دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«مرد پشت‌بامی»؛ وقتی جنایت واقعی به کمدی ملایم هالیوودی بدل می‌شود

نقد و بررسی فیلم «مرد پشت‌بامی» (Roofman)

فیلم «مرد پشت‌بامی» (Roofman) تازه‌ترین اثر دریک سیانفرانس، کارگردان آثاری همچون Blue Valentine و The Place Beyond the Pines، یک کمدی-درام ملایم و سرگرم‌کننده است که بر اساس داستان واقعی «جفری منچستر» ساخته شده؛ مردی که پس از فرار از زندان، ماه‌ها در فروشگاه اسباب‌بازی Toys “R” Us زندگی کرد و در نهایت بار دیگر به جرم سرقت مسلحانه بازداشت شد.

این ماجرای عجیب و غیرقابل‌باور، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک تریلر جنایی پرتنش داشت؛ اما سیانفرانس این بار تصمیم گرفته به جای رویکردی تیره و واقع‌گرایانه، آن را در قالب یک داستان گرم، قابل‌پسند و خانوادگی بازگو کند. نتیجه، فیلمی است که به‌رغم جذابیت‌های بازیگران و موقعیت روایی، بیش از حد نرم‌سازی شده و در نهایت، بیشتر نقش یک «تجربه دلچسب عصرگاهی» را ایفا می‌کند تا یک روایت ماندگار از جنایت و فرار.

جفری منچستر (چنینگ تیتوم)، کهنه‌سرباز و پدر خانواده، پس از ناتوانی در تأمین خواسته‌های دخترش، تصمیم به سرقت می‌گیرد. او با روشی خاص (ورود از سقف) ۴۵ شعبه مک‌دونالد را بدون خشونت و با رفتار مودبانه سرقت می‌کند. بازداشت و محکومیت سنگین (۴۵ سال زندان) مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

منچستر با استفاده از مهارت‌های خود در مشاهده جزئیات، نقشه‌ای برای فرار از زندان می‌کشد و موفق می‌شود. این بار برای پنهان شدن، به سراغ یک فروشگاه عظیم Toys “R” Us می‌رود و در بخش‌های مخفی و سقف فروشگاه اقامت می‌کند. او با نصب دوربین‌ها و زیر نظر گرفتن کارکنان، زندگی پنهانی‌اش را سازماندهی می‌کند.

در این میان، با لی (کیرستن دانست)، مادر مجردی که در فروشگاه کار می‌کند، آشنا می‌شود. رابطه‌ای عاطفی میان آن‌ها شکل می‌گیرد، هرچند زیر سایه دروغ‌ها و هویت جعلی «جان زورن» که جفری برای خود ساخته است. لی، با خستگی مضاعف زندگی و مشغله‌های کاری، ساده‌دلانه این غریبه از «نیویورک» را می‌پذیرد و به او اعتماد می‌کند، بی‌آن‌که شک کند ماجرا پیچیده‌تر از آن است که می‌نماید.

سیانفرانس، برخلاف سابقه‌اش در خلق موقعیت‌های تیره و پرتنش، این داستان را در قالبی «احساس‌خوب» روایت می‌کند. جنبه‌های تلخ و سیاسی ماجرا (مانند انگیزه‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی که منجر به سرقت شدند) کنار گذاشته می‌شوند؛ تمرکز فیلم بر رابطه‌ها و لحظات طنز‌آلود است، نه نقد اجتماعی یا روانشناسی جرم.

بازسازی فروشگاه Toys “R” Us به‌عنوان لوکیشن اصلی، حس نوستالژی و محیطی رنگارنگ ایجاد کرده است. موسیقی، با همکاری کریستوفر بِر (گروه Grizzly Bear)، به این فضا روحی ملایم و گرم داده که با جهت‌گیری کلی فیلم هماهنگ است؛ هرچند ممکن است برای یک تریلر یا درام جنایی جدی بیش از حد آرام باشد.

شخصیت‌ها و بازی‌ها

چنینگ تیتوم – جفری منچستر

تیتوم با کاریزمای همیشگی‌اش، جفری را به یک «جنایتکار دوست‌داشتنی» بدل می‌کند. حتی در صحنه‌های سرقت، رفتار مؤدبانه و انسانی او برجسته می‌شود؛ این همان انتخابی است که فیلم برای کسب همدلی تماشاگر انجام داده و در کل، تیتوم نقش را جذاب ولی بی‌چالش بازی می‌کند.

کیرستن دانست – لی

دانست، با طبیعی‌بودن و سادگی در ایفای نقش، تصویر مادر مجردی را ارائه می‌دهد که می‌خواهد زندگی آرامی بسازد. او بهترین لحظات فیلم را در نیمه پایانی رقم می‌زند، جایی که ناامیدی و شکستن رؤیاها را به واقع‌گرایانه‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد.

بازیگران مکمل

  • پیتر دینکلیج در نقش مدیر بداخلاق و کنترل‌گر فروشگاه، لحظات کمیک برجسته‌ای خلق می‌کند.
  • لیکیت استنفیلد در نقش دوست قدیمی جفری، بعدی اجتماعی به داستان اضافه می‌کند، هرچند این بعد چندان پرورش داده نمی‌شود.
  • بن مندلسون و اوزو آدوبا به‌عنوان زوج کلیسایی، المان «جامعه حامی» را به قصه می‌افزایند.

نقاط قوت

  1. بازی‌های قوی و هماهنگ، به‌ویژه تیتوم و دانست که شیمی مناسبی دارند.
  2. ایده واقعی جذاب که ظرفیت بالای روایی دارد.
  3. لحظات کمیک و رمانتیک که فیلم را برای تماشای عصرگاهی مناسب می‌کنند.
  4. فضاسازی نوستالژیک فروشگاه Toys “R” Us که بر جذابیت بصری اضافه می‌کند.

نقاط ضعف

  • کنار گذاشتن عمق اجتماعی و روانشناسانه داستان واقعی. انگیزه‌ها و پیامدهای جرم به‌صورت سطحی و ساده‌سازی‌شده بیان می‌شوند.
  • پیش‌بینی‌پذیری روایت؛ اگر بیش از چند کمدی-جنایی دیده باشید، مسیر داستان کاملاً قابل حدس است.
  • اکشن و تعلیق کم‌رمق؛ صحنه‌های سرقت و فرار فاقد شور و هیجان‌اند و بیشتر نقش گذرگاه به لحظات عاشقانه را دارند.
  • طولانی بودن زمان فیلم (۱۱۹ دقیقه) بدون استفاده کامل از پتانسیل روایی ماجرا.

«مرد پشت‌بامی» بیشتر تلاش می‌کند تصویر یک جنایتکار را انسانی و قابل‌دوست‌داشتن نشان دهد تا به تحلیل ساختاری بپردازد. موضوعاتی چون زوال اقتصادی طبقه کارگر، ناتوانی در تأمین خواسته‌های خانواده، و توجیه اخلاقی قانون‌شکنی در سایه قصه عاشقانه و فضای گرم فیلم گم شده‌اند.

«مرد پشت‌بامی» با وجود بازی‌های خوب و ایده واقعی جذاب، در سطح یک کمدی-درام ملایم باقی می‌ماند و از ظرفیت داستان واقعی خود برای خلق یک روایت پرتنش و چندلایه استفاده نمی‌کند. تیتوم و دانست فیلم را تماشایی می‌کنند، اما رویکرد بیش از حد ساده‌پسند سیانفرانس باعث شده که اثر از منظر سینمای جنایی یا روایت واقعی، به عمق لازم نرسد.

برای یک بعدازظهر بی‌دغدغه، این فیلم انتخاب بدی نیست، اما اگر منتظر کاوشی جدی در دل یک ماجرای واقعی هستید، «مرد پشت‌بامی» شما را راضی نخواهد کرد.

جمع بندی

امتیاز - ۵٫۸

۵٫۸

متوسط

«مرد پشت‌بامی» کمدی-درامی دوست‌داشتنی با بازی‌های خوب تیتوم و دانست است که بیش از جنایت، به دل‌گرمی و لحظات سبک می‌پردازد؛ سرگرم‌کننده اما بی‌عمق.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا