تیتراژ فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» چه جهانهای عجیبی را نشان میدهد؟
از سیارهای شبیه «متروپلیس» تا شهر کازینویی فضایی و دنیایی با حالوهوای وسترن؛ فصل چهارم «جهانهای نو و غریب» انگار قرار است حسابی ماجراجویانه باشد.

تریلرهای فصل چهارم «پیشتازان فضا: جهانهای نو و غریب» (Star Trek: Strange New Worlds) وعده دنیاهای تازه، عجیب و پررنگولعاب را داده بودند؛ و حالا خود سریال هم خیلی زود نشان میدهد که این وعده فقط برای تبلیغات نبوده است. تیتراژ آغازین فصل چهارم، مثل یک کارت دعوت تصویری، «یواساس انترپرایز» (USS Enterprise) را به سمت مکانهایی میفرستد که بعضیشان بیشتر به رویاهای علمیتخیلی کلاسیک شباهت دارند تا سیارههای معمولی دنیای «Star Trek».
توجه؛ در ادامه به جزییاتی از تیتراژ آغازین و صحنههای ابتدایی قسمت نخست فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» اشاره میشود. اگر میخواهید کاملا بدون پیشزمینه سراغ قسمت جدید بروید، بهتر است بعد از تماشا این مطلب را بخوانید.
تیتراژی که خودش یک نقشه ماجراجویی است
مثل فصلهای قبل، تیتراژ فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» با روشن شدن موتورهای «انترپرایز» و حرکت آن به سوی ناشناختهها آغاز میشود. بعضی عناصر آشنا هستند: ابرهای ستارهای، منظومههای دوتایی، اختروشهای تپنده و آن حس کلاسیک سفر به مرزهای کیهان.
اما در میان این تصاویر آشنا، چند نمای تازه هم دیده میشود که بهسرعت توجه طرفداران را جلب کردهاند. این تیتراژ فقط قرار نیست زیبا باشد؛ انگار میخواهد لحن فصل را هم مشخص کند. فصل چهارم احتمالا از آن فصلهایی است که هر قسمت میتواند ما را به یک ژانر، فضا یا ارجاع سینمایی متفاوت ببرد.
لاسوگاس فضایی؛ کازینوها به مرزهای نهایی رسیدند؟
یکی از نماهای چشمگیر تیتراژ، شهری کازینویی و درخشان است که ظاهرش یادآور «لاسوگاس» (Las Vegas) امروزی است؛ با تابلوهای نئونی پرزرقوبرق و فضایی که انگار همزمان هم لوکس است و هم کمی اغراقآمیز.
در دنیای «Star Trek»، چنین تصویری میتواند چند مسیر داستانی جذاب بسازد: شهری تفریحی میانستارهای، تمدنی که اقتصادش بر قمار و نمایش بنا شده، یا حتی یک ایستگاه فضایی با ظاهر فریبنده و رازهای تاریک. البته فعلا مشخص نیست این مکان واقعا در یکی از قسمتهای فصل دیده میشود یا فقط بخشی از جهانسازی تیتراژ است.
سیارهای سیاهوسفید شبیه «متروپلیس»

در نمایی دیگر، همه رنگها از تصویر گرفته میشود و «انترپرایز» از کنار سیارهای عبور میکند که طراحیاش به سبک «آرت دکو» (Art Deco) نزدیک است؛ سبکی که با خطوط هندسی، برجهای باشکوه و معماری مدرن اوایل قرن بیستم شناخته میشود.
این تصویر آشکارا یادآور فیلم کلاسیک «متروپلیس» (Metropolis) ساخته «فریتس لانگ» (Fritz Lang) است؛ یکی از مهمترین آثار علمیتخیلی تاریخ سینما. حتی حضور یک زپلین در تصویر، این حس را پررنگتر میکند.
اگر سریال واقعا اپیزودی با چنین حالوهوایی داشته باشد، میتواند یکی از جذابترین تجربههای بصری «Strange New Worlds» باشد؛ دنیایی میان نوآر، علمیتخیلی صامت، معماری آیندهنگرانه و سیاست طبقاتی. البته فعلا این فقط یک احتمال است و نباید آن را قطعی دانست.
برج مرموز کنار دریاچه؛ ردپای فانتزی علمیتخیلی
در بخشی دیگر از تیتراژ، «انترپرایز» بر فراز دریاچهای پرواز میکند و به سمت برجی ناشناس میرود. این تصویر حالوهوایی فانتزیتر دارد و در متن اصلی با فیلم علمیتخیلی-فانتزی «کرال» (Krull) با بازی «لیام نیسون» (Liam Neeson) مقایسه شده است؛ فیلمی که با وجود شکست تجاری، برای برخی طرفداران آثار فانتزی دهه ۸۰ جایگاه کالت پیدا کرده است.
چنین نمایی با روح «Strange New Worlds» جور درمیآید. این سریال از همان ابتدا نشان داده که از ترکیب ژانرها نمیترسد؛ یک هفته میتواند حالوهوای وحشت داشته باشد، هفته بعد کمدی شود، و بعد ناگهان وارد قلمروی فانتزی یا ماجراجویی کلاسیک شود.
بازگشت سایه «گورن» در فصل چهارم
در تیتراژ، یک سفینه متعلق به «گورن» (Gorn) هم دیده میشود؛ گونه بیگانهای خشن و مرگبار که در «Strange New Worlds» نقش پررنگی در ایجاد تنش و وحشت داشته است.
حضور سفینه «گورن» میتواند نشانه این باشد که فصل چهارم هم از آشوبهای همیشگی این گونه قاتل بیگانه بینصیب نخواهد ماند. البته باید صبر کرد و دید سریال این بار با «گورن» چه میکند؛ آیا دوباره سراغ ترس بقا میرود یا اینبار جنبهای تازه از آنها را نشان میدهد؟
ایستگاه فضایی سبز زیر گنبدهای شیشهای
یکی دیگر از تصاویر جذاب، ایستگاه فضایی بزرگی است که زیستبومهای سرسبز آن زیر گنبدهای عظیم شیشهای قرار گرفتهاند. چند سفینه دیگر از «ناوگان ستارهای» (Starfleet) هم در کنار «انترپرایز» دیده میشوند.
این ایستگاه از نظر بصری شباهتهایی به «ارثشیپ آرک» (Earthship Ark) دارد؛ سفینه مرکزی سریال کمترشناختهشده «استارلاست» (The Starlost) از دهه ۱۹۷۰. آن سریال با ایدهای از «هارلن الیسون» (Harlan Ellison) شکل گرفت؛ نویسندهای مهم در ادبیات علمیتخیلی که رابطهای پرتنش با هالیوود داشت.
این ارجاع احتمالی، برای طرفداران قدیمیتر علمیتخیلی جذاب است. «Star Trek» همیشه بخشی از گفتوگوی بزرگتر ژانر بوده و چنین تصویرهایی نشان میدهد «Strange New Worlds» همچنان به میراث علمیتخیلی کلاسیک چشمک میزند.
وسترن فضایی؛ پایک و کلاه استتسون
بعد از تیتراژ، قسمت نخست فصل چهارم هم خیلی زود وعده «جهانهای عجیب» را عملی میکند. سریال برای لحظاتی به سیارهای با حالوهوای غرب وحشی میرود؛ جایی که «کریستوفر پایک» (Christopher Pike) با بازی «انسن مانت» (Anson Mount)، «دکتر امبنگا» (Dr. M’Benga) با بازی «بابس اولوسانموکون» (Babs Olusanmokun) و «لاان نونین-سینگ» (La’An Noonien-Singh) با بازی «کریستینا چونگ» (Christina Chong) سوار بر اسب و با کلاههای استتسون دیده میشوند.
این تصویر، فصل را به سمت حالوهوایی شبیه داستانهای عامهپسند ماجراجویانه یا همان «پالپ» میبرد؛ جایی که علمیتخیلی میتواند با وسترن، فانتزی، ترس و ماجراجویی کلاسیک دست بدهد.
آیا همه این دنیاها واقعا در فصل چهارم دیده میشوند؟
اینجا باید کمی محتاط بود. بر اساس تیتراژهای سه فصل قبلی «Star Trek: Strange New Worlds»، همه دنیاهایی که در تیتراژ دیده میشوند لزوما در خود قسمتها حضور مستقیم ندارند. بسیاری از این تصاویر بیشتر نقش فضاسازی دارند؛ یعنی قرار است حس ماجراجویی، تنوع و گستردگی ماموریتهای «انترپرایز» را منتقل کنند.
به بیان ساده، تیتراژ فصل چهارم الزاما فهرست دقیق قسمتهای آینده نیست. ممکن است سیاره سیاهوسفید شبیه «Metropolis» را هرگز در یک اپیزود کامل نبینیم. اما همین که تیتراژ نشان میدهد «انترپرایز» در طول ماموریت پنجسالهاش از چنین مکانهایی عبور کرده، جهان سریال را بزرگتر و زندهتر میکند.
مزیت بزرگ «Strange New Worlds»: روایت اپیزودیک
یکی از دلایلی که «Strange New Worlds» میتواند چنین تنوع بصری و ژانری داشته باشد، ساختار اپیزودیک آن است. برخلاف سریالهایی که تقریبا تمام فصل را وقف یک خط داستانی بزرگ میکنند، این سریال آزادی بیشتری دارد تا در هر قسمت سراغ حالوهوایی تازه برود.
همین ساختار باعث میشود یک قسمت بتواند ماجرایی فلسفی باشد، قسمت بعدی روی ترس و بقا تمرکز کند، و بعد ناگهان با یک سیاره وسترنی یا جهان آرتدکویی روبهرو شویم. این فرمول از ریشههای کلاسیک «Star Trek» میآید؛ جایی که هر هفته یک تمدن، بحران یا معمای اخلاقی تازه پیش روی خدمه قرار میگرفت.
تیتراژ بهعنوان سوخت تخیل طرفداران
حتی اگر بعضی از این سیارهها هرگز در خود سریال دیده نشوند، باز هم بیفایده نیستند. چنین تصویرهایی میتوانند الهامبخش رمانها، کمیکها و آثار جانبی دنیای «Star Trek» باشند. جهانهای گذرا در تیتراژ، برای طرفداران مثل پنجرههایی کوچک به داستانهایی نادیدهاند.
این ایده که «انترپرایز» ماموریتهای بیشتری از آنچه ما روی صفحه میبینیم انجام داده، به بزرگتر شدن جهان «Star Trek» کمک میکند. مخاطب حس میکند این کیهان فقط به ۱۰ قسمت یک فصل محدود نیست؛ پشت هر نما، شاید یک ماجرای کامل پنهان شده باشد.
فصل چهارم، شروع پایان نیست؛ اما پایان نزدیک است
«Star Trek: Strange New Worlds» قرار است بعد از فصل پنجم به پایان برسد. بنابراین فصل چهارم هنوز آخرین فرصت سریال برای معرفی دنیاهای تازه نیست، اما بهوضوح وارد مرحلهای شدهایم که هر قسمت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
با توجه به اینکه فصل پنجم فصل پایانی خواهد بود، سازندگان احتمالا تلاش میکنند تا پیش از خداحافظی، تا جای ممکن از ظرفیتهای عجیب و رنگارنگ این نسخه از «Star Trek» استفاده کنند. شاید هنوز دنیاهای زیرآبی، سیارههای ترسناک، یا حتی تمدنهایی با شوخیهای کاملا غیرمنتظره در راه باشند. در «Star Trek»، واقعا هیچ چیز غیرممکن نیست.
چرا این تیتراژ هیجانانگیز است؟
تیتراژ فصل چهارم «Strange New Worlds» فقط یک مقدمه زیبا نیست؛ یک بیانیه است. سریال با این تصاویر به مخاطب یادآوری میکند که عنوانش را جدی گرفته: قرار است جهانهایی نو و غریب ببینیم.
از شهر نئونی شبیه «لاسوگاس» تا سیارهای با حالوهوای «Metropolis»، از برج اسرارآمیز کنار دریاچه تا ایستگاه فضایی پوشیده از زیستبومهای سبز، همهچیز نشان میدهد فصل چهارم میخواهد تخیل طرفداران را قلقلک بدهد. شاید همه این مکانها به قسمتهای کامل تبدیل نشوند، اما همین حضور کوتاهشان کافی است تا ذهن مخاطب شروع به داستانسازی کند.
اگر «Star Trek» درباره رفتن به جایی است که هیچکس پیشتر نرفته، تیتراژ فصل چهارم دقیقا همان حس را زنده میکند؛ حس اینکه هر بار موتورهای «انترپرایز» روشن میشوند، ممکن است پشت قاب بعدی یک دنیای کاملا تازه منتظرمان باشد.
شما دوست دارید کدامیک از جهانهای دیدهشده در تیتراژ فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» به یک قسمت کامل تبدیل شود؟ شهر کازینویی فضایی، سیاره سیاهوسفید شبیه «Metropolis» یا دنیای وسترنی «پایک»؟ نظرتان را در کامنتها بنویسید.





