سورپرایزهای هواداران و دنیای شخصی داملا سونمز در «همدلی»

داملا سونمز، بازیگر سرشناس و محبوب با طرفداران پرشور، مهمان برنامه «همدلی» با اجرای احمد ممتاز تایلان بود و در این برنامه از تجربههای خاصش با هواداران، خاطرات کودکی و نگاهش به عشق و زندگی گفت.
هدایای خلاقانه هواداران
داملا سونمز با لبخند از سورپرایزهای هوادارانش گفت: «یک بار عروسکی از من درست کردند که حتی همان کت جین مورد علاقهام را هم برایش دوخته بودند! بعضی از این عروسکها کاملاً شبیه من هستند و بعضی دیگر حالتی کارتونی دارند. گاهی هم هوادارانم به مناسبت تولدم جمع میشوند و به جای هدیه، به خیریهها کمک میکنند یا یادبودهایی مرتبط با نقشهایم برایم میفرستند. مثلاً باری مجسمه اوفلیا از هملت را هدیه گرفتم یا عروسکی با لباس شخصیتهای سریالهایم. واقعاً این خلاقیت و دقت برایم خیلی ارزشمند است و همه را در کتابخانهام نگه میدارم.»
نوشتن و خاطرهنویسی؛ بخشی جدانشدنی از زندگی

داملا اعتراف کرد که از سالها پیش عادت دارد خاطرات و احساساتش را یادداشت کند: «همیشه دفترچههایی دارم که در آنها هر چیزی یادم بماند یا حتی اتفاقات خندهدار روزمره را مینویسم. قبلاً بیشتر وقتی ناراحت بودم مینوشتم، اما حالا در لحظات خوش هم مینویسم. نوشتن برایم مثل یک تمرین است که ذهنم را آرشیو میکند و به مرور گذشته کمک میکند.»
نگاه به عشق و روابط
در ادامه گفتوگو، داملا سونمز درباره عشق و روابط صحبت کرد: «برای من، عشق فقط هیجان اول رابطه نیست، بلکه در طول زمان تبدیل به دوستی و انتخاب روزمره میشود. دوست داشتن و احترام گذاشتن، مهمترین بخش یک رابطه هستند. به نظرم عشق واقعی، گاهی دوباره بازمیگردد و گاهی هم به آرامش و دوستی عمیق تبدیل میشود.»
او با اشاره به تجربههای شخصی اضافه کرد: «گاهی آدم عاشق میشود و جواب نمیگیرد، اما باز هم آن حس واقعی است. فکر میکنم در روابط انسانی، گاهی دو نفر به جای تکمیل هم، به خاطر نقاط ضعف و آسیبهای مشترک به هم جذب میشوند؛ مثل دو قلاب که به هم گیر میکنند.»
نگاه به ازدواج …
داملا درباره نگاهش به ازدواج و مادر شدن گفت: «مدتی پیش برایم سوال شد که آیا اصلاً میخواهم ازدواج کنم یا بچهدار شوم؟ جامعه گاهی انتظاراتی به ما تحمیل میکند که حتی نمیدانیم واقعاً آرزوی خودمان است یا نه. حالا فکر میکنم هرکس باید خودش انتخاب کند و اگر فرزندی هم داشته باشد، فقط باید به او فرصت رشد و تجربه بدهد، نه اینکه چیزی را تحمیل کند.»
خانواده، دوران کودکی و تاثیرات آن

داملا سونمز در بخشی از مصاحبه به شرایط کودکی خود اشاره کرد: «پدر و مادرم هر دو شاغل بودند. پدرم سالها در روسیه کار میکرد و من بیشتر با مادرم و اقوام بزرگ شدم. با اینکه گاهی احساس تنهایی داشتم، اما مادرم هر آخر هفته مرا به کنسرت، تئاتر یا برنامههای هنری میبرد. همین باعث شد به دنیای بازیگری علاقهمند شوم.»
او اضافه کرد: «در دوران کودکی، مثل خیلی از بچهها در کوچه بازی میکردم، اما خاطراتم از آن دوران با خلاقیت و شادی همراه است. پدرم هم همیشه با شوخطبعی و آموزشهای خاصش، روزهای خوبی برایم ساخت.»
داملا سونمز در این گفتوگو تصویری از خود به عنوان انسانی احساسی، خلاق، قدردان محبت هواداران و خانواده و با نگاه مستقل به زندگی و عشق ارائه داد. او ثابت کرد که فراتر از بازیگری، هنرمندی الهامبخش و صمیمی برای طرفدارانش است.





