دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«عشق در محل کار»؛ جنیفر لوپز می‌درخشد، اما این کمدی رمانتیک در راهِ رسیدن به جادو، زیر بار فرمول و بی‌هماهنگی خم می‌شود

فیلم «Office Romance» (عشق در محل کار) از همان عنوانش چیزی را فاش می‌کند که خود فیلم مدام با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند: این‌که تا چه اندازه قرار است یک کمدی رمانتیک استاندارد و آشنا باشد و تا چه اندازه بخواهد در دل همان فرمول، چیزی شخصی‌تر، تندتر یا امروزی‌تر پیدا کند. محصول جدید نتفلیکس به کارگردانی اول پارکر و با بازی جنیفر لوپز و برت گلدستین، ظاهراً می‌خواهد هم یک رام‌کام براق و ستاره‌محور باشد، هم کمی بی‌پرواتر از نمونه‌های کلاسیک، هم نقدی نرم بر فرهنگ کار مدرن و هم روایتی درباره زن قدرتمندی که تازه می‌خواهد خودش باشد.

نتیجه اما فیلمی است که هرچند کاملاً بی‌ارزش نیست، اما هرگز به تعادل درستی میان این عناصر نمی‌رسد. «عشق در محل کار» بیش از هرچیز به‌خاطر حضور جنیفر لوپز، چند بازیگر فرعی سرحال و بعضی ایده‌های بالقوه جذاب، قابل‌تماشاست؛ اما در مقام یک کمدی رمانتیک، نه آن شیمی لازم را دارد، نه آن ظرافتی را که بتواند فرمول‌های تکراری‌اش را دوباره زنده کند.

لوپز در نقش جکی کروز ظاهر می‌شود؛ مدیرعامل شرکت هواپیمایی خانوادگی Air Cruz در نیوجرسی، زنی موفق، سخت‌گیر، منضبط و غرق در کار که همچنان زیر سایه پدرش جک کروز با بازی ادوارد جیمز آلموس زندگی می‌کند. جکی عملاً شرکت را اداره می‌کند، اما جهان مردانه اطرافش هنوز او را بیشتر به‌عنوان «یک زن» می‌بیند تا یک مدیر قدرتمند.

او در جلسه‌های هیئت‌مدیره هم‌زمان تحقیر و جنسی‌سازی می‌شود: از یک‌سو به چشم دختری می‌بینند که شرکت را از پدرش به ارث برده، و از سوی دیگر، موفقیتش را به شایعاتی درباره رابطه با مردان قدرتمند نسبت می‌دهند. جکی برای بقا در چنین فضایی، به نسخه‌ای مهارشده از خودش تبدیل شده: یک معتاد به کار که زندگی شخصی و میل عاطفی‌اش را سرکوب کرده است.

همه‌چیز وقتی به‌هم می‌ریزد که وکیل جدید شرکت، دنیل بلنچ‌فلاور با بازی برت گلدستین، وارد ماجرا می‌شود؛ مردی بریتانیایی، جدی اما بازیگوش، که هم برای رئیسش احترام حرفه‌ای قائل است و هم او را زنی جذاب می‌بیند—و فیلم از همان اولین ملاقات، با یک شوخی جنسی بسیار مستقیم، این کشش را به شکلی پرسروصدا اعلام می‌کند.

جذاب‌ترین لایه «عشق در محل کار» نه خود رابطه عاشقانه، بلکه شخصیت جکی است. فیلم به‌درستی به این مسئله اشاره می‌کند که زنان در رأس هرم قدرت هم غالباً مجبورند نسخه‌ای «قابل‌پذیرش‌تر» و جمع‌وجورتر از خودشان باشند تا اقتدارشان حفظ شود.

در این معنا، نقش جکی برای جنیفر لوپز انتخاب هوشمندانه‌ای است. لوپز سال‌هاست میان دو تصویر سینمایی در رفت‌وآمد است: از یک‌سو ستاره‌ای کاریزماتیک، جسور و پرانرژی، و از سوی دیگر، بازیگری که هالیوود اغلب او را در قالب‌های زنانه ازپیش‌تعریف‌شده و بی‌خطر قرار داده است. «عشق در محل کار» به او فرصت می‌دهد این دو تصویر را به هم وصل کند.

و واقعیت این است که لوپز تقریباً به‌تنهایی این فیلم را سرپا نگه می‌دارد. شاید این از بهترین بازی‌های کارنامه‌اش نباشد، اما از آن اجراهایی است که در آن می‌بینیم بازیگر چطور سعی می‌کند از چهارچوب‌های برندش بیرون بزند. مسیر جکی از مدیری خشک، کنترل‌گر و محصور در اقتدار، به زنی که می‌پذیرد «خواستن» هم بخشی از هویتش است، قانع‌کننده‌ترین بخش فیلم است.

اما کمدی رمانتیک، پیش از هرچیز، به شیمی نیاز دارد؛ و این دقیقاً همان‌جایی است که فیلم لنگ می‌زند. لوپز و برت گلدستین هر دو به‌تنهایی بازیگران دوست‌داشتنی‌ای هستند، اما کنار هم جرقه نمی‌زنند. دنیل بیش از حد آشنا، بی‌دست‌وپا و وابسته به همان تیپ «مرد بریتانیایی عبوس اما بامزه» باقی می‌ماند و گلدستین—با وجود محبوبیتش—نمی‌تواند از این کلیشه عبور کند. او نه آن ظرافت و سبکبالی هیو گرانت‌وار را دارد، نه آن قدرت ستاره‌بودن که بتواند فاصله‌اش با درخشش لوپز را جبران کند.

به همین دلیل، وقتی فیلم می‌خواهد ما را قانع کند جکی حاضر است برای این رابطه ریسک شغلی، حیثیتی و شخصی بکند، باورپذیری ضربه می‌خورد. این زوج، روی کاغذ شاید جواب بدهند، اما روی پرده بیشتر به دو خط داستانی موازی شبیه‌اند که قرار است با اجبار به هم برسند.

فیلمنامه برت گلدستین و جو کلی گاهی تلاش می‌کند چیزی بیشتر از یک رام‌کام فرمولی باشد. مثلاً پرسش درباره قوانین سخت‌گیرانه رابطه در محیط کار، یا این ایده که در جامعه‌ای که آدم‌ها بیشترِ وقتشان را سر کار می‌گذرانند، ممنوعیت مطلق رابطه عاطفی چقدر معنادار است، می‌توانست به بستری برای یک کمدی رمانتیک بالغ و امروزی تبدیل شود.

اما فیلم این مسیر را نیمه‌کاره رها می‌کند و مدام به سمت شوخی‌های پراکنده، اغراق‌های گل‌درشت و موقعیت‌های آشنای ژانر می‌رود. از دعواهای شرکتی و جلسات حقوقی گرفته تا سفر کاری به جمهوری دومینیکن، سوءتفاهم‌ها، مخفی‌کاری‌ها و اعلام عشق نهایی، همه‌چیز آن‌قدر قابل‌پیش‌بینی است که تقریباً هیچ لحظه‌ای غافلگیر نمی‌کند.

بدتر از آن، فیلم در لحن هم ثبات ندارد. از یک‌سو می‌خواهد داستانی شیک، درخشان و رمانتیک باشد؛ از سوی دیگر، ناگهان با شوخی‌های R-rated (بزرگسال)، دیالوگ‌های رکیک و حتی صحنه‌ای از زایمان نسبتاً گرافیکی، به سمتی می‌رود که نه واقعاً جسور است و نه واقعاً بامزه. این «بزرگسالانه بودنِ تزئینی» بیشتر شبیه محصولی است که از آزادی‌های پلتفرم استریم استفاده می‌کند، بی‌آن‌که بداند چرا.

در میان نقش‌های مکمل، بتی گیلپین بدون تردید بهترین است. او در نقش سیدنی، معاون جکی، همان تیپ همکار/دوستِ حامی اما طعنه‌زن را بازی می‌کند که در دستان بازیگری ضعیف می‌توانست کاملاً مصرفی باشد، اما گیلپین با زمان‌بندی، نگاه‌ها و لحن خاصش، از او جذاب‌ترین عنصر کمیک فیلم را می‌سازد.

سیدنی، زنی باردار که با وجود نزدیک‌بودن زایمان، همچنان هر روز در محل کار حاضر می‌شود تا مبادا مردان شرکت نشانه‌ای از ضعف در او ببینند، عملاً به هجویه‌ای از فشارهایی تبدیل می‌شود که زنان برای حفظ جایگاه حرفه‌ای‌شان تحمل می‌کنند.

بردلی ویتفورد، تونی هیل و دیگر بازیگران فرعی هم هرچند گاهی اغراق‌آمیز یا کاریکاتوری‌اند، اما در بسیاری از لحظات، بیش از زوج اصلی انرژی تولید می‌کنند. حتی برخی شوخی‌های بخش تیتراژ پایانی از صحنه‌های اصلی خنده‌دارترند، که خودش نشانه‌ای از مشکل کلی فیلم است.

اول پارکر کارگردانی است که ژانر رام‌کام را می‌شناسد و فیلم را از نظر ریتم و ظاهر، در سطحی حرفه‌ای نگه می‌دارد. اما مشکل این‌جاست که «عشق در محل کار» دقیقاً شبیه همان چیزی است که از یک روم‌کام نتفلیکسی انتظار دارید: براق، تمیز، خوش‌لباس، خوش‌نور و فاقدِ حرارت واقعی.

لوکیشن‌های نیوجرسی و دفترهای شیشه‌ای-فلزی شرکت، به‌جای آن‌که فضای فیلم را زنده کنند، حس بی‌مکانی شرکتی دارند. سفر به جمهوری دومینیکن هم قرار است تنوع بصری و رمانتیک به فیلم بدهد، اما حتی آن‌جا هم فیلم نمی‌تواند از کلیشه‌های توریستی فراتر برود.

یکی از نکات مثبت فیلم این است که دست‌کم می‌فهمد قصه جکی فقط درباره «عاشق‌شدن» نیست؛ بلکه درباره اجازه‌دادن به خود برای خواستنِ چیزی بیرون از کار است. در این‌جا، فیلم به‌طور غیرمستقیم به خود جنیفر لوپز هم نزدیک می‌شود: زنی که در سال‌های اخیر انگار مصر است تعادل تازه‌ای میان برند شخصی، حرفه و زندگی عاطفی‌اش پیدا کند.

اما همان‌طور که در بخش‌های دیگر هم رخ می‌دهد، فیلم این مضمون را در امن‌ترین، استانداردترین و کم‌ریسک‌ترین شکل ممکن بیان می‌کند. در نتیجه، آنچه می‌توانست یک روم‌کام بالغ درباره قدرت، میل و خودمختاری زنانه باشد، نهایتاً به نسخه‌ای ملایم و قابل‌هضم از همان ایده‌ها تقلیل پیدا می‌کند.

«Office Romance» فیلم بدی نیست به این معنا که کاملاً غیرقابل‌تماشا باشد؛ جنیفر لوپز، بتی گیلپین و چند لحظه پراکنده، آن را از سقوط کامل نجات می‌دهند. اما در مقام یک کمدی رمانتیک، فیلمی است بیش از حد فرمولی، کم‌جرقه و بی‌هماهنگ در لحن. نه آن‌قدر شیرین است که دل را ببرد، نه آن‌قدر بامزه که ضعف‌هایش را بپوشاند، و نه آن‌قدر جسور که از کلیشه‌هایش عبور کند.

با این حال، برای کسانی که هنوز به بازگشت رام‌کام‌های ستاره‌محور امید دارند، «عشق در محل کار» دست‌کم یک نکته امیدوارکننده دارد: جنیفر لوپز هنوز می‌تواند این ژانر را حمل کند، حتی وقتی خود فیلم نمی‌تواند از عهده خودش بربیاید.

جمع بندی

امتیاز - ۵

۵

ضعیف

روم‌کامی براق و نتفلیکسی که با وجود حضور پرجاذبه جنیفر لوپز و چند بازیگر فرعی درخشان، به‌خاطر شیمی ضعیف زوج اصلی و فیلمنامه‌ای فرمولی، هرگز به جادوی واقعی ژانر نمی‌رسد.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا