فیلم جنگ داخلی (Civil War) : فراتر از سیاست

نیک آفرمن – بازیگر نقش رئیس جمهور در «جنگ داخلی» – می گوید که این فیلم می تواند «از هر روایت سیاسی خاصی فراتر رود …»
هشدار: این مقاله حاوی نکات کلیدی از داستان فیلم «جنگ داخلی» است.
فیلم جدید «جنگ داخلی» با بازی کیرستن دانست، با تصویری تحریکآمیز از ایالات متحدهی جنگزده در دوران مدرن، به روی پردهی سینماها آمده است.
این فیلم، داستان لی (با بازی دانست، ۴۱ ساله)، یک عکاس خبری باسابقهی رویترز را دنبال میکند که به همراه همکارانش جوئل (با بازی واگنر مورا) و سَمی (با بازی استیون مککینلی هندرسون) در بحبوحهی روزهای پایانی یک جنگ داخلی مدرن، زمانی که گروههای شورشی متعددی در حال نزدیک شدن به پایتخت کشور هستند، قصد سفر از نیویورک سیتی به واشنگتن دی.سی. را دارند. هدف آنها: گرفتن مصاحبهای با رئیسجمهور ایالات متحده (با بازی نیک آفرمن) قبل از سقوط دولتش است.

پس از آنکه لی در جریان یک تظاهرات خطرناک که به حمله در شهر نیویورک تبدیل میشود، با جسی (با بازی کیلی اسپینی)، عکاس جنگ جوان و جاهطلب، ملاقات میکند، گروه تصمیم میگیرند او را نیز با خود همراه کنند. آنها با طی کردن مسیرهای غیرمستقیم در امتداد ساحل شرقی، در تلاش برای رسیدن به واشنگتن دی.سی. و اجتناب از درگیری در طول مسیر، به سفری پرخطر دست میزنند.
فیلم «جنگ داخلی» با نمایش تریلر خود در دسامبر ۲۰۲۳، به دلیل به تصویر کشیدن نسخهی ویرانشهرگونهای از ایالات متحده، توجه قابل توجهی را از سوی مخاطبان جلب کرد. رئیسجمهور فیلم در بحبوحهی دورهی سوم بیسابقهی ریاستجمهوری خود است و با مخالفت حداقل دو گروه شورشی، نیروهای غربی و اتحادیهی فلوریدا، روبرو میشود. تریلرها اشاره میکنند که ۱۹ ایالت بهعنوان بخشی از این درگیری از اتحادیه جدا شدهاند.

در طول فیلمنامه و کارگردانی الکس گارلند، اطلاعات کمی در مورد چگونگی وقوع یک جنگ داخلی مدرن در آمریکا ارائه میشود. در عوض، فیلم بر تأثیراتی که این درگیری بر لی، جوئل، سَمی و جسی، و همچنین سربازان در حال جنگ دارد، تمرکز میکند. آفرمن، ۵۳ ساله، اخیراً گفت: «هیچکدام از چیزهایی که شما را ناراحت یا در حال حدس زدن میکند، در فیلم وجود ندارد.»
در یک صحنه، گروه با گروهی از سربازان (یکی از آنها با بازی جسی پلمونس، همسر واقعی دانست در زندگی) روبرو میشوند که روزنامهنگاران در حین حفر گور دستهجمعی با آنها مواجه میشوند. شخصیت پلمونس، لی و دوستانش را تهدید میکند و چندان به اصرار جوئل مبنی بر اینکه همگی در یک جبهه هستند، اهمیت نمیدهد و میپرسد: «تو چه نوع آمریکاییای هستی؟»

گروه به سختی جان سالم به در میبرند؛ آنها از این برخورد دور میشوند، در حالی که مطمئن نیستند که پلمونس و گروه سربازانش اساساً برای کدام طرف میجنگیدند.
در نهایت، لی، جوئل و سامی با گروهی از خبرنگاران که با نیروهای غربی در شارلوتسویل، ویرجینیا، آماده میشوند، روبرو میشوند تا برای آخرین سفرشان به سمت واشنگتن دی سی آماده شوند. شخصیتها سربازان این جناح را دنبال میکنند، در حالی که تا رسیدن به کاخ سفید میجنگند و رئیسجمهور را دستگیر میکنند، رئیسجمهوری که از جوئل التماس میکند تا قبل از اعدام او، از کشتن سربازان جلوگیری کند. تیتراژ فیلم زمانی که عکسهای جسی از این لحظات وحشتناک منتشر میشود، آغاز خواهد شد.
جنگ داخلی خیلی به شخصیت رئیس جمهور آفرمن نمی پردازد، در عوض بر کسانی تمرکز می کند که یک لحظهی داستانیِ محوری در تاریخ کشور را ثبت می کنند. آفرمن گفته که این فیلم «نیازی ندارد که وقایع را شرارت تلقی کند یا نه، زیرا تفسیر آن در نگاه بینندگان قابل تشخیص خواهد بود.»
او میگوید: «در آن مقداری فاشیسم وجود دارد، که ما معمولاً میدانیم این معنی خوبی در مورد فرد نمیدهد، اما رئیسجمهورها و سیاستمداران پیچیدهاند. ولی چیزی که شاید بیشتر از همه در مورد فیلم دوست دارم، توانایی [گارلند] در فراتر رفتن از هر روایت سیاسی خاص است، زیرا مهم نیست که آن مرد از چه حزبی باشد یا چه کسی با چه کسی چه کرده؛ فیلم درباره این است که ما چه می کنیم، اگر مراقب نباشیم، ما زمینیهای ناآگاه چه به بار میآوریم.»
فیلم «جنگ داخلی» هماکنون در سینماها در حال اکران است.






