دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

قسمت ۸۳ سریال Mehmed Fetihler Sultanı سلطان فتوحات

قسمت ۸۳ سریال Mehmed Fetihler Sultanı سلطان فتوحات، اثری درام، تاریخی و مهیج، که زندگی یکی از سلاطین مهم عثمانی را روایت می‌کند. با هنرنمایی سرکان چای اوعلو …

قسمت ۸۳ سریال Mehmed Fetihler Sultanı سلطان فتوحات که تیزر آن را می توان به طور کامل از این لینک تماشا کرد ؛ سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از تی آر تی پخش خواهد شد ؛

هفته ای که گذشته سریال دهم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )


اما آنچه در قسمت قبلی ( هشتاد و دوم ) دیدیم :

یورش ناگهانی ولاد به اردوگاه عثمانی با خشونتی تمام سرکوب می‌شود. سلطان محمد همراه با محمود پاشا، کورتچو دوغان و ینی‌چری‌ها، نیروهای افلاقی را در هم می‌شکنند؛ اما ولاد در آخرین لحظه بار دیگر از چنگ محمد می‌گریزد و پشت سر خود سپاهی ویران و خون‌آلود بر جای می‌گذارد.

در جریان این حمله، سلیمان رو در روی ولاد می‌ایستد و با وجود آن‌که تا پای جان می‌جنگد، به‌شدت زخمی می‌شود. شجاعت او زبانزد همه می‌شود، اما خشم محمد فروکش نمی‌کند؛ زیرا دشمن اصلی هنوز زنده است و گریخته.

روز بعد، هنگام شناسایی شهدا، محمد با اسحاق و بالی با تندی برخورد می‌کند. از نگاه او، برهم خوردن آرایش و تدبیر نظامی، دلیل اصلی فرار ولاد بوده است. با این حال، خیلی زود بحرانی بزرگ‌تر آشکار می‌شود: شاهزاده مصطفی ناپدید شده است. مصطفی همراه چند ینی‌چری وفادار، بی‌خبر از دیگران، به تعقیب ولاد رفته است. او که نمی‌خواهد زیر سایه برادرش بایزید باقی بماند، تصمیم دارد هم انتقام شهدا را بگیرد و هم شایستگی خود را ثابت کند. مصطفی سوگند خورده با سرِ بریده ولاد بازگردد.

در سوی دیگر، ولاد نیز درمی‌یابد کسی که در تعقیب اوست، شاهزاده مصطفی است. او به‌جای فرار، این موقعیت را به فرصتی مرگبار تبدیل می‌کند. ولاد خوب می‌داند اگر بتواند پسر سلطان محمد را زنده به اسارت بگیرد، می‌تواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد. به همین دلیل، با افرادش دامی پنهان و حساب‌شده می‌چیند.

هرچند محمود پاشا و محافظان ویژه برای پیدا کردن مصطفی وارد عمل می‌شوند، اما با ردپاهای جعلی به مسیر اشتباه کشیده می‌شوند. از طرفی، محافظان همراه شاهزاده در کمینی خونین گرفتار شده و یکی‌یکی به شهادت می‌رسند. به این ترتیب، مصطفی عملاً در میان حلقه مرگ ولاد تنها می‌ماند.

در اعماق جنگل، سرانجام مصطفی و ولاد رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند. ینی‌چری‌ها برای محافظت از شاهزاده تا پای جان می‌ایستند. در این نبرد سخت، دلیرانی چون کاظم، دانیال و یامان یکی پس از دیگری بر زمین می‌افتند و درگیری به نبردی تمام‌عیار میان مرگ و زندگی تبدیل می‌شود.

درست زمانی که به نظر می‌رسد عثمانی‌ها برتری را به دست آورده‌اند، کمانداران پنهان ولاد ظاهر می‌شوند و بارانی از تیر بر سر نیروهای عثمانی می‌بارد. یامان تا آخرین نفس می‌جنگد و با سپر کردن بدنش، از مصطفی محافظت می‌کند و از او می‌خواهد فرار کند. حالا سرنوشت شاهزاده مصطفی در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود.

در اردوگاه نیز سلطان محمد در انتظار خبری از پسرش است. وقتی نامه گلشاه خاتون به دستش می‌رسد، او دیگر فقط یک فرمانروا نیست، بلکه پدری نگران و بی‌قرار است که از فرزندش خبری ندارد.

در همین حال، سپاه عثمانی به برابر ترگوویشته می‌رسد و تقابل میان محمد و ولاد ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند؛ رویارویی‌ای که در یک سو، پدری در جست‌وجوی فرزندش ایستاده و در سوی دیگر، دشمنی که آماده بازی کردن آخرین برگ برنده‌اش است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا