دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد «فقط نقش مرده را بازی کن» (Just Play Dead)؛ قمار مرگ در جزایر قناری

تصور کنید تریلری جنایی و نئونوآر در جزایر خوش‌آب‌وهوا و آفتابی قناری جریان دارد؛ جایی که زن و شوهری ثروتمند و به غایت بدطینت، قصد دارند با یک نقشه‌ی قتل ساختگی سر یکدیگر و شرکت بیمه کلاه بگذارند. روی کاغذ، فیلم «فقط نقش مرده را بازی کن» (Just Play Dead) به کارگردانی مارتین کمبل و با حضور ستارگان سرشناسی چون ساموئل ال. جکسون و اوا گرین، تمام پیش‌نیازهای تبدیل شدن به یک کمدی سیاه پرپیچ‌وخم و مهیج به سبک آثار المور لئونارد یا فیلم‌های جنایی دهه‌ی نود پس از «پالپ فیکشن» را دارد. اما در عمل، نتیجه‌ی کار اثری کسالت‌بار، شلخته و بی‌رمق از آب درآمده که انگار هیچ‌کس، نه پشت دوربین و نه جلوی آن، انگیزه‌ی چندانی برای ساختش نداشته است. فیلم پیش از سرازیر شدن به ورطه‌ی بازارهای دیجیتال و پخش اینترنتی، اکرانی بسیار محدود و کم‌فروغ را تجربه کرده و کاملاً بوی آثاری را می‌دهد که بیشتر برای فرارهای مالیاتی در لوکیشن‌های زیبا ساخته می‌شوند تا خلق سینمایی ناب.

داستان درباره‌ی تبهکاری کهنه‌کار و فاسد به نام جک ولف با بازی ساموئل ال. جکسون است؛ شیادی که در جزایر قناری پنهان شده و سایه‌ی دادگاه و محکومیت به خاطر اختلاس و پول‌شویی سنگین بالای سرش سنگینی می‌کند. او برای رهایی از این مخمصه و نجات دارایی‌هایش نقشه‌ای می‌کشد: صحنه‌سازی مرگ خودش تا همراه همسرش نورا با بازی اوا گرین بتوانند مبلغ هنگفت ۳۰ میلیون دلاری بیمه‌ی عمر را تصاحب کنند. با این حال، جک مالکیت ۵۱ درصدی اموالش را به نام نورا زده تا او نتواند در دادگاه علیه شوهرش شهادت دهد؛ غافل از اینکه نورا که سابقه‌ای پرفرازونشیب داشته، دل خوشی از زندگی با این تبهکار دغل‌باز ندارد و خودش خیلی پیش‌تر به فکر راهی برای خلاص شدن از دست او افتاده است. اینجاست که بازی شطرنج‌گونه‌ی خیانت‌های چندباره و فریب‌های پی‌درپی میان این زوج فوق‌العاده سمی آغاز می‌شود.

فیلمنامه‌ی اثر را دن گوردون بر اساس رمان خودش به نگارش درآورده است؛ نویسنده‌ای باسابقه که این‌بار در بازآفرینی حال‌وهوای رمان‌های کلاسیک جیمز ام. کین ناکام مانده است. مارتین کمبل که روزگاری شاهکارهای اکشنی مثل «کازینو رویال» و «گولدن‌آی» را خلق کرده بود، در فیلم Just Play Dead گویی تصمیم گرفته فیلمنامه را دقیقاً مانند ورق زدن یک رمان حجیم و خسته‌کننده کارگردانی کند. فلش‌بک‌های گاه‌وبیگاه، پرش‌های زمانی مکرر به چند هفته قبل و ارائه‌ی طولانی و شتاب‌زده‌ی اطلاعات از طریق دیالوگ‌های خشک، رمقی برای داستان باقی نگذاشته است. نورا برای اجرای نقشه‌ی مرگبارش دو مهره‌ی ساده‌لوح را وارد بازی می‌کند: کارآگاهی تندمزاج و تازه‌وارد به نام دنی با بازی اوئن مک‌کین که کورکورانه دلباخته‌ی او شده، و موج‌سواری جوان و کم‌عقل به نام چاد با بازی جیسون فرناندز. با وجود هشدارهای بیانکا با بازی ماریا پدرازا، همکار باهوش دنی در اداره‌ی پلیس، دنی عاجزانه از نورا می‌خواهد با او فرار کند اما از تن دادن به قتل امتناع می‌ورزد، و نورا ناچار می‌شود با باج‌گیری، چاد را به مهره‌ی اصلی بدل کند؛ در حالی که جک نیز مخفیانه چاد را خریده تا نورا را قربانی کند.

تنها کسی که در طول فیلم به نظر می‌رسد از حضورش جلوی دوربین تا حدی لذت می‌برد، خود ساموئل ال. جکسون است. او با موهای دم‌اسبی جوگندمی که تا حدی کاراکتر اردل رابی را در «جکی براون» به یاد می‌آورد، و پیراهن‌های همواره باز و تابستانی، بی‌خیال‌ترین تبهکار جزیره است. با این حال، حتی توانایی استثنایی او در ادای تک‌گویی‌های پرخاشگرانه و کاریزماتیک نمی‌تواند فیلمنامه را نجات دهد. در نقطه‌ی مقابل، اوا گرین در نقشی که باید برایش یک پیاده‌روی ساده می‌بود—یک زن افسونگر مرگبار و فریبنده—کاملاً سردرگم و شتاب‌زده ظاهر می‌شود. کمبل در این اثر به‌هیچ‌وجه نتوانسته آن جذابیت و شیمی درخشانی را که سال‌ها پیش میان گرین و دنیل کریگ در باند ۲۱ شاهد بودیم احیا کند. کاراکتر نورا میان خشم و انفعال دست‌وپا می‌زند و طراحی لباس‌های چسبان و نامتناسب او، گویی از تله‌فیلم‌های سطح پایین دهه‌ی نود شبکه‌های کابلی به این فیلم راه یافته است.

فضاسازی اثر در «فقط نقش مرده را بازی کن» بیش از آنکه یک نئونوآر پرتنش باشد، به یک تیزر گردشگری با موسیقی‌های تکراری سامبا شباهت پیدا کرده است. تماشاگرانی که با اشتیاق دیدن نئونوآرهای قدرتمندی چون «غرامت مضاعف» یا «حرارت تن» به تماشای فیلم می‌نشینند، با ملغمه‌ای از شوخی‌های کهنه، لهجه‌های ناهمگون بازیگران فرعی و ریتمی کند روبه‌رو می‌شوند. اگرچه در دقایق پایانی و پرده‌ی آخر فیلم، پیچش‌های داستانی پی‌درپی و اعترافات جنون‌آمیز زوج شرور، بارقه‌هایی گذرا از یک اثر تفننی عامه‌پسند را نشان می‌دهد و پرده از پوچی مضحک نقشه‌ها برمی‌دارد، اما این چرخش‌های دیرهنگام نمی‌توانند خستگی تماشای هفتاد دقیقه روایت بی‌رمق ابتدایی را جبران کنند.

Just Play Dead تلاشی شکست‌خورده برای زنده کردن حال‌وهوای فیلم‌های جنایی طنزآلود و دیالوگ‌محور گذشته است. اثری که نام بیش از سی تهیه‌کننده را در تیتراژ خود یدک می‌کشد اما فاقد حتی یک ذره از شور و حرارت آثار شاخص این ژانر است. فیلم نه موفق می‌شود حس تعلیق واقعی بسازد و نه بازی ذهنی دو زوج ویرانگرش را به یک نبرد تمام‌عیار تبدیل می‌کند؛ در نتیجه فیلم «فقط نقش مرده را بازی کن» بیشتر از آنکه به مخاطب هیجان تزریق کند، او را درست مانند عنوانش، به مرز بی‌حسی و خواب‌آلودگی کامل می‌کشاند.

امتیاز - ۴

۴

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا