دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهان

ریز احمد با «Bait» مرزهای تازه‌ای را تجربه کرد؛ روایتی شخصی، چندزبانه و پرریسک از هویت، خانواده و وسوسه جیمز باند

ریز احمد از آن بازیگرانی است که همیشه اهل ریسک بوده؛ چه در انتخاب نقش، چه در نوشتن و چه در ساختن پروژه‌هایی که به‌راحتی در قالب‌های معمول جا نمی‌گیرند. او حالا با مینی‌سریال شش قسمتی «Bait» بار دیگر نشان داده که حاضر است برای روایت قصه‌ای شخصی و متفاوت، سراغ مسیرهای دشوار برود؛ مسیری که از تجربه‌های واقعی زندگی خودش الهام گرفته و در عین حال، با نگاهی سورئال، طنزآمیز و دراماتیک به مسئله هویت، شهرت، خانواده و تصویر مردانگی بریتانیایی نزدیک می‌شود.

ریـز احمد در سال ۲۰۱۲ تصور می‌کرد در آستانه یک جهش بزرگ قرار گرفته است. او در قسمت آزمایشی سریال «The Night Of» از شبکه اچ‌بی‌ائو (HBO)، کنار جیمز گاندولفینی بازی کرده بود و نقش دانشجویی به ظاهر بی‌حاشیه را داشت که به قتل فجیعی متهم می‌شود. اما یک سال بعد، جیمز گاندولفینی، ستاره «The Sopranos»، به‌طور ناگهانی در ۵۱ سالگی درگذشت و پروژه برای مدتی نامعلوم متوقف شد. احمد بعدها گفته بود آن زمان تقریبا هیچ کار دیگری هم در جریان نداشت و شرایطش اصلا ساده نبود.

چند سال بعد، اوضاع کاملا تغییر کرد. در سال ۲۰۱۶ جان تورتورو جایگزین گاندولفینی در «The Night Of» شد و بازی ریـز احمد در این سریال، نخستین جایزه امی او را در بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد در مجموعه یا فیلم تلویزیونی محدود برایش به همراه آورد. سپس در سال ۲۰۱۹، فیلم «Sound of Metal» به کارگردانی داریس ماردر برای او نامزدی اسکار را به ارمغان آورد. با این حال، سال‌های ابتدایی بازیگری‌اش پس از ورود به این حرفه در ۲۰۰۶، بسیار کوچک‌تر و سخت‌تر از امروز سپری شد؛ از نقش‌آفرینی در فیلم مستقل «Shifty» تا حضور در کمدی بحث‌برانگیز «Four Lions» ساخته کریس موریس.

در آن مقطع، آینده چندان روشن به نظر نمی‌رسید. وقتی فرصت تست بازیگری برای فیلم «Nightcrawler» ساخته تونی گیلروی پیش آمد؛ جایی که قرار بود نقش ریک، همکار شخصیت جیک جیلنهال را بازی کند، ریـز احمد واقعا همه‌چیزش را وسط گذاشت. خودش گفته در بریتانیا کاری برایش پیدا نمی‌شد و آخرین هزار پوندی را که در حسابش داشت خرج بلیت هواپیما کرد تا برای تست تصویر به لس‌آنجلس برود. به گفته او، آن زمان واقعا لب مرز بود. این ریسک جواب داد و کمی بعد، نقش مهمی در فیلم اکشن «Jason Bourne» به کارگردانی پل گرین‌گراس در سال ۲۰۱۶ نصیبش شد؛ حضوری که راه بازار آمریکا را برای او باز کرد.

همین روحیه خطر کردن، بعدها در نوشتن «Bait» هم تکرار شد. این مجموعه شش قسمتی درباره بازیگری به نام شاه لطیف در شمال لندن است؛ شخصیتی که مثل خود احمد، رپری سابق است که وارد بازیگری شده. اما ماجرا فقط این نیست. هسته اصلی داستان به این برمی‌گردد که شاه لطیف برای بازی در نقش جیمز باند، ابرجاسوس مشهور بریتانیایی، در نظر گرفته شده است. همین ایده از همان ابتدا پروژه را وارد منطقه‌ای بسیار حساس و پیچیده کرد، چون شخصیت جیمز باند همچنان یکی از محافظت‌شده‌ترین و مهم‌ترین برندهای سینمایی جهان است.

زمان‌بندی این ایده هم اهمیت زیادی داشت؛ چون هم‌زمان بحث انتقال هدایت فرنچایز ۰۰۷ از سوی ایان پروداکشنز (Eon Productions) به استودیوی آمازون ام‌جی‌ام (Amazon MGM Studios) مطرح بود. به گفته ریـز احمد، از همان ابتدا همه می‌گفتند باربارا براکلی هرگز اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. حتی وقتی نگارش فیلمنامه تا حدود سه قسمت و نیم پیش رفته بود، هنوز هیچ گفت‌وگویی با او انجام نشده بود. با این حال، احمد با نوعی ایمان درونی به کار ادامه داد. او گفته بود اطرافیانش، از مدیر برنامه‌ها گرفته تا خود آمازون، مدام تاکید می‌کردند که باربارا براکلی معمولا اجازه چنین استفاده‌ای از دنیای باند را نمی‌دهد.

با وجود این، دیدار او با باربارا براکلی بسیار بهتر از انتظار پیش رفت. احمد توضیح داده که در این جلسه، درباره اصل ماجرا و قلب احساسی سریال حرف زده و توضیح داده چرا می‌خواهد چنین قصه‌ای را تعریف کند. در نهایت، براکلی با پروژه موافقت کرده؛ تصمیمی که از نگاه احمد، اقدامی کم‌سابقه و بسیار مهم بوده است. او از این بابت خود را مدیون او می‌داند، چون به گفته خودش، باربارا براکلی کاری را پذیرفت که پیش‌تر به کسی اجازه نداده بود. با این حال، این فقط یکی از موانع ساخت «Bait» بود. ریـز احمد فضای تولید این مجموعه را شبیه عبور از لایه‌لایه گاوصندوق‌های امنیتی توصیف کرده؛ مجموعه‌ای کم‌هزینه، نیم‌ساعته، بسیار خاص، چندزبانه و ژانرشکن که هر مرحله‌اش می‌توانست باعث فروپاشی کل پروژه شود.

از نگاه او، جیمز باند در این میان یک نقطه کاملا استثنایی است. کمتر شخصیتی در تاریخ سینما چنین وزن نمادینی دارد. او با اشاره به این‌که تعداد بازیگرانی که نقش باند را بازی کرده‌اند از تعداد انسان‌هایی که روی ماه قدم گذاشته‌اند کمتر است، به این نکته اشاره می‌کند که هیچ شخصیت سینمایی دیگری مثل باند چنین حجم بزرگی از حدس‌وگمان، تب شهرت و اعتبار فرهنگی را با خود حمل نمی‌کند. به‌ویژه حالا که فیلم «Bond 26» به کارگردانی دنی ویلنوو برای تولید آماده می‌شود، این تب دوباره شدت گرفته است.

به باور ریز احمد، جیمز باند برای شخصیت شاه لطیف حکم هدف نهایی را دارد؛ نمادی از موفقیت سینمایی، مردانگی مسلط و نوعی بریتانیایی‌بودن ایده‌آل‌شده. شاه می‌خواهد به چیزی بهتر از آنچه هست تبدیل شود؛ یا شاید دقیق‌تر، می‌خواهد از آنچه واقعا هست فرار کند. باند در این معنا برای او نوعی نقاب است؛ نقابی برای پنهان شدن از خودش.

همین ترکیب عجیب و چندلایه، باعث شده «Bait» اثری غیرمعمول باشد؛ نکته‌ای که خود احمد را هم از نامزدی دوباره‌اش برای جایزه امی در بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد در مجموعه یا آنتولوژی محدود یا فیلم تلویزیونی شگفت‌زده کرده است. او تاکید کرده که این مجموعه اصلا شبیه مدل‌های رایج تلویزیونی نیست؛ به‌ویژه در بخشی که معمولا آثار پرهزینه و یک‌ساعته در آن حضور دارند. به گفته او، «Bait» عمدا به شکلی ساخته شده که در هیچ جعبه آماده‌ای جا نگیرد: درامی است با هسته‌ای خانوادگی و احساسی، در عین حال رگه‌های روان‌شناختی سورئال دارد، کمدی هم هست و هر قسمت آن حدود نیم ساعت است.

ریـز احمد اکنون ۴۳ سال دارد؛ دو سال جوان‌تر از راجر مور و پنج سال بزرگ‌تر از دنیل کریگ در زمانی که نقش جیمز باند را به دست آوردند. با این حال، خودش هم می‌داند تماس احتمالی دنی ویلنوو برای سپردن نقش باند به او، چندان محتمل نیست. اما جذابیت جیمز باند چیزی نیست که بتوان به‌راحتی از آن گذشت. او حتی اعتراف کرده که جرقه اولیه «Bait» از نوعی حسادت خفیف نسبت به باند شکل گرفت. وقتی نام یکی از همسایه‌هایش در گمانه‌زنی‌های مربوط به بازیگر بعدی باند مطرح شد، موجی از احساسات متضاد در او شکل گرفت؛ از هیجان گرفته تا بدبینی. این پرسش برایش جدی شد که اگر چنین فرصتی پیش بیاید، آیا واقعا جذاب است یا شاید به معنی کنار گذاشتن پروژه‌ای شخصی‌تر و مهم‌تر باشد؟

از همین‌جا، سوال‌های جدی‌تری درباره هویت برای او به وجود آمد. احمد می‌گوید تقریبا تمام زندگی‌اش با مسئله هویت درگیر بوده؛ گاهی چون خودش خواسته و گاهی چون شرایط او را وادار کرده است. برای همین، جیمز باند به نظرش بهترین ابزار برای حرف زدن درباره چیزهایی بسیار شخصی، ترسناک و آسیب‌پذیر بوده است. او صادقانه می‌گوید بله، بخشی از وجودش واقعا می‌خواهد آن مرد باشد؛ همان‌طور که به‌نوعی همه ما دوست داریم جیمز باند باشیم. اما از سوی دیگر، تردید آشنای «آیا من به اندازه کافی خوب هستم؟» هم همیشه وجود دارد؛ تردیدی که به گفته او احتمالا هر بازیگر و حتی هر انسانی آن را تجربه می‌کند.

اما دلیل موفقیت «Bait» فقط به این بحران بازیگری یا وسوسه باند محدود نمی‌شود. دور از زرق‌وبرق ظاهری صنعت سینما، شاه لطیف در شمال لندن زندگی خانوادگی کاملا معمولی اما آشفته و پرتنشی دارد؛ یک خانواده بریتانیایی-آسیایی که ریشه‌های فرهنگی، عاطفی و روانی آن بخش بزرگی از هویت شخصیت را شکل می‌دهد. خود ریـز احمد گفته بخش بسیار زیادی از این مجموعه مستقیما از زندگی خودش آمده و همین موضوع باعث شده ساخت آن از نظر شخصی ترسناک‌ترین حرکت خلاقانه عمرش باشد. او در «Bait» عملا روان، ناامنی‌ها، خاطرات، خانواده، جامعه و حتی جنون درونی خودش را در برابر تماشاگر گذاشته است. به گفته او، وقتی ساخت مجموعه تمام شد، اولین حسش این بود که بسیار خوب، ساختیمش؛ اما آیا واقعا لازم است آن را منتشر کنیم و مردم ببینندش؟

او وقتی می‌گوید تقریبا «همه ماجرا» از گذشته خودش بیرون آمده، اغراق نمی‌کند. خانه‌ای که در سریال می‌بینیم دقیقا بر اساس خانه‌ای ساخته شده که ریـز احمد در آن بزرگ شده، با این تفاوت که ابعادش کمی بزرگ‌تر شده تا دوربین بتواند راحت‌تر در آن حرکت کند. حتی راه‌پله‌ای که در ابتدای قسمت سوم شخصیت شاه در آن مورد حمله قرار می‌گیرد، الهام‌گرفته از همان راه‌پله‌ای است که احمد در پارک پشت خانه مادرش روی آن مورد حمله قرار گرفته بود. مغازه آبنبات‌فروشی‌ای که شخصیت‌ها از آن شیرینی می‌خرند هم همان جایی است که او در کودکی از آن خرید می‌کرده است. حمله پانیکی که در پایان قسمت اول می‌بینیم نیز از تجربه‌ای واقعی می‌آید؛ زمانی که او در برنامه‌ای به‌عنوان اجرای افتتاحیه برای گروه وو-تنگ کلن (Wu-Tang Clan) روی صحنه رفته بود و از همان خروج اضطراری بیرون زده بود.

البته همه‌چیز کاملا اتوبیوگرافیک نیست. مثلا ماجرای فروپاشی روی صحنه در برنامه وو-تنگ کلن، نه از ترس، بلکه از شرایط عجیب اجرا ناشی شده بود. به گفته احمد، اعضای گروه دو ساعت و نیم دیر به صحنه رسیدند و وقتی او برای اجرای افتتاحیه روی صحنه رفت، جمعیت با خود می‌گفتند چرا این متد من نیست؟ از آنجا که احمد آن زمان با یک لیبل تکنو همکاری می‌کرد و رپ الکترونیک تجربی اجرا می‌کرد، اساسا انتخاب مناسبی برای جمعیتی نبود که منتظر رپ کلاسیک و وفادار به سبک بوم-بپ بودند. او تعریف کرده که وقتی بعد از دو ساعت و نیم تاخیر روی صحنه رفت و اجرای تکنو-رپ خودش را شروع کرد، ۵ هزار نفر شروع به هو کردن کردند. در نهایت موسیقی را قطع کرد و قطعه «Sour Times» را به‌صورت آکاپلا اجرا کرد؛ یعنی بدون موسیقی و فقط با صدای خودش. هو کردن‌ها در تمام آن اجرای دو دقیقه‌ای ادامه داشت، اما کم‌کم چند نفر شروع به تشویق کردند و در پایان، جمعیت برایش دست زد. خودش هم همان‌جا تصمیم گرفت همین‌قدر کافی است و صحنه را ترک کرد. به گفته او، این کوتاه‌ترین اجرای زندگی‌اش بود: فقط دو دقیقه و ۴۰ ثانیه.

با این حال، بازگشت او به کار هم خیلی سریع اتفاق افتاد. آخرین روز فیلم‌برداری «Bait»، در واقع نخستین روز حضورش در پروژه بعدی‌اش یعنی «Digger» بود؛ فیلم تازه و مرموز آلخاندرو گونسالس اینیاریتو، فیلمسازی که به پنهان‌کاری درباره آثارش معروف است. احمد گفته عملا از یک صحنه فیلم‌برداری بیرون آمد و مستقیم به صحنه دیگری رفت. او درباره «Digger» جزئیات زیادی نمی‌گوید، اما تاکید کرده که تجربه‌ای بسیار منحصربه‌فرد و جسورانه بوده است.

او همین حالا نیز در مالزی مشغول فیلم‌برداری تریلر «The Big Fix» با بازی مارک والبرگ و کارگردانی بالتاسار کورماکور است. درباره این پروژه هم حرف زیادی نزده، اما درباره غذاهای محلی مالزی با اشتیاق فراوان صحبت کرده است. به گفته او، ترکیب غذاهای چینی، مالزیایی، هندی و تایلندی در آنجا واقعا فوق‌العاده است؛ آن‌قدر که حتی هنگام حرف زدن درباره‌اش دهانش آب می‌افتد. خودش با شوخی گفته در این مدت وزن زیادی اضافه کرده و این به مشکلی جدی برایش تبدیل شده است.

سوالی که حالا مطرح می‌شود این است که آیا بازگشت دوباره او به بازیگری در پروژه‌های مختلف، به این معناست که «Bait» فقط یک تجربه تک‌فصلی بوده؟ ریـز احمد در پاسخ، قطعیتی نشان نداده است. او گفته از یک سو سریال‌هایی مثل «The Night Of» و «I May Destroy You» را بسیار دوست دارد که فقط یک فصل داشته‌اند، و از سوی دیگر، آثار دیگری را هم دوست دارد که سال‌ها ادامه پیدا کرده‌اند. به گفته او، هنوز تصمیم مشخصی در این‌باره نگرفته، اما به‌وضوح ظرفیت رشد برای این شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها وجود دارد و این دنیا هنوز قابلیت اکتشاف بیشتری دارد.

زندگی حرفه‌ای ریز احمد امروز به‌شکلی عجیب میان جهان‌های مختلف در رفت‌وآمد است؛ یک روز بازسازی خانه کودکی‌اش در ومبلی، روز دیگر بازی کنار تام کروز در استودیوی پاین‌وود (Pinewood Studios) و بعد پرواز به پنانگ در مالزی. خود او هم این وضعیت را کاملا سورئال توصیف می‌کند. با این حال، تاکید دارد که «Bait» برایش یک نقطه عطف بوده؛ پروژه‌ای که او را واداشته دوباره از خودش بپرسد آیا کاری که انجام می‌دهد واقعا چیزی شخصی و مهم را با دیگران به اشتراک می‌گذارد یا نه.

در نهایت، «Bait» برای ریـز احمد فقط داستان یک بازیگر در بحران یا شوخی با اسطوره جیمز باند نیست؛ بلکه نوعی نامه عاشقانه به خانواده است. شاه لطیف در این سریال می‌خواهد نقابی بر چهره بزند، به یک الگو و آرکتایپ سینمایی تبدیل شود و از آنچه واقعا هست فرار کند. اما همان‌طور که احمد می‌گوید، یک جا هست که هیچ‌کس نمی‌تواند چنین فراری را ادامه دهد: خانواده. خانواده، چه بخواهی چه نخواهی، همان جمعی است که از پشت همه نمایش‌ها و نقاب‌ها عبور می‌کند و تو را همان‌طور که هستی می‌بیند؛ آشفته، پیچیده، دوست‌داشتنی و کاملا واقعی.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا