فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood»؛ عشق در محاصره جنگ و رازهای سفر در زمان
گزارش پشتصحنه پیشدرآمد «Outlander» از جدایی دوباره والدین کلر، بازگشت برایان به خانه پدری و ائتلافی زنانه خبر میدهد؛ فصل تازه ۱۸ سپتامبر از استارز پخش میشود

در قلعهای صخرهای کنار دریا، ماموریت نجات در آستانه شکست است. میان چند قهرمان اسکاتلندی بحث بالا میگیرد؛ خنجری، اعتراضی و بعد درگیری. هنوز معلوم نیست همه زنده از این مهلکه بیرون بیایند. این تصویری از پشتصحنه فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood» است؛ فصلی که قرار نیست پس از پایان پرالتهاب داستان قبلی، فرصت چندانی برای نفس تازه کردن بدهد.
گزارش بازدید ماه اکتبر از محل تولید سریال در اسکاتلند، زمانی تهیه شده که فیلمبرداری فصل دوم به نیمه رسیده بود. متیو بی. رابرتس، شورانر و تهیهکننده اجرایی، حالوهوای قسمتهای تازه را اینطور توصیف میکند: «فرازونشیب زیاد داریم و بعضی قسمتها هم تماشایشان سخت خواهد بود.»
رابرتس پیشتر همین مسئولیت را در «Outlander»، اقتباس رمانهای پرفروش دایانا گابالدون، بر عهده داشت و این پیشدرآمد را با داستانی مستقل و تایید نویسنده شکل داد. استقبال مخاطبان و نقدهای مثبت فصل نخست نشان داد روایت والدین کلر و جیمی نیز ظرفیت زنده کردن همان آمیزه عشق، ماجراجویی و خطر را دارد؛ ترکیبی که زوج اصلی با بازی کترینا بالف و سم هیوئن را به قلب تپنده مجموعه تبدیل کرده است.
ادامه این گزارش، پایان فصل اول و بخشهایی از داستان فصل دوم را فاش میکند.
در آخرین قسمت فصل نخست، الن مککنزی با بازی هریت اسلیتر و برایان فریزر با بازی جیمی روی، والدین جیمی در قرن هجدهم، سرانجام با هم فرار کردند. اما مالکوم گرانت، نامزد الن با بازی جان لامزدن، به آنها حمله کرد و برایان در دفاع از خود او را کشت. این دو پس از نخستین شب مشترکشان، با منظره صلیبهای شعلهور بر دامنه تپه بیدار شدند؛ نشانهای برای فراخواندن مردان به جنگ با انگلستان.
روی میگوید فصل دوم درست از دل همین بحران پیش میرود: «مستقیم وارد ماجرا میشویم. همهچیز خیلی جدی است؛ یا باید بمانیم و بجنگیم، یا برویم و تا آخر عمر فراری باشیم.»
برایان همراه نزدیکترین دوستش، مورتا با بازی روری الکساندر، به قلعه لترز بازمیگردد تا به نیروهای خاندان فریزر بپیوندد. این یعنی مواجهه دوباره با پدرش، لرد لوات با بازی تونی کرن؛ مردی بیرحم که پیشتر پسر خارج از ازدواجش را کتک زده و تحقیر کرده است.
این تصمیم حتی بازیگر نقش برایان را هم غافلگیر کرده بود. روی میگوید: «باورم نمیشد برایان مجبور است دوباره پیش لوات برگردد و با او حرف بزند.» لوات نیز در کشمکش پیش رو، طرفی را انتخاب میکند که بیشترین منفعت را برای جایگاه خودش داشته باشد. در مقابل، برایان هنگام جذب مردان بیشتر برای نبرد، نشانههایی از همان قدرت رهبری را بروز میدهد که مخاطبان در جیمی فریزر سراغ دارند.
در قلعه لترز، جولیا موریستون بوچامپ، مادر کلر با بازی هرماینی کورفیلد، نیز دوباره حضور دارد. او زنی باهوش و چارهجو از قرن بیستم است که در فصل اول، هنگام بارداری فرزند دومش، بهطور تصادفی همراه همسرش هنری با بازی جرمی ارواین در زمان سفر کرد. هنری، وکیل و کهنهسرباز جنگ جهانی اول، همچنان با آسیبهای روانی جنگ درگیر است.
جولیا و هنری به یک دوره تاریخی رسیدند، اما جدا از هم، و هر دو روزهای تلخی را پشت سر گذاشتند. جولیا به لوات فروخته شد و با او همبستر شد تا لوات تصور کند فرزندش متعلق به اوست. هنری نیز در نقش مشاور خانواده گرانت راهی برای بقا پیدا کرد و مدتی حتی باور داشت جولیا مرده است.
دیدار دوباره این زوج در پایان فصل نخست، امید بازگشت را زنده کرد. آنها همراه نوزادشان به حلقه سنگی کریگ نا دان رسیدند تا به زمان خود و نزد کلر کوچک برگردند. بااینحال، آغاز فصل دوم روشن میکند که فقط هنری از سنگها عبور کرده است.
ارواین درباره سرنوشت او میگوید: «سر از جایی درمیآورد که انتظارش را نداریم و با وضعیت روانیاش و اختلال استرس پس از سانحه دستوپنجه نرم میکند. در غیرمنتظرهترین جاها هم متحدانی پیدا میکند.»
جولیا در سوی دیگر این جدایی، فعلاً باید به روابطش در قلعه تکیه کند. کورفیلد توضیح میدهد: «جولیا هم کمی جلوتر با چند آدم تازه آشنا میشود، اما اوایل فصل، چهرههای قدیمی حضور دارند و رابطههایش با آنها گسترش پیدا میکند.» تصور عمومی مبنی بر اینکه او مادر وارث لوات است، جایگاه بالاتری به او داده؛ ضمن اینکه برایان و الن را در کنار خود دارد، همان دو نفری که پیشتر به ترتیب دادن ملاقاتهای عاشقانه پنهانیشان کمک کرده بود.
الن نیز به قلعه خانوادگی لیوخ بازگشته؛ جایی که اختلاف میان برادرانش بالا گرفته است. دوگال، فرمانده جنگی خاندان با بازی سم رتفورد، میخواهد وارد نبرد شود، اما کولم، رئیس خاندان با بازی شیمس مکلین راس، تردید دارد. الن بار دیگر میان این دو گرفتار میشود.
اسلیتر از این بازگشت استقبال کرده است: «خوشحال شدم که الن دوباره به لیوخ برمیگردد. جنگ وجه دیگری از او و برایان را آشکار میکند. آنها پشت سرشان آشفتگی به جا گذاشتهاند و حالا الن باید با پیامدهایش روبهرو شود.»
در این میان، رفتار کولم میتواند پیشبینیها را به هم بزند. مکلین راس میگوید: «مشکلات مدام بیشتر میشوند. انتخابهایی که کرده و بهایی که برای رئیس خاندان شدن پرداخته، روی دوشش سنگینی میکند.»
دوگال، در مقابل، در حال کنار آمدن با ازدواج شتابزدهاش با مورا گرانت، خواهر مالکوم با بازی بابی رینزبری، است. رتفورد معتقد است این ازدواج «به نفع هر دویشان پیش میرود»، اما رابطه مورا و الن چندان آرام نیست. رینزبری میگوید: «مورا خوشش نمیآید کسی با او بازی کند و الن دقیقاً همین کار را میکند.»
با وجود این اصطکاکها، زنان سریال قرار است خیلی زود معادلات قدرت را تغییر دهند. رابرتس از حرکت مهم یک ائتلاف زنانه خبر میدهد: «قسمت سوم درباره مردهایی است که زنها را دستکم میگیرند. ممکن است حسابی غافلگیر شوند.» در کنار این وعده، هویت پسر جولیا نیز پرسشی باز باقی میماند: آیا او شخصیتی است که مخاطبان از جهان «Outlander» میشناسند؟ گزارش فعلاً پاسخی قطعی نمیدهد.
طبق برنامه اعلامشده، فصل دوم «Outlander: Blood of My Blood» جمعه ۱۸ سپتامبر، ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا و ۷ شب به وقت مرکزی، از استارز آغاز میشود؛ سال پخش در متن منبع ذکر نشده است.
فصل تازه، عشق را از خلوت دو نفره به میدان مسئولیتهای خانوادگی و انتخابهای سیاسی میبرد. برایان باید به خانهای بازگردد که برایش یادآور آزار است، الن با پیامدهای فرارش روبهرو شود و جولیا و هنری بار دیگر جدایی را تاب بیاورند. جذابیت این فصل میتواند درست در همین نقطه شکل بگیرد: جایی که حفظ عشق، فقط به رسیدن دو نفر به یکدیگر وابسته نیست، بلکه به بهایی بستگی دارد که حاضرند در جهان ناآرام اطرافشان بپردازند.





