ربکا فرگوسن در «خانهای از دینامیت» کاترین بیگلو – ۱۸ دقیقه تا نابودی؛ از اتاق بحران کاخ سفید تا قلب مخاطب

فیلم «A House of Dynamite» تازهترین اثر کاترین بیگلو، کارگردان برنده اسکار، تجربهای نفسگیر و تکاندهنده از یک بحران هستهای را در قالب یک تریلر به وقت واقعی (Real Time Thriller) به تصویر میکشد. این اثر که نخستین بار در جشنواره ونیز درخشان ظاهر شد و نقدهای مثبتی از منتقدانی مانند رایان لاتانزیو دریافت کرد، داستانی را روایت میکند که تنها ۱۸ دقیقه زمان دارد، اما فشار و اضطراب این لحظات به اندازه یک عمر است. بیگلو روایت را از زوایای مختلفی در سطوح متفاوت حکومت و ارتش آمریکا ـ از معاونان اتاق بحران تا شخص رئیسجمهور ـ دنبال میکند، و با لحنی بیپرده پیام خود را میرساند: دنیایی که در آن زندگی میکنیم همچون «خانهای از دینامیت» است.
این فیلم با حضور جمعی از بازیگران برجسته، از جمله ادریس البا، تریسی لتس، جرد هریس، گرتا لی، گابریل باسو و جیسون کلارک، تیمی پرقدرت را شکل میدهد. با این حال، نقش محوری و عاطفی داستان به ربکا فرگوسن سپرده شده که در نقش «کاپیتان اولیویا واکر» حضور مییابد؛ افسر ارشد اتاق بحران کاخ سفید که شخصیتی عملگرا و بیحاشیه دارد و هنگام وقوع تهدید هستهای، مسئولیت هدایت عملیات را برعهده میگیرد.
فرگوسن در گفتوگویی در نیویورک با «ایندیوایر» با یادآوری نخستین نمایش فیلم در لندن گفت: «پس از پایان فیلم، همه در سکوت مطلق بودند. هیچکس از جایش بلند نشد یا شروع به صحبت نکرد. تنها سکوت بود.» او تعریف کرد که پسر هجدهسالهاش پس از فیلم به او گفته: «این اولین نقشی است که در آن مادرم را دیدم»، و این جمله را بهترین تعریف زندگی خود دانست.
برای فرگوسن، پیوستن به پروژه از همان ابتدا هیجانانگیز و کمی ترسناک بود. وقتی تماس گرفتند که کاترین بیگلو میخواهد با او در «زوم» صحبت کند، نمیتوانست کلماتش را پیدا کند. چرا که بیگلو در صدر لیست آرزوهای حرفهای او قرار داشته است. پس از خواندن فیلمنامهی نوآ اوپنهایم، فرگوسن متوجه شد که چه پروژه سنگینی پیش رو دارد: فقط ۱۸ دقیقه برای خلق یک شخصیت کامل، از لحظههایی در خانه تا فرماندهی اتاق بحران در اوج تهدید.
برای آمادهسازی نقش، فرگوسن با لری فایفر، مدیر سابق مرکز عملیات و اطلاعات رئیسجمهور آمریکا، کار کرد. او در طراحی عملکرد کاراکتر، حتی جزئیاتی همچون ممنوعیت داشتن وسایل شخصی در اتاق بحران، نحوه برخورد روزمره کارکنان و رویه تمرینهای مقابله با تهدید هستهای را لحاظ کرد.
شکل فیلمبرداری نیز متفاوت بود: همه صحنهها به ترتیبی واقعی ضبط شدند تا بازیگران مسیر احساسی شخصیت را تجربه کنند. در حین فیلمبرداری، نمایشگرهای کامپیوتر اتاق بحران تصویری زنده شبیه «The Brady Bunch» داشتند که نشاندهنده حضور همزمان همه شخصیتها ـ از رئیسجمهور تا نیروهای میدانی ـ بود و باعث شد حس مستندگونه و واقعگرایانه فیلم تقویت شود.
فرگوسن حتی پیش از ورود جیسون کلارک (در نقش دریاسالار مارک میلر) به صحنه، نقش فرمانده اتاق بحران را برای خود تمرین کرد. اما با حضور کلارک، سلسله مراتب واقعی میان شخصیتها نمایان شد، و او حس مواجهه با «رئیس» واقعی را توصیف کرد.
فرگوسن همچنین درباره تلاش برای اجرای لهجه آمریکایی گفت که یادگیری لهجهها برایش دشوار و محدودکننده است، اما بهعنوان بخشی از وظیفهاش در این نقش، با تمام توان آن را اجرا کرد.
در پشت این داستان پرتنش، فیلم پرسشهای بنیادینی مطرح میکند: چرا جهان همچنان به گزینهی استفاده از سلاح هستهای بهعنوان ابزار امنیتی تکیه دارد؟ آیا باید چنین تهدیدی همچنان سایهافکن باشد؟ به عقیده فرگوسن، بیگلو این موضوع را زنده میکند تا بحثی جدی در خانههای مردم شکل گیرد و مخاطب بپرسد: «آیا باید در خانهای از دینامیت زندگی کنیم؟»
«A House of Dynamite» نه فقط یک فیلم هیجانانگیز، بلکه بازتابی از خطرات پنهان جهان امروز است؛ ۱۸ دقیقهای که مخاطب را میخکوب میکند و تا مدتها پس از پایان فیلم، ذهنش را درگیر نگاه دوباره به واقعیتها میکند.





