دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

تماس با جاسوس؛ روایتی پرتعلیق از قهرمانان خاموش جنگ جهانی دوم»

نقد و بررسی فیلم «تماس با جاسوس» (A Call to Spy)

فیلم «تماس با جاسوس» (A Call to Spy) ساختهٔ لیا دین پیلچر و با فیلمنامهٔ سارا مگان توماس ـ که خودش یکی از نقش‌های اصلی را ایفا و تولید کرده است ـ یکی از آن آثار تاریخی کمیاب است که به‌جای بازگویی رویدادهای شناخته‌شده، پرده از چهره‌های ناشناخته و زوایای کمتر گفته‌شدهٔ تاریخ برمی‌دارد. این بار، تمرکز بر گروهی از زنان جاسوس در سازمان مخفی SOE بریتانیا در جنگ جهانی دوم است؛ زنانی که در دوران اشغال فرانسه توسط نازی‌ها مأموریت‌های غیرمعمول، خطرناک و مرگبار انجام دادند، و تا همین اواخر نام و داستانشان در حاشیه مانده بود.

در سال ۱۹۴۰، پس از سقوط فرانسه، انگلیس ناگهان با یک بحران اطلاعاتی مواجه شد؛ از آن سوی کانال مانش، خبری قابل اعتماد نمی‌رسید. به همین دلیل، سازمان SOE تأسیس و به کارگیری زنان به‌عنوان جاسوس و مأمور مخفی آغاز شد. تصور این بود که زنان می‌توانند در سرزمین‌های اشغالی آزادتر از مردان رفت‌وآمد کنند و کمتر ظن‌برانگیز باشند. مأموریت‌ها شامل خرابکاری، براندازی و حمایت از نیروهای مقاومت بود.

رهبر این برنامه، ویرا اتکینز (با بازی استانا کاتیک) زنی یهودی و مهاجر از رومانی بود که وظیفه یافت از میان نظامیان و غیرنظامیان، زنان باصلاحیت را جذب کند. نیاز اصلی به اپراتورهای بی‌سیم و زنان مسلط به زبان فرانسه سبب شد که گروهی متنوع از داوطلبان در کنار هم جمع شوند؛ زنانی که نه‌تنها با خطر کشته‌شدن رودررو بودند، بلکه هنگام اعزام، قرص سیانور به دستشان داده می‌شد تا اگر به دام گشتاپو افتادند، راهی برای پایان دردناک اما کنترل‌شده داشته باشند.

فیلم داستان خود را در سه خط اصلی پیش می‌برد:

  1. ویرجینیا هال (سارا مگان توماس) – زن آمریکایی با پای مصنوعی که پیش‌تر به‌دلیل ناتوانی جسمانی بارها از ورود به دستگاه دیپلماسی محروم شده بود. تسلط به فرانسه و انگیزهٔ قوی برای خدمت، او را گزینه‌ای جسورانه برای اتکینز کرد، آن هم در برابر مخالفت همکاران مرد. مأموریتش: ارتباط با نیروهای مقاومت در لیون و سازمان‌دهی عملیات خرابکاری علیه محموله‌های نظامی آلمان.
  2. نور عنایت‌خان (رادیکا آپته) – شاهزاده‌ای با اصالت هندی–روسی و اپراتوری بی‌سیم بسیار ماهر. کار او در فرانسه، ارسال پیام‌های فوری به لندن از نقاط پنهان و متحرک بود؛ کاری که هر لحظه می‌توانست با شنود سیگنال‌ها توسط دشمن به دستگیری یا مرگ منجر شود.
  3. ویرا اتکینز – در لندن، زیر فشارهای اداری و سوءظن مقامات بالا به وفاداری‌اش، به‌خاطر تابعیت رومانیایی و وضعیت خاص دوران جنگ. هراس از بازگشت اجباری به رومانی، جایی که متحد آلمان‌ها بود، سایه‌ای مداوم بر زندگی‌اش انداخته بود.

توماس با پژوهش دقیق، مصاحبه با خانواده‌های این زنان و جمع‌آوری اسناد تاریخی، روایتی ساخته که بدون حواشی اضافی به قلب ماجرا می‌زند. هیچ خط عاشقانهٔ ساختگی یا روایت جانبی بی‌دلیل وجود ندارد؛ تمرکز کامل بر شجاعت، ازخودگذشتگی و خطرات واقعی این مأموریت‌هاست. فیلم با پرش‌های سریع میان لندن و فرانسه، و با حفظ ریتم پرانرژی، فضای پرتنش جنگ را بازآفرینی می‌کند.

دیالوگ‌ها گاه لحنی معاصر پیدا می‌کنند که ممکن است با فضای تاریخی ناهمخوان به‌نظر برسد ـ بعضی جملات انگیزشی شبیه «تو می‌توانی، دختر!» ـ اما این لغزش‌های اندک، آسیبی جدی به بدنهٔ اثر وارد نمی‌کنند، چون بار اصلی بر دوش داستان و شخصیت‌هاست.

روایت ویرجینیا هال به‌تنهایی جلوه‌ای سینمایی دارد: در مقطعی، او به هدف شمارهٔ یک گشتاپو در فرانسه بدل شد. کلاوس باربی، رئیس گشتاپو، گفته بود: «حاضرم هرچه دارم بدهم تا دستم به آن زن لنگ کانادایی برسد» — با اینکه هال آمریکایی بود، این اشتباه برای او فرقی نمی‌کرد. باربی شبکه‌ای گسترده برای یافتن او به راه انداخت و هال با فعالیت‌های تخریبی و سازمان‌دهی مقاومت، بارها نقشه‌های آنان را برهم زد.

از سوی دیگر، نور عنایت‌خان، با اجرای آپته، چهره‌ای دلنشین اما مصمم است؛ زنی که در زیرزمین‌ها و اتاق‌های نمور، با پلیس در حال کوبیدن به در، پیام‌های حیاتی را مخابره می‌کند. ترس دائمی در چهرهٔ او دیده می‌شود، اما اراده‌اش بر ترس غلبه می‌کند.

«تماس با جاسوس» موفق می‌شود فضای فرانسهٔ اشغال‌شده را با نور، قاب و جزئیات دقیق بازتاب دهد: شهری پر از جاسوس، خبرچین، مبارزان مخفی و مأموران دوجانبه، جایی که اعتماد کالایی کمیاب و خطر همه‌جا حاضر است.

فیلم «تماس با جاسوس» بیش از آنکه یک اثر صرفاً سرگرم‌کننده باشد، یک ادای احترام به زنانی است که در سال‌های تاریک جنگ جهانی دوم وظایفی فراتر از توان و امنیت معمول برعهده گرفتند و بی‌هیاهو جان باختند یا از جهنم اسارت جان سالم به در بردند.

سارا مگان توماس با فیلمنامه‌ای پرجزئیات و اجرای متعهدانه، و لیا دین پیلچر با کارگردانی منسجم، روایت را از سطح یک «فیلم جاسوسی» فراتر می‌برند و به یک پرترهٔ انسانی و تاریخی تبدیل می‌کنند. این اثر، قهرمانان خاموش را به مرکز نور می‌آورد؛ زنانی که دیگر «چهره‌های پنهان» نیستند.

جمع بندی

امتیاز - ۷

۷

خوب

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا