دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«تاریخچه صدا»؛ آوای عاشقانه‌ای که به گوش می‌رسد، اما در شیشه‌ای محافظت‌شده باقی می‌ماند

«تاریخچه صدا» (The History of Sound) به کارگردانی الیور هرمانوس و بر اساس داستان کوتاه بن شاتاک، در نگاهی نخست وعده‌ یک عاشقانه بزرگ را می‌دهد؛ فیلمی که با حضور دو ستاره محبوب این روزها، پل مسکال و جاش اوکانر، می‌توانست یک «کوه بروکبک» تازه برای نسل جدید باشد. اما هرمانوس مسیر دیگری را انتخاب کرده است: به جای ملودرامی پر از انفجار احساسی، او روایتی آرام، فروخورده و درون‌گرایانه از رابطه‌ای کوتاه و ماندگار را پیش روی تماشاگر می‌گذارد. نتیجه، فیلمی با ارزش‌های بالای تولید، لحظات لطیف و تصاویری چشم‌نواز است که گاه به شدت تأثیرگذار و گاه بیش از حد مطیع ظرافت‌های خود می‌شود تا جایی که شور و حرارتش را از دست می‌دهد.

روایت به اوایل قرن بیستم و سال‌های پیش و پس از جنگ جهانی اول بازمی‌گردد. لایونل (پل مسکال)، جوانی اهل کنتاکی با استعداد موسیقایی خاص و نوعی هم‌حسی سینستتیک، در سال ۱۹۱۷ در کنسرواتوار موسیقی بوستون با دیوید (جاش اوکانر) آشنا می‌شود؛ نوازنده پیانویی از پس‌زمینه‌ای مرفه که نگاه و صدایش در همان دیدار نخست پیوندی عمیق بین آن دو ایجاد می‌کند.

پس از شبی کوتاه و صمیمی، راه‌شان به اجبار جدا می‌شود؛ جنگ، دیوید را به اروپا می‌برد و لایونل به زادگاهش بازمی‌گردد. این جدایی آغاز عشقی است که در یادها ادامه می‌یابد. دو سال بعد، دعوت دیوید باعث می‌شود این دو به سفری مشترک در جنگل‌ها و روستاهای مین بروند، با هدف ضبط آوازهای محلی بر روی سیلندرهای مومی. این سفر، لحظاتی از هم‌آغوشی، گفت‌وگوهای کم‌کلام و ثبت صداهایی را رقم می‌زند که هم یادگار موسیقی محلی آمریکا هستند و هم نشانه‌ای از پیوند ناگفته این دو مرد.

اما سرنوشت و فاصله‌های زمانی-مکانی، بار دیگر آن‌ها را از هم جدا می‌کند. لایونل در دهه‌های بعد، در ایتالیا و انگلستان مسیر حرفه‌ای و شخصی خود را ادامه می‌دهد، اما خاطره دیوید همواره با اوست؛ حتی ملاقات با همسر دیوید سال‌ها بعد نیز نمی‌تواند این حس را کمرنگ کند.

هرمانوس همان حس و حال فیلم «Moffie» — پرتره‌ای ظریف از تمنای فروخورده — را اینجا نیز به کار می‌گیرد، اما این‌بار به جای ارائه زمینه اجتماعی-سیاسی مفصل، بیشتر بر تجربه شخصی لایونل تمرکز می‌کند. فیلم هیچ‌گاه به‌طور مستقیم به موضوع «گرایش» شخصیت‌ها اذعان نمی‌کند؛ نه برای انکار، بلکه برای آن‌که شور رابطه را در سکوت، نگاه‌ها و لحظات بی‌واسطه تعریف کند.

این انتخاب، گرچه در تضاد با انتظار تماشاگر برای تجربه‌ای پرشور مانند «کوه بروکبک» است، لحنی مینیمالیستی و محجوب ایجاد می‌کند. با این حال، همین رویکرد گاهی به قیمت کاهش تنش داستانی تمام می‌شود و فیلم را به مرحله‌ای می‌برد که بیشتر «نشان می‌دهد» تا «خواهدان داشت که حس شود».

شخصیت‌ها و بازی‌ها

  • پل مسکال در نقش لایونل، با لهجه‌ای آهسته و رفتاری درون‌ریز، بزرگی احساسات شخصیتش را در فروتنی و سکوت منتقل می‌کند. لایونل او همواره حامل نوعی غم ساکت است که حتی در ارتباط با دیگران — از جمله رابطه کوتاه با کلاریسا (اما کانینگ) — نیز حضور دارد.
  • جاش اوکانر در قالب دیوید، آشکارا برون‌گرا‌تر و دارای حضوری گرم‌تر است؛ او قادر است بیننده را به جست‌وجوی لایه‌های پنهان شخصیتش بکشاند، اگرچه فیلم این فرصت را تا حد زیادی محدود به نگاه لایونل می‌کند.
  • کریس کوپر در نقش لایونل سالخورده، با نریشن و بازی کم‌تحرک خود، حلقه اتصال روایت به مضمون اصلی — پیوند عشق و موسیقی — را کامل می‌کند.
  • حضور کوتاه هدلی رابینسون به عنوان همسر دیوید، با مونولوگی تأثیرگذار، به یکی از نقاط اوج احساسی فیلم تبدیل می‌شود.

فیلم‌برداری الکساندر داینن، تضاد بصری بین لوکیشن‌های آمریکای روستایی و سواحل آفتابی ایتالیا را به‌خوبی ثبت می‌کند: رنگ‌های خاکی و تیره برای بخش‌های مین و نیوانگلند، و نور گرم و طلایی برای سال‌های اروپایی.

موسیقی متن الیور کوتس، با ترکیبی از قطعات فولکلور و ملودی‌های حسرت‌آلود، فضایی می‌آفریند که هم به ثبت صداهای محلی وفادار است و هم به درونیات لایونل. استفاده از قطعه «Atmosphere» از جوی دیویژن در اواخر فیلم، همچون ضربه‌ای مدرن به جهان کلاسیک داستان، لحنی تلخ و نوستالژیک به پایان‌بندی می‌بخشد.

«تاریخچه صدا» بیش از آنکه درباره هویت جنسی باشد، درباره خاطره، فقدان و لحظات کوتاهی است که زندگی را شکل می‌دهند. رابطه لایونل و دیوید نه در قالب گفت‌وگوهای طولانی، بلکه در همراهی‌های بی‌کلام، تجربه موسیقی مشترک و جدایی‌های مکرر تعریف می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که چگونه هنر (ضبط صداها) و عشق در هم تنیده‌اند و هر دو در گذر زمان بخشی از حافظه جمعی و شخصی می‌شوند.

با این حال، عدم پرداخت صریح به موانع اجتماعی و خطرات علنی شدن رابطه در آن دوره، باعث می‌شود بخشی از بار دراماتیک که می‌توانست به مورد علاقه مخاطبان امروز تبدیل شود، از دست برود.

نقاط قوت

  • بازی‌های ظریف و کنترل‌شده مسکال و اوکانر که بار اصلی فیلم را به دوش می‌کشند.
  • فضاسازی دقیق هرمانوس که حس دوره تاریخی و جغرافیا را منتقل می‌کند.
  • موسیقی متن برجسته و همخوان با مضمون فیلم.
  • پرداخت شاعرانه به مفهوم ثبت صدا به عنوان استعاره‌ای از ماندگاری عشق و خاطره.

نقاط ضعف

  • ضرباهنگ کند و کمبود کشمکش بیرونی که گاهی باعث می‌شود روایت در دل‌مشغولی‌های خود غرق شود.
  • محدود کردن نگاه به زاویه دید لایونل و کم‌رنگ شدن قوس شخصیتی دیوید.
  • فاصله گرفتن بیش از حد از تنش‌های اجتماعی-تاریخی که می‌توانست بُعدی تازه به داستان بدهد.

«تاریخچه صدا» همان‌قدر که یک عاشقانه محجوب و آرام است، یک درام نوستالژیک درباره لحظاتی گذرا و ثبت‌ناشدنی نیز هست. هرمانوس با تکیه بر تصویر، موسیقی و سکوت، داستانی می‌سازد که نه به دنبال ملودرام باشکوه، بلکه در پی ترسیم ضربان آرام عشقی است که در حافظه‌ای شخصی دفن شده و فقط گاه‌به‌گاه با یک نغمه یا یک صدا بیدار می‌شود. این فیلم برای کسانی که به روایت‌های مینیمالیستی و لحن ملایم علاقه‌مندند، اثری مسحورکننده و ماندگار است؛ اما اگر انتظار عاشقانه‌ای پرشور و ساختارشکن دارید، شاید این صدا برایتان بیش از حد در شیشه حفظ شده باشد.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۲

۷٫۲

جالب

«تاریخچه صدا» روایتی شاعرانه از عشقی فروخورده و ماندگار است که در قاب موسیقی و سکوت شکل می‌گیرد؛ فیلمی با بازی‌های درخشان و موسیقی شنیدنی که بیش از آنکه فریاد بزند، در گوش نجوا می‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا