جسی آیزنبرگ: تمشک طلایی «Batman v Superman» مسیر حرفهایام را عوض کرد
بازیگر نقش لکس لوتر میگوید پس از واکنشهای منفی به فیلم زک اسنایدر، فرصتهای استودیوییاش کمتر شد و ترس از کنار گذاشته شدن، او را به سمت نویسندگی و کارگردانی برد.

گاهی جایزهای که هیچ بازیگری آرزوی بردنش را ندارد، مسیر تازهای پیش پای او میگذارد. جسی آیزنبرگ میگوید تمشک طلایی بدترین بازیگر نقش مکمل برای «Batman v Superman: Dawn of Justice» فقط یک شوخی ناخوشایند نبود؛ اتفاقی بود که به باور او، دسترسیاش به نقشهای استودیویی را محدود کرد و به تصمیمش برای فیلمساز شدن شتاب داد.
آیزنبرگ روز یکشنبه در نشستی در جشنواره فیلم لندنِ مؤسسه فیلم بریتانیا، بیپرده از تأثیر بازخوردهای منفی به بازیاش در نقش لکس لوتر حرف زد. اجرای عصبی و پرجنبوجوش او یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای فیلم زک اسنایدر بود؛ نقشی که حالا، ده سال بعد، هنوز آن را نقطه عطفی در زندگی حرفهای خود میداند.
او گفت: «دیگر نمیتوانستم نقشهای فیلمهای استودیویی را بگیرم، چون برای حضور در فیلم “بتمن” تمشک طلایی گرفته بودم… و میدیدم مسیر به کدام سمت میرود.» به گفته آیزنبرگ، چرخش او به سوی نویسندگی و کارگردانی «صرفاً از ترس» شروع شد.
توصیف او از حرفه بازیگری نیز به همان اندازه صریح بود: «بازیگری صنعت بیثبات و وحشتناکی است؛ یا روی تردمیل هستی، اوضاعت بد نیست و داری بالا میروی، یا دیگر کسی به تو توجهی ندارد.» او توضیح داد: «با خودم گفتم باید فیلم کارگردانی کنم. برای همین شروع کردم به نوشتنشان؛ واقعاً فقط برای اینکه حرفهام را سرپا نگه دارم.»
با این حال، میان احساس آیزنبرگ از ضربهای که خورد و کارنامه واقعیاش تفاوتهایی وجود دارد. تمشک طلایی اساساً جایزهای طنزآمیز است و «Batman v Superman: Dawn of Justice» هم در گیشه جهانی ۸۷۳ میلیون دلار فروخت. این ارقام البته لزوماً چیزی درباره تأثیر واکنشها بر پیشنهادهای کاری یک بازیگر نمیگویند؛ همانطور که دریافت تمشک طلایی، بهتنهایی ثابت نمیکند چرا فرصتهای او کمتر شدهاند.
آیزنبرگ پس از سال ۲۰۱۶ همچنان در نقشهای متنوعی ظاهر شد. در «The Hummingbird Project» محصول ۲۰۱۸، کنار الکساندر اسکاشگورد در درامی درباره معاملات مالی پرسرعت بازی کرد. سال بعد، کمدی سیاه رایلی استرنز، «The Art of Self-Defense»، یکی از نقشآفرینیهای برجسته او را به همراه داشت و «Vivarium» نیز او را در کنار ایموجن پوتس به کابوسی در دل زندگی حومه شهری برد.
همان سال، بازگشتش در «Zombieland: Double Tap» نشان داد درهای استودیوها کاملاً به روی او بسته نشدهاند؛ این دنباله را سونی ساخته بود. او سپس در «Resistance» محصول ۲۰۲۰ نقش مارسل مارسو را در داستانی مربوط به جنگ جهانی دوم بازی کرد. حضورش در مینیسریال «Fleishman Is in Trouble» از افایکس و هولو در سال ۲۰۲۲ نیز برایش نامزدی امی آورد. در ادامه، «Manodrome» محصول ۲۰۲۳ او را به درامی تاریک درباره افراطیشدن در فضای مردسالارانه آنلاین برد.
بنابراین، ادعای کنار گذاشته شدن کامل او از بازیگری با این کارنامه سازگار نیست؛ اما حرف آیزنبرگ مشخصاً به کاهش حضورش در فیلمهای بزرگ استودیویی مربوط میشود. بهجز دنباله «Zombieland»، بیشتر آثار این دوره او بیرون از آن مسیر قرار میگیرند.
مهمتر از نقشهایی که گرفت یا از دست داد، هویتی است که در این فاصله برای خود ساخت: فیلمسازی با آثاری چون «When You Finish Saving the World» در سال ۲۰۲۲، «A Real Pain» در سال ۲۰۲۴ و «The Debut» در سال ۲۰۲۶. مسیری که به گفته خودش از نگرانی برای بقای حرفهای آغاز شد، به فرصتی برای نوشتن و ساختن داستانهای خودش تبدیل شد.
تمشک طلایی برای آیزنبرگ تجربهای تلخ بود، نه افتخاری پنهان. بااینحال، تناقض جذاب ماجرا همینجاست: جایزهای که احساس کرد آیندهاش را تهدید میکند، شاید در نهایت او را به سوی آیندهای مستقلتر سوق داده باشد.





