دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هاسینما و تلویزیونلیستنگاهی اجمالی

قهرهای معروف هالیوود

نگاهی داریم به چند رابطه کاری پرتنش میان ستاره‌هایی که دیگر دل خوشی از همکاری با هم ندارند

بازیگری شغل ساده‌ای نیست؛ مخصوصا وقتی فشار تولید بالا باشد و موفقیت یک فیلم، سریال یا نمایش تا حد زیادی به رابطه و شیمی میان بازیگران وابسته باشد. از طرفی، محیط‌های کاری سینما و تلویزیون گاهی با شخصیت‌های پررنگ، حساسیت‌های هنری، غرورهای حرفه‌ای و فشارهای سنگین همراه است. نتیجه؟ پشت صحنه‌هایی که گاهی از خود فیلم‌ها دراماتیک‌تر می‌شوند.

در مواردی، یک همکاری سخت یا یک اختلاف شخصی آن‌قدر جدی می‌شود که بازیگران تصمیم می‌گیرند دیگر هرگز با هم کار نکنند. رایان رینولدز (Ryan Reynolds) و وسلی اسنایپس (Wesley Snipes) هم مدتی در چنین وضعیتی بودند، البته پیش از آن‌که «ددپول و ولورین» (Deadpool & Wolverine) از راه برسد.

در ادامه، چند نمونه مشهور از بازیگرانی را مرور می‌کنیم که رابطه کاری‌شان به اختلاف جدی رسید؛ اختلاف‌هایی که از تنش‌های سر صحنه تا اظهارنظرهای تند عمومی و حتی اتهام‌های سنگین را شامل می‌شود.

«پیشتازان فضا» (Star Trek)؛ ویلیام شاتنر و جورج تاکی

شاید طولانی‌ترین و همچنان فعال‌ترین دعوای تاریخ تلویزیون، مربوط به ویلیام شاتنر (William Shatner) و جورج تاکی (George Takei) باشد؛ دو بازیگر Star Trek که از زمان تولید سریال اصلی در دهه ۶۰ میلادی با هم کنار نیامده‌اند.

شاتنر نقش کاپیتان کرک، شخصیت اصلی سریال، را بازی می‌کرد و تاکی در نقش ستوان سولو، سکاندار وفادار سفینه، ظاهر می‌شد. این دو در هر سه فصل Star Trek و همچنین شش فیلم بلند نخست این مجموعه علمی‌تخیلی نمادین کنار هم کار کردند. با این حال، در سال‌های بعد، تاکی بیش از همه اعضای گروه بازیگران، آشکارا از دلخوری خود نسبت به شاتنر حرف زده است.

تاکی در مصاحبه‌های مختلف، شاتنر را هنگام کار روی Star Trek یک «پریما دونا» توصیف کرده؛ اصطلاحی برای فردی که خودمحور، پرتوقع و دردسرساز رفتار می‌کند. او در زندگی‌نامه خود با نام «به سوی ستارگان» (To the Stars)، منتشرشده در سال ۱۹۹۴، چند خاطره ناخوشایند از همکاری با شاتنر روایت کرد. حتی در سال ۲۰۲۲ هم تاکی همچنان از غرور شاتنر و نحوه رفتار او با گروه بازیگران و عوامل Star Trek انتقاد می‌کرد.

شاتنر هم در واکنش به این نیش‌زدن‌های مداوم، آن هم بیش از ۵۰ سال پس از آغاز همکاری‌شان، رفتار تاکی را «یک روان‌پریشی» نامید.

«اربابان فلت‌بوش» (The Lords of Flatbush)؛ سیلوستر استالونه و ریچارد گیر

پیش از آن‌که سیلوستر استالونه (Sylvester Stallone) و ریچارد گیر (Richard Gere) به ستاره‌های شناخته‌شده تبدیل شوند، هر دو قرار بود در فیلم بلوغ و جوانی «اربابان فلت‌بوش» (The Lords of Flatbush) محصول ۱۹۷۴ بازی کنند.

داستان فیلم در بروکلین سال ۱۹۵۸ می‌گذرد و درباره گروهی از نوجوانان است که فرهنگ گریزرها را تقلید می‌کنند، اما با نزدیک شدن ازدواج یکی از آن‌ها با دختر مورد علاقه‌اش، ناچار می‌شوند با بزرگ شدن و مسئولیت‌پذیری روبه‌رو شوند. استالونه نقش اصلی، استنلی روزیلو، را بازی می‌کرد و گیر در ابتدا برای نقش دوست او، چیکو تایرل، انتخاب شده بود.

اما در جریان فیلمبرداری، اختلاف میان استالونه و گیر بالا گرفت و به درگیری انجامید. در نهایت، گیر کاملا از پروژه کنار گذاشته شد و پری کینگ (Perry King) جای او را گرفت.

استالونه در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۶ گفت او و گیر هیچ‌وقت واقعا با هم جور نبودند. از نگاه استالونه، گیر زیادی از خود راضی بود و هنگام تمرین‌ها از حد می‌گذشت. نقطه انفجار رابطه‌شان هنگام ناهار رخ داد؛ زمانی که گیر، با وجود هشدار استالونه، به‌طور تصادفی خردل روی او ریخت. ماجرا سریع فیزیکی شد: استالونه ضربه‌ای به سر گیر زد و او را از ماشین پارک‌شده‌ای که داخلش غذا می‌خوردند، بیرون هل داد.

تولید فیلم، استالونه را نگه داشت و نقش گیر را دوباره انتخاب کرد. خود استالونه هم گفته که او و گیر هرگز آشتی نکردند.

«من دردسر را دوست دارم» (I Love Trouble)؛ جولیا رابرتس و نیک نولتی

عنوان کمدی رمانتیک «من دردسر را دوست دارم» (I Love Trouble) محصول ۱۹۹۴، پشت صحنه فیلم را هم پیش‌بینی کرده بود؛ مخصوصا رابطه میان دو بازیگر اصلی، جولیا رابرتس (Julia Roberts) و نیک نولتی (Nick Nolte).

رابرتس و نولتی نقش دو خبرنگار تحقیقی رقیب در شیکاگو را بازی می‌کنند. آن‌ها هنگام پوشش خبر خروج قطار از ریل، ناخواسته با توطئه‌ای خطرناک روبه‌رو می‌شوند و برای افشای حقیقت، مجبور به همکاری می‌شوند؛ همکاری‌ای که در نهایت به علاقه عاشقانه میان آن‌ها می‌رسد.

اما پشت صحنه، داستان عاشقانه‌ای در کار نبود. پیش از اکران I Love Trouble، خبر اختلاف رابرتس و نولتی در جریان تولید منتشر شد؛ اختلافی که ظاهرا از ناسازگاری شخصیتی میان آن دو ناشی می‌شد. رابرتس در میانه تولید، هنگام تبلیغ پروژه‌ای دیگر، نولتی را «کاملا حال‌به‌هم‌زن» توصیف کرد و گفت آن‌ها ذاتا روی اعصاب هم می‌روند.

سال‌ها بعد، رابرتس با جزییات بیشتری درباره هم‌بازی‌اش حرف زد و مدعی شد نولتی سر صحنه قشقرق به پا کرده بود. نولتی هم در مقابل گفت رابرتس «آدم خوبی نیست»، هرچند در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۲ تلاش کرد این اختلاف را کم‌اهمیت‌تر نشان دهد. با این حال، آن دو از آن زمان دیگر با هم کار نکرده‌اند.

«بتمن برای همیشه» (Batman Forever)؛ جیم کری و تامی لی جونز

پس از موفقیت فیلم‌های «بتمن» (Batman) به کارگردانی تیم برتون (Tim Burton) و با بازی مایکل کیتون (Michael Keaton)، این مجموعه در سال ۱۹۹۵ با «بتمن برای همیشه» (Batman Forever) مسیر تازه‌ای را انتخاب کرد. وال کیلمر (Val Kilmer) نقش ابرقهرمان اصلی را بر عهده گرفت و کریس اودانل (Chris O’Donnell) هم در نقش رابین به او پیوست.

در برابر بتمن و رابین، دو شرور پرزرق‌وبرق قرار داشتند: دوچهره با بازی تامی لی جونز (Tommy Lee Jones) و ریدلر با بازی جیم کری (Jim Carrey). در آن زمان، جونز به‌تازگی برای «فراری» (The Fugitive) جایزه اسکار گرفته بود و کری هم با مجموعه‌ای از کمدی‌های موفق، به ستاره‌ای بزرگ تبدیل شده بود. اما موفقیت فردی آن‌ها و همکاری شخصیت‌هایشان روی پرده، به رابطه پشت صحنه منتقل نشد.

تولید Batman Forever برای برخی عوامل و بازیگران سخت بود؛ جوئل شوماخر (Joel Schumacher)، کارگردان فیلم، با کیلمر دچار تنش شد و رابطه جونز و کری هم پر از اصطکاک بود. گفته می‌شود جونز از هم‌بازی کمدین خود خوشش نمی‌آمد.

کری در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۴ تعریف کرد که هنگام تولید Batman Forever، در رستورانی با جونز روبه‌رو شد. به گفته کری، جونز با دیدن او رنگش پرید و مستقیم گفت: «از تو متنفرم. واقعا ازت خوشم نمی‌آید.» بعد هم اضافه کرد: «من نمی‌توانم این لودگی تو را تایید کنم.»

همین جمله‌ها باعث می‌شود تماشای دوباره صحنه‌های مشترک دوچهره و ریدلر در Batman Forever حالا کمی عجیب‌تر و حتی بامزه‌تر به نظر برسد.

«فرشتگان چارلی» (Charlie’s Angels)؛ لوسی لیو و بیل مری

وقتی سریال محبوب دهه ۷۰ «فرشتگان چارلی» (Charlie’s Angels) در سال ۲۰۰۰ برای سینما بازسازی شد، لوسی لیو (Lucy Liu) کنار کامرون دیاز (Cameron Diaz) و درو بریمور (Drew Barrymore) مثلث قهرمانان فیلم را کامل کرد. بیل مری (Bill Murray)، اسطوره کمدی، هم نقش بازلی را بازی می‌کرد؛ رابط گروه با حامی مرموزشان، چارلی تاونسند.

اما رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی مری سر صحنه برای همه خنده‌دار نبود. هم لوسی لیو و هم کارگردان فیلم، مک‌جی (McG)، از رفتارهای او در جریان تولید رضایت نداشتند. طبق گفته مک‌جی، مری هنگام فیلمبرداری Charlie’s Angels با سر به او ضربه زده بود؛ ادعایی که مری آن را رد کرده است.

سال‌ها شایعاتی درباره اختلاف لیو و مری وجود داشت تا این‌که لیو در سال ۲۰۲۱ به‌طور عمومی این تنش را تایید کرد. او گفت مری پس از بازنویسی‌هایی در فیلمنامه، هنگام تمرین به او توهین کرده بود. لیو مدعی شد که بعدها با مری آشتی کرده، اما این دو از آن زمان با هم کار نکرده‌اند. مری نیز در دنباله سال ۲۰۰۳، یعنی «فرشتگان چارلی: تاخت کامل» (Charlie’s Angels: Full Throttle)، با برنی مک (Bernie Mac) جایگزین شد.

«آناپولیس» (Annapolis)؛ جیمز فرانکو و تایریس گیبسون

پیش از همکاری جاستین لین (Justin Lin) با تایریس گیبسون (Tyrese Gibson) و جوردانا بروستر (Jordana Brewster) در مجموعه «سریع و خشن» (Fast & Furious)، او با آن‌ها در درام «آناپولیس» (Annapolis) محصول ۲۰۰۶ کار کرده بود.

این فیلم، داستانی بلوغ‌محور با محوریت بوکس است. جیمز فرانکو (James Franco) نقش جیک هوارد، دانشجویی در آکادمی نیروی دریایی امریکا، را بازی می‌کند. او با فرمانده‌اش، متیو کول، درگیر می‌شود؛ کسی که او را شایسته حضور در این آکادمی معتبر نمی‌داند. این تقابل در نهایت به مسابقه بوکس سختی میان آن دو در برابر کل آکادمی ختم می‌شود؛ مسابقه‌ای که متن اصلی با کنایه می‌گوید فقط کمی از فیلم‌های بوکس بهتر کپی‌برداری کرده است.

فرانکو و گیبسون، جداگانه، گفته‌اند گرایش فرانکو به بازیگری متد فشار زیادی به رابطه کاری واقعی‌شان وارد کرد. فرانکو در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۸ پذیرفت که هنگام تولید Annapolis با گیبسون بدرفتاری کرده و نیمه‌شوخی گفت هم‌بازی‌اش «می‌خواهد اتاق هتل من را منفجر کند».

گیبسون صریح‌تر بود و گفت: «دیگر هیچ‌وقت نمی‌خواهم با او کار کنم، و مطمئنم او هم همین حس را دارد.» با وجود این خودآگاهی نسبی فرانکو درباره رفتار گذشته‌اش، این دو بازیگر دیگر در هیچ پروژه‌ای کنار هم قرار نگرفته‌اند.

«۲۴» (۲۴)؛ کیفر ساترلند و فردی پرینز جونیور

سریال اکشن و تریلر محبوب «۲۴» (۲۴) پس از فیلم تلویزیونی موفق خود، در سال ۲۰۰۹ با فصل هفتم بازگشت. کیفر ساترلند (Kiefer Sutherland) نقش جک باور، مامور ضدتروریسم، را بازی می‌کرد و هر فصل سریال تقریبا در زمان واقعی و در بازه‌ای ۲۴ ساعته روایت می‌شد.

فردی پرینز جونیور (Freddie Prinze Jr.) در فصل هشتم به سریال پیوست و در تمام ۲۴ قسمت نقش کول اورتیز، همکار مستقر در نیویورک جک باور، را بازی کرد. اما تجربه کار در ۲۴ برای او خوشایند نبود و سال‌ها بعد در مصاحبه‌ها خیلی صریح درباره ساترلند حرف زد.

پرینز در گفت‌وگویی با ای‌بی‌سی نیوز اعلام کرد: «از تک‌تک لحظه‌هایش متنفر بودم.» او ادامه داد: «کیفر غیرحرفه‌ای‌ترین آدم دنیا بود.»

یکی از جزییاتی که پرینز تعریف کرد، این بود که تولید از او می‌خواست هنگام بازی مقابل ساترلند کفش‌هایش را دربیاورد تا جک باور بلندتر به نظر برسد. او حتی گفت این تجربه آن‌قدر بد بوده که جدی به ترک کامل بازیگری فکر کرده است.

در واکنش، سخنگوی ساترلند اعلام کرد این نخستین بار است که او از شکایت‌های پرینز می‌شنود و اضافه کرد ساترلند از همکاری با پرینز لذت برده و برای او بهترین‌ها را آرزو می‌کند.

«قانون‌شکن» (Cop Out)؛ بروس ویلیس و کوین اسمیت

کوین اسمیت (Kevin Smith) بیشتر به‌عنوان نویسنده و کارگردان شناخته می‌شود؛ از جمله با کمدی مستقل «کارمندان» (Clerks) محصول ۱۹۹۴. اما او سابقه بازیگری قابل توجهی هم دارد. اسمیت در «آزاد زندگی کن یا سخت بمیر» (Live Free or Die Hard) محصول ۲۰۰۷ نقش کوچکی داشت و در کنار بروس ویلیس (Bruce Willis)، قهرمان اکشن مشهور، ظاهر شد؛ جایی که ویلیس برای چهارمین بار نقش جان مک‌کلین را بازی می‌کرد.

پس از آن تجربه، اسمیت و ویلیس در کمدی پلیسی رفاقتی «قانون‌شکن» (Cop Out) محصول ۲۰۱۰ دوباره با هم همکاری کردند؛ این بار اسمیت کارگردان فیلم بود. اما این همکاری برخلاف پروژه قبلی، تجربه خوشایندی برای دو طرف نشد.

اندکی پس از اکران ناموفق Cop Out، اسمیت به‌شدت از اخلاق کاری ویلیس انتقاد کرد و تجربه ساخت فیلم را «له‌کننده روح» خواند. او ویلیس را به همکاری نکردن متهم کرد و حتی گفت این بازیگر حاضر نشده برای عکس پوستر فیلم بنشیند.

در پاسخ، نماینده ویلیس مدعی شد اسمیت «بیش از حد علف می‌کشد» و با بازیگران تعامل نداشته است. اسمیت هم از مصرف ماری‌جوانا در دوران تولید دفاع کرد.

اما پس از آن‌که در سال ۲۰۲۲ تشخیص زبان‌پریشی یا آفازی ویلیس عمومی شد و او از بازیگری کناره گرفت، اسمیت بابت «شکایت‌های کوچک و حقیرانه» خود عذرخواهی کرد و به ویلیس ادای احترام کرد.

«مکس دیوانه: جاده خشم» (Mad Max: Fury Road)؛ تام هاردی و شارلیز ترون

مجموعه پساآخرالزمانی «مکس دیوانه» (Mad Max) در سال ۲۰۱۵ با «مکس دیوانه: جاده خشم» (Mad Max: Fury Road) جان تازه‌ای گرفت. تام هاردی (Tom Hardy) نقش مکس، آواره سرسخت و زخمی، را بازی کرد. او با فیوریوسا، با بازی شارلیز ترون (Charlize Theron)، روبه‌رو می‌شود؛ زنی که همسران ایمورتان جو را در فراری خطرناک از سلطه او همراهی می‌کند.

در داستان فیلم، مکس و فیوریوسا ابتدا با هم درگیرند، اما کم‌کم یاد می‌گیرند کنار هم کار کنند و در نهایت علیه ایمورتان جو، با بازی هیو کیز-برن (Hugh Keays-Byrne)، می‌ایستند. اما رابطه واقعی هاردی و ترون اصلا به‌اندازه همکاری شخصیت‌هایشان موفق نبود.

جورج میلر (George Miller)، فیلمساز اثر، گفته بود هاردی و ترون رویکردهای بسیار متفاوتی به کار داشتند. ترون به وقت‌شناسی و حضور منظم سر صحنه معروف بود، در حالی که هاردی معمولا ساعت‌ها دیر می‌رسید. این مساله، همراه با تجربه طولانی و طاقت‌فرسای فیلمبرداری، به بحث و تنش میان آن دو دامن زد.

به گفته پی.جی. ووتن (P.J. Voeten)، دستیار اول کارگردان، تنش از همان نخستین دیدار ترون و هاردی کاملا محسوس بود. ترون هم بعدها گفت «کار بین ما کم‌کم به برخورد جدی کشید.» در واکنش، ترون درخواست کرد یک تهیه‌کننده سر صحنه حضور داشته باشد و دنیز دی نووی (Denise di Novi) برای حفظ آرامش میان دو بازیگر وارد شد.

هر دو طرف بعدها به وجود اصطکاک و دشمنی متقابل اذعان کردند و از میلر عذرخواهی کردند، اما از آن زمان دیگر همکاری مشترکی نداشته‌اند.

«بول» (Bull)؛ مایکل ودرلی و الایزا دوشکو

پس از ترک «ان‌سی‌آی‌اس» (NCIS)، مایکل ودرلی (Michael Weatherly) در سریال درام «بول» (Bull) محصول شبکه CBS بازی کرد؛ سریالی که از سال ۲۰۱۶ آغاز شد. او نقش جیسون بول را بر عهده داشت؛ روان‌شناسی که در تحلیل هیات منصفه، انتخاب اعضای آن و طراحی استراتژی حقوقی برای وکلای موکلانش تخصص دارد.

الایزا دوشکو (Eliza Dushku) نیز در نقش جی.پی. نانلی در سه قسمت فصل اول ظاهر شد. قرار بود نقش او در فصل‌های بعدی به یکی از نقش‌های ثابت سریال تبدیل شود، اما از Bull کنار گذاشته شد؛ اتفاقی که دعوای میان او و ودرلی را به سطحی بسیار جدی رساند و حتی پای آن به کنگره امریکا باز شد.

دوشکو پس از آن‌که مدعی آزار جنسی از سوی ودرلی شد، از سریال اخراج شد. طبق گزارش‌ها، ودرلی در ویدیوهایی ضبط شده بود که درباره تعرض به دوشکو و همین‌طور شوخی‌های نامناسب دیگر حرف می‌زد. دوشکو پس از اخراج، از CBS شکایت کرد و در توافق نهایی ۹.۵ میلیون دلار دریافت کرد. او همچنین درباره تجربه خود در Bull در برابر کنگره شهادت داد.

ودرلی عذرخواهی عمومی منتشر کرد، اما دوشکو آن را «انحراف بیشتر، انکار و چرخاندن ماجرا» توصیف کرد و گفت این رفتار با الگوی رفتاری مسموم او هماهنگ است.

«ان‌سی‌آی‌اس» (NCIS)؛ مارک هارمون و پالی پرت

مایکل ودرلی تنها چهره سابق NCIS نیست که با اتهام رفتار نامناسب پشت صحنه روبه‌رو شده است. مارک هارمون (Mark Harmon)، دیگر بازیگر این مجموعه، نیز درگیر حاشیه‌هایی شد.

هارمون و پالی پرت (Pauley Perrette) برای ۱۵ فصل نخست NCIS با هم کار کردند، اما رابطه واقعی‌شان به‌اندازه رابطه شخصیت‌هایشان دوستانه نبود. پرت پس از فصل پانزدهم سریال را ترک کرد و هواداران بارها از او پرسیدند آیا قصد بازگشت دارد یا نه. پس از حدود یک سال تحمل این پرسش‌ها، او سرانجام صریح موضع خود را اعلام کرد و هارمون را دلیل دوری‌اش از NCIS دانست.

پرت در شبکه‌های اجتماعی نوشت هرگز به NCIS بازنمی‌گردد، چون به گفته خودش «از هارمون و این‌که به من حمله کند وحشت دارم.» او توضیح داد که از عوامل تولید در برابر هارمون محافظت می‌کرده و همین موضوع به ادعای او به حمله فیزیکی و از دست دادن شغلش انجامیده است.

پرت پیش‌تر، حوالی زمان خروجش از سریال، به تحمل «چندین حمله فیزیکی» اشاره کرده بود، اما جزییات بیشتری نداده بود. این حرف‌ها با گزارش‌هایی همخوانی داشت که می‌گفتند هارمون و پرت از سال ۲۰۱۶ جداگانه کار می‌کردند؛ پس از آن‌که سگ هارمون reportedly یکی از اعضای گروه تولید را گاز گرفت و پرت وارد ماجرا شد. هارمون به‌طور عمومی درباره این موضوع اظهارنظر نکرده و این دو دیگر با هم کار نکرده‌اند.

«ددپول ۲» (Deadpool 2)؛ رایان رینولدز و تی.جی. میلر

رایان رینولدز و تی.جی. میلر (T.J. Miller) با شوخ‌طبعی کنایه‌آمیز و خودتخریب‌گرشان، روی کاغذ ترکیب کمدی بسیار مناسبی به نظر می‌رسیدند. آن‌ها در دو فیلم نخست ددپول کنار هم بازی کردند؛ میلر نقش ویسل، دوست صمیمی ددپول و متصدی بار مورد اعتماد او، را داشت.

اما ظاهرا این رفاقت روی پرده، در دنیای واقعی ادامه پیدا نکرد. میلر بعدها تعریف کرد رینولدز در یک برداشت بداهه، شخصیت او را جلوی خودش تحقیر کرده بود. میلر حتی تا جایی پیش رفت که گفت فکر می‌کند رینولدز «از من متنفر است» و اضافه کرد که «دیگر با او کار نخواهم کرد.»

البته روشن نیست این برداشت از دشمنی تا چه اندازه تحت تاثیر مشکلات حقوقی و اتهام‌های تعرض جنسی علیه خود میلر بوده است؛ اتهام‌هایی که در سال ۲۰۱۷ مطرح شدند. این ادعاها پس از پایان فیلمبرداری Deadpool 2 علنی شدند و با وجود آن، میلر در نسخه نهایی فیلم باقی ماند.

به گفته میلر، رینولدز پس از علنی شدن گلایه‌های او، به‌طور خصوصی و از طریق ایمیل با او تماس گرفت تا مساله را روشن کند. با این حال، میلر در Deadpool & Wolverine بازنگشت؛ فیلمی که بسیاری از بازیگران فرعی فیلم‌های قبلی را دوباره گرد هم آورد.

پشت صحنه گاهی از خود فیلم پرتنش‌تر است

در مورد اختلاف‌های مشهور بازیگران، یک نکته روشن است: صنعت سرگرمی همیشه فقط درباره کیفیت هنری یا شیمی روی پرده نیست. گاهی الگوریتم‌ها، شهرت ستاره‌ها، کنجکاوی مخاطب و حتی حاشیه‌های پشت صحنه، به همان اندازه در دیده شدن یک اثر نقش دارند.

از دوره فیلم‌های مستقیم ویدیویی تا عصر استریم در هالیوود، همان‌طور که این نمونه‌ها نشان می‌دهند، هر همکاری موفقی روی پرده لزوما به معنی رابطه‌ای سالم و ادامه‌دار پشت دوربین نیست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا