دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهان

مگی جیلنهال در بوسان: برای بازی در نقش مرلین مونرو، شبیه او بودن کافی نیست

کارگردان «Flesh Impact» از انتخاب الن برستین و داکوتا جانسون برای نقش مونرو و اهمیت فرصت‌دادن به زنان برای بیان تجربه‌های متفاوتشان گفت.

مرلین مونرو را می‌توان فراتر از چهره آشنایش روی پرده تصور کرد؟ مگی جیلنهال در فیلم کوتاه «Flesh Impact» از همین مسیر به سراغ او رفته است؛ با انتخاب دو بازیگر که شباهت ظاهری به مونرو ندارند، اما قرار است چیزی از دنیای درونی او را آشکار کنند. جیلنهال در نخستین حضورش در جشنواره فیلم بوسان، توضیح داد که چرا الن برستین و داکوتا جانسون را برای این تجربه متفاوت انتخاب کرده است.

جیلنهال پس از ریاست هیئت داوران جشنواره ونیز، با «Flesh Impact» به بخش نمایش‌های ویژه بوسان آمده است. این فیلم به سفارش برند خودروسازی لوکس کره‌ای جنسیس، برای گرامیداشت صدمین سال تولد مونرو در ژوئن امسال ساخته شد و نخستین نمایش جهانی‌اش را در ونیز پشت سر گذاشت. برستین در آن نسخه‌ای سالخورده از مونرو را بازی می‌کند که در تئاتری کوچک در نیویورک تست بازیگری می‌دهد؛ جانسون نیز در نقش جوانی این ستاره ظاهر می‌شود.

جیلنهال در نشست خبری روز نخست جشنواره گفت، با وجود تفاوت ظاهری هر دو بازیگر با مونرو، به سراغشان رفته چون تصور می‌کرد از پیشنهاد نقشی غیرمنتظره استقبال می‌کنند. این انتخاب برای او ریشه در سال‌ها تجربه بازیگری دارد: «همیشه برایم جذاب بود که کسی از آن سوی دنیا با من تماس بگیرد و کاری پیشنهاد کند که قبلاً انجام نداده‌ام. چنین اتفاقی زیاد نمی‌افتد. یک نقش بازی می‌کنی و بعد تا ده سال همه نقش منشی‌های جذاب را به تو پیشنهاد می‌دهند.»

او ادامه داد: «اما گاهی کسی تو را جور تازه‌ای می‌بیند و این نگاه تازه، به شکلی جادویی با چیزی که درباره‌اش کنجکاوی، یا با مرز شناختت از خودت، هم‌راستا می‌شود. من سعی می‌کنم در کار با بازیگران همین کار را انجام بدهم.»

برای جیلنهال، همکاری با برستین فرصتی برای تماشای مهارتی کم‌نظیر از نزدیک بوده است؛ بازیگری که به گفته او حدود ۵۰ سال بیشتر از خودش تجربه دارد. او بازی برستین را ترکیبی از دقت و نیرویی پیش‌بینی‌ناپذیر توصیف کرد: «با سطحی واقعاً استادانه روبه‌رو بودم؛ مهارتی که هم ظرافت و دقت دارد و هم چیزی رها و رام‌نشدنی، فراتر از تصور ما؛ به‌خصوص وقتی درباره بازیگری در دهه نود زندگی‌اش حرف می‌زنیم.»

انتخاب جانسون، که پیش‌تر در «The Lost Daughter» با جیلنهال همکاری کرده بود، پس از تردیدهای مکرر شکل گرفت. جیلنهال گفت هنگام نوشتن پروژه، مدام نام او را از ذهنش کنار می‌گذاشت، چون «اصلاً شبیه مرلین نیست». اما سرانجام به این نتیجه رسید: «چه اهمیتی دارد؟»

او توضیح داد: «مرلین مونرو را آن‌قدر به یک شمایل و یک شخصیت خیالی تبدیل کرده‌اند که متوجه شدم ظاهرش در مقایسه با آنچه در قلب و ذهنش می‌گذرد، اهمیت خیلی کمتری دارد. با خودم فکر کردم شاید داکوتا بتواند با بعضی از موضوعاتی که در فیلم به آن‌ها می‌پردازیم، ارتباط برقرار کند.»

نشست بوسان به انتخاب بازیگران محدود نماند. جیلنهال که در ونیز بارها درباره کمبود کارگردانان زن در بخش مسابقه صحبت کرده بود، بار دیگر با پرسش خبرنگاران درباره توازن جنسیتی روبه‌رو شد. خبرنگاران محلی یادآوری کردند که از میان ۱۳ فیلم بخش مسابقه بوسان در سال جاری، چهار فیلم را زنان کارگردانی کرده‌اند و چهار عضو از هیئت داوران هفت‌نفره نیز زن هستند.

جیلنهال گفت: «فکر می‌کنم وقتی به زنان فرصت داده می‌شود آزادانه خودشان را بیان کنند، آثار بسیار متفاوتی می‌سازند. فیلم‌های ما متفاوت‌اند، چون تجربه‌مان از زندگی در این دنیا بسیار متفاوت است.»

او در عین حال تأکید کرد که در ونیز فیلم‌های درخشانی از کارگردانان مرد دیده است. همچنین گفت برخی فیلم‌سازان زن ترجیح می‌دهند از الگوهای سینمای مردان پیروی کنند و او این انتخاب را نقد نمی‌کند؛ اما زنان دیگری نیز هستند که از فرصت فیلم‌سازی برای سخن‌گفتن با زبانی سینمایی و تازه استفاده می‌کنند.

جیلنهال برای توضیح این تفاوت، به تجربه خودش در مقام تماشاگر اشاره کرد: «فیلم‌هایی که مردان ساخته‌اند، بخش مهمی از دلیل حضور من در این حرفه‌اند، اما از زاویه دید مردانه روایت می‌شوند و اغلب برای من به کمی ترجمه نیاز دارند. با خودت می‌گویی این آدم جالب است؛ تجربه‌اش شبیه من نیست، اما بلدم ترجمه‌اش کنم. مجبور بوده‌ام این را یاد بگیرم تا بتوانم این همه فیلم را تماشا کنم، چون عملاً هیچ‌کدام درباره من نبودند.»

از نگاه او، مواجهه با فیلمی که از تجربه‌ای متفاوت می‌آید، همین فرصت را در اختیار دیگر تماشاگران می‌گذارد: «اگر فیلمی ارائه کنم که زبان متفاوتی دارد، چون خودم به زبان متفاوتی حرف می‌زنم، فرصتی است تا دیگران هم تلاش کنند و از یادگرفتن آن زبان لذت ببرند.»

جیلنهال همچنین از کار روی دو ایده تازه خبر داد، هرچند هیچ‌کدام هنوز به مرحله فیلم‌نامه نرسیده‌اند. او گفت معمولاً تا زمانی که عمیقاً وارد یک پروژه نشده، دقیقاً نمی‌داند موضوع آن چیست. در کنار فیلم کوتاه او، «Bus Stop» محصول ۱۹۵۶ به کارگردانی جاشوا لوگان و با بازی مونرو نیز در بخش نمایش‌های ویژه بوسان روی پرده می‌رود. جشنواره از ۶ اکتبر آغاز شده و تا ۱۵ اکتبر ادامه دارد.

حرف‌های جیلنهال درباره انتخاب بازیگر و حضور زنان در سینما به یک نقطه مشترک می‌رسد: امکان دیده‌شدن به شکلی متفاوت از تصویر تثبیت‌شده. در «Flesh Impact»، این نگاه به معنای فاصله‌گرفتن از شباهت ظاهری و نزدیک‌شدن به ذهن و احساس مونرو است؛ رویکردی که می‌خواهد به‌جای بازتولید یک شمایل آشنا، انسان پشت آن را جست‌وجو کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا