دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیوننگاهی اجمالی

تب ستاره‌پرستی در دهه ۷۰؛ از فرشتگان چارلی تا جان تراولتا و برت رینولدز

در سال ۱۹۷۹، شلی هک به جمع بازیگران «Charlie’s Angels» پیوست و جایگزین کیت جکسون، یکی از ستاره‌های اصلی این سریال بسیار محبوب شبکه ای‌بی‌سی (ABC) شد. مجموعه‌ای که سال ۱۹۷۶ با موفقیتی چشمگیر آغاز به کار کرد و در دو فصل نخست یکی از ۱۰ برنامه پربیننده تلویزیون بود. طرفداران عاشق داستان‌های نامتعارف سریال، از پیست‌های اسکیت گرفته تا مسابقات اتومبیل‌رانی، و البته موهای زیبای فرح فاست-میجرز بلوند و کیت جکسون و جکلین اسمیت موخرمایی بودند. تا فصل چهارم، میزان بینندگان کاهش یافته بود، اما شیفتگی مخاطبان نسبت به ستاره‌های سریال همچنان حدومرز نداشت.

شلی هک در گفت‌وگو با مجله تی‌وی گاید (TV Guide Magazine) به یاد آورد که قرار بود یکی از قسمت‌ها در سنت توماس فیلم‌برداری شود: «وقتی از هواپیما پیاده شدم، انگار هشت میلیون عکاس پاپاراتزی آنجا بودند. اطرافم را نگاه کردم تا سوفیا لورن را پیدا کنم، اما آن‌ها برای من آمده بودند. باورم نمی‌شد.»

البته او باید این استقبال را باور می‌کرد. ستاره‌های «Charlie’s Angels» دقیقا در مرکز شیفتگی آمریکایی‌ها به چهره‌های محبوب سینما و تلویزیون قرار داشتند؛ تبی که در دهه ۱۹۷۰ به بالاترین حد خود رسیده بود. بی‌دلیل نبود که آن دوره را «دهه من» می‌نامیدند. این عبارت به‌خوبی بیانگر اشتیاق مردم برای دنبال کردن خواسته‌های شخصی‌شان بود و یکی از این خواسته‌ها، تحسین ستاره‌های جوان و زیبایی بود که لبخندهای خیره‌کننده‌شان روی جلد «Tiger Beat» و بسیاری از مجلات جریان اصلی خودنمایی می‌کرد.

تلویزیون در آن دوران حال‌وهوای کاملا متفاوتی داشت. مخاطبان باید یک هفته منتظر می‌ماندند تا دوباره فونزی با بازی هنری وینکلر را در «Happy Days» ببینند که با ضربه مشت بسته‌اش دستگاه پخش موسیقی را راه می‌اندازد؛ یا تازه‌ترین تعقیب‌وگریز پرسرعت پانچ با بازی اریک استرادا و جان با بازی لری ویلکاکس را در «CHiPs» تماشا کنند. شوخی‌های میان جک با بازی جان ریتر، کریسی با بازی سوزان سامرز و جنت با بازی جویس دویت در «Three’s Company» نیز از جذابیت‌های هفتگی تلویزیون بود. البته همه منتظر بودند تا جان تراولتا در «Welcome Back, Kotter» عبارت معروف «بااا، بااا، باربارینو!» را با آواز و رقص اجرا کند و حتی با وجود قابل پیش‌بینی بودنش، از ته دل بخندند.

سینما هم تجربه دیگری بود؛ فیلم‌ها هر زمان که اراده می‌کردید در دسترس نبودند. تماشاگران با هیجان در سالن می‌نشستند تا ببینند برت رینولدز و سالی فیلد این بار در «Smokey and the Bandit» چه ماجرایی می‌آفرینند، در حالی که کلانتر بیوفورد تی. جاستیس در تعقیبشان بود. آن‌ها با تک‌تک لحظات عاشقانه رابرت ردفورد و باربرا استرایسند در «The Way We Were» به رویا فرو می‌رفتند و ضرباهنگ موسیقی دیسکو را با قدم‌های خیابانی تراولتا در آغاز «Saturday Night Fever» می‌شمردند.

حال‌وهوای خود آن دوران نیز متفاوت بود. «دهه من» پس از دهه بیش‌ازحد جدی ۱۹۶۰، دوره‌ای برای توجه به خواسته‌های فردی و لذت بردن از زندگی به شمار می‌رفت. به یک معنا، مردم به استراحتی پس از روزهای تاریک، پرتنش و آکنده از جنگ و ترور نیاز داشتند؛ فرصتی برای رها شدن. ستاره‌های محبوب آن دوران نیز نمادهایی جسور، خلاق، آسیب‌پذیر و زیبا از همین میل به آزادی بودند.

شاید هیچ‌کس بهتر از دیوید کسیدی ظاهر و سبک آن دوره را نمایندگی نمی‌کرد؛ ستاره‌ای با لبخندی بزرگ و موهای پرپشت فرق‌وسط که همه را تشویق می‌کرد با ترانه «Get Happy» شاد باشند. هنگام تماشای او و خواهر زیبایش در «The Partridge Family» با بازی سوزان دی، یا مبارزان جذاب علیه جرم و جنایت در «Charlie’s Angels»، می‌شد حدس زد که نور شهرت قرار نیست برای همیشه بتابد. بااین‌حال، این نور چنان درخشان بود که فراموش کردنش ناممکن به نظر می‌رسید. حالا چند دهه گذشته و واقعا هم کسی آن دوران را فراموش نکرده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا