعلام چنین ایده‌ای پیش از آماده شدن، کار درستی نیست.

پاموک همچنین تأکید کرد که امروز «موزه معصومیت» به یکی از مکان‌های مورد توجه هم برای بازدیدکنندگان ترک و هم برای گردشگران خارجی تبدیل شده و استقبال گسترده‌ای از آن صورت می‌گیرد. این موضوع برای مخاطبان او جالب بود، زیرا نشان می‌دهد یک اثر ادبی چگونه توانسته در قالبی واقعی و فرهنگی نیز ادامه حیات پیدا کند.

بخش دیگری از صحبت‌های اورهان پاموک به روند اقتباس تصویری از «موزه معصومیت» اختصاص داشت. او فاش کرد که نخستین پیشنهادها برای اقتباس، از خارج از ترکیه آمده بود، اما چون از فیلمنامه‌ها رضایت نداشت، آن روند را متوقف کرد. بعدتر با یک گروه تولید دیگر به توافق رسید و این بار از نتیجه کار ابراز رضایت کرد.

او در عین حال گفت که در جریان تولید، دخالت زیادی نداشته، اما از حاصل نهایی بسیار خوشحال است. همین توضیح کوتاه نشان می‌دهد پاموک در عین حساسیت نسبت به آثارش، ترجیح داده به تیم سازنده نیز فضای کافی برای شکل دادن به روایت تصویری بدهد.

یکی از احساسی‌ترین بخش‌های این گفت‌وگو، جایی بود که پاموک از رابطه‌اش با مادرش سخن گفت. او اظهار کرد که مادرش برای مدتی طولانی، نسبت به مسیر نویسندگی و زندگی هنری او فاصله و تردید داشته است. حتی به گفته خودش، مادرش گاهی او را با این جمله که «هیچ کاری نمی‌کنی» مورد انتقاد قرار می‌داد. پاموک توضیح داد که در آن سال‌ها احساس می‌کرد به‌درستی درک نمی‌شود و همین مسئله برایش نوعی دلخوری و رنج درونی به همراه داشته است.

با این حال، او تأکید کرد که هیچ‌وقت پیوندش را با مادرش قطع نکرد و با گذر زمان، مادرش او را بهتر فهمید؛ هرچند پاموک معتقد است این درک، کمی دیر اتفاق افتاد. همین روایت، لایه‌ای انسانی و عاطفی به گفت‌وگو بخشید و توجه بسیاری را جلب کرد.

در مقابل، رابطه اورهان پاموک با پدرش تصویری کاملاً متفاوت داشت. او گفت که هرگز با پدرش دعوا نکرده و همیشه از سوی او احساس اعتماد و حمایت داشته است. حتی فاش کرد که پدرش از همان ابتدا باور داشته که او روزی جایزه نوبل خواهد گرفت. پاموک این اعتماد را یکی از عناصر مهم شکل‌دهنده شخصیت و مسیر حرفه‌ای خود دانست.

در نهایت، اورهان پاموک با چند جمله ساده اما پرمعنا، تفاوت رابطه‌اش با پدر و مادرش را جمع‌بندی کرد؛ رابطه‌ای آموزشی اما همراه با فاصله با مادر، و پیوندی گرم‌تر و پشتیبان‌تر با پدر. همین صداقت در بیان تجربه‌های شخصی باعث شد این گفت‌وگو فراتر از یک مصاحبه معمولی درباره کتاب و ادبیات، به روایتی تأثیرگذار از زندگی، خانواده و آشتی با خود تبدیل شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا