نخستین تیزر «Balcanica»؛ سفر پدر و پسر افغان برای بازپسگرفتن موسیقی
فیلم اول نیکولا سورچینلی با بازی ماتیلدا د آنجلیس و بابک کریمی، در بخش رقابتی «Venice Days» جشنواره ونیز به نمایش درمیآید؛ روایتی انسانی از مهاجرت، انتخاب و آزادی.
نیکولا سورچینلی در نخستین تجربه کارگردانی بلند خود، «Balcanica»، داستانی تلخ اما سرشار از امید را به مسیر جشنواره ونیز میبرد. نخستین تیزر این فیلم که پیش از نمایش جهانی آن منتشر شده، از اثری با تصاویر گسترده، درامی انسانی و موسیقیای حکایت دارد که برای شخصیتهایش فقط هنر نیست؛ نشانهای از هویت و حق زندگی است.
«Balcanica» قرار است جمعه در بخش رقابتی «روزهای ونیز» (Venice Days / Giornate degli Autori)، بخش مستقل جشنواره فیلم ونیز، برای نخستینبار در جهان نمایش داده شود. ماتیلدا د آنجلیس، بازیگر «The Undoing» و «The Law According to Lidia Poët»، در کنار بابک کریمی، برنده خرس نقرهای جشنواره برلین و بازیگر «A Separation»، نقشآفرینی میکنند. ایوار وفایی و جووانی توسکانو نیز در جمع بازیگران فیلم حضور دارند. تیزر منتشر شده را میتوانید از این لینک تماشا کنید.
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که در افغانستان، موسیقی ممنوع شده است. نزار، رهبر ارکستر، و پسرش جلیل که نوازنده توبا است، ناچار میشوند همهچیز را پشت سر بگذارند. آنها از مسیر بالکان راهی ایتالیا میشوند؛ سفری نامطمئن که تنها امیدش یافتن جایی است که بتوانند بار دیگر موسیقی بنوازند. در میانه راه، این پدر و پسر با گرتا، پزشکی ایتالیایی، روبهرو میشوند و این ملاقات، هر سه نفر را در برابر تصمیمهایی سرنوشتساز قرار میدهد.
سورچینلی فیلمنامه را همراه با آندرهآ بروسا نوشته است. دامیان رادوانوویچ مدیر فیلمبرداری و یان دگراسی تدوینگر پروژه است. «Balcanica» را شرکتهای نایتسویم و وایلدساید، از زیرمجموعههای فرمنتل، با همکاری دیس اند دت پروداکشنز و آنتیتلنت تولید کردهاند. ام-اپیل مسئول فروش جهانی فیلم است و فاندانگو پخش آن را در ایتالیا بر عهده دارد.
کارگردان فیلم میگوید انگیزه ساخت «Balcanica» از خشم عمیق او نسبت به شیوههایی آمده که آزادی را محدود، کنترل یا خاموش میکنند. او توضیح داده است: «با خاطرات مادربزرگم از مبارزه برای آزادی در دهه ۱۹۴۰ بزرگ شدم و آن روایتها تخیل مرا عمیقاً شکل دادند. سالها بعد، خبر ممنوعشدن موسیقی در افغانستان، با اینکه آن زمان برای درک کاملش خیلی جوان بودم، در ذهنم ماند.»
به گفته سورچینلی، او و آندرهآ بروسا تلاش کردهاند این زخم را از مسیر نزار و جلیل واکاوی کنند؛ پدر و پسری افغان که زندگی مشترکشان بهعنوان موسیقیدان، به سفری از تابآوری، فقدان و مقاومت بدل میشود. او شخصیت گرتا را نماینده نگاه غربی به این روایت میداند؛ نگاهی که هم مشاهدهگر است و هم ناگزیر درگیر پیامدهای انتخابهایش میشود.
سورچینلی تأکید کرده که بدن، در قلب فیلم قرار دارد: «بدن تنها چیزی است که ما را به جلو میبرد؛ سرما، گرما و ترس را تاب میآورد و هنگام عبور از مرزها، آثار ماندگار خشونت، سوءاستفاده و طردشدن را با خود حمل میکند.»
«Balcanica» با تکیه بر یک سفر مهاجرتی، میخواهد فراتر از جغرافیا و خبرهای روز حرکت کند و از بهایی بگوید که انسانها برای حفظ صدا، هنر و کرامت خود میپردازند. در چنین روایتی، موسیقی نه یک پسزمینه دلنشین، بلکه آخرین چیزی است که نزار و جلیل حاضر نیستند از آن دست بکشند.





