جنجال هوش مصنوعی در «Young Washington»؛ جان اروین میگوید چیزی را پنهان نکرده است
فیلم «Young Washington» به دلیل استفاده از «هوش مصنوعی مولد» در جلوههای بصری خبرساز شده، اما «جان اروین» معتقد است این فناوری اگر شفاف و اخلاقی استفاده شود، میتواند به حفظ شغلها و بازگشت تولید به آمریکا کمک کند.

بحث استفاده از «هوش مصنوعی» در سینما دیگر فقط یک نگرانی نظری نیست؛ حالا مستقیم به تیتراژ فیلمها، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی و فروش گیشه رسیده است. تازهترین نمونه، فیلم «یانگ واشنگتن» یا «واشنگتن جوان» (Young Washington) به کارگردانی «جان اروین» (Jon Erwin) است؛ اثری که طبق گزارشها، در حدود ۱۰۰ نما از جلوههای بصری تقویتشده با «هوش مصنوعی مولد» استفاده کرده. اما نکته جالب اینجاست: اروین نهتنها انکار نمیکند، بلکه میگوید مدتهاست آشکارا درباره این مسیر حرف میزند.
جنجال از کجا شروع شد؟
ماجرا از شبکه اجتماعی «ایکس» (X)، همان «توییتر» سابق، شروع شد. برخی کاربران اسکرینشاتهایی از تیتراژ «Young Washington» منتشر کردند که نشان میداد فیلم از جلوههای بصری مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرده است.
عدهای دیگر هم فریمهایی از فیلم را جدا کردند و مدعی شدند بعضی نماها بهصورت مصنوعی تولید یا تقویت شدهاند. سپس گزارش اختصاصی «ورایتی» (Variety) منتشر شد و بحث را جدیتر کرد: بر اساس این گزارش، حدود ۱۰۰ نمای فیلم با کمک «هوش مصنوعی مولد» (Generative AI) تقویت شدهاند؛ از جمله برخی لباسها و صحنههای شلیک توپ.
در فضای فعلی هالیوود، همین چند کلمه کافی است تا آتش بحث بالا بگیرد. چون برای بسیاری از سینماگران و مخاطبان، استفاده از هوش مصنوعی با نگرانیهایی مثل حذف شغلها، نقض حق کپیرایت و تهدید اصالت اجرا گره خورده است.
واکنش جان اروین؛ تعجب، نه عقبنشینی
انتظار شاید این بود که «جان اروین» در برابر این انتقادها حالت دفاعی بگیرد یا استفاده از هوش مصنوعی را کوچک جلوه دهد. اما طبق گزارش «ایندیوایر»، او بیشتر از خود جنجال تعجب کرده است.
دلیلش هم روشن است: اروین مدتهاست یکی از صریحترین فیلمسازان هالیوود درباره استفاده از هوش مصنوعی است. او پیش از «Young Washington»، در سریال «خانه داوود» (House of David) هم از این فناوری استفاده کرده بود و پروژه «داستانهای قدیمی: موسی» (The Old Stories: Moses) نیز جلوههای بصری گستردهای مبتنی بر هوش مصنوعی داشت.
او حتی در رویداد «AI on the Lot» درباره همین تجربهها صحبت کرده بود. بنابراین از نگاه اروین، ماجرا یک راز پنهانشده نبود؛ بلکه بخشی از یک گفتوگوی بزرگتر درباره آینده تولید تصویر در سینماست.
فروش فیلم نشان داد جنجال همیشه مانع گیشه نیست
اگر پرسش این باشد که آیا بحث هوش مصنوعی به فروش «Young Washington» لطمه زد یا نه، فعلا نشانهها چنین چیزی را نشان نمیدهند. طبق گزارشها، فیلم در نخستین آخر هفته اکران خود ۲۰.۸ میلیون دلار فروخت؛ آن هم با بودجهای حدود ۲۰ میلیون دلار.
این افتتاحیه، بهترین شروع کاری «جان اروین» تا امروز توصیف شده و فیلم حتی توانسته از «سوپرگرل» (Supergirl) جلو بزند. علاوه بر این، ساخت دنباله آن هم اعلام شده است.
البته فروش خوب به معنای پایان بحث اخلاقی نیست. اما نشان میدهد بخشی از مخاطبان یا متوجه استفاده از هوش مصنوعی نشدهاند، یا آن را مانعی برای تماشای فیلم ندانستهاند.
اروین دقیقا از چه نوع هوش مصنوعی حرف میزند؟
یکی از نکات مهم در توضیحات «جان اروین» این است که او میخواهد میان «تولید کامل از صفر» و «ترکیب یا تقویت عناصر واقعی» تفاوت بگذارد. او کمتر از واژه «تولید» استفاده میکند و بیشتر اصطلاح «سنتز» یا «ترکیبسازی» (Synthesizing) را به کار میبرد.
به گفته او، تیمش چیزی را از هیچ خلق نمیکند. آنها از داراییهایی استفاده میکنند که مالکیت و مجوزشان روشن است: بازیگران واقعی، لباسهای واقعی، لوکیشنهای واقعی و فیلمبرداری واقعی.
او توضیح میدهد وقتی از چیزهای واقعی که مالکیتشان مشخص است استفاده میکنید و ابزارهای هوش مصنوعی را برای ترکیب و تقویت همان عناصر به کار میگیرید، نتیجه از نظر واقعگرایی بصری بهتر میشود.
به بیان سادهتر، از نگاه اروین، هوش مصنوعی در این مدل قرار نیست جای فیلمبرداری، بازیگر یا طراحی صحنه را بگیرد؛ بلکه قرار است همان مواد خام واقعی را سریعتر و منعطفتر به تصویر نهایی نزدیک کند.
نمونههای استفاده در «Young Washington»
در «Young Washington»، یکی از استفادههای گزارششده از هوش مصنوعی مربوط به صحنههای جنگی است؛ مثلا اینکه شلیک توپ فقط یک انفجار ساده نباشد، بلکه خود توپ هم بر اثر نیروی شلیک به عقب بلرزد.
نمونه مهمتر، سکانسی است که در کنار رودخانهای یخزده میگذرد؛ جایی که «جورج واشنگتن» در حال عبور از قلمرو ناشناخته اوهایو است. سازندگان نمیتوانستند بازیگران را واقعا وارد آب بسیار سرد کنند. بنابراین رودخانه واقعی را فیلمبرداری کردند و بازیگران را جداگانه در یک گودال یا ترانشه بزرگ فیلم گرفتند.
بعد، ابزارهای هوش مصنوعی به ترکیب این عناصر کمک کردند؛ بهگونهای که صحنه نهایی حس حضور در همان محیط خطرناک و سرد را منتقل کند، بدون اینکه جان بازیگران به خطر بیفتد.
تفاوت مهم: جلوههای بصری در لحظه تولید
یکی از ادعاهای کلیدی اروین این است که تیم او تلاش میکند جلوههای بصری را فقط به مرحله پستولید موکول نکند. در مدل سنتی، فیلمساز ممکن است ماهها بعد از فیلمبرداری تازه ببیند صحنه نهایی با جلوههای بصری چگونه شده است.
اما اروین میگوید با استفاده از این ابزارها، میتواند بخشی از نتیجه را همان لحظه سر صحنه ببیند. این مسئله به کارگردان، فیلمبردار و تیم جلوههای بصری کمک میکند تصمیمهای بهتری بگیرند: نورپردازی، قاببندی و حرکت بازیگر با تصویر نهایی هماهنگتر میشود.
او این روند را راهی برای نزدیکتر کردن تیم جلوههای بصری به قلب تولید میداند، نه جدا کردن آنها در اتاقهای پستولید.
«Moses» و صحنه مجازی؛ از یونان و اسپانیا تا استیج منهتن بیچ
در پروژه «The Old Stories: Moses»، تیم اروین سراغ استفاده گستردهتر از «صحنه مجازی» (Volume Stage) رفته است. این فناوری پیشتر با سریالهایی مثل «مندلورین» (The Mandalorian) شناخته شد؛ جایی که پسزمینههای عظیم دیجیتال پشت بازیگران نمایش داده میشود.
اما اروین میگوید تیمش برای خلق این پسزمینهها فقط پشت کامپیوتر ننشسته است. آنها به یونان و اسپانیا رفتهاند، لوکیشنهای واقعی را ثبت کردهاند و سپس با استفاده از اسکن حجمی و روشی به نام «گوسیان اسپلتینگ» (Gaussian Splatting)، رندرهای سهبعدی ساختهاند که روی نمایشگر عظیم پشت بازیگران نمایش داده میشود.
تفاوتی که اروین بر آن تاکید دارد، سرعت و هزینه است. به گفته او، تیمش میتواند تصاویر جدید را در زمان بسیار کوتاهتری تولید کند و هزینهای بسیار کمتر از مدلهای سنگین سنتی داشته باشد.
ابزار بهتر، نه فقط ارزانتر
یکی از جملات مهم اروین این است که ارزانتر و سریعتر بودن برای قانع کردن فیلمسازان کافی نیست. به باور او، ابزار باید بهتر هم باشد.
او مثال دوربینهای دیجیتال را مطرح میکند. در ابتدا، صرفا ارزانتر بودن دوربین دیجیتال نسبت به فیلم کافی نبود؛ این ابزارها باید به کیفیتی میرسیدند که با فیلم قابل مقایسه باشد. امروز اما دوربینهای دیجیتال کارهایی میکنند که نگاتیو سنتی نمیتوانست انجام دهد.
اروین میگوید هوش مصنوعی هم اگر میخواهد در سینما ماندگار شود، باید چنین جایگاهی پیدا کند: نه فقط ابزار کاهش هزینه، بلکه ابزاری برای بهتر کردن فرایند خلاقه.
حفظ شغلها یا جایگزینی آدمها؟
حساسترین بخش بحث همینجاست. بسیاری از فعالان سینما نگراناند که استودیوها از هوش مصنوعی برای حذف نیروهای انسانی استفاده کنند. اروین اما میگوید چنین نگاه ویرانگری نه اخلاقی است، نه از نظر تجاری منطقی.
او صراحتا میگوید ذهنیت «چند نفر را میتوانیم جایگزین کنیم؟» غیراخلاقی و غلط است. به باور او، پرسش درست این است: آیا میتوانیم با این ابزارها با دلیل اصلی از دست رفتن شغلها مقابله کنیم؟ یعنی هزینههای سرسامآور تولید و زمان طولانی ساخت.
از نگاه اروین، اگر تولید ارزانتر و سریعتر شود، ممکن است بخشی از پروژههایی که به دلیل هزینه از آمریکا خارج شدهاند، دوباره به لسآنجلس و دیگر مراکز تولید برگردند. او حتی از بازآموزی نیروهای حرفهای سینما برای کار با ابزارهای هوش مصنوعی حمایت میکند.
حرفهایها مهمتر از «پرامپتنویسها» هستند
اروین معتقد است آموزش دادن ابزارهای هوش مصنوعی به سینماگران باتجربه، موثرتر از این است که افرادی بدون تجربه تولید حرفهای را صرفا به خاطر توانایی ساخت ویدیو با موبایل وارد یک صحنه فیلمسازی کنیم.
به بیان دیگر، او نمیخواهد هوش مصنوعی را به دست کاربران تکنفره و جدا از فرایند سینما بسپارد. برعکس، میخواهد فیلمبردار، طراح صحنه، تیم جلوههای بصری، تدوینگر و دیگر اعضای حرفهای گروه بتوانند با این ابزارها قدرت بیشتری پیدا کنند.
این نگاه، اگر واقعا عملی شود، میتواند بخشی از نگرانیها را کم کند. اما شرطش شفافیت، قانونگذاری و توافق میان استودیوها، اتحادیهها و هنرمندان است.
خط قرمز اروین: بازیگر مصنوعی
اروین در عین دفاع از هوش مصنوعی، برای خودش خط قرمزهایی هم دارد. یکی از مهمترین آنها استفاده از «بازیگر مصنوعی» است.
او میگوید جایگزین کردن اجرای انسانی نهتنها از نظر اخلاقی مسئلهدار است، بلکه از نظر عملی هم چندان منطقی نیست. به باور او، ساخت یک انفجار، تعقیبوگریز یا نمای باز با کمک هوش مصنوعی ممکن است مقرونبهصرفه باشد، اما ساختن کل اجرای یک بازیگر برای یک فیلم بلند ماجرای دیگری است.
او همچنین تاکید میکند دیدن انسانی واقعی که دیالوگهای نوشتهشده را اجرا میکند، کیفیتی دارد که جایگزینپذیر نیست.
بحث اصلی: شفافیت
مهمترین نکته در موضع «جان اروین» شاید همین باشد: شفافیت. او میگوید سینماگران نباید کنار بایستند و فقط از بیرون انتقاد کنند. به باور او، کسانی که عمرشان را صرف این حرفه کردهاند، باید وارد بحث شوند، ابزارها را تجربه کنند و درباره قواعد استفاده از آنها تصمیم بگیرند.
او وضعیت امروز هوش مصنوعی را با اوایل دهه ۲۰۰۰ و بحث گذار سینما به فرایند دیجیتال مقایسه میکند؛ زمانی که «جورج لوکاس» (George Lucas) در جریان ساخت «جنگ ستارگان: قسمت دوم» (Star Wars Episode II) درباره آینده تولید و پخش دیجیتال با فیلمسازان گفتوگو میکرد.
از نگاه اروین، حالا هم صنعت سینما در نقطهای مشابه ایستاده است: مرحله شوک اولیه گذشته و وقت آن رسیده که درباره چگونگی استفاده، حد و مرزها و صاحبان تصمیم گفتوگو شود.
چرا پرونده «Young Washington» مهم است؟
جنجال «Young Washington» فقط درباره یک فیلم تاریخی نیست. این پرونده نمونهای از آینده نزدیک هالیوود است؛ آیندهای که در آن، استفاده از هوش مصنوعی نه استثنا، بلکه بخشی از زنجیره تولید خواهد بود.
اما پرسش اصلی این است: این فناوری در خدمت چه کسی قرار میگیرد؟ اگر هوش مصنوعی فقط راهی برای حذف نیروی انسانی، دور زدن حق کپیرایت و ساخت تصاویر ارزانتر باشد، طبیعی است که مقاومت شدیدی ایجاد کند. اما اگر در چارچوب شفاف، با رضایت بازیگران، مالکیت روشن داراییها و مشارکت حرفهایها استفاده شود، میتواند به ابزار تازهای در کنار جلوههای بصری سنتی تبدیل شود.
«جان اروین» تلاش میکند خود را در دسته دوم قرار دهد؛ فیلمسازی که میخواهد از هوش مصنوعی برای تقویت تولید استفاده کند، نه نابودی آن. با این حال، اعتماد عمومی فقط با حرف ساخته نمیشود. صنعت باید قواعد روشن، قراردادهای دقیق و سازوکار نظارتی قابلاعتماد داشته باشد.
در نهایت، «Young Washington» شاید یکی از نخستین فیلمهایی باشد که بحث هوش مصنوعی را از حاشیه به متن گیشه و تولید حرفهای آورد. اینکه چنین مسیری به نفع سینما تمام شود یا به ضرر آن، بستگی به همین تصمیمهای امروز دارد.
شما با استفاده از هوش مصنوعی در جلوههای بصری موافقید، اگر شفاف و با رضایت عوامل انجام شود؟ یا فکر میکنید همین حالا هم مرز خطرناکی رد شده است؟ دیدگاهتان را در کامنتها بنویسید.





