دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی ترکیه

سیلا تورک‌اوعلو مهمان برنامه «همدلی» شد

احمد ممتاز تایلان در برنامه «همدلی» که هر چهارشنبه از شبکه NTV پخش می‌شود، میزبان بازیگر سیلا تورک‌اوعلو بود.

این برنامه که توسط شرکت BBO و به تهیه‌کنندگی شافاک بکالباشیوعلو و ماهپری آلتون اوچار تولید می‌شود، داستان‌های واقعی و تاثیرگذار از زندگی افراد را به تصویر می‌کشد.

در قسمت اخیر، مهمان احمد ممتاز تایلان سیلا تورک‌اوعلو بود که با هم در سریال «شربت زغال اخته» مقابل دوربین رفته‌اند.

سیلا درباره زندگی شخصی و حرفه‌ای خود گفت: «بیشتر وقت من در لوکیشن سریال می‌گذرد. اصلاً حس تعطیلات ندارم، فقط دوست دارم برای خودم وقت بگذارم. حتی اگر بتوانم در خانه غذا بخورم و استراحت کنم، خیلی خوشحال می‌شوم.»

او درباره فاصله‌اش با دیگران توضیح داد: «دوست و رفیق دارم و اجتماعی‌تر شده‌ام، اما همیشه یک حد و مرز با مردم دارم. نمی‌دانم چرا اینطور شده‌ام، اما فاصله‌ام را حفظ می‌کنم. یک مشکلی دارم که به کسی نمی‌گویم. در حضور بزرگ‌ترها بیشتر شنونده هستم و اهل خودنمایی نیستم.»

سیلا همچنین درباره نظرات منفی در فضای مجازی گفت: «وقتی تازه وارد بازیگری شدم، نظرات را می‌خواندم و تحت تاثیر قرار می‌گرفتم، اما حالا دیگر به آن‌ها اهمیت نمی‌دهم. ترجیح می‌دهم به حملات گوش نکنم، اما پذیرای نقدهای سازنده هستم.»

او برای اولین بار درباره آشنایی‌اش با دوست‌پسرش آتا صحبت کرد و گفت: «آتا در هفته دوم رابطه‌مان با خانواده من آشنا شد. سگم در ازمیر بود و ما در بودروم بودیم، وقتی به استانبول برگشتیم، برای بردن سگ توقف کردیم. خانواده‌ام گفتند بروید غذا بخورید و من هم با خانواده او آشنا شدم. اما یک عکس در شبکه‌های اجتماعی باعث شد شایعه نامزدی منتشر شود که درست نیست. آتا یک کارآفرین و صاحب یک آژانس دیجیتال است.»

سیلا درباره تمایلش به مادر شدن گفت: «دوست دارم مادر شوم. برای من مفهوم خانواده فقط داشتن فرزند نیست، بلکه احساس تعلق داشتن به یک نفر است. خانواده یعنی خانه داشتن، احساس تعلق داشتن به کسی…»

او درباره گذشته رابطه‌شان گفت: «دو سال پیش به طور اتفاقی به مغازه آتا رفتم. او آنجا بود و خوش‌آمد گفتیم و آشنا شدیم. او مرا در شبکه‌های اجتماعی دنبال کرد اما در آن زمان من با شخص دیگری بودم. چند ماه بعد رابطه‌ام تمام شد و چون به آنجا مرتب می‌رفتم، دوباره با آتا در تماس شدم. بعد از چند ماه دیدار نداشتیم تا اینکه در یک کمپ در بودروم همدیگر را دیدیم، قهوه‌ای خوردیم و رابطه‌مان آغاز شد.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا