دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی فیلم «یورش» (Onslaught)؛ ادای دین خونین به سینمای کارپنتر

اگر از شیفتگان دوآتشه‌ی ویدیوهای قدیمی وی‌اچ‌اس و اکشن‌های پرحرارت و بی‌پرده‌ی دهه‌ی هشتاد میلادی باشید، فیلم «یورش» (Onslaught) به کارگردانی آدام وینگارد دقیقاً برای شما ساخته شده است؛ اثری که گویی از دل آرشیوهای خاک‌گرفته‌ی همان دوران کشف شده و ادای احترامی تمام‌عیار و بی‌تعارف به سینمای جان کارپنتر و نخستین کارهای جیمز کامرون به حساب می‌آید. وینگارد پس از ساخت پروژه‌های عظیم و پرهزینه‌ی استودیویی مانند «گودزیلا علیه کونگ»، بار دیگر با همراهی فیلمنامه‌نویس همیشگی‌اش، سایمون برت، به ریشه‌های مستقل و حال‌وهوای تریلرهای کم‌هزینه‌ی دوران اوجش بازگشته تا معجونی سرگرم‌کننده، بی‌رحم و جنون‌آمیز از المان‌های اسلشر، توطئه‌های مرموز نظامی و نبردهای محاصره‌ای خلق کند.

داستان در یک پارک کاروان‌نشین‌ها در دل کویر جریان دارد؛ جایی که سلست با بازی پرانرژی و درخشان آدریا آرجونا، تک‌تیرانداز سابق ارتش که از نشانه‌های ضربه‌ی روحی پس از جنگ رنج می‌برد، مدیریت آن را بر عهده دارد. او که زخم‌های طلاق و ناکامی‌های گذشته را با تمرین‌های مداوم تیراندازی التیام می‌بخشد، با ورود غیرمنتظره‌ی همسر سابقش مواجه می‌شود که دختر خردسال و باهوش آن‌ها، دیزی با بازی بلیک کندی، را نزد او می‌گذارد. هم‌زمان، در یک پایگاه سری و مخوف نظامی در همان حوالی، پروژه‌ای شیطانی تحت هدایت دانشمندی عجیب به نام دکتر هانس کاملر با بازی دن استیونز و همسرش هانا با بازی ربکا هال به نقطه‌ی جوش می‌رسد. سه ابرسرباز جهش‌یافته و دستکاری‌شده‌ی ژنتیکی که تحت شکنجه‌های هولناک آموزش دیده‌اند، با سرکردگی هیولایی بی‌صدا معروف به «قصاب» با بازی الکس پریرا، از قفس گریخته و به هر جنبنده‌ای بر سر راهشان حمله می‌کنند.

وینگارد در فیلم Onslaught تعارف را کنار گذاشته و ضیافتی بصری برای عاشقان اکشن ناب به پا می‌کند. درست همان‌طور که در «حمله به کلانتری ۱۳» شاهد محاصره‌ای نفس‌گیر بودیم یا هیبت توقف‌ناپذیر مایکل مایرز در «هالووین» بر صحنه‌ها سایه می‌انداخت، این هیولاهای مدرن نیز با اره‌برقی، تبر و سلاح‌های سنگین، حمام خون به راه می‌اندازند. هنگامی که پای این مهاجمان خون‌خوار به محل زندگی سلست باز می‌شود، فیلم به یک میدان نبرد تمام‌عیار تبدیل می‌گردد. سلست با چشم آسیب‌دیده‌اش که ناخودآگاه شمایلی شبیه به کاراکتر اسنیک پلیسکن پیدا می‌کند، همراه با همسایگان نامتعارفش—جوشیا با بازی رجینالد ول‌جانسون، پیرمرد کهنه‌کاری که خاطره‌ی مأمور پاول در «جان‌سخت» را زنده می‌کند، و کواکس با بازی اریک وارهیم، کلانتر سرخوش محلی—باید از جان دخترش و قلمروشان در برابر یورش شبانه دفاع کنند.

شاید بزرگ‌ترین چالش فیلم در ریتم یک ساعت نخست آن نهفته باشد؛ جایی که روایت با تأکیدهای مداوم بر شمارش معکوس ساعت و توطئه‌های مرموز دولتی با حضور مأموری به نام سایرس با بازی درو استارکی، میان گذشته و حال سرگردان می‌ماند و دیرتر از حد انتظار به نقطه‌ی اوج محاصره می‌رسد. گریم دن استیونز با آن طاسی ساختگی و بازی کاریکاتورگونه‌اش نیز اگرچه لحظاتی مفرح می‌آفریند، اما گاهی با فضای جدی و تنش‌زای مادری که برای نجات فرزندش می‌جنگد ناهمخوان به نظر می‌رسد. علاوه بر این، ارجاعات سیاسی اثر به بی‌اعتمادی به نهادهای نظامی، در حد یک چاشنی پس‌زمینه باقی می‌ماند و وینگارد ترجیح می‌دهد به جای پرداختن به نقد عمیق جامعه‌شناختی، بر هیجان بی‌وقفه و شلیک گلوله‌ها تمرکز کند.

با این همه، به محض آنکه پرده‌ی نهایی نبرد در پارک کاروان‌ها آغاز می‌شود، فیلم «یورش» تمام پتانسیل نهفته‌اش را آشکار می‌سازد. ترکیب هوشمندانه‌ی فیلمبرداری ارن سوفر با تنالیته‌های آبی و زوم‌های نوستالژیک دهه‌ی هشتاد در کنار موسیقی الکترونیک و سینث‌سایزری پرالتهاب متیو پوستی، اتمسفری پرانرژی و گیرا پدید می‌آورد. آدریا آرجونا توانایی تحسین‌برانگیزی در اجرای صحنه‌های درگیری فیزیکی از خود نشان می‌دهد و تم دفاع مادرانه از فرزند—که یادآور تقابل سارا کانر با ترمیناتور است—بار احساسی لازم را به فیلم تزریق می‌کند. حضور کوتاه چهره‌هایی چون مایکل بین نیز مهر تاییدی بر ادای دین اثر به سینماگران مطرح دهه‌ی هشتاد می‌زند.

Onslaught اثری نیست که بخواهد قواعد سینما را بازنویسی کند یا داستانی پیچیده با پیچش‌های غیرمنتظره ارائه دهد. این فیلم یک بازگشت جسورانه به سینمای بی‌غل‌وغش سبک «گریندهاوس» است که با فواره‌های خون مصنوعی، طراحی صحنه‌های اکشن حساب‌شده و تعلیقی جذاب، هواداران پرشور این ژانر را راضی نگه می‌دارد. وینگارد ثابت کرده که پس از عبور از گرداب پروژه‌های عظیم هالیوودی، همچنان نبض سینمای وحشت و اکشن نوستالژیک را در دست دارد و اثر تازه‌اش، یعنی فیلم «یورش»، تجربه‌ای مهیج و سرشار از آدرنالین را برای مخاطبان رقم می‌زند.

امتیاز

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا