فصل دوم «A Knight of the Seven Kingdoms» زیر بار سیل و طوفان؛ ایر پارکر از سختترین روزهای تولید، برنامه بلندمدت سریال و نامزدیهای امی گفت

ایر پارکر، شورانر و خالق اجرایی سریال فانتزی «A Knight of the Seven Kingdoms» از شبکه اچبیاو (HBO)، این روزها در آستانه پایان فیلمبرداری فصل دوم مجموعهای قرار دارد که هم در میان منتقدان موفق بوده، هم در جذب مخاطب، و هم حالا با ۹ نامزدی جایزه امی به یکی از آثار مهم تلویزیونی سال تبدیل شده است. با این حال، پشت این موفقیت، تولیدی بسیار دشوار و فرساینده قرار دارد؛ تولیدی که از جابهجایی لوکیشنها از ایرلند شمالی به اسپانیا گرفته تا سیلهای کمسابقه در جزایر قناری، بارها با وقفه و بحران روبهرو شده است.
فصل دوم این مجموعه برای اقتباس از دومین رمان کوتاه «دانک و اگ» نوشته جرج آر. آر. مارتین، یعنی «The Sworn Sword»، ساخته میشود. داستان این فصل در بستر خشکسالی پیش میرود و همین موضوع باعث شد گروه تولید برای پیدا کردن گرما و آبوهوای خشکتر، بخش زیادی از روند ساخت را از ایرلند شمالی به اسپانیا منتقل کند. اما تناقض تلخ ماجرا اینجا بود که محل انتخابشده برای به تصویر کشیدن خشکسالی، با طوفانی روبهرو شد که از آن بهعنوان رخدادی در حد «یکبار در هر صد سال» یاد میشود.
پارکر با لحنی صریح و خسته توضیح داده که تولید فصل دوم حتی از فصل اول هم بهمراتب سختتر شده است. به گفته او، فصل اول بهخودیخود بسیار دشوار بود و سرعت فیلمبرداری و جابهجاییهای پیاپی، حالوهوایی شبیه یک فیلم مستقل یا حتی پروژه دانشجویی به آن داده بود، نه یک تولید عظیم در جهان «Game of Thrones». اما فصل دوم به تعبیر خودش «ده برابر سختتر» از آب درآمده است. او این فصل را «بیرحم» توصیف میکند؛ فصلی که بارها با بارندگی، آبگرفتگی لوکیشنها، وقوع وضعیت اضطراری ملی و حتی توقف کار گروه همراه شده است.
به گفته پارکر، گروه تولید ناچار شده چند بار کار را متوقف و دوباره از سر بگیرد. همین توقف و شروعهای پیاپی باعث شده ریتم طبیعی کار از بین برود و تولید یک فصل شش قسمتی، بیش از حد انتظار طول بکشد. با وجود همه این مشکلات، او تاکید کرده که در زمان گفتوگو هنوز سه هفته دیگر از فیلمبرداری باقی مانده، اما بازگشت سریال در نیمه نخست سال آینده همچنان کاملا محتمل است.
با این همه، یک نکته مثبت برای فصل دوم وجود دارد: بازیگران اصلی حالا باتجربهتر شدهاند. پیتر کافری در نقش شوالیه دورهگرد داستان و دکستر سول انسل در نقش «اگ»، شاگرد کوچک او، یک سال بیشتر با جهان سریال زندگی کردهاند و به گفته پارکر، همین تجربه باعث شده بخشی از دشواریهای طبیعی فصل اول در این فصل تکرار نشود. سریال در فصل نخست، داستان شوالیهای سرگردان و شاگرد کمسنوسالش را دنبال میکرد؛ دو شخصیتی که در جهان گسترده و پرتنش وستروس، ماجراهای خود را با لحنی متفاوت از مجموعه اصلی «Game of Thrones» پیش میبرند.
پارکر همچنین تایید کرده که مدت زمان قسمتهای فصل دوم هم مانند فصل اول در حدود ۳۵ دقیقه باقی میماند. او توضیح داده که رمانهای کوتاه «دانک و اگ» از نظر حجم، تفاوت چندانی با هم ندارند و همین ساختار، الگوی زمانی مجموعه را مشخص میکند. بنابراین، فعلا قرار نیست سریال در فصل جدید به سمت اپیزودهای بلندتر برود.
یکی از جذابترین بخشهای صحبتهای پارکر، چشمانداز بلندمدت او برای این مجموعه است. در حال حاضر، تنها فصل دوم بهصورت رسمی چراغ سبز گرفته، اما پارکر امیدوار است سریال در صورت ادامه موفقیت، به سه فصل محدود نماند. او دوست دارد پس از اقتباس از سه رمان کوتاه موجود جرج آر. آر. مارتین، پروژه برای چند سال متوقف شود تا بازیگران اصلی بزرگتر شوند و بعد سریال با داستانهای جدید و رسمی از زندگی این شخصیتها بازگردد. این نگاه، برای تلویزیون امروز که معمولا تولید مداوم و بدون فاصله را ترجیح میدهد، کمی غیرمتعارف است.
پارکر میگوید در واکنش به این ایده، معمولا با نگاههای تردیدآمیز مدیران روبهرو میشود، اما همچنان به آن باور دارد. از نظر او، اگر مجموعه بتواند به فصل چهارم یا پنجم برسد، پایان داستان کودکی «اگ» نقطهای طبیعی برای یک وقفه خواهد بود. پس از آن، با بزرگتر شدن «اگ»، میتوان وارد دورههای تازهای از زندگی او شد؛ دورانی که بهجای سفرهای مداوم جادهای، بیشتر به سیاست، دربار، «King’s Landing» و «Summerhall» میپردازد و حالوهوای دیگری به روایت میدهد. او حتی بهصراحت گفته اگر زمانی این سریال ادامه پیدا کند، دوست دارد خود مجموعه هم همراه با بازیگران، تیم خلاق و حتی تغییرات جهان اطراف، رشد کند و لحن و دغدغههای تازهای پیدا کند.
در همین زمینه، پارکر موضع روشنی هم درباره تغییر بازیگر نقش «اگ» دارد. او گفته دکستر سول انسل برای او همان «اگ» است و اصلا علاقهای به این ایده ندارد که در صورت ادامه بیوقفه سریال، نسخه بزرگسالتر این شخصیت با بازیگری دیگر جایگزین شود. هرچند خودش هم یادآوری کرده که مالک نهایی این مجموعه نیست، اما از نظر شخصی، دکستر و پیتر را قلب اصلی این پروژه میداند.
یکی دیگر از نکات مهمی که پارکر مطرح کرده، دریافت چند صفحه منتشرنشده از نوشتههای جرج آر. آر. مارتین است. او گفته مارتین صفحاتی از نثر نوشتهشده و چاپنشده خود را از میان فایلها و آرشیوش پیدا کرده و در اختیار گروه گذاشته است؛ متنی که برای فصل جدید استفاده شده و برای هواداران دوآتشه جهان وستروس، ارزشی ویژه خواهد داشت. به تعبیر پارکر، این مطالب تا جایی که به بایگانی شخصی مارتین مربوط میشود، بخشی از روایت رسمی یا همان «کنن» این جهان محسوب میشوند. برای مخاطب عام، «کنن» به داستانها و جزئیاتی گفته میشود که در جهان یک اثر، اعتبار رسمی دارند و بخشی از خط اصلی روایت به حساب میآیند.
موفقیت فصل اول «A Knight of the Seven Kingdoms» فقط به استقبال مخاطبان و منتقدان محدود نشده و حالا مجموعه در فصل جوایز هم بسیار جدی ظاهر شده است. این سریال ۹ نامزدی امی به دست آورده که مهمترین آنها، نامزدی در بخش بهترین سریال درام است. پارکر میگوید وقتی خبر را شنید، در اتاق تدوین بود و تمام اعلانهای تلفنش را بسته بود. او ابتدا تصور میکرد شاید یکی از بازیگران اصلی، یعنی پیتر کافری یا دکستر سول انسل، نامزد شدهاند. اما در نهایت، واکنش اصلیاش بیشتر از هر چیز «حس آسودگی» بوده؛ اینکه مطمئن شود ارتباط سریال با تماشاگران واقعی بوده و همه چیز فقط توهم یا برداشت شخصی سازندگان نبوده است.
او حتی با طنزی تلخ به یکی از صحنههای آغازین سریال اشاره کرده و گفته بود تصور میکرد وقتی شخصیت اصلی در همان پنج دقیقه اول، صحنهای بهشدت زمینی، خشن و غیرقهرمانانه دارد، عملا باید شانس مجموعه برای جلب توجه جوایز را از بینرفته دانست. با این حال، پارکر این نامزدیها را بیش از هر چیز متعلق به کل پروژه و بهویژه گروه تولید در بلفاست میداند؛ گروهی که به باور او، بیش از همه شایسته این دیدهشدن هستند.
با وجود این موفقیت، او صریحا گفته که دوست داشت پیتر کافری و دکستر سول انسل هم در بخش بازیگری دیده شوند. پارکر بهویژه از عملکرد پیتر کافری با تحسین فراوان یاد کرده و گفته آنچه او در طول تولید از نظر بازی، انرژی بدنی و پیچیدگی اجرا ارائه داده، یکی از خارقالعادهترین نمونههایی بوده که در تمام دوران کاریاش دیده است. به گفته او، این نقش اصلا آسان نبوده، اما کافری با لبخند از پس آن برآمده است.
او همچنین از لوسی بیون و امیلی باکمن، مدیران انتخاب بازیگر سریال، بهطور ویژه تقدیر کرده و گفته پیدا کردن دو بازیگر مناسب برای این نقشها شبیه یافتن دو انسان کاملا نادر بوده است: یکی شخصیتی با هیبت بدنی بسیار خاص و دیگری کودکی هشتساله که باید یکی از نقشهای اصلی داستان را به دوش بکشد. پارکر اعتقاد دارد این دو انتخاب، همراه با گروه بازیگران مکمل، یکی از نقاط قوت اصلی سریال هستند؛ آن هم در شرایطی که فصل اول باید همهچیز را از صفر میساخت.
در بخشی دیگر از صحبتهایش، پارکر به رابطهاش با سازندگان اصلی سریال «Game of Thrones» هم اشاره کرده است. او گفته تاکنون گفتوگوی مستقیمی با دیوید بنیاف و دن وایس نداشته، هرچند شنیده بود دن وایس زمانی در بلفاست حضور داشته و احتمال سر زدن او به پروژه مطرح شده بود، اما در نهایت این اتفاق نیفتاد. پارکر میگوید حالا فکر میکند بهتر بود از همان ابتدای مسیر با آنها ارتباط میگرفت، چون هیچکس بهتر از این دو نفر نمیداند ساخت یک سریال بزرگ برای اچبیاو، زندگی در بلفاست و مدیریت طولانیمدت یک جهان فانتزی چه پیچیدگیهایی دارد. او امیدوار است روزی بتواند با آنها بر سر یک فنجان قهوه بنشیند و گفتوگو کند.
پارکر که خود را از هواداران جدی «Game of Thrones» میداند، در بخش پایانی صحبتهایش به لحظات محبوبش از مجموعه اصلی هم اشاره کرده است. او میگوید بهجای انتخاب یک قسمت محبوب، بیشتر به لحظههای خاص فکر میکند. از نظر او، دو صحنه بسیار مهم مربوط به دنریس تارگرین هستند: یکی زمانی که اژدهایانش متولد میشوند و دیگری وقتی که به ظاهر اژدهایانش را به بردهدار میفروشد؛ صحنهای که برای بسیاری از هواداران، یکی از لحظات تعیینکننده قدرتگیری این شخصیت بود.
با این حال، یکی از انتخابهای پارکر احتمالا برای بعضی از طرفداران بحثبرانگیزتر است. او از صحنه گفتوگوی آریا و هاند روی پل، پیش از نبرد در فصل پایانی «Game of Thrones»، بهعنوان یکی از لحظات محبوبش یاد کرده است؛ صحنهای آرام و کمسروصدا در دل طوفان حوادث، که برای او بار احساسی زیادی دارد. پارکر میگوید این صحنه را بسیار دوست دارد، حتی اگر بعضیها برداشت او از آن را قبول نداشته باشند.
در مجموع، «A Knight of the Seven Kingdoms» حالا به یکی از مهمترین امیدهای اچبیاو برای زنده نگه داشتن جهان «Game of Thrones» تبدیل شده است؛ مجموعهای که با مقیاسی کوچکتر، لحن انسانیتر و تمرکز بر دو قهرمان متفاوت، توانسته دوباره به این فرنچایز جان بدهد. با وجود مشکلات سنگین تولید، سیل، تاخیرهای پیاپی و فشارهای اجرایی، به نظر میرسد ایر پارکر همچنان با نگاهی بلندمدت و جاهطلبانه، آینده این داستان را فراتر از یک اقتباس کوتاهمدت میبیند؛ آیندهای که اگر همهچیز طبق برنامه پیش برود، میتواند در سالهای بعد فصل تازهای از جهان وستروس را برای مخاطبان باز کند.





