دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیردانستنیمجله فرا

تفنگداران چگونه کار می‌کردند؟

از واقعیت‌های تاریخی تا الهام ادبی «سه تفنگدار» الکساندر دوما

«کلاهش را با یک دست بلند می‌کند و با دست دیگر شمشیرش را می‌کشد»؛ دارتانیان دلیر همراه با سه یار خود به نبرد پنج نگهبان کاردینال ریشلیو می‌تازد. این صحنه نفس‌گیرِ آغازین رمان «سه تفنگدار» («The Three Musketeers») اثر الکساندر دوما (Alexandre Dumas) یکی از خاطره‌انگیزترین تصویرهای ادبیات ماجراجویانه است. قهرمان جوان با قلبی تپنده، ضربات شمشیر حریف کهنه‌کارش را دفع می‌کند؛ اگر پیروز نشود، هم رویای تفنگدار شدن را می‌بازد و هم شاید جانش را.

اما پشت این رمان پرهیجان، تاریخِ واقعی گروهی از سربازان نخبه قرار دارد که قرن‌ها پیش از انتشار کتاب، واقعاً زندگی می‌کردند: تفنگداران گارد (Musketeers of the Guard) فرانسه در قرن هفدهم. دوما، همان‌طور که شکسپیر از تاریخ برای نمایش بهره می‌گرفت، تاریخ را به خدمت داستان آورد؛ «سه تفنگدار» در ۱۸۴۴ نوشته شد، بیش از دو قرن پس از رخدادهای واقعی.

تفنگداران واقعی محافظان شخصی شاه فرانسه، لویی سیزدهم (Louis XIII)، بودند. نامشان را از «تفنگ فتیله‌ای» یا ماسکت (Musket) گرفتند؛ سلاحی پیشرفته و گران‌قیمت در زمانه‌ی خود که هم نماد پرستیژ دربار بود و هم نیرویی مرگبار. هرچند در زندگی روزمره و دوئل‌ها، بیش از هر چیز با شمشیر مهارت داشتند.

تا دهه‌های میانی قرن نوزدهم و اوج «دوران رمانتیسم» (Romantic Era)، مخاطبان شیفته روایت‌های سربازان جسور، دوئل‌ها و لباس‌های رنسانسی بودند. در ادامه، با تکیه بر تاریخ، به این می‌پردازیم که تفنگداران چه کسانی بودند، با چه سلاح‌هایی می‌جنگیدند و چه نسبت‌هایی با همتایان داستانی‌شان داشتند.

تفنگ تفنگداران؛ از باروت تا بایونت

جنگ‌های سده‌های میانه با زره و شمشیر و نیزه شناخته می‌شدند؛ اما با ورود باروت (Gunpowder) که ریشه‌اش به چینِ حدود سال ۱۰۰۰ میلادی می‌رسد، همه‌چیز تغییر کرد. انفجار گازهای داغ در لوله فلزی، گلوله‌ای را با سرعت زیاد پرتاب می‌کرد و کم‌کم توپ‌ها، قلعه‌ها را از اعتبار انداختند و سلاح‌های دستی، میدان نبرد را متحول کردند.

نخستین سلاح‌های دستی، «توپ دستی» (Hand Cannon)، خشن و کم‌دقت بود و حتی توان نفوذ در زره‌های سنگین را نداشت. اثر اصلی‌شان ترساندن دشمن با آتش و دود و صدا بود. رفته‌رفته آرکوبوز (Arquebus) با قنداق شانه‌ای در اوایل قرن شانزدهم پدید آمد؛ دقت بهتر شد، اما هنوز نفوذ کافی نداشت و با چخماق فتیله‌ای (Matchlock) شلیک می‌شد.

در اواخر قرن شانزدهم، اسپانیایی‌ها سلاحی سنگین به نام موشکتو (Moschetto؛ «شاهینک») ساختند که به تکیه‌گاه چنگالی نیاز داشت. فرانسوی‌ها آن را موسکیت (Mousquit) و انگلیسی‌ها ماسکت (Musket) نامیدند. این سلاح با گلوله‌ای سنگین، زره فولادی شوالیه‌ها را می‌شکافت و به سلطه جنگاوران زره‌پوش پایان داد.

کار با ماسکت نیروی بدنی و شجاعت می‌خواست؛ وزنش به حدود ۲۰ پوند (۹ کیلوگرم) می‌رسید و گلوله‌ای نزدیک به یک اینچ (۲٫۵ سانتی‌متر) شلیک می‌کرد. تفنگداران در کنار نیزه‌داران (Pikemen) می‌جنگیدند تا هنگام پرکردن سلاح محافظت شوند.

نوآوری بعدی چخماق سنگی (Flintlock) در اواخر قرن هفدهم بود که شلیک در هوای بارانی را ممکن کرد و سلاح‌ها را سبک‌تر ساخت. با افزودن بایونت / سرنیزه (Bayonet) به دهانه لوله، نیاز به نیزه‌داران هم برطرف شد. این ترکیب تا بیش از یک قرن سلاح اصلی ارتش‌ها بود؛ همان تفنگی که در جنگ استقلال آمریکا (American Revolutionary War) به کار رفت.

تفنگداران گارد فرانسه

به‌طور فنی هر سربازی با ماسکت «تفنگدار» بود؛ اما عنوان افتخاری به محافظان شخصی لویی سیزدهم تعلق داشت. این گروه در ۱۶۲۲ شکل گرفت. وظیفه‌شان حفاظت از شاه و خاندانش بود؛ مأموریتی حیاتی در عصر توطئه‌ها، جنگ‌های مذهبی و ترور. پدر لویی سیزدهم، آنری چهارم (Henri IV)، در ۱۶۱۰ ترور شده بود.

تفنگداران در محاصره لا روشل (La Rochelle) علیه هوگنوها (پروتستان‌ها) جنگیدند؛ رخدادی که در رمان دوما پررنگ است. آنان به نظم، آموزش و «روحیه گروهی» شهره بودند و بعدها یونیفورم‌هایی آبی با گلدوزی‌های نقره‌ای و تزیینات زرین پوشیدند که خود هیبتی بازدارنده داشت.

عضویت در گارد معمولاً برای اشراف یا وابستگان طبقه حاکم آسان‌تر بود؛ نه لزوماً ثروتمند، بلکه «متصل». شمارشان بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ نفر تغییر می‌کرد و تا ۱۸۱۶، با فراز و نشیب، به پادشاهی فرانسه خدمت کردند؛ تا این‌که به‌دلیل کمبود بودجه منحل شدند.

با آن‌که ماسکت مهارت تخصصی آنان بود، در حفاظت روزمره از شاه کاربرد چندانی نداشت و دوئل‌ها با آن انجام نمی‌شد. سلاح نجیبانه دوئل تا اواخر قرن هجدهم شمشیر بود و تفنگداران راپیر (Rapier)های ظریف حمل می‌کردند؛ از همین روست که رمان دوما لبریز از شمشیربازی است و تیراندازی کمتر دیده می‌شود.

کاردینال و سیاست

کاردینال ریشلیو (Cardinal Richelieu) وزیر اعظم لویی سیزدهم و قدرتمندترین سیاستمدار زمانه بود. او گاردِ خود را داشت که در رمان نقش دشمن را می‌گیرد، اما در واقع به تحکیم قدرت سلطنت و هدایت دیپلماسی فرانسه کمک کرد.

تفنگدارانِ الکساندر دوما

دوما (معروف به «پِر» یا Dumas père، برای تمایز از پسرش) رمان را بر پایه خاطرات نیمه‌داستانی تفنگداری به نام دارتانیان (D’Artagnan) نوشت. دارتانیان واقعی در ۱۶۳۲ به گارد پیوست، بیشتر زیر فرمان لویی چهاردهم (Louis XIV) خدمت کرد، به فرماندهی رسید و در ۱۶۷۳ در جنگ کشته شد. اتوس (Athos)، پورتوس (Porthos) و آرامیس (Aramis) نیز الهام‌هایی واقعی با نام‌هایی مشابه داشتند.

رمان ابتدا به‌صورت پاورقی در نشریه «لو سی‌کل» (Le Siècle) در ۱۸۴۴ منتشر شد و با تعلیق‌های پی‌درپی، فوراً محبوبیت یافت. دوما تاریخ پیچیده را به داستانی از عشق و توطئه و ماجراجویی بدل کرد؛ از آمدن دارتانیانِ گاسپانی به پاریس تا درگیری‌های درباری، نقش می‌لِیدی (Milady) و پیوستن قهرمان به صف تفنگداران.

دوما پرکار بود و حتی دستیارانی داشت؛ اما روایتگری‌اش زنده و انسانی ماند. این داستان بارها به سینما و تئاتر راه یافت؛ از نسخه‌های صامت و کارتونی تا فیلم سه‌بُعدی ۲۰۱۱ با بازی لوگان لرمن (Logan Lerman).

نکته‌های جالب

  • شیرینی «۳ تفنگدار» («۳ Musketeers») محصول شرکت مارس (Mars) در ۱۹۳۲ عرضه شد؛ ابتدا سه نوگاتِ طعم‌دار داشت و بعدها به یک شکلات واحد تبدیل شد، اما نام را حفظ کرد.
  • در ۲۰۰۲، بنا به دستور ژاک شیراک (Jacques Chirac)، بقایای الکساندر دوما به پانتئون (Panthéon) پاریس منتقل شد؛ با تابوتی که تفنگدارانِ لباس‌پوش حمل می‌کردند.

تفنگداران واقعی، ترکیبی بودند از فناوری نوین جنگ (ماسکت)، مهارت سنتی (شمشیر)، اشرافیت درباری و وظیفه‌ای حساس: حفاظت از تاج‌وتخت. الکساندر دوما با وام‌گیری از همین واقعیت‌ها، افسانه‌ای ساخت که هنوز زنده است؛ افسانه‌ای از رفاقت، شجاعت و این شعار معروف: «همه برای یکی، یکی برای همه».


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا