سریال «کالین از حسابداری» (Colin from Accounts)
یک رامکام استرالیایی بامزه، صمیمی و عجیباً دوستداشتنی

گاهی یک سریال برای اینکه دل مخاطب را ببرد، لازم نیست قصهای بسیار پیچیده، شخصیتهایی قهرمانگونه یا جهان داستانی پرزرقوبرق داشته باشد. کافی است دو آدم معمولی را نشان بدهد که در بدترین و عجیبترین لحظه ممکن با هم آشنا میشوند، یک سگ زخمی وسط زندگیشان میافتد، چند تصمیم اشتباه پشت سر هم میگیرند و در میان همین آشفتگیها، چیزی شبیه عشق، رفاقت، وابستگی و رشد شکل میگیرد. «کالین از حسابداری» (Colin from Accounts) دقیقاً از همین جنس سریالهاست؛ یک کمدی رمانتیک استرالیایی که از دل موقعیتهای خجالتآور، دیالوگهای سریع و شوخیهای گاهی بیپروا، به احساسی گرم و انسانی میرسد.
این سریال ساخته و نوشته زوج واقعی سینما و تلویزیون، «پاتریک برامل» و «هریت دایر» است؛ دو بازیگری که نهتنها خالقان اثر هستند، بلکه نقشهای اصلی یعنی «گوردون» و «اشلی» را هم بازی میکنند. همین نکته یکی از مهمترین رازهای موفقیت سریال است. رابطه میان این دو شخصیت، روی کاغذ میتوانست صرفاً یک رامکام آشنا باشد؛ اما شیمی واقعی میان برامل و دایر باعث شده رابطه گوردون و اشلی زنده، طبیعی، پر از مکثهای درست، نگاههای معنادار و بگومگوهای باورپذیر به نظر برسد.
«کالین از حسابداری» محصول «ایزی تایگر پروداکشنز» (Easy Tiger Productions) و «سیبیاس استودیوز» (CBS Studios) برای «فاکستل» (Foxtel) است و پخش آن در استرالیا از «بینج» (Binge) آغاز شد. این سریال بعدتر در بریتانیا از «بیبیسی دو» (BBC Two) و «بیبیسی آیپلیر» (BBC iPlayer) در دسترس قرار گرفت و در آمریکا نیز از «پارامونت پلاس» (Paramount+) پخش شد. فصل اول آن در ۱ دسامبر ۲۰۲۲ با هشت قسمت بهصورت همزمان منتشر شد، فصل دوم از ۳۰ مه ۲۰۲۴ روی آنتن رفت و با توجه به موفقیت جهانی، فصل سوم نیز ساخته شده و طبق اطلاعات منتشرشده، از ۲۷ جولای از طریق «بینج» (Binge) و «پارامونت پلاس» (Paramount+) پخش میشود.
اما پیش از هر چیز باید از عنوان عجیب و بامزه سریال شروع کرد. «Colin from Accounts» در ظاهر یعنی «کالین از حسابداری»؛ عبارتی خشک، اداری و کاملاً روزمره، انگار قرار است درباره کارمندی بیحاشیه در بخش حسابداری یک شرکت باشد. اما شوخی اصلی همینجاست: «کالین» اسم یک سگ است. سگی که نه حسابدار است، نه ربطی به اداره دارد، نه حتی در ابتدا صاحب مشخصی دارد. گوردون و اشلی، بعد از یک تصادف، اسم او را «کالین از حسابداری» میگذارند؛ اسمی عمداً بیربط که بهخوبی روح سریال را توضیح میدهد: طنزی خشک، بیهوا و روزمره که از دل موقعیتهای ناخوشایند بیرون میآید.
داستان سریال؛ از یک آشنایی فاجعهبار تا رابطهای که آرامآرام شکل میگیرد

داستان در سیدنی، استرالیا میگذرد و با یکی از عجیبترین «ملاقاتهای بامزه» در تاریخ کمدیهای رمانتیک شروع میشود. اشلی مولدن، دانشجوی پزشکی ۲۹ ساله، در مسیر رفتن به یک جلسه آموزشی در بیمارستان است. گوردون «فلش» کرپ، مردی در دهه چهل زندگیاش و صاحب یک کارخانه کوچک تولید آبجو، با ماشینش توقف میکند تا اشلی از خیابان رد شود. اشلی برای تشکر و شاید برای اینکه حال خودش را عوض کند، ناگهان حرکتی تکانشی و شیطنتآمیز انجام میدهد؛ حرکتی که باعث حواسپرتی گوردون میشود. چند ثانیه بعد، گوردون با یک سگ بیصاحب که از خانهای فرار کرده تصادف میکند.
همین اتفاق به ظاهر تلخ، موتور اصلی داستان را روشن میکند. اشلی و گوردون که تا چند دقیقه قبل هیچ شناختی از هم نداشتند، حالا ناچارند سگ زخمی را به دامپزشکی ببرند. آنجا معلوم میشود هزینه درمان بسیار سنگین است؛ چیزی حدود ۱۲ هزار دلار استرالیا. سگ برای ادامه زندگی به مراقبت ویژه و چرخ مخصوص پاهای عقب نیاز دارد. از طرفی نه قلادهای دارد، نه نشانی، نه صاحب مشخصی. تصمیمگیری دشوار است: یا باید هزینه را بپردازند و مسئولیتش را قبول کنند، یا اجازه بدهند سگ را از بین ببرند.
در این نقطه، سریال با مهارتی جالب، موقعیتی را که میتوانست بیش از حد تلخ یا آزاردهنده شود، به شروعی انسانی و پر از طنز تبدیل میکند. اشلی که نمیتواند شاهد مرگ سگ باشد، جلوی تزریق را میگیرد. گوردون غر میزند، طفره میرود، دنبال تخفیف از دامپزشک میگردد، اما در نهایت او هم درگیر ماجرا میشود. دامپزشک هم کسی نیست جز «ایوت»، دوستدختر سابق گوردون؛ و البته سریال با شوخی ساده اما شیرینی این نامگذاری بازی میکند: ایوتِ دامپزشک، یا همان چیزی شبیه «ایوت دِ وت».
اشلی به دلیل شرایط خانهاش نمیتواند سگ را نگه دارد. گوردون هم ابتدا مدام تأکید میکند که وقت و حوصله چنین مسئولیتی را ندارد. اما دست سرنوشت، یا دقیقتر بگوییم دست نویسندگان، این دو آدم تنها، نامرتب و آسیبدیده را زیر یک سقف قرار میدهد. سگ هم اسم پیدا میکند: کالین. نه فقط کالین، بلکه «کالین از حسابداری».
فصل اول بیش از آنکه درباره نجات یک سگ باشد، درباره دو آدمی است که بدون آمادگی وارد زندگی هم میشوند. اشلی و گوردون قبل از آنکه واقعاً با هم قرار بگذارند، ناخواسته شبیه یک زوج رفتار میکنند؛ درباره خرج درمان سگ تصمیم میگیرند، سر خانه و وسایل و ماندن و رفتن بحث میکنند، با گذشته هم روبهرو میشوند و آرامآرام میفهمند که شاید چیزی میانشان شکل گرفته که با یک تصادف ساده توضیح داده نمیشود.
گوردون و اشلی؛ دو آدم ناقص، اما دقیقاً به همین دلیل دوستداشتنی

یکی از مهمترین امتیازهای «کالین از حسابداری» این است که شخصیتهای اصلیاش را زیادی تمیز، جذاب و ایدهآل نشان نمیدهد. اشلی نه آن دختر رویاییِ عجیبوغریب و اصطلاحاً «مانیک پیکسی دریم گرل» است، نه یک آدم کاملاً بههمریخته که فقط برای تولید آشوب وارد داستان شده باشد. او زنی جوان است که هنوز همه چیز زندگیاش را مرتب نکرده، از رابطه قبلیاش زخم خورده، از نظر مالی و مسکونی در وضعیت ایدهآلی نیست، اما در عین حال باهوش، توانمند و قابل لمس است.
گوردون هم قهرمان رمانتیک کلاسیک نیست. او مردی است در دهه چهل زندگی، صاحب یک کسبوکار کوچک، خسته، کمی کودکمانده، گرفتار عادتهای عجیب و گذشتهای که هنوز کاملاً با آن کنار نیامده است. او گاهی بدقلق است، گاهی دفاعی رفتار میکند، گاهی از مسئولیت فرار میکند، اما درست در لحظههایی که ممکن است از او ناامید شویم، لایهای از مهربانی، ترس یا صداقت نشان میدهد که دوباره ما را به سمتش میکشاند.
اختلاف سنی میان گوردون و اشلی یکی از محورهای مهم سریال است. این اختلاف در ابتدا بیشتر با شوخیهای فرهنگی و ارجاعهای نسلی خودش را نشان میدهد؛ مثلاً گوردون چیزهایی را به یاد میآورد که برای اشلی قدیمی یا نامفهوماند. اما کمکم این فاصله به مسئلهای جدیتر تبدیل میشود: آیا دو آدم در دو مرحله متفاوت از زندگی میتوانند با هم رابطهای واقعی بسازند؟ آیا یکی زیادی دیر رسیده و دیگری زیادی زود؟ سریال پاسخ سادهای نمیدهد. در عوض نشان میدهد که بلوغ همیشه با سن نمیآید و گاهی دو آدم ناپخته، دقیقاً به دلیل ناپختگیهای مشابهشان، بهتر از هر کس دیگری همدیگر را میفهمند.
بازیگران و شخصیتها؛ گروهی که هر کدام رنگ خودشان را دارند

هریت دایر در نقش اشلی مولدن، قلب تپنده سریال است. بازی او پر از انرژی، اضطراب کنترلشده، شوخطبعی و آسیبپذیری است. اشلی میتوانست بهراحتی به شخصیتی اغراقشده تبدیل شود، اما دایر او را زمینی نگه میدارد. او هم خندهدار است، هم گاهی آزاردهنده، هم مهربان، هم خودخواه، هم سرسخت؛ درست مثل یک آدم واقعی.
پاتریک برامل در نقش گوردون «فلش» کرپ، مکملی فوقالعاده برای اوست. برامل خستگی مردی را که نمیخواهد پیر شود اما بدن و زندگی مدام به او یادآوری میکنند که دیگر آن جوان سابق نیست، بسیار خوب بازی میکند. او همزمان میتواند خشک، عصبی، خندهدار و عمیقاً آسیبپذیر باشد. لقب «فلش» هم خودش یکی از همان جزئیات بامزهای است که نشان میدهد گوردون چقدر دوست دارد تصویری از خودش بسازد که شاید دیگر چندان با واقعیت جور نیست.
در کنار این دو، اما هاروی نقش مگان، دوست و همکار اشلی را بازی میکند؛ شخصیتی پرانرژی، اهل مهمانی و در عین حال وفادار. جنویو هگنی در نقش کیارا، شریک کاری گوردون، یکی از بهترین شخصیتهای مکمل سریال است؛ زنی که هم دوست قدیمی گوردون است، هم از بچهبازیهایش خسته شده، هم در لحظههای حساس مراقب اوست. مایکل لوگو در نقش برت، کارمند گوردون و کیارا، با آن سادگی و واکنشهای بیواسطهاش، سهم بزرگی در طنز محیط کارخانه آبجوسازی دارد.
هلن تامسون در نقش لینل، مادر اشلی، حضوری سمی، مضحک و در عین حال آشنا دارد. رابطه او و اشلی از آن رابطههای مادر و دختری است که زیر ظاهر دعواهای روزمره، زخمی عمیقتر پنهان کردهاند. دارن گیلشنن در نقش پروفسور لی، شریک عجیب و آزاردهنده لینل، از آن شخصیتهایی است که هر بار وارد صحنه میشود، هم خنده میآورد و هم کمی حس خطر و ناراحتی.
انی مینارد در نقش ایوت، دامپزشک و معشوقه سابق گوردون، تای هارا در نقش جیمز، نامزد سابق اشلی و همکار او، گلن هیزلداین در نقش جین، سرپرست کاری اشلی و دوست قدیمی گوردون، تونی لولین-جونز در نقش دکتر بروس، پزشک گوردون، دیوید رابرتس در نقش برنی، پدر مگان، آرکا داس در نقش جاستین، وکیل نهچندان مؤثر برت، جاستین روسنیاک در نقش هِوی، برادر گوردون، سلست باربر در نقش کیتی، همسر هوی، و لین پورتیوس در نقش داون، مادر گوردون و هوی، همگی به گسترش دنیای سریال کمک میکنند. حتی سگهای بازیگر، زک و باستر، که نقش کالین را بازی کردهاند، به شکلی عجیب تبدیل به یکی از دوستداشتنیترین عناصر سریال شدهاند.
فصل اول؛ شکلگیری رابطهای در خلاف جهت منطق

فصل اول «کالین از حسابداری» هشت قسمت دارد و تمام قسمتهای آن در ۱ دسامبر ۲۰۲۲ منتشر شدند. قسمت اول با عنوان «فلش» شروع همین ماجرای تصادف، دامپزشکی و هزینه سنگین درمان کالین است. از همان ابتدا معلوم میشود سریال علاقهای ندارد رابطه گوردون و اشلی را با شمع و موسیقی عاشقانه شروع کند. اینجا عشق از اضطراب، خونسردی نصفهنیمه، شوخیهای بیجا و تصمیمهای ناگهانی میآید.
در قسمتهای بعدی، اشلی وارد خانه گوردون میشود و حضورش خیلی زود نظم نیمبند زندگی او را به هم میریزد. در یکی از موقعیتهای بهیادماندنی، او دردسری در کشوی جورابهای گوردون درست میکند و بعد همراه کالین، مگان و مادرش برای خرید وسایل جدید راهی فروشگاه میشود. سریال از همین موقعیتهای کوچک، بحثهایی بزرگتر درباره مرزهای شخصی، تنهایی و نیاز به صمیمیت میسازد.
در قسمت «تویوتا کرسیدا»، گوردون بهاشتباه عکسی نامناسب برای اشلی میفرستد و بعد تلاش میکند آن را از گوشی او حذف کند؛ موقعیتی که میتوانست در هر سریال دیگری صرفاً یک شوخی تکراری باشد، اما اینجا به دلیل ریتم بازیها و شرمندگی واقعی شخصیتها، تازه و بامزه از آب درمیآید. همزمان، نگرانیهای پزشکی گوردون هم وارد داستان میشود و سریال خیلی آرام نشان میدهد که پشت شوخیهایش، ترس از بیماری، بدن، پیری و آسیبپذیری هم وجود دارد.
در قسمت «اتاق خوب»، اشلی گوردون را به شام تولد سیسالگیاش با مادرش لینل و پروفسور لی میبرد. این قسمت از آن نمونههایی است که نشان میدهد سریال چقدر خوب میتواند کمدی و ناراحتی را کنار هم بنشاند. اشلی در برابر خانوادهاش ناگهان شکنندهتر میشود و گوردون، با تمام بیقوارگیاش، تبدیل به کسی میشود که میتواند کنارش بایستد.
پایان فصل اول با قسمت «آدمهای پرنیاز» به این پرسش میرسد که اگر کالین از زندگی گوردون و اشلی حذف شود، آیا چیزی میانشان باقی میماند؟ آنها باید برای کالین خانهای تازه پیدا کنند تا هرکدام به مسیر خودشان برگردند. اما همین تصمیم نشان میدهد که رابطه آنها دیگر فقط درباره یک سگ نیست. کالین بهانه بوده، اما آنچه میانشان شکل گرفته واقعیتر از آن است که بتوان با واگذاری یک حیوان خانگی تمامش کرد.
فصل دوم؛ وقتی رابطه شروع شده، تازه دردسرها جدی میشوند

فصل دوم از ۳۰ مه ۲۰۲۴ آغاز شد و تا ۲۷ ژوئن همان سال ادامه داشت. نکته جذاب این فصل این است که سریال گرفتار دام رایج کمدیهای رمانتیک نمیشود. بسیاری از آثار این ژانر تمام جذابیت خود را صرف «آیا به هم میرسند یا نه؟» میکنند و وقتی زوج اصلی با هم میشوند، قصه افت میکند. اما «کالین از حسابداری» میفهمد که تازه بعد از شروع رابطه است که کمدی و درام واقعی شکل میگیرد.
فصل دوم با جای خالی کالین شروع میشود. گوردون و اشلی او را به خانوادهای دیگر دادهاند، اما خیلی زود پشیمان شدهاند. خانواده جدید نام کالین را به «پپی» تغییر دادهاند؛ نامی که اشلی و گوردون با عصبانیت آن را «احمقانهترین اسم ممکن» میدانند. این زوج حتی به فکر دزدیدن کالین میافتند، اما ماجرا مسیر دیگری پیدا میکند و کالین دوباره به زندگیشان برمیگردد. با این حال، مشکل اصلی فقط بازگرداندن سگ نیست. پرسش بزرگتر این است: آیا گوردون و اشلی واقعاً همدیگر را میخواهند یا فقط دلتنگ کالین بودهاند؟
این فصل لایههای تازهای به داستان اضافه میکند. ایوت، دوستدختر سابق گوردون، خبر بارداریاش را مطرح میکند و احتمال پدر بودن گوردون، رابطه او و اشلی را به چالشی جدی میکشاند. بعدتر معلوم میشود ماجرا پیچیدهتر از آن چیزی است که ابتدا به نظر میرسد و احتمال حضور فردی دیگر به نام میکا در این معادله مطرح میشود. سریال از این موقعیت ملتهب نه برای ملودرام سنگین، بلکه برای سنجیدن اعتماد، ترس و واکنشهای ناپخته شخصیتها استفاده میکند.
در قسمت «هِوی»، برادر گوردون وارد خانه میشود و با حضور آشفتهاش بخشی از گذشته گوردون را برای اشلی روشن میکند. قسمت «پورن اخلاقی» از آن نمونههای درخشان طنز خجالتآور سریال است؛ جایی که اشلی احساس طردشدگی میکند، گوردون باید درباره انتخابهای خصوصیاش توضیح بدهد و ماجرا به یکی از بامزهترین موقعیتهای فصل تبدیل میشود. در قسمت «آبشار»، گوردون وقتی اشلی برای شام نمیآید، در سیدنی دنبالش میگردد؛ اپیزودی که فضای احساسیتری دارد و رابطه آنها را از زاویهای عمیقتر نشان میدهد.
در قسمت «یاس کینگ»، اشلی و گوردون برای آخر هفته به شهر یاس و خانه خانواده گوردون میروند. این سفر باعث میشود اشلی با ریشههای خانوادگی گوردون، زخمهای قدیمی و بخشی از شخصیت او که کمتر دیده بود، روبهرو شود. در قسمت «واوام»، گوردون اندوهش را با تلاش برای تبدیل کردن کالین به ستاره تلویزیون جبران میکند، در حالی که اشلی میکوشد بابت حرف آزاردهندهای که درباره پدر گوردون زده، جبران کند. در همین میان، لینل یک مراسم جمعآوری کمک برای گروهی با نام عجیب «زنان علیه زنان علیه مردان» یا «واوام» برگزار میکند و مشکلات مالی کارخانه آبجوسازی هم جدیتر میشود.
فصل دوم با قسمت «اسپیدی سوزنز» به عروسی ناگهانی مگان و رومی در کارخانه آبجوسازی میرسد؛ جایی که فضای عاشقانه مراسم باعث میشود گوردون و اشلی احساساتشان را آشکارتر بیان کنند، اما مطابق انتظار، گوردون کمی بیش از حد جلو میرود و ماجرا دوباره از کنترل خارج میشود.
فصل سوم؛ بازگشت کالین، گوردون و اشلی با بحرانهای تازه

فصل سوم «کالین از حسابداری» با انتشار تریلر رسمی معرفی شده و طبق اطلاعات تازه، از ۲۷ جولای از طریق «بینج» (Binge) و «پارامونت پلاس» (Paramount+) پخش خواهد شد. محور اصلی فصل جدید، پیامدهای خواستگاری نافرجام گوردون است. او و اشلی میخواهند گذشتههای خجالتآور را پشت سر بگذارند، اما زندگی مثل همیشه برنامه دیگری برایشان دارد.
چالشهای کاری، تنشهای خانوادگی و دردسرهای دوستیهای تازه، رابطه آنها را در موقعیتی تازه قرار میدهد. نیرویی نامرئی مدام آنها را دوباره به سمت هم میکشد، اما پرسش آشنا هنوز پابرجاست: آیا گوردون و اشلی واقعاً برای هم ساخته شدهاند یا تنها چیزی که آیندهشان را به هم گره زده، سگ دوستداشتنیشان کالین است؟
در فصل سوم بازیگران تازهای هم به گروه اضافه شدهاند؛ از جمله توماس کوکرل، نیکی شیلز و مارک تروورو. بازگشت گروه اصلی در کنار ورود چهرههای جدید، این امید را زنده میکند که فصل تازه بتواند همان انرژی صمیمی دو فصل قبل را حفظ کند و در عین حال مسیرهای تازهای برای شخصیتها باز کند.
روند تولید؛ یک کمدی استرالیایی که جهانی شد
تولید «کالین از حسابداری» در سیدنی، استرالیا، از فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد. سریال محصول «سیبیاس استودیوز» (CBS Studios) در همکاری با «ایزی تایگر پروداکشنز» (Easy Tiger Productions) برای «فاکستل» (Foxtel) است. فصل اول بهعنوان دومین تولید اورجینال «بینج» (Binge) پس از سریال «Love Me» عرضه شد و خیلی زود از یک کمدی محلی به اثری مورد توجه در سطح بینالمللی تبدیل شد.
پس از موفقیت جهانی، فصل دوم در سال ۲۰۲۳ تأیید شد و فیلمبرداری آن از نوامبر همان سال آغاز شد. فصل سوم نیز با سفارش «فاکستل گروپ» (Foxtel Group) تولید شده و با حمایت «اسکرین نیو ساوت ولز» (Screen NSW) تأمین مالی شده است. مراحل پستولید، دیجیتال و جلوههای ویژه نیز با حمایت همین نهاد انجام شدهاند. پخش بینالمللی سریال خارج از استرالیا و نیوزیلند بر عهده «پارامونت گلوبال کانتنت دیستریبیوشن» (Paramount Global Content Distribution) است.
در فصل سوم، راب گیبسون و ایان کلی از «ایزی تایگر پروداکشنز» بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی، در کنار پاتریک برامل، مدلین دایر، ترنت اودانل، لانا گرینهالگ و دنیل موناگان حضور دارند و کوین گرین تهیهکنندگی را برعهده دارد. ترنت اودانل کارگردانی چهار قسمت و مدلین دایر کارگردانی چهار قسمت دیگر را انجام دادهاند. تهیهکنندگان درباره فصل تازه گفتهاند که از جمع شدن دوباره گروه خوشحالاند و بیش از همه از «پتی و هری» تشکر کردهاند که با تمام وجودشان برای این سریال خاص مایه گذاشتهاند و با گوردون، اشلی، کالین و بقیه دوباره جادو ساختهاند.
موفقیت و جوایز؛ تحسین تقریباً یکصدا

«کالین از حسابداری» از همان فصل اول با استقبال بسیار مثبت منتقدان روبهرو شد. فصل اول در وبسایت راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) بر اساس ۲۹ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی گرفت و میانگین امتیاز آن ۷.۹ از ۱۰ بود. جمعبندی منتقدان این بود که سریال با انعطاف لحنی، شیمی درخشان پاتریک برامل و هریت دایر و حس طبیعیاش، جادوی یک رامکام رضایتبخش را بیزحمت به نظر میرساند. در متاکریتیک (Metacritic) هم فصل اول امتیاز ۸۰ از ۱۰۰ گرفت که نشاندهنده نقدهای عموماً مطلوب است.
فصل دوم حتی موفقتر ظاهر شد. این فصل نیز در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) امتیاز ۱۰۰ درصدی دریافت کرد، این بار با میانگین ۹ از ۱۰. در متاکریتیک (Metacritic) هم امتیاز ۹۰ از ۱۰۰ را به دست آورد که در محدوده تحسین جهانی قرار میگیرد. منتقدان تأکید کردند که فصل دوم بدون تکیه صرف بر جذابیتهای فصل اول، همچنان بامزه، دلنشین، بداخلاق بهاندازه و کاملاً زنده است.
«کایلی نورثاور» از «سیدنی مورنینگ هرالد» (The Sydney Morning Herald) به سریال چهار ستاره داد و نوشت که بله، این یک کمدی رمانتیک است؛ اما از آنجا که رامکامهای استرالیایی، بهخصوص در تلویزیون، کمیاباند، دیدن نمونهای که بهخوبی اجرا شده و بهویژه روی بخش «کمدی» تأکید دارد، یک لذت واقعی است. «لوک باکمستر» از «گاردین استرالیا» (Guardian Australia) نیز با تحسین نویسندگی هریت دایر و پاتریک برامل اشاره کرد که این دو نقشهایشان را از درون ساختهاند و شخصیتهایی خلق کردهاند که لایهها، ظرافتها و خوبیهایشان آرامآرام و به شکلی باورپذیر آشکار میشود. «اکونومیست» (The Economist) هم سریال را در میان بهترین برنامههای تلویزیونی سال ۲۰۲۳ قرار داد و آن را «دلربا» با دیالوگهایی «فوقالعاده» توصیف کرد.
سریال در جوایز مختلف نیز درخشید. در جوایز آکتا (AACTA Awards) سال ۲۰۲۳، جایزه بهترین سریال کمدی روایی را برد و نامزدهای متعددی در بخش بازیگری، کارگردانی، فیلمنامه، انتخاب بازیگر و تدوین داشت. پاتریک برامل، هریت دایر و هلن تامسون در بخش بازیگری مورد توجه قرار گرفتند. در جوایز لاگی (Logie Awards) سال ۲۰۲۳، «کالین از حسابداری» جایزه برجستهترین برنامه کمدی را کسب کرد، پاتریک برامل جایزه برجستهترین بازیگر مرد و هریت دایر جایزه برجستهترین بازیگر زن را بردند. سریال همچنین در جوایز انجمن انتخاب بازیگران استرالیا، جوایز انسمبل اکوئیتی، رز دور (Rose d’Or)، ونیز تیوی اواردز و جوایز ستلایت نیز حضور موفقی داشت؛ از جمله برد جایزه بهترین بازیگر مرد سریال موزیکال یا کمدی برای پاتریک برامل در جوایز ستلایت ۲۰۲۵.
نقد و بررسی اثر؛ چرا «کالین از حسابداری» اینقدر خوب کار میکند؟

زیبایی «کالین از حسابداری» در این است که هیچوقت برای دوستداشتنی بودن زیادی تلاش نمیکند. سریال از آن جنس آثاری نیست که با موسیقی احساسی، نماهای رمانتیک و دیالوگهای شاعرانه بخواهد مخاطب را مجبور به همدلی کند. برعکس، از درِ بینظمی، دستپاچگی و حتی کمی بیادبی وارد میشود و بعد آرامآرام نشان میدهد که پشت همین ظاهر شلخته، قلبی گرم و دقیق پنهان است.
کمدی سریال از دل شخصیتها بیرون میآید، نه از شوخیهای تحمیلی. وقتی مگان در یکی از قسمتها از اشلی میپرسد که آیا آن حرکت اول صبح «حرکت مخصوص مهمانیات بود؟» و اشلی جواب میدهد «نه حتی آن هم نبود»، شوخی فقط به دلیل بیپروایی جمله بامزه نیست؛ به این دلیل کار میکند که دوستی میان این دو زن را در چند کلمه میسازد. وقتی برت با حیرت کودکانه به کیارا میگوید که گوردون «یک بدن واقعی را در زندگی واقعی دیده؛ چیزی که معمولاً نمیدید، چنین چیزی هرگز اتفاق نمیافتد»، سریال هم زمان با شوخی، میزان تنهایی و بیاتفاقی زندگی گوردون را هم لو میدهد. وقتی دکتر گوردون وسط حرفهای جدی درباره وضعیت پزشکیاش با خونسردی میگوید «فقط یه بیسکویته» یا بعدتر میگوید «دوست دارم کمکت کنم گوردون، ولی کامپیوترم روشن نیست»، سریال مهارتش را در ساختن طنز از بیتفاوتیهای کوچک روزمره نشان میدهد.
نکته مهمتر این است که «کالین از حسابداری» هیچوقت به احساسات شخصیتهایش خیانت نمیکند. شوخیها تند هستند، اما بیرحم نیستند. سریال از آدمهایش میخندد، اما آنها را تحقیر نمیکند. گوردون و اشلی گاهی واقعاً بد رفتار میکنند، حرفهای اشتباه میزنند، از مسئولیت فرار میکنند و دیگران را میرنجانند؛ اما اثر مدام به ما یادآوری میکند که این رفتارها از خلأ نمیآیند. هر کدام زخمی دارند، ترسی دارند، گذشتهای دارند که هنوز تمام نشده است.
این سریال در نمایش رابطه عاشقانه هم هوشمندانه عمل میکند. بسیاری از رامکامها با رسیدن دو شخصیت به هم تمام میشوند یا بعد از آن انرژی خود را از دست میدهند. اما اینجا تازه وقتی گوردون و اشلی با هم میشوند، سوالهای جذابتر شروع میشود. آیا میتوانند کنار هم بمانند؟ آیا رابطهشان فقط محصول یک بحران مشترک بوده؟ آیا کالین، این سگ دوستداشتنی و نیازمند مراقبت، چسب رابطه آنهاست یا آینهای است که نشان میدهد هر دو چقدر به مراقبت شدن و مراقبت کردن نیاز دارند؟
کالین در سریال فقط یک حیوان خانگی بانمک نیست. او نقطه اتصال، وجدان خاموش و مرکز عاطفی داستان است. تصادف با او، گوردون و اشلی را به هم پیوند میدهد؛ مراقبت از او آنها را مجبور میکند از کنج خودشان بیرون بیایند؛ نبودنش در فصل دوم خلأ رابطه را آشکار میکند؛ و بازگشتش یادآور میشود که گاهی عشق نه با تصمیمهای بزرگ، بلکه با مسئولیتهای کوچک روزانه زنده میماند.
از نظر بازیگری، سریال تقریباً بینقص است. هریت دایر و پاتریک برامل به دلیل شناخت عمیق از ریتم یکدیگر، صحنههای دونفره را با دقتی فوقالعاده اجرا میکنند. دیالوگها گاهی چنان سریع و طبیعی ردوبدل میشوند که حس میکنیم در حال شنیدن مکالمهای واقعی هستیم، نه تماشای متنی نوشتهشده. بازیگران مکمل هم فقط برای پر کردن اطراف زوج اصلی نیامدهاند. کیارا، مگان، برت، لینل، ایوت، هوی و حتی دکتر بروس هر کدام میتوانند صحنهای را از آن خود کنند.
لحن سریال هم از نقاط قوت اساسی آن است. «کالین از حسابداری» میتواند در یک صحنه درباره رابطه، بیماری، خانواده و ترس از آینده حرف بزند و چند لحظه بعد با یک جمله خشک، فضا را منفجر کند. این جابهجایی میان خنده و اندوه، اگر درست اجرا نشود، ممکن است مصنوعی به نظر برسد؛ اما در این سریال کاملاً طبیعی است، چون زندگی همینطور است. آدمها وسط بحران هم حرفهای احمقانه میزنند، در بدترین لحظهها هم به چیزهای بیربط میخندند و گاهی یک شوخی کوچک از یک اعتراف عاشقانه صادقانهتر به نظر میرسد.
چرا باید «کالین از حسابداری» را تماشا کرد؟

اگر از کمدیهای رمانتیک کلیشهای خسته شدهاید، «کالین از حسابداری» انتخابی عالی است. این سریال همان لذت آشنای رامکام را دارد، اما آن را با نگاهی مدرنتر، زمینیتر و صادقانهتر بازسازی میکند. اینجا خبری از آدمهای بینقص نیست. گوردون و اشلی هر دو اشتباه میکنند، گاهی خودخواهاند، گاهی خجالتآورند، گاهی تصمیمهایشان آنقدر بد است که دلتان میخواهد سرشان فریاد بزنید. اما درست به همین دلیل باورپذیرند.
این سریال برای کسانی جذاب است که از دیالوگهای تند و طبیعی، شوخیهای موقعیتی، روابط انسانی پیچیده و شخصیتهای خاکستری لذت میبرند. اگر سریالهایی مثل کمدیهای رابطهمحور با شخصیتهای ناقص و فضای صمیمی را دوست دارید، «کالین از حسابداری» احتمالاً خیلی زود شما را جذب میکند. همچنین اگر دنبال اثری هستید که هم بخنداند، هم گاهی گلو را بغضآلود کند، بدون اینکه به دام سانتیمانتالیسم بیفتد، این سریال دقیقاً همان چیزی است که باید سراغش بروید.
«کالین از حسابداری» یادآوری میکند که عشق همیشه با لحظههای باشکوه شروع نمیشود. گاهی با یک تصادف بد، یک قبض دامپزشکی وحشتناک، یک سگ با چرخهای کوچک، یک خانه نامرتب، چند سوءتفاهم و کلی شرمندگی آغاز میشود. اما اگر دو آدم جرئت کنند زخمها، ترسها و نسخه واقعی خودشان را نشان بدهند، شاید از دل همین آشوب چیزی ساخته شود که از هر قصه عاشقانه مرتب و اتوکشیدهای واقعیتر است.
برای همین، تماشای «کالین از حسابداری» فقط توصیه نمیشود؛ واقعاً یک دعوت است. دعوت به دیدن سریالی که میفهمد آدمها چقدر میتوانند مضحک، آسیبپذیر، مهربان و غیرقابل پیشبینی باشند. دعوت به همراهی با گوردون، اشلی و کالین؛ سه موجودی که هیچکدام دقیقاً نمیدانند چه میکنند، اما در کنار هم، عجیب و زیبا، راهی برای ادامه دادن پیدا میکنند.





