مایک ماکوسکی چگونه ترور جیمز گارفیلد را به سریال «Death by Lightning» تبدیل کرد؟

مایک ماکوسکی، خالق نامزد امی سریال «Death by Lightning»، میگوید ایده ساخت این مینیسریال تاریخی از یک خرید اتفاقی در بخش کتابهای تخفیفخورده فروشگاه بارنز اند نوبل در لسآنجلس آغاز شد؛ کتابی درباره ترور جیمز ای. گارفیلد، بیستمین رئیسجمهور آمریکا، که او را چنان تحتتأثیر قرار داد که در یک نشست خواندش.
ماکوسکی که پیشتر با «Bad Education» شناخته شده بود، هنگام جستوجو در فروشگاه بارنز اند نوبل در مرکز خرید گروو لسآنجلس، قصد پیدا کردن چند کتاب ارزانقیمت را داشت. او دو کتاب مورد علاقهاش را در بخش تخفیفها پیدا کرد، اما پیشنهاد فروشگاه «دو کتاب بخر، یکی رایگان ببر» بود. به همین دلیل، کتاب «Destiny of the Republic: A Tale of Madness, Medicine and the Murder of a President» نوشته کندیس میلارد را هم به سبد خریدش اضافه کرد؛ انتخابی که در ابتدا چندان جدی به نظر نمیرسید.
او درباره آن تصمیم گفت: «با خودم فکر کردم اگر هم کتاب بدی باشد، بالاخره رایگان گرفتهام.» اما ماکوسکی کتاب جدی میلارد درباره ترور گارفیلد را در یک نشست تمام کرد و به گفته خودش، از آن شگفتزده شد. او گفت: «واقعاً مجذوبش شدم و خیلی هم میخندیدم؛ با اینکه کتاب مشخصاً با لحن شوخطبعانه نوشته نشده است.»
آنچه بیش از همه نظر او را جلب کرد، ساختار روایی کتاب و تقابل میان گارفیلد و قاتلش، چارلز گیتو، بود. ماکوسکی توضیح داد: «کندیس بهخوبی میان رئیسجمهور و قاتلش یک ساختار موازی پیدا کرده بود و مدام این دو مرد را در تقابل با هم قرار میداد. سفر تماشای این دو روی متفاوت از تجربه آمریکایی برایم جذاب بود؛ اینکه چطور با وجود تناقضهایشان، به شکلی عجیب مکمل هم هستند.»
به گفته او، گارفیلد مردی بود که «ظاهراً برخلاف میلش» و در نتیجه مجموعهای از اتفاقها به ریاستجمهوری رسید، در حالی که گیتو با وسواس به دنبال عظمت بود و در هر تلاش شکست میخورد: «او بارها سرش را به دیوار میکوبد تا جایی که در نهایت عملاً عقلش را از دست میدهد.»
در «Death by Lightning»، متیو مکفیدین نقش چارلز گیتو را بازی میکند؛ شخصیتی که به باور ماکوسکی، ظرفیتهای کاملاً شکسپیری دارد. او گفت: «داستان برایم شکسپیری به نظر میرسید. نمیتوانستم باور کنم که این ماجرا هنوز اقتباس نشده و هیچکس پیش از این سراغش نرفته است.»
با این حال، ماکوسکی خودش را انتخابی بدیهی برای اقتباس از یک داستان سیاسی-تاریخی نمیدانست. او میگوید اگر از ابتدا میدانست تبدیل کتاب میلارد به سریال تا چه اندازه دشوار خواهد بود، شاید هرگز این مسیر را آغاز نمیکرد: «ما سریالی را ساختیم که ساختنش ناممکن به نظر میرسید.»
پیش از آنکه نتفلیکس (Netflix) با ساخت این پروژه همراه شود، دیوید بنیاف و دی. بی. وایس، خالقان «Game of Thrones»، پس از خواندن فیلمنامه قسمت اول بهعنوان تهیهکننده به پروژه پیوستند. ماکوسکی با شوخی میگوید هنوز هم در دفتر آنها «جا خوش کرده است». سپس گروه بازیگران سریال شکل گرفت؛ مایکل شنون در نقش گارفیلد، متیو مکفیدین، نیک آفرمن، بتی گیلپین، شی ویگهام و بردلی ویتفورد به پروژه اضافه شدند و «Death by Lightning» به اثری مورد توجه تبدیل شد.
- «Death by Lightning» و پشت صحنه ترسیم داستان واقعی جیمز گارفیلد: روایتی از برخورد اصالت، فساد و توهم
عنوان سریال البته به این معنا نیست که گارفیلد بر اثر صاعقه جان باخت. او در سال ۱۸۸۱ به دست چارلز گیتو از پشت هدف گلوله قرار گرفت. نام مجموعه از جملهای واقعی در یکی از نامههای گارفیلد به حامیاش گرفته شده است؛ جایی که او نوشته بود: «نمیتوان بیش از مرگ بر اثر صاعقه از ترور جلوگیری کرد و بهتر نیست بابت هیچکدام نگران بود.»
ماکوسکی با اشارهای طنزآمیز به این جمله گفت گارفیلد شاید بهتر بود در اینباره با یک آمارشناس مشورت میکرد؛ چرا که آبراهام لینکلن، شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا، تنها ۱۶ سال پیش از او ترور شده بود و خطر ترور رئیسجمهور بهمراتب بیشتر از برخورد صاعقه به نظر میرسید.
خالق «Death by Lightning» میگوید برای بهدست آوردن حق اقتباس از کتاب میلارد، از او «التماس کرده» است. میلارد که پیشتر ویراستار و نویسنده نشنال جئوگرافیک (National Geographic) بوده، سرانجام با این اقتباس موافقت کرد. ماکوسکی نیز تصمیم گرفت در کنار حفظ فضای تاریخی داستان، لحنی معاصرتر و گاه نامتعارف به آن بدهد؛ رویکردی که به گفته او برای جذب مخاطبانی بود که احتمالاً تصور میکردند هیچ علاقهای به جیمز گارفیلد ندارند.
او گفت: «آن شوخطبعی را برای ۹۹ درصد دیگر مردم اضافه کردم؛ کسانی که کاملاً مطمئناند به خود جیمز گارفیلد اهمیتی نمیدهند؛ راستش را بخواهید، من هم در ابتدای این مسیر همینطور بودم.»
ماکوسکی اذعان دارد که سریال برای تبدیل یک روایت تاریخی به درام تلویزیونی، ناگزیر از برخی تغییرها و فشردهسازیها بوده است، اما تاکید دارد که بخش عمده این تغییرات به لحن اثر مربوط میشود: «هر نویسندهای که اثری تاریخی را اقتباس میکند، مجبور است آزادیهایی به خرج دهد. استدلال من این است که بیشتر آزادیهایی که من گرفتم، احتمالاً لحنمحور بودند.»
او افزود: «از نوشتن سریال خیلی لذت بردم و امیدوارم این موضوع در نتیجه نهایی هم مشخص باشد. اما تلاش کردم روح اتفاقها را حفظ کنم، حتی اگر نمیتوانستم همهچیز را به دقت یک مستند درام بازسازی کنم.»
ماکوسکی در پایان گفت: «گاهی باید تصمیمهایی بگیرید و همه تصمیمها آگاهانه گرفته شدهاند. فکر میکنم دقت تاریخی ما بسیار بالاست.»





