دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیردانستنیمجله فرا

بانوی اول آمریکا؛ این لقب و جایگاه چگونه کار می‌کند؟

نقشی غیررسمی اما قدرتمند؛ از میزبانی کاخ سفید تا سیاست، رسانه و افکار عمومی

در یک روز عادی، بانوی اول ایالات متحده آمریکا (First Lady of the United States – FLOTUS) زیر فشارهای گوناگون قرار دارد. از صبح زود تا شب ممکن است میزبانی ضیافتی برای دیپلمات‌های خارجی را بر عهده داشته باشد، در برابر کنگره (Congress) شهادت بدهد، به رئیس‌جمهور ــ که همسرش است ــ مشاوره دهد، بیانیه‌ای را مقابل ده‌ها خبرنگار تلویزیونی قرائت کند و هم‌زمان بر بازسازی اتاقی در کاخ سفید (White House) نظارت داشته باشد؛ آن هم در حالی که لباسی بر تن دارد که شاید بعدتر منتقدان بگویند رنگش انتخاب درستی نبوده است.

تولد یک نقش بدون عنوان رسمی

وقتی مارتا واشینگتن (Martha Washington) در سال ۱۷۸۹ بانوی اول شد، هیچ الگوی قبلی‌ای برای این جایگاه وجود نداشت. مانند دیگر زنان طبقات بالای جامعه در آن زمان، مسئولیت اصلی او اداره خانه بود؛ اما این‌بار خانه، اقامتگاه رئیس‌جمهور آمریکا بود و او باید از مردان بلندپایه و خانواده‌هایشان پذیرایی می‌کرد. او را «لیدی واشینگتن» (Lady Washington) می‌نامیدند؛ نامی که هم از روی محبت بود و هم به دلیل آن‌که ایالات متحده نوپا هنوز عنوان رسمی برای این جایگاه نساخته بود.

پس از او، همسران روسای‌جمهور با عنوان‌هایی چون «لیدی» یا حتی «خانم رئیس‌جمهور» خطاب می‌شدند. منتقدانِ تندرو گاهی با طعنه از القابی نظیر «عالی‌جناب» یا «بانوی ریاست» (Presidentress) استفاده می‌کردند که یادآور عناوین سلطنتی بریتانیا بود. نخستین کاربرد مستند عبارت «بانوی اول» زمانی ثبت شد که رئیس‌جمهور زکری تیلور (Zachary Taylor) در سوگ‌نامه‌ای برای دالی مدیسون (Dolley Madison) او را «بانوی اول ایالات متحده برای نیم قرن» نامید.

در سال ۱۸۵۸، رئیس‌جمهور مجرد جیمز بوکنن (James Buchanan) از برادرزاده‌اش هریت لین (Harriet Lane) خواست تا میزبان کاخ سفید باشد. مطبوعات که نمی‌دانستند او را چگونه خطاب کنند، با پیشگامی نشریه Leslie’s Illustrated Newspaper لقب «بانوی اول» را برایش به کار بردند. کمی بعد این عنوان برای مری تاد لینکلن (Mary Todd Lincoln) تثبیت شد و با ورود لوسی هیز (Lucy Hayes)، نخستین بانوی اول دارای تحصیلات دانشگاهی، تقریباً به‌طور انحصاری مورد استفاده قرار گرفت. هرچند این عنوان رسمی نیست، اما دست‌کم در ۲۶ دولت مختلف برای همسر رئیس‌جمهور (یا میزبان منصوب کاخ سفید) به کار رفته است.

جایگاهی خارج از قانون اساسی، اما واقعی

نقش بانوی اول فراآئینی / فراقانونی (Extraconstitutional) است؛ یعنی در قانون اساسی آمریکا هیچ شرحی از وظایف، حدود اختیارات یا قدرت او نیامده است. مردم هم او را انتخاب نمی‌کنند؛ این جایگاه از طریق ازدواج (یا در موارد خاص، با دعوت برای میزبانی) به دست می‌آید. با این حال، در بیش از ۲۰۰ سال گذشته، بانوان اول این نقش را با توجه به شخصیت، شرایط کشور و رویکرد دولت‌ها تفسیر و بازتعریف کرده‌اند.

مهم‌ترین وظیفه تاریخی بانوی اول، میزبانی کاخ سفید است. بانوان اول آغازین مانند مارتا واشینگتن، ابیگیل آدامز (Abigail Adams) و دالی مدیسون، لحن این نقش را تعیین کردند: از یک سو باید «مردمی» می‌بودند تا با سنت‌های سلطنتی فاصله بگیرند و از سوی دیگر، برای جدی گرفته شدن آمریکا در عرصه جهانی، شکوه و وقاری در حد دربارهای بزرگ از خود بروز می‌دادند.

میزبانی صرفاً به معنای برگزاری مهمانی نیست. به گفته سالی کویین (Sally Quinn)، کارشناس آداب ورسوم واشینگتن، «پذیرایی سیاسی و دیپلماتیک در واشینگتن هرگز تفریحی نیست؛ بلکه بخشی از کار است». بانوی اول همچنین مدیر امور داخلی اقامتگاه رئیس‌جمهور است: نظارت بر بازسازی‌ها، تزئینات فصلی، تدارک رویدادها و حتی ایفای نقش متولی میراث تاریخی کاخ سفید.

تریبون اجتماعی و نفوذ سیاسی

بانوی اول یک چهره بین‌المللی شناخته‌شده است و می‌تواند از این موقعیت برای حمایت از مسائل اجتماعی بهره ببرد. از این رو، هر بانوی اول معمولاً یک «سکوی فعالیت» یا پروژه نمادین دارد: از حقوق حیوانات (فلورنس هاردینگ)، تا زیباسازی محیط‌زیست (کلودیا «لِیدی برد» جانسون) و سوادآموزی (باربارا بوش). این فعالیت‌ها اغلب حتی پس از پایان دوره حضور در کاخ سفید ادامه می‌یابند.

از نیمه دوم قرن بیستم، بانوان اول نقش‌های سیاسی‌تری بر عهده گرفتند؛ در کارزارهای انتخاباتی همسرانشان شرکت کردند، برای سیاست‌ها حمایت جلب کردند و گاه به‌عنوان مشاور غیررسمی رئیس‌جمهور عمل کردند.

بودجه، کارکنان و دفتر کار

اگرچه بانوی اول حقوق دریافت نمی‌کند، اما بودجه و کارکنانی در اختیار دارد. تا پیش از قرن بیستم، هزینه‌های پذیرایی را رئیس‌جمهور و همسرش از جیب می‌پرداختند. این روند در سال ۱۹۷۸ تغییر کرد؛ زمانی که جیمی کارتر (Jimmy Carter) قانون عمومی ۹۵–۵۷۰ را تصویب کرد که بودجه و کارکنان رسمی برای بانوی اول فراهم می‌کرد.

به گفته رابرت پی. واتسون (Robert P. Watson)، استاد علوم سیاسی، فعالیت‌های بانوی اول در سه دسته می‌گنجد:

  • امور اجتماعی
  • روابط با رسانه‌ها
  • مسائل سیاست‌گذاری

اندازه و ترکیب کارکنان به گستره فعالیت‌ها بستگی دارد. برای نمونه، ژاکلین کندی (Jackie Kennedy) نخستین بانوی اولی بود که یک دبیر مطبوعاتی استخدام کرد. برخی سمت‌ها تقریباً همیشگی‌اند: رئیس دفتر، دبیر مطبوعاتی، مدیر پروژه‌ها و سیاست، مدیر برنامه‌ریزی و تشریفات، و منشی امور اجتماعی.

دفتر بانوی اول از زمان دولت آیزنهاور (Eisenhower) در بال شرقی کاخ سفید (East Wing) قرار دارد. با این حال، هیلاری کلینتون (Hillary Clinton) در ۱۹۹۳ دفترش را به بال غربی (West Wing) منتقل کرد تا به رئیس‌جمهور و تیمش نزدیک‌تر باشد؛ اقدامی که بحث‌برانگیز شد.

سیر تحول تاریخی بانوی اول

واتسون شش دوره تاریخی برای این نقش قائل است:

  1. دوره ملکه‌گون (۱۷۸۹–۱۸۱۷): از مارتا واشینگتن تا دالی مدیسون؛ تمرکز بر شأن ملی و میزبانی باشکوه.
  2. دوره سادگی مردمی (۱۸۱۷–۱۸۶۹): بانوان ساده‌زیست با ریشه‌های مردمی؛ هم‌زمان با جنگ داخلی و بازسازی.
  3. دوره آموزش و هنر (۱۸۶۹–۱۹۰۱): افزایش تحصیلات زنان و زمزمه‌های جنبش حق رأی.
  4. دوره بانوی اول مدرن (۱۹۰۱–۱۹۴۵): مشارکت فعال در سیاست؛ اوج آن با النور روزولت (Eleanor Roosevelt).
  5. دوره رسانه‌محور (۱۹۴۵–۱۹۷۴): تمرکز رسانه‌ها بر ظاهر و تشریفات؛ کاهش نقش سیاسی.
  6. دوره شراکت سیاسی (۱۹۷۵ تا امروز): از بتی فورد (Betty Ford) تا لورا بوش (Laura Bush) و فراتر؛ بازگشت به سیاست‌گذاری، به‌ویژه با نقش پررنگ هیلاری کلینتون در اصلاحات نظام سلامت.

بانوی اول و افکار عمومی

ارزیابی بانوی اول دشوار است؛ او انتخاب نشده اما همواره در کانون قضاوت عمومی است. مری تاد لینکلن نمونه‌ای تاریخی از انتقادهای تند بود؛ از ولخرجی و پوشش گرفته تا اتهامات سیاسی. این انتقادها اغلب شخصی‌تر از انتقادهای وارد بر رئیس‌جمهورند.

بانوی اول باید میان سه وظیفه اصلی (اجتماع، رسانه، سیاست) تعادل برقرار کند؛ اگر بیش از حد به تشریفات بپردازد، متهم به ولخرجی می‌شود و اگر در سیاست فعال شود، به دخالت در کار رئیس‌جمهور. افزون بر این، از او انتظار می‌رود هم‌زمان نماد خانواده‌دوستی نیز باشد.

نخستین نظرسنجی رسمی از محبوبیت بانوی اول در ۱۹۳۹، در دوران النور روزولت انجام شد. پس از او، ژاکلین کندی و هیلاری کلینتون بیش از دیگران موضوع نظرسنجی‌ها بودند.

بانوی اول، اگرچه عنوانی غیررسمی و خارج از قانون اساسی دارد، اما نقشی پرنفوذ در سیاست، دیپلماسی، فرهنگ و افکار عمومی آمریکا ایفا می‌کند. تا زمانی که آمریکا نخستین رئیس‌جمهور زن خود را انتخاب نکند، این جایگاه همچنان میان سنت‌های زنانه تاریخی و شراکت‌های سیاسی مدرن در نوسان خواهد بود؛ و این‌که بانوی اول آینده چگونه قدرت و نفوذ خود را اعمال کند، همچنان پرسشی باز باقی می‌ماند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا