دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی «یادداشت‌های من درباره مریخ» (My Notes On Mars)؛ کالبدشکافی یک پیوند گمشده در مه

آیا وقتی کسی را دوست داریم، عاشق جسم و حضور فیزیکی او هستیم یا تصویری ذهنی و آرمانی را که در خیال خودمان ساخته‌ایم می‌پرستیم؟ فیلم سینمایی «یادداشت‌های من درباره مریخ» (My Notes On Mars) به کارگردانی و نویسندگی لیلی هوروات، فیلمساز خوش‌فکر مجارستانی، با طرح همین پرسش هستی‌شناسانه و غریب، تماشاگر را به سفری رازآلود در مرز باریک میان درام زناشویی و علمی‌تخیلی روان‌شناختی دعوت می‌کند. هوروات که پیش از این با آثاری چون «کودک چهارشنبه» در جشنواره کارلووی واری درخشیده بود و با درام روان‌شناختی «تدارکاتی برای با هم بودن برای مدتی نامعلوم» نماینده رسمی سینمای مجارستان در اسکار شد، حالا در سومین فیلم بلند و نخستین تجربه انگلیسی‌زبان خود، اثری ساخته که با افتتاح بخش روزهای ونیز در سال ۲۰۲۶ نگاه‌ها را به سوی خود کشید. این فیلم با گره زدن مفاهیم پیچیده‌ای مثل سوگواری، غرایز اولیه انسانی، ناتوانی در برقراری ارتباط کلامی و کشش غریب ذهن‌های انتزاعی، جاذبه‌ای تماشایی اما پر از معما خلق می‌کند.

داستان با تصویری خیره‌کننده و مسحورکننده آغاز می‌شود؛ مارگو فوگل با بازی تماشایی مک‌کنزی دیویس، اخترفیزیک‌دان برجسته آمریکایی است که به دلیل فشارهای روانی محیط آکادمیک و فرسودگی شغلی، تدریس و پژوهش در ایالات متحده را رها کرده و همراه همسرش سم با بازی دقیق روپرت فرند به ملک روستایی و خانوادگی او در حوالی بوداپست مجارستان نقل مکان کرده است. سم، مردی است پرانرژی و شیفته طبیعت و پرورش اسب‌های اصیل که دلش می‌خواهد همسرش هر چه سریع‌تر با محیط گرم خانوادگی و جمع‌های شلوغ دوستانه‌اش اخت بگیرد. اما مارگو انسانی درون‌گرا و منزوی است که حتی وقتی روی آب استخر رها شده، نگاهش به آسمان و سیاره سرخ دوخته شده است. این شیفتگی بصری با کلوزآپ‌های غریب میکروسکوپی و تلسکوپی از سطح مریخ پیوند می‌خورد؛ تصویری که یادآور فرضیه قرن نوزدهمی پرسیوال لاول درباره کانال‌های آبیاری در مریخ است، فرضیه‌ای که بعدها معلوم شد بازتاب رگ‌های خونی شبکیه چشم خودش در عدسی تلسکوپ بوده است.

مارگو در جریان بازدید از رصدخانه محلی بوداپست، دوباره جرقه‌ای از نبوغ علمی را در خود حس می‌کند و پس از آشنایی کوتاه با یکی از کارکنان جوان رصدخانه به نام الکس با بازی آتاناز بابینچاک، غرق در محاسبات ریاضیاتی پیچیده برای کشف امکان‌پذیری حیات انسانی در مریخ می‌شود؛ محاسباتی موثق که با مشاوره دکتر گایا استاکی دو کی از دانشمندان برجسته ام‌آی‌تی طراحی شده‌اند. اما اصرار سم برای نزدیک‌تر شدن به مارگو، به یک سفر پیاده‌روی اجباری و خسته‌کننده در کوهستان‌های آلپ منتهی می‌شود. مارگو که از بی‌خوابی‌های مفرط و وسواس ذهنی‌اش رمقی برای راه رفتن ندارد، از گروه عقب می‌ماند و ناگهان در ارتفاعات ناپدید می‌شود. پس از جست‌وجوهای بی‌حاصل پلیس، همه تصور می‌کنند که او از صخره سقوط کرده و جان باخته است؛ اما درست در روز برگزاری مراسم یادبود و ترحیمش پس از گذشت چند هفته، ناگهان مارگو دوباره پیدا می‌شود و با بدنی سالم ولی نگاهی کاملاً دگرگون‌شده به خانه برمی‌گردد.

از این نقطه به بعد، اثر My Notes On Mars چرخش تند و جسورانه‌ای از واقع‌گرایی اجتماعی به سوی فضایی نمادین، انتزاعی و تا حدی طنزآلود پیدا می‌کند. مارگوی بازگشته، حافظه‌اش را از دست داده، رفتاری معصوم، غریزی و کودکانه دارد و تنها چیزی که می‌خواهد، خاکستر کردن و نابودی کامل دفترچه‌های پژوهشی مریخ است تا مبادا پای انسان به آن سیاره باز شود. او حتی الکس، کارمند جوان رصدخانه را به عنوان معشوق خود می‌شناسد. اینجاست که درام روان‌شناختی هوروات به آثار درخشانی چون «سولاریس» آندری تارکوفسکی، «همسران استپفورد» و حتی فیلم تحسین‌شده «انواع مهربانی» با هنرنمایی اما استون شبیه می‌شود؛ داستان‌هایی که در آنها زنی از دل حادثه با هویتی مبهم، شبیه به همزاد یا موجودی بیگانه‌تبار بازمی‌گردد. سم تلاش می‌کند همسرش را در قالب همان زنی که آرزویش را داشت بازسازی کند، اما این مواجهه غریب، او را مجبور می‌سازد با خودخواهی‌های سرکوب‌شده خودش روبه‌رو شود.

مک‌کنزی دیویس و روپرت فرند که جایگزین گزینه‌های اولیه یعنی گرتا لی و اندرو اسکات شدند، شیمی فوق‌العاده‌ای روی پرده دارند؛ شیمی زوجی که با وجود تمام ناهمخوانی‌های شخصیتی‌شان، کششی عمیق میان‌شان برقرار است. فیلم‌برداری بافت‌دار و چشم‌نواز رابرت مالی با فرمت سی‌وپنج میلی‌متری، حسی رازآلود از دشت‌های مجارستان و ارتفاعات کوهستانی به تصویر می‌کشد که در هماهنگی با موسیقی اثیری، لایه‌لایه و آرامش‌بخش گابور کرستس، فضایی معلق میان زمین و کهکشان می‌سازد؛ موسیقی درخشانی که لحظات خلوت و درون‌گرایانه موسیقی هانس زیمر در «میان‌ستاره‌ای» را در ذهن تداعی می‌کند.

البته در نیمه دوم، وقتی روایت «یادداشت‌های من درباره مریخ» ابهام‌های اولیه و تمثیل‌های شاعرانه‌اش را کنار می‌زند و کمی بیش از حد به سمت توضیح‌های تحت‌اللفظی و تکرار موتیف‌های رابطه‌محور متمایل می‌شود، فیلم تا حدودی از رمق می‌افتد و ضرب‌آهنگ پیش‌برنده‌اش دچار سکون می‌شود. با این حال، جسارت لیلی هوروات در ساخت اثری که به جای پاسخ‌های دم‌دستی، پرسش‌هایی چندلایه درباره پیوند زناشویی، بازآفرینی هویت و روان‌زخمی‌های درمان‌نشده طرح می‌کند، ستودنی است. اثر My Notes On Mars بیش از آنکه یک علمی‌تخیلی صرف باشد، واکاوی ظریف و شاعرانه‌ای از تنهایی انسان مدرن است؛ روایتی تماشایی از آدم‌هایی که گاهی برای کشف دوباره یکدیگر یا فرار از دل‌مردگی روزمره، باید در رویاهایشان تا دوردست‌ترین افق‌های مریخ پرواز کنند.

امتیاز - ۶٫۱

۶٫۱

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا