
در سال ۱۹۴۰ میلادی، به نظر میرسید که همهچیز برای فرانسه (France) از دست رفته است. پاریس (Paris) به کنترل نازیها (Nazis) درآمده بود، بخش بزرگی از کشور اشغال شده و متفقین نیز در دانکرک (Dunkirk) با وجود مقاومتی قهرمانانه، شکستی سنگین متحمل شده بودند.
در چنین شرایطی، ژنرال شارل دوگل (General Charles de Gaulle) در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ (June 18, 1940) از لندن (London) خطاب به مردم فرانسه سخنرانی رادیویی معروف خود را ایراد کرد و از آنها خواست که مبارزه با آلمان را رها نکنند. او گفت: «هر اتفاقی که بیفتد، شعله مقاومت فرانسه نباید و نخواهد خاموش شد.»
اما دوگل دقیقاً از چه نوع مقاومتی سخن میگفت؟ و این مقاومت در داخل فرانسه و خارج از آن چه شکلهایی به خود گرفت؟
پاسخ به ندای دوگل؛ مقاومت به شکلهای گوناگون

اصطلاح مقاومت فرانسه (French Resistance) در واقع یک عنوان کلی است که جنبشها، گروهها و شیوههای بسیار متنوعی از مقاومت در دوران جنگ جهانی دوم (World War II) را در بر میگیرد. به گفته رابرت پایک (Robert Pike)، پژوهشگر تاریخ فرانسه و نویسنده کتاب «Defying Vichy: Blood, Fear and French Resistance»، امروز مورخان مقاومت را نه یک جریان واحد، بلکه مجموعهای از گروههای متفاوت میدانند.
مقاومت فرانسه هم بعد نظامی داشت و هم جنبه غیرنظامی و مدنی، و لزوماً همیشه مطابق خواستهها یا برنامههای دوگل پیش نمیرفت. دوگل که آن زمان هنوز به چهره برجسته و کاریزماتیکی که بعدها شد تبدیل نشده بود، از لندن پیامهای دلگرمکننده پخش میکرد، اما در ابتدا تصوری از یک مقاومت مسلحانه گسترده در داخل فرانسه نداشت.
به نوشته آدام گاپنیک (Adam Gopnik) در مجله نیویورکر (The New Yorker): «در آغاز، دوگل هیچ طرحی برای مقاومت مسلحانه داخلی در فرانسه نداشت.»
با این حال، گروههای مقاومت در داخل کشور شکل گرفتند؛ از جمله سازمانهای نیمهنظامی که اغلب از سربازان سابق تشکیل میشدند و میزان وفاداریشان به دوگل متفاوت بود. این گروهها که به نام ماکی (Maquis) شناخته میشدند، بهصورت چریکی فعالیت میکردند و در کوهستانها و غارها زندگی میکردند.
پایک توضیح میدهد: «اگر به ماکی میپیوستید، وارد یک زندگی مخفی و غیرقانونی میشدید.»
اعضای ماکی از سوی دشمن بهعنوان سرباز رسمی شناخته نمیشدند و اگر دستگیر میشدند، از حقوق اسیران جنگی (Prisoners of War) برخوردار نبودند.
از مهمترین گروههای ماکی میتوان به این موارد اشاره کرد:
- ارتش مخفی (Armée Secrète – AS)، گروهی وفادار به دوگل
- تیراندازان آزاد و پارتیزانهای فرانسوی (Francs-Tireurs et Partisans Français – FTPF یا FTP)، وابسته به حزب کمونیست فرانسه (French Communist Party)
- سازمان مقاومت ارتش (Organisation de Résistance de l’Armée – ORA)، گروهی که در منطقه جنوبی فعالیت میکرد
این گروهها معمولاً مستقل از یکدیگر عمل میکردند و حتی گاه با هم اختلاف داشتند. برای مثال، AS معتقد بود اقدامات خرابکارانه FTP باعث دردسر میشود، در حالی که FTP اعضای AS را با طعنه «پسران صبر کن و ببین» مینامید.
نقطه عطف مهم زمانی رخ داد که دوگل ژان مولن (Jean Moulin)، کارمند ارشد دولت، را به فرانسه فرستاد تا گروهها را متحد کند. او در مه ۱۹۴۳ (May 1943) موفق شد چندین گروه را زیر چتر شورای ملی مقاومت (Conseil National de la Résistance – CNR) گرد هم آورد. در مراحل پایانی جنگ، نیروهای مقاومت تحت فرماندهی متفقین و با نام نیروهای فرانسوی داخلی (Forces Françaises de l’Intérieur – FFI) با هم همکاری کردند.
اشکال دیگر مقاومت؛ فراتر از اسلحه

اما مقاومت فرانسه فقط به مبارزان مسلح محدود نمیشد. به گفته پایک: «مقاومت خیلی فراتر از ماکیها بود.»
شهروندان عادی نقش حیاتی داشتند:
- رساندن غذا به مبارزان
- پنهان کردن آنها در طویلهها و ساختمانهای جانبی
- انتقال پیامها و اطلاعات
رویدادهایی مانند اشغال منطقه جنوبی فرانسه توسط آلمان در نوامبر ۱۹۴۲ (November 1942) و ایجاد سرویس کار اجباری (Service du Travail Obligatoire – STO) در سال ۱۹۴۳ که مردان فرانسوی را مجبور به کار برای ماشین جنگی آلمان میکرد، افکار عمومی را تغییر داد و مشارکت مردم در مقاومت را افزایش داد.
دیگر فعالیتهای مقاومت شامل موارد زیر بود:
- تولید تبلیغات، روزنامهها و اعلامیههای مخفی
- کمک به فرار خلبانان متفقین که هواپیمایشان سقوط کرده بود
- تهیه اسناد جعلی
- نجات اقلیتهای تحت آزار، از جمله انتقال کودکان یهودی به سوئیس بیطرف
برخی افراد روزها آرایشگر یا کارمند اداره پست بودند و شبها عضو مقاومت. زنانی که در اداره پست کار میکردند، گاه نامهها را رهگیری میکردند. پایک میگوید: «بهنوعی زندگی آنها خطرناکتر بود. چنین کارهایی حتی از زندگی در جنگل هم خطرناکتر بود.»
مقاومت خارج از خاک اصلی فرانسه

دوگل در سخنرانی رادیویی ۱۹ ژوئن ۱۹۴۰ (June 19, 1940) تأکید کرد که «وظیفه همه فرانسویانی که هنوز سلاح در دست دارند، ادامه مبارزه است»، و بهطور خاص از شمال آفریقای فرانسه (French North Africa) نام برد. او آشکارا میخواست جنبش فرانسه آزاد (Free France) را از لندن و آفریقا هدایت کند، نه از داخل فرانسه.
به گفته آنت ژوزف-گابریل (Annette Joseph-Gabriel)، استاد مطالعات فرانسوی و فرانسویزبان در دانشگاه دوک (Duke University):
«برخی معتقدند مقاومت فرانسه در واقع از مستعمرات و آفریقا آغاز شد.»
در حقیقت، فلیکس اِبوئه (Félix Éboué)، مدیر استعماری سیاهپوست در آفریقا، نخستین مقام فرانسوی بود که به ندای دوگل در ژوئن ۱۹۴۰ پاسخ مثبت داد. او تلاش کرد نیروها و منابع آفریقایی را بسیج کند. طبق کتاب کریس میلر (Chris Miller) با عنوان «France in the Second World War: Collaboration, Resistance, Holocaust, Empire»، از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ «قلب فرانسه آزاد در آفریقا میتپید، نه در لندن».
گسترش روایت مقاومت برای دربرگرفتن غیرنظامیان، زنان و مردم مستعمرات تصویری دقیقتر و عمیقتر از این جنبش ارائه میدهد.
ژوزف-گابریل میگوید: «این دیدگاه، تعریف تازهای از آزادی به ما میدهد؛ وقتی نقش مردم عادی را که کارهای خارقالعاده انجام دادند، به یاد میآوریم.»
اهمیت مقاومت فرانسه؛ نظامی یا معنوی؟
اما مقاومت فرانسه تا چه حد در سرنوشت جنگ مؤثر بود؟ آیا متفقین بدون ماکیها و حتی کارمندان اداره پست هم پیروز میشدند؟
از نظر نظامی، مقاومت گسترده نبود. میلر تخمین میزند که کمتر از ۲ درصد جمعیت، یعنی حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر، عضو جنبشهای مقاومت بودند. بیش از ۳۰ هزار نفر از اتباع فرانسوی خارج از کشور نیز داوطلب جنگ شدند.
با این حال، اگرچه مقاومت عامل اصلی پیروزی نظامی نبود، اما نقش بزرگی در تقویت روحیه، انسجام ملی و نجات جان هزاران نفر داشت.
پایک میگوید: «آنها قطعاً مفید بودند. مقاومت به ایدهای وحدتبخش در ماههای پایانی جنگ تبدیل شد.»
نکته جالب
ژوزفین بیکر (Josephine Baker) در سال ۲۰۲۱ (۲۰۲۱) بهعنوان نخستین زن سیاهپوست به پانتئون فرانسه (French Panthéon) راه یافت؛ افتخاری که بهدلیل فعالیتهایش در مقاومت فرانسه به او اعطا شد. او اطلاعات جمعآوریشده در مهمانیهای دیپلماتیک را منتقل میکرد و اعضای مقاومت را در قصر خود پنهان میساخت.
در نهایت، مقاومت فرانسه پدیدهای تکبعدی نبود؛ شبکهای پیچیده از مبارزه نظامی، فعالیت مدنی، شجاعت فردی و همبستگی جمعی بود. از کوهستانهای ماکی تا ادارههای پست، از آفریقا تا پاریس، این مقاومت نشان داد که حتی در تاریکترین لحظات تاریخ، اشکال گوناگون ایستادگی میتوانند شعله امید را زنده نگه دارند.





