جپ رابرتسون و جسیکا در «Beyond the Bayou» ریشههای خود را در تگزاس عمیقتر میکنند

در قسمت تازه سریال «Beyond the Bayou» از گرِیت امریکن مدیا (Great American» از گرِیت امریکن مدیا (Great American Media)، «جپ راب همچنان در شهر مینگزِ تگزاس با خانواده و فضای تازه اطرافشان خو میگیرند؛ جایی که پروژه «تگزاس شیِر» و مجموعه بزرگتر «کومانچی مون» کمکم شکل میگیرد.
این بخش از سریال نشان میدهد که «لنس»، صاحب مزرعه، برای این مجموعه برنامههای بزرگی دارد؛ از جمله تیراندازی با ساچمه، تیراندازی سهبعدی با کمان، یک فضای عروسی به سبک اسپانیایی و استخری با سبک اسپانیایی و استخری با ورودی شبیه ساحل. او اینرعه ساده میبیند و آن را یک تجربه کامل برای بازدیدکنندگان میداند.
در قسمت ۳ سپتامبر، «جپ» باید برای شرکت در نشست سازمان «آل گادز چیلدرن اینترنشنال» (All God’s Children International) به ونکوور سفر میکرد؛ نهادی که تمرکزش بر کمک به یتیمان در سراسر جهان است و «جپ» بهعنوان سفیر، پیوند عمیقی با آن دارد. با وجود اینکه او از سخنرانی عمومی چندان لذت نمیبرد، اما از اینکه قرار است در این نشست صحبت کند، احساس افتخار میکرد.
در غیاب او، «جسیکا» باید هم خانه را مدیریت میکرد و هم روی پروژه مهمی کار میکرد؛ پروژهای برای دوخت یک لباس دعایی به مناسبت تولد نوه جدید خانواده. او در این مسیر از کمک «پریسیلا» استفاده کرد و تاکید داشت که عشق به خیاطی را از یک نسل به نسل بعد منتقل کند. ایده او این بود که با اضافه کردن یک داستان به لباس و استفاده از حالوهوای تگزاس، آن را خاصتر کند. «جسیکا» برای الهام گرفتن به یک فروشنده محلی سر زد که پارچههای عتیقه و محلی داشت و همانجا به این فکر افتاد که یک پیام شخصی را داخل لباس دستدوز پنهان کند تا اثر نهایی معنای بیشتری پیدا کند.
در بخش دیگری از داستان، «ریور» هنوز مطمئن نبود که آیا واقعا جای خودش را در تگزاس پیدا کرده یا نه. او با خودش فکر میکرد یک گاوچران واقعی چه ویژگیهایی دارد و «گاس» پیشنهاد داد که باید سگک کمربند و چکمه گاوچرانی بگیرند. «ریور» هم «لنس» را کسی میدید که میتواند در این مسیر راهنمای خوبی باشد. در نهایت، دختران «لنس»، یعنی «ادی» و «ریس»، به کمک آمدند و این دو دوست جدید را برای خریدی بردند تا استایلشان را با حالوهوای تگزاس هماهنگ کنند. رونمایی نهایی آنها هم در یک برنامه خانوادگی اسبسواری انجام شد.
در همین حال، سفر «جپ» به ونکوور حالوهوای تازهای به او داد. او در آنجا با «هولن فریزر»، رییس سازمان، دیدار کرد؛ کسی که درباره ادامه راه والدینش صحبت میکرد. «جپ» هم از تجربهای تاثیرگذار یاد کرد که در یکی از سفرهای قبلی، به نوهای کمک شده بود. این سفر در مجموع برای او حس تازهای از هدف و معنا به همراه داشت.
بعدتر، «لنس» هم با استفاده از ارتباطاتش، «جپ» را برای یک ماهیگیری با «پاستور مت چندلر» آشنا کرد. «چندلر» توضیح داد که در قلب خدا، مراقبت از بیوهها و یتیمان قرار دارد و به «جپ» پیشنهاد داد با رهبران تازهکار کلیسا همکاری کند، چون آنها همیشه به دنبال چنین مشارکتهایی هستند. «جپ» از این ایده خوشش آمد و از دانشی که «مت» در اختیارش گذاشت قدردانی کرد.
در مجموع، خانواده «رابرتسون» در این قسمت بیش از پیش در خاک تگزاس ریشه میدوانند.





