دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

قطار رویاها؛ حماسه‌ای شاعرانه و زمینی از عشق، فقدان و پیوند انسان با خاک

نقد و بررسی فیلم «قطار رویاها» (Train Dreams)

فیلم «قطار رویاها» (Train Dreams) ساختهٔ کلینت بنتلی، اقتباسی باشکوه از نوولا (رمان کوتاه) اثر دنیس جانسون است که روایت زندگی یک مرد را از تولد تا مرگ، به سفری تصویری و احساسی بدل می‌کند؛ سفری که در آن قطار، به‌عنوان نمادی دوگانه، هم‌زمان نشانهٔ پیشرفت و ویرانی است. همان‌طور که خطوط راه‌آهن در قرن بیستم آمریکا را به هم پیوند داد و فاصله‌ها را کوتاه کرد، در عین حال چشم‌انداز بکر سرزمین را با برداشتن درختان چندصدساله و شکافتن قلب طبیعت دگرگون ساخت.

بنتلی و گرگ کوئدار (همکار نویسنده و خالق «Sing Sing») این داستان را با نگاهی سرشار از توازن میان حقیقت تلخ و شعر تصویری روایت می‌کنند؛ پرتره‌ای از مردی که باور دارد زندگی‌اش در زنجیر گناه و تراومای گذشته گرفتار شده است، و در عین حال، تأملی بر زیبایی مشترک میان همهٔ انسان‌ها و پیوندشان با زمین و تاریخ پیشینیان.

در مرکز این روایت، رابرت گرینیر (با بازی شگفت‌انگیز و شاید بهترین کارنامهٔ جوئل اجرتون)، کارگر راه‌آهنی است که وظیفه‌اش قطع درختان، کوبیدن ریل‌ها، ساخت پل‌ها و تغییر چهرهٔ چشم‌انداز است. او ماه‌ها از خانه دور می‌ماند و بیشتر صدایش از طریق روایت آرام و نافذ ویل پتون به گوش ما می‌رسد؛ گویی شاهد خاطراتی دور و رویاگونه هستیم، پر از تصویرهای حسی که می‌توان بوی آتش کارگران یا رطوبت هوای صبحگاهی‌شان را احساس کرد.

یکی از لحظات شکل‌دهندهٔ زندگی او، صحنهٔ قتل یک مهاجر چینی است؛ حادثه‌ای که با پرسش امکان «بی‌عملی» در آن روز، تا پایان عمر در ذهنش به‌عنوان احتمالی برای وقوع دیگر تراژدی‌ها باقی می‌ماند.

در یکی از مرخصی‌هایش، رابرت با گلادیس (فلیسیتی جونز) آشنا می‌شود و میانشان عشق عمیقی شکل می‌گیرد؛ تصویری که در قاب‌های نور جادویی یادآور سینمای ترنس مالیک، به‌ویژه «روزهای بهشت» است. در صحنه‌ای دل‌انگیز، آن‌ها با چیدن سنگ‌ها، طرح خانهٔ آینده‌شان را کنار رودخانه می‌چینند؛ امیدی ساده اما باعظمت، در دورانی که همه‌چیز ممکن به‌نظر می‌رسد.

آن‌ها خانه را می‌سازند و دختری به دنیا می‌آورند، اما تراژدی‌ای «بی‌نام» و درهم‌شکننده، رویاهای رابرت را نابود می‌کند.

فیلم به کمک فیلمبرداری شاعرانهٔ آدولفو ولوزو (همکار قبلی بنتلی در «Jockey») و موسیقی مسحورکنندهٔ بِرایس دس‌نر (عضو گروه The National)، فضایی خلق می‌کند که میان خاطره و رویا حرکت می‌کند؛ واقعیت زمینی با ضربه‌های سخت، و شعر تصویری با لحن آرام اما ماندگار.

یکی از نماهای آغازین، جفتی کفش میخ‌شده به تنهٔ درخت را نشان می‌دهد؛ اثری از کار و زمان که به شیئی عادی نوعی قداست اسطوره‌ای می‌بخشد. این همان دوگانگی زندگی است که فیلم بارها تکرار می‌کند: زندگی معمولی و زندگی باشکوه، در کنار هم و هم‌زمان.

بنتلی به‌عنوان کارگردانی که به ظرافت بازیگرانش را هدایت می‌کند، اجازه نمی‌دهد شعر تصویری فیلم، شخصیت‌ها را به سایه‌ای تزئینی تقلیل دهد. نتیجه، بازی‌های واقعی و پرجزئیات، به‌ویژه کار اجرتون در نقش مردی خاموش است که بیش از آنکه سخن بگوید، می‌بیند و ثبت می‌کند.

صدای پتون، که گویی از دل ادبیات شفاهی برآمده، نه به‌عنوان عصای نویسنده، بلکه به‌عنوان بخشی از هویت اثر عمل می‌کند؛ مانند شنیدن یک داستان‌گو کهنه‌کار در کنار آتش، که زندگی رابرت را با خطی از شعر و خاطره درهم می‌آمیزد.

«قطار رویاها» بر یک اصل استوار است: جهان می‌تواند هم‌زمان شکوهمند و بی‌رحم باشد. درد و شادی با هم حمل می‌شوند و هر دو، ما را تعریف می‌کنند. گفت‌وگوی کوتاه یکی از کاراکترهای دیرهنگام فیلم (با بازی کری کاندون) این ادعا را خلاصه می‌کند: «درخت مرده به اندازهٔ درخت زنده مهم است.»

ما همچون خطوط راه‌آهن، به یکدیگر و به زمین متصل هستیم؛ در حالی که پیش می‌رویم، ردهایی برجا می‌گذاریم که شاید نسل‌ها زمان ببرد تا محو شوند. اگر خوش‌شانس باشیم، کسی داستانمان را بازگو خواهد کرد یا در خاطرهٔ خود نگاه خواهد داشت.

«قطار رویاها» یکی از بهترین فیلم‌های سال است؛ اثرى که با ترکیب تصویرهای شاعرانه، روایت آرام و بازی‌های به‌یادماندنی، مرز میان خاطره و واقعیت را از نو ترسیم می‌کند. بنتلی با ظرافت نشان می‌دهد که حتی زندگی‌های ظاهراً معمولی، سرشار از لحظات باشکوه‌اند؛ کافی است کسی باشد تا آن‌ها را ببینیم و به زبان بیاورد.

این فیلم، همچون قطار، ما را در مسیری پیش می‌برد که در آن دگرگونی و ویرانی، زیبایی و فقدان، در کنار هم جاری‌اند؛ و یادمان می‌آورد که هر داستان انسانی، ارزش روایت دارد.

جمع بندی

امتیاز - ۸

۸

خوب

امتیاز کاربران: ۴٫۲۵ ( ۲ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا