دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

سالی ریچاردسون ویتفیلد از صحنه خواستگاری پگی در «The Gilded Age» و رکورد تاریخی امی گفت

سالی ریچاردسون ویتفیلد، کارگردان و تهیه‌کننده اجرایی سریال «The Gilded Age»، می‌گوید به محض اطلاع از اینکه پایان فصل سوم با خواستگاری دکتر ویلیام کرکلند از پگی اسکات در مراسم «بلک بال» به اوج می‌رسد، تصمیمش را گرفت: «گفتم نه، این یکی را هیچ‌کس جز من کارگردانی نمی‌کند.»

ریچاردسون ویتفیلد که در سال ۲۰۲۴ به‌عنوان نخستین زن سیاه‌پوست نامزد امی کارگردانی یک سریال درام شد؛ افتخاری که برای کارگردانی «Winning Time: The Rise of the Lakers Dynasty» به دست آورد، امسال نیز رکورد دیگری ثبت کرده است. او با نامزدی همزمان در بخش کارگردانی سریال درام برای «The Gilded Age» و «Task»، نخستین زن سیاه‌پوستی شد که دو نامزدی کارگردانی درام را در یک دوره امی دریافت می‌کند.

او درباره مسیر حرفه‌ای‌اش پشت دوربین گفت: «برای خودم هم دیوانه‌کننده است، اما خیلی جدی می‌گیرمش. به همین دلیل است که این‌قدر سخت کار می‌کنم.»

ریچاردسون ویتفیلد ابتدا قرار بود قسمت پایانی فصل اول «Task» را کارگردانی کند، اما در نهایت هدایت قسمت ماقبل آخر را بر عهده گرفت؛ اپیزودی که در آن رابی با بازی تام پلفری، طی عملیات اف‌بی‌آی کشته می‌شود. او دلیل علاقه‌اش به این قسمت را صحنه‌های پرتنش و اکشن آن عنوان کرد و گفت: «آدم در ذهنش همیشه فکر می‌کند فینال همان قسمت مهم است، اما خیلی وقت‌ها آن قسمتی که درست قبل از فینال می‌آید، در واقع قسمت بزرگ‌تر است.»

در فینال فصل سوم «The Gilded Age»، دوربین در میان مهمانانی که در حال رقص‌اند حرکت می‌کند و ویلیام با بازی جردن دونیکا، به سمت پگی با بازی دنی بنتون می‌رود تا از او خواستگاری کند. ریچاردسون ویتفیلد می‌خواست این لحظه برای پگی، حال‌وهوای یک رویای عاشقانه کلاسیک داشته باشد: «می‌خواستم خواستگاری پگی شبیه رویای هر دختری باشد؛ البته نه اینکه این الزاماً رویای همه دخترها باشد. اما وقتی به چیزهایی فکر می‌کنیم که در کودکی با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، مثل سیندرلا یا عاشقانه‌های قدیمی سینما، چنین حسی به ذهن می‌آید.»

او توضیح داد که فضای تاریخی و پرزرق‌وبرق «The Gilded Age» امکان بهره‌بردن از همین شکوه کلاسیک را فراهم می‌کند: «یکی از چیزهایی که می‌توانید در «The Gilded Age» در آغوش بکشید، شیوه قدیمی ساخت فیلم و تمام آن تشریفات و شکوه است.»

به گفته این کارگردان، نمای اسلوموشن که از زاویه دید ویلیام به چهره پگی نزدیک می‌شود، با هدف ساختن لحظه‌ای عاطفی و باشکوه طراحی شده بود: «وقتی روی صورت او می‌ایستیم، آن‌قدر فرشته‌گونه و زیبا به نظر می‌رسد که دل آدم برایش پر می‌کشد.» او افزود دنی بنتون پس از دیدن تصویر روی مانیتور، همراه با نویسندگان سریال تحت تاثیر قرار گرفتند: «خود بنتون بعداً آمد و مانیتور را دید؛ او و نویسنده‌ها واقعاً اشک می‌ریختند.»

فینال فصل سوم دو مراسم مجلل را در کنار هم روایت می‌کند؛ مراسمی متعلق به برتا و جرج راسل با بازی کری کون و مورگان اسپکتور و «بلک بال» که خط داستانی نخبگان سیاه‌پوست را پیش می‌برد. ریچاردسون ویتفیلد تاکید کرد که می‌خواست هر دو رویداد از نظر اهمیت و شکوه، هم‌وزن به نظر برسند: «اگر با معیار امروز حرف بزنیم، برتا و جرج میلیاردها دلار دارند، اما این به آن معنا نیست که مراسم بلک بال نمی‌تواند به همان اندازه بزرگ و باشکوه باشد.»

او افزود نمایش زیبایی، جایگاه و شکوه زندگی سیاه‌پوستان در آن دوره تاریخی برایش اهمیت ویژه‌ای داشته است: «به‌ویژه وقتی خط داستانی نخبگان سیاه‌پوست را کار می‌کنم، می‌خواهم مردم زیبایی آن دوران را برای افراد رنگین‌پوست درک کنند.»

به همین دلیل، طراحی دو مراسم به‌گونه‌ای انجام شد که تدوین بتواند مدام میان آن‌ها جابه‌جا شود و مخاطب در نخستین لحظه حتی مطمئن نباشد وارد کدام سالن شده است. ریچاردسون ویتفیلد گفت: «هر دو مراسم طوری طراحی شده بودند که بتوان بی‌وقفه بینشان کات زد؛ گاهی تا وقتی وارد صحنه نمی‌شدید، نمی‌دانستید در کدام مراسم قرار دارید. این کار به برنامه‌ریزی، استوری‌بورد و نماهای ویژه زیادی نیاز داشت. من در فیلمسازی، ترنزیشن‌ها را دوست دارم و «The Gilded Age» هم یکی از آن سریال‌هایی است که برای ترنزیشن‌های جذاب ظرفیت زیادی دارد.»

این قسمت به شکاف میان نگاه سنتی و جریان‌های تازه نیز می‌پردازد؛ از قضاوت مادر ویلیام درباره گذشته پگی تا تلاش برتا برای بازگرداندن زنان مطلقه به محافل اجتماعی، برخلاف خواست گروهی از جامعه آن زمان. ریچاردسون ویتفیلد این اپیزود را اثری زن‌محور توصیف کرد: «این یک قسمت بسیار زن‌محور است و نشان می‌دهد که ما می‌توانیم اشتباه کنیم، بخشیده شویم و لازم نیست تا آخر عمر به خاطر اشتباه‌هایمان سرزنش شویم.»

او ادامه داد: «در اواخر دهه ۱۸۰۰ همه‌چیز در حال تغییر بود. زنان تازه داشتند صدای بیشتری پیدا می‌کردند. حتی برتا هم تصمیم‌های بدی می‌گیرد و ممکن است خودش به جایی برسد که دوست ندارد در آن باشد.»

کارگردان «Task» و «The Gilded Age» معتقد است بزرگ‌ترین چالش در کارگردانی صحنه‌های عظیم و پرخرج، حفظ هسته انسانی داستان است. او گفت: «با وجود این صحنه‌های بزرگ، کاری که سعی می‌کنم انجام بدهم این است که مطمئن شوم هرگز داستان را فراموش نمی‌کنیم. قلب ماجرا چیست؟ فیلمسازها همان‌جا به مشکل می‌خورند؛ اگر فقط یک صحنه مبارزه باشد، چه اهمیتی دارد؟ اگر فقط آدم‌هایی باشند که در یک مراسم می‌رقصند، چه اهمیتی دارد؟»

او به صحنه درگیری رابی در جنگل در «Task» اشاره کرد و گفت ارزش آن صحنه صرفاً در خشونت یا اکشن نیست: «این فقط یک صحنه دعوا نیست؛ دو مردی هستند که از هم متنفرند و روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. امیدوارم مخاطب برای هر دوی آن‌ها و چیزهایی که از سر می‌گذرانند احساس زیادی داشته باشد. همین است که صحنه مبارزه را به چیزی بزرگ تبدیل می‌کند.»

ریچاردسون ویتفیلد در توضیح نمای پایانی اپیزود «Task» که رابی آرام روی آب شناور است، گفت هدف بازگرداندن مخاطب به انسانیت این شخصیت بوده است: «می‌خواستیم دوباره شما را به قلب داستان برگردانیم؛ و آن قلب، رابی است. رابیِ معیوب. او مرد خوبی است که در شرایط بدی قرار گرفت. بعضی آدم‌ها در موقعیت بد انتخاب درست می‌کنند و بعضی انتخاب اشتباه، اما این به معنای آدم وحشتناکی بودنشان نیست.»

او ادامه داد: «می‌بینید که برای او همه‌چیز درباره خانواده‌اش است و قلب بسیار بزرگی دارد. چیزی که در پایان به آن برگشتیم، همه تصمیم‌های بد او نبود؛ خود او بود.»

این فیلمساز که فعالیت حرفه‌ای خود را به‌عنوان بازیگر آغاز کرده، می‌گوید هرگز تصور نمی‌کرد روزی راه را برای دیگر زنان فیلمساز هموار کند: «اصلاً. من بازیگری را شروع کردم و فکر می‌کردم روزی برای بازیگری یک امی کوچک می‌گیرم. تازه دارد برایم جا می‌افتد که این اتفاق برای آدم‌های دیگر معنای بسیار بزرگ‌تری دارد.»

او تاکید کرد که سخت‌کوشی را بخشی جدانشدنی از مسیرش می‌داند: «همه ما شکست می‌خوریم، اما من نمی‌خواهم به این دلیل شکست بخورم که به اندازه کافی کار نکرده‌ام یا به اندازه کافی تلاش نکرده‌ام.»

ریچاردسون ویتفیلد امیدوار است تجربه همکاری دیگران با زنان و به‌ویژه زنان سیاه‌پوست در مقام کارگردان، راه را برای نسل بعدی بازتر کند: «شاید کسی با من، یا با زن دیگری، یا با زن سیاه‌پوست دیگری کار کرده باشد و بگوید: “تجربه فوق‌العاده‌ای بود.” آن وقت اگر یک دختر جوان سیاه‌پوست یا یک زن دیگر وارد این مسیر شود، باور بیشتری برای فرصت دادن به او شکل می‌گیرد.»

او درباره این کلیشه که کارگردانان زن نمی‌توانند صحنه‌های اکشن را هدایت کنند، گفت: «بعضی‌ها فکر می‌کنند کارگردان زن نمی‌تواند اکشن بسازد. من ثابت کرده‌ام که چرا، می‌توانیم. شاید به شیوه متفاوتی انجامش بدهیم، اما شاید همین بهتر باشد.»

فصل آینده «Task» قرار است گروهی کاملاً زنانه در مقام کارگردان داشته باشد. ریچاردسون ویتفیلد با فروتنی گفت نمی‌خواهد تمام اعتبار این اتفاق را به خود نسبت دهد: «فکر نمی‌کنم مسئول همه این ماجرا باشم. شاید برد اینگلس‌بی، خالق سریال، از کار کردن با یک زن لذت برده است. یا شاید واقعاً این‌ها بهترین انتخاب‌ها بوده‌اند.»

او افزود: «اغلب در یک سریال فقط کارگردان مرد وجود دارد و هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا این‌طور شده است. واقعاً فکر می‌کنم برد با افراد مختلف ملاقات کرده و کسانی را انتخاب کرده که برای سریالش مناسب‌تر بوده‌اند و اتفاقاً همه زن بوده‌اند.»

ریچاردسون ویتفیلد در واکنش به نامزد نشدن «Task» در بخش بهترین سریال درام نیز گفت این مجموعه شایسته چنین توجهی بوده، اما رقابت بسیار سنگین است: «فکر می‌کنم حقش بود، اما سریال‌های خوب زیادی وجود دارند. خوشحالم که نویسندگی برد، مارک رافلو و تام دیده شدند. فکر می‌کنم بعضی از بازیگران مکمل ما هم باید نامزد می‌شدند؛ اجراهای فوق‌العاده‌ای دارند.»

او در پایان با اشاره به آینده «Task» وعده داد که فصل جدید این سریال، اتفاق‌های بزرگی در پیش دارد: «فصل تازه‌ای از «Task» داریم و بگذارید بگویم، من فیلمنامه‌ها را خوانده‌ام؛ واقعاً دیوانه‌وارند.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا