دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنیمجله فرا

روباه مرداب که بود؟

فرانسیس ماریون؛ فرمانده پارتیزانی انقلاب آمریکا و کابوس ارتش بریتانیا در جنوب

در سال ۱۷۷۸، نیروهای بریتانیایی که درگیر جنگ استقلال آمریکا (American Revolutionary War) بودند، به این نتیجه رسیدند که کنترل ۱۳ مستعمره از دستشان در حال خارج شدن است. ارتش قاره‌ای (Continental Army) در نبرد سرنوشت‌ساز ساراتوگا (Battle of Saratoga) نزدیک آلبانی نیویورک پیروز شده بود و دولت نوپای آمریکا نیز با فرانسه پیمان صلح امضا کرده بود. آمریکا حالا متحدی قدرتمند داشت و بریتانیا تصمیم گرفت استراتژی خود را تغییر دهد.

گلوله‌ای که به «گلوله‌ای که در سراسر جهان شنیده شد» معروف شد، آوریل ۱۷۷۵ در کانکورد، ماساچوست (Concord, Massachusetts) شلیک شد. دو ماه بعد، کنگره دوم قاره‌ای (Second Continental Congress) تشکیل یک ارتش ملی را تصویب کرد و در ژوئیه همان سال، جورج واشینگتن (George Washington) فرماندهی ارتش قاره‌ای را بر عهده گرفت. بسیاری از رویدادهای مشهور آغاز جنگ، مانند نبرد بانکر هیل (Battle of Bunker Hill) و مهمانی چای بوستون (Boston Tea Party)، در نیوانگلند رخ داد؛ اما پس از ۱۷۷۷، نگاه بریتانیا به جنوب دوخته شد.

بریتانیا به‌جای رویارویی مستقیم با کل ارتش قاره‌ای، قصد داشت هواداران تاج‌وتخت را در جنوب فعال کند تا نیروهای انقلابی را از درون تضعیف کنند. با این ارزیابی که بیشترین تمرکز وفاداران در جنوب است، ارتش بریتانیا اواخر ۱۷۷۸ ساوانا، جورجیا (Savannah, Georgia) و در ۱۷۸۰ چارلستون، کارولینای جنوبی (Charleston, South Carolina) را تصرف کرد. هرچند این شکست‌ها حرکت انقلابی‌ها را موقتاً کُند کرد، اما ضدحمله‌های بعدی به نخستین میخ‌ها بر تابوت قدرت نظامی بریتانیا بدل شد.

پیش از سقوط چارلستون، نیروی شبه‌نظامی ایالت کارولینای جنوبی (South Carolina Militia) برای مقابله بسیج شده بود. برخی از این جنگجویان تجربه نبرد در جنگ هفت‌ساله (Seven Years’ War) یا همان جنگ فرانسه و سرخ‌پوستان (French and Indian War) را داشتند؛ جنگی بر سر مالکیت آمریکای شمالی میان فرانسه و بریتانیا. در کارولینای جنوبی، مهاجران با قبایل چروکی (Cherokee) که ابتدا با بریتانیا متحد بودند جنگیده بودند.

یکی از این مهاجران، کشاورز جوانی به نام فرانسیس ماریون (Francis Marion) بود که در ۲۵سالگی به شبه‌نظامیان پیوست. همان‌گونه که برای واشینگتن رخ داد، تجربه نظامی ماریون در جنگ هفت‌ساله بنیان رهبری او را در انقلاب گذاشت. حتی نخستین زندگی‌نامه‌نویسش از او به‌عنوان «واشینگتنِ جنوب» («Washington of the South») یاد کرد.

از کشاورز تا کاپیتان شبه‌نظامیان: فرانسیس ماریون

ایالت کارولینای جنوبی به سه ناحیه اصلی تقسیم می‌شود: بالادست (Up Country)، میانی (Midlands) و پایین‌دست (Low Country). منطقه پایین‌دست در امتداد ساحل قرار دارد و در شمال‌شرقی ایالت به مرداب‌های وسیع پیرامون رود پی‌دی (Pee Dee River) می‌رسد. ماریون در بزرگسالی در همین ناحیه پایین‌دست مزرعه‌ای خرید و شناخت عمیقش از آبراهه‌های سروپوش و مسیرهای گِلیِ مردابی، بعدها پشتوانه پیروزی‌هایش بر نیروهای بریتانیایی شد.

ماریون در خانواده‌ای از هوگنوهای فرانسوی (French Huguenots) در یک مزرعه کاری در کارولینای جنوبی به دنیا آمد. حدود ۱۵سالگی به خدمه یک کشتی پیوست و راهی هند غربی (West Indies) شد، اما سفر با کشتی‌شکستگی پایان یافت. او به خانه بازگشت و کشاورزی پیشه کرد. پس از مالک زمین شدن و شرکت در جنگ هفت‌ساله، همسایگان او را به کنگره استانی کارولینای جنوبی (South Carolina Provincial Congress) برگزیدند و همان‌جا به درجه کاپیتان شبه‌نظامیان منصوب شد.

ماریون تا پیش از سقوط چارلستون ۱۷۸۰ به‌عنوان فرمانده‌ای استثنایی شناخته نمی‌شد. اندکی پیش از یورش بریتانیا، برای درمان شکستگی مچ پا از شهر خارج شد؛ بنا بر افسانه‌ای مشهور، در یک مهمانی پرهیاهو که می‌خواست از آن بگریزد، از پنجره طبقه دوم پرید. همین غیبت ناخواسته او را از اسارت احتمالی نجات داد و امکان داد تا در مرداب‌های پایین‌دست، واحدی چابک علیه دشمن رهبری کند.

یگان ماریون دو برتری اساسی داشت:

  1. آشنایی کامل با زمین؛ عبور از انبوهه‌ها و مرداب‌ها برایشان آسان بود.
  2. شیوه نبرد نامتعارف؛ مریون در جنگ هفت‌ساله از تاکتیک‌های چروکی‌ها درس گرفته بود: کمین، پنهان‌شدن و یورش‌های غافلگیرانه به‌جای نبرد رو در رو.

تنها چند ماه پس از سقوط چارلستون، این جنگ چریکیِ ضربه‌وگریز نتیجه داد. در اوت ۱۷۸۰، نیروهای او یک ستون بریتانیایی را شکستند و ۱۵۰ اسیر آمریکایی را آزاد کردند. یک ماه بعد، شبه‌نظامیان او دسته‌ای از وفاداران بریتانیا را در بلو ساوانا، کارولینای جنوبی (Blue Savannah, South Carolina) در هم کوبیدند. این عملیات‌ها، در پس‌زمینه مرداب‌های پایین‌دست، نامی تازه برای فرمانده‌شان ساخت.

افسانه «روباه مرداب»

تا نوامبر ۱۷۸۰، فرانسیس ماریون به مردی تحت تعقیب بدل شده بود. پیروزی‌های کوچک اما پی‌درپیِ او، ارتش بریتانیا را فرسوده کرد. پایگاه اصلی نیروهایش حوالی جزیره اسنو (Snow Island)، در قلب مرداب‌ها بود؛ جایی که زمین، خود نگهبان آنان به شمار می‌آمد.

روایت مشهور می‌گوید زمانی که سرهنگ‌دوم بنستیر تارلتون (Banastre Tarleton) تلاش کرد ماریون را از پایین‌دست بیرون بکشد، پس از تعقیبی ۲۶مایلی (۴۲ کیلومتری) در مرداب‌ها، ناچار دست از کار کشید. او با حیرت، گریز چابک ماریون را به «روباه مرداب» تشبیه کرد؛ لقبی که ماندگار شد. ماه بعد، ماریون به درجه سرتیپ (Brigadier General) ارتقا یافت.

یگان نامنظمِ او که عمدتاً از کشاورزان تشکیل می‌شد، اثری بزرگ بر سرنوشت جنگ گذاشت. از دست رفتن زمین‌های کلیدی در جنوب، بریتانیا را یک گام دیگر به پذیرش شکست نزدیک کرد. زندگی‌نامه‌های هم‌عصرِ ماریون ــ که بیش‌تر از روایت‌های شفاهی و اسناد اندک ساخته شده بودند ــ چهره‌ای قهرمانانه از او پرداختند. میسن لاک ویمز (Mason Locke Weems) در نخستین زندگی‌نامه (۱۸۵۲) او را «گشاده‌دل در بخشایش» نامید. ویلیام گیلمور سیمز (William Gilmore Simms) هشت سال بعد اذعان کرد که این ستایش بیش از آن‌که بر سند استوار باشد، بر سینه‌به‌سینه‌گویی تکیه دارد. با این حال، جز واشینگتن، هیچ چهره‌ای از انقلاب این‌همه نام‌گذاری مكان‌ها را به افتخار خود ندیده است.

سایه‌ها و میراث

در سال ۲۰۰۰، مل گیبسون (Mel Gibson) در فیلم «میهن‌پرست» («The Patriot») نقش شخصیتی شبیه ماریون به نام بنجامین مارتین را بازی کرد؛ مالک مزرعه‌ای در کارولینای جنوبی که با تاکتیک‌های جنگ چریکی بریتانیا را می‌راند. فیلم، برخی جنبه‌های بحث‌برانگیز زندگی ماریون را نرم‌تر نشان داد. ماریون، همچون بسیاری از مالکان مزارع آن دوران، حدود ۲۰۰ برده داشت. یکی از بردگانش به نام اسکار، ظاهرا در طول جنگ همراهش بود؛ به‌گونه‌ای که در مشهورترین نقاشی او اثر جان بلیک وایت (John Blake White)، اسکار در حال پخت سیب‌زمینی شیرین دیده می‌شود، درحالیکه ماریون با افسری بریتانیایی گفتگو می‌کند. در ۲۰۰۶، رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش (George W. Bush) رسماً خدمت اسکار در جنگ استقلال را به رسمیت شناخت.

از منظر امروز، مالکیت برده و کارزارهای ماریون علیه چروکی‌ها لکه‌هایی بر کارنامه اوست. با این حال، نقش تعیین‌کننده‌اش در ناکام‌گذاشتن طرح بریتانیا برای پیروزی از مسیر جنوب را نمی‌توان نادیده گرفت. بدون روباه مرداب و یگان زیرکشِ او، شاید سرنوشت جنگ در جنوب به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.

روباه مرداب روی پرده

بین سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱، لزلی نیلسن (Leslie Nielsen) در مجموعه سیاه‌وسفید دیزنی «روباه مرداب» («The Swamp Fox») نقش فرانسیس ماریون را ایفا کرد؛ مجموعه‌ای که دلاوری و میهن‌دوستی او را در جنگ استقلال برجسته می‌کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا