جنیفر آنیستون درباره ناباروری: «کاش کسی به من گفته بود تخمکهایت را فریز کن»
ستاره «Friends» در گفتوگویی صریح از تلاش برای مادرشدن، فشار گمانهزنیهای رسانهای و رسیدن به پذیرش سخن گفته است

سالها درباره مادرشدن جنیفر آنیستون نوشته میشد، بیآنکه نویسندگان آن خبرها بدانند او در زندگی خصوصیاش چه تجربهای را پشت سر میگذارد. در حالی که رسانهها ظاهر، روابط و تصمیمهای او را زیر ذرهبین میبردند، این بازیگر برای داشتن فرزند تلاش میکرد؛ تجربهای دشوار که در سال ۲۰۲۲، در گفتوگو با مجله آلور، از آن پرده برداشت.
حرفهای آنیستون فقط درباره آرزوی مادرشدن نبود. او از فاصله میان واقعیت زندگی یک فرد و روایتی گفت که دیگران برایش میسازند؛ و از اینکه چگونه میتوان با حسرت بعضی فرصتها روبهرو شد، بدون آنکه باقی زندگی را به پرسش «اگر آن زمان…» گره زد.
پشت گمانهزنیها، تلاشی پنهان جریان داشت
آنیستون در مصاحبه با آلور، سالهای تلاش برای بارداری را اینگونه توصیف کرد:
«آن همه سال گمانهزنی، پشت سر هم… واقعاً سخت بود. آیویاف انجام میدادم، دمنوشهای چینی مینوشیدم؛ هر چیزی که فکرش را بکنید. هر راهی را امتحان میکردم. حاضر بودم هر چیزی بدهم اگر کسی به من گفته بود: “تخمکهایت را فریز کن؛ این لطف را به خودت بکن.” آن موقع اصلاً به ذهنت نمیرسد. حالا اینجا هستم؛ آن فرصت دیگر گذشته است.»
او توضیح داد که در اواخر دهه سی و در دهه چهل زندگیاش، از طریق لقاح آزمایشگاهی یا آیویاف برای داشتن فرزند تلاش کرده، اما این تلاشها به نتیجه نرسیدهاند. اشاره او به دمنوشها، بخشی از روایت شخصیاش از آن دوران است، نه توصیهای درمانی.
زندگی خصوصی آنیستون از زمان شهرتش با «Friends» پیوسته مورد توجه بود. ازدواج با برد پیت و جدایی آنها در سال ۲۰۰۵، پس از پنج سال زندگی مشترک، این توجه را بیشتر کرد. در میان همه این خبرها، گمانهزنی درباره اینکه چرا فرزندی ندارد، برای او بهطور خاص آزاردهنده بود.
با این حال، آنیستون در همان گفتوگو تأکید کرد که «هیچ پشیمانیای» ندارد. به گفته او، اکنون دیگر درگیر این پرسش مداوم نیست که آیا هنوز امکان بچهدارشدن وجود دارد یا نه. این آرامش، دشواری تجربه گذشته را انکار نمیکند؛ بلکه نشاندهنده تغییر رابطه او با آن تجربه است.
از ریچل گرین تا الکس لوی؛ موفقیتی که همه واقعیت زندگی نبود

جنیفر آنیستون با نقش ریچل گرین در «Friends» به شهرت جهانی رسید. رابطه پرکشش ریچل و راس گلر، با بازی دیوید شویمر، در کنار مدلموهای معروف او، این شخصیت را به یکی از محبوبترین چهرههای سریال تبدیل کرد.
اما کارنامه آنیستون به کافه سنترال پرک محدود نماند. او در سیتکام شبکه انبیسی برگرفته از «Ferris Bueller’s Day Off» حضور داشت و در فیلمهایی مانند «Office Space»، «Marley & Me» و «Horrible Bosses» بازی کرد.
در سال ۲۰۱۹ نیز با «The Morning Show» به یکی از چهرههای اصلی سریالهای اپل تیوی پلاس تبدیل شد. او در این مجموعه نقش الکس لوی، مجری تلویزیونی، را بازی میکند؛ زنی که پس از اخراج همکارش در پی اتهام رفتار نامناسب جنسی، در مرکز یک بحران حرفهای قرار میگیرد. قرار است این سریال با فصل پنجم و پایانی در سال ۲۰۲۷ به پایان برسد.
این مسیر حرفهای موفق، تنها بخش قابلمشاهده زندگی او بوده است. روایت آنیستون از تلاش برای مادرشدن یادآوری میکند که شهرت و دستاوردهای شغلی، لزوماً چیزی درباره رنجهای خصوصی افراد به ما نمیگویند.
حسرت یک فرصت، بدون پشیمانی از تمام زندگی
در نگاه اول، جمله «کاش کسی به من گفته بود تخمکهایت را فریز کن» ممکن است با تأکید آنیستون بر نداشتن پشیمانی متناقض به نظر برسد. اما میتوان آرزو کرد که در گذشته اطلاعات یا فرصت دیگری در اختیار داشت، بیآنکه زندگی امروز را سراسر اشتباه دانست.
آنیستون گفته است که برای دورههای سخت زندگیاش نیز احساس قدردانی میکند، چون آن تجربهها به تغییر او کمک کردهاند:
«وگرنه همان آدمی میماندم که خیلی میترسید، خیلی مضطرب بود و مطمئن نبود کیست. حالا دیگر اصلاً برایم مهم نیست.»
این سخنان را نباید به این معنا گرفت که هر رنجی الزاماً به رشد منتهی میشود یا پذیرش گذشته برای همه آسان است. آنیستون از تجربه خودش میگوید؛ از اینکه امروز کمتر از گذشته زیر تأثیر ترس و قضاوت دیگران قرار دارد.
او در همان مصاحبه، درباره ماندن در خشم و دلخوری نیز صحبت کرد:
«نگهداشتن آن دلخوری و خشم سمی است. این را با دیدن مادرم یاد گرفتم؛ او هیچوقت رهایش نکرد. یادم هست میگفتم: “ممنون که به من نشان دادی چه کسی نباید باشم.”»
آنیستون سپس توضیح داد که منظورش، یافتن راهی برای بهرسمیتشناختن بخشهای تاریک و ناخوشایند زندگی است؛ نه به خاطر خود آن اتفاقها، بلکه به خاطر آنچه در ادامه از آنها آموختهایم.
چند جمله دیگر از جنیفر آنیستون درباره انتخاب، رابطه و دوستی

گفتههای آنیستون در مصاحبههای دیگر نیز نشان میدهد که موضوع مادرشدن، استقلال و روابط انسانی، سالها در نگاه او جای داشته است.
او در سال ۲۰۰۵ به ونیتی فر گفت:
«زنانی که الهامبخش من هستند، هم شغل دارند و هم فرزند؛ چرا باید خودم را محدود کنم؟ همیشه خواستهام بچه داشته باشم و هرگز نمیخواستم به خاطر حرفهام از این تجربه بگذرم. میخواهم هر دو را داشته باشم.»
در گفتوگویی با نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۸، با شوخی از تعهدهای حرفهای طولانیمدت گفت:
«وقتی نقشی را در قسمت آزمایشی یک سریال میپذیری، خودکار برای پنج سال قرارداد میبندی. فکر میکنید رفتن پای سفره عقد ترسناک است؟ یک قرارداد پنجساله برای سریالی امضا کنید که شاید بعداً دیگر نخواهید در آن باشید!»
او در مصاحبه سال ۲۰۰۹ با هارپرز بازار، درباره پایان روابط نیز بر روشنشدن ماجرا تأکید کرد:
«فکر میکنم در هر رابطهای که تمام میشود، چه عاشقانه باشد و چه دوستی، مهم است که به نقطه پایان روشنی برسید. باید بدانید چرا شروع شد و چرا تمام شد تا بتوانید بدون بار حلنشده وارد مرحله بعدی زندگی شوید.»
آنیستون در سال ۲۰۱۱ نیز به مجله رد گفت:
«بدون دوستان کجا بودیم؟ بدون کسانی که وقتی نیاز داریم، کمکمان میکنند دوباره بلند شویم؟ ما از خانوادههایی میآییم که خیلی با بینقصبودن فاصله دارند، و در نهایت برای دوستانمان تقریباً نقش پدر و مادر یا خواهر و برادر را پیدا میکنیم؛ خانوادهای که خودمان انتخاب کردهایم. هیچچیز مثل یک دوست خوب، وفادار و قابلاعتماد نیست.»
ارزش روایت جنیفر آنیستون در ارائه یک پایان بینقص نیست. او هم از فرصت ازدسترفته حرف میزند و هم از آرامشی که امروز احساس میکند. کنار هم قرارگرفتن این دو، تصویری انسانیتر از پذیرش میسازد: لازم نیست گذشته را بینقص بدانیم تا بتوانیم زندگی امروزمان را با احترام و امید ادامه دهیم.





