دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی سریال

نقد و بررسی سریال «دود» (Smoke): تارون اگرتون در یک تریلر بیمارگونه و پر از حقایق تاریک

سریال جدید اپل تی‌وی پلاس به کارگردانی دنیس لِهان، داستان دو مرد بد را در قالب تصویری دوگانه روایت می‌کند؛ مردانی که تنها خود را در دیگری می‌بینند و در جستجوی آتش‌افروزانی سریالی هستند.

سکانس ابتدایی سریال «دود» یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات به یادماندنی سال‌های اخیر است؛ زنی تنها در فروشگاه صنایع دستی، سبد خرید نیمه‌پر خود را بی‌حوصله به سمت قفسه‌های پر از کلبه‌های پرنده چوبی و سبدهای حصیری هل می‌دهد که ناگهان بوی دود را حس کرده و متوقف می‌شود. آتش شعله‌ور است، درست جلوی پایش. فریادها بلند می‌شود، مردم به سمت خروجی هجوم می‌آورند اما این زن در میان آتش گرفتار می‌شود. قفسه‌های فلزی و اقلام قابل اشتعال فروشگاه به تله‌ای مرگبار تبدیل شده‌اند. او می‌دود، دهانش را می‌پوشاند، می‌خزد اما دود آنقدر غلیظ است که حتی نمی‌تواند ببیند و گرمای آتش، سوزاننده است.

وقتی زن بالاخره از فروشگاه خارج می‌شود و درِ پشت سرش منفجر می‌شود، لحظه‌ای نفس راحت می‌کشد؛ زنده مانده است. اما وقتی به بازویش نگاه می‌کند، لایه‌ای از گوشت پوستش جدا شده و روی زمین می‌افتد. او که از وحشت یخ زده، نمی‌تواند حتی یک اینچ حرکت کند، اکنون خود دود از بدنش برمی‌خیزد.

این صحنه متمایز از قسمت نخست سریال «دود» که محصول جدید دنیس لهان است، نه تنها شوک‌آور بلکه هشداری عمیق و چند لایه است. این سکانس به شکلی بی‌رحمانه از یک کار روزمره ساده به کابوسی زنده تبدیل می‌شود و تضاد ناگهانی میان انجام یک وظیفه معمولی و نابودی زندگی، مخاطب را درگیر می‌کند. اگرچه این سریال به طور کامل در ژانر وحشت غرق نمی‌شود، اما «دود» با لحنی کم‌کیفیت و اغراق‌شده‌تر از اثر قبلی لهان و تارون اگرتون یعنی «پرنده سیاه» پیش می‌رود؛ سریالی که با وجود پرداختن به موضوعات مشابه، جدیت کمتری دارد و به نوعی «بیمارگونه» و هیجان‌زده است.

داستان سریال الهام‌گرفته از رویدادهای واقعی است اما کاملاً ساختار و روایت خاص خود را دارد. دیو گادسن (با بازی تارون اگرتون) که پیش‌تر آتش‌نشان بوده و اکنون به عنوان بازرس آتش‌سوزی فعالیت می‌کند، در تلاش است تا شیفتگی خود به آتش را توصیف کند اما نمی‌تواند. او جمله‌ای تکراری را آغاز و قطع می‌کند و نهایتاً این سؤال ساده را مطرح می‌کند: «اگر در آتش می‌سوختی، چه کسی بودی؟» پاسخ دیو ساده است؛ او خود را قهرمان می‌بیند، مردی که در زندگی پرطمطراق خود رویای نجات دارد اما واقعیت چیز دیگری است.

دیگر نکته‌ای که بر واقعیت تلخ دیو صحه می‌گذارد، تعقیب دو آتش‌افروز سریالی است که بیش از یک سال بدون هیچ سرنخی در حال تعقیب آنها هستند. یکی از آتش‌افروزان با نام «تقسیم و تسخیر» (Divide and Conquer) آتش‌های کوچک را در نقاط مختلف روشن می‌کند تا آتش‌نشان‌ها پراکنده شوند و کنترل آتش بزرگ‌تر سخت‌تر شود. دیگری به نام «پارچ شیر» (Milk Jug) پارچ‌های پر از مایع آتش‌زا را زیر ایوان خانه‌ها در ساعات اولیه صبح می‌گذارد تا قربانیان خوابیده گرفتار شوند و آتش به سرعت گسترش یابد.

برای کمک به این پرونده، پلیس کارآگاه مشکوک و سرسختی به نام میشل کالدرون (با بازی جِرنی اسمالت) را اعزام می‌کند. کالدرون که سابقه خدمت در نیروی دریایی دارد، روزها تمرینات سخت انجام می‌دهد و شب‌ها خانه‌اش را با پتک بازسازی می‌کند. او بی‌تعارف است و به راحتی با دیو مواجه می‌شود؛ چه در چالش‌های حرفه‌ای و چه در پرسش‌های شخصی.

شراکت میان دیو و میشل، آشنا و تکراری است؛ سریال در دو قسمت ابتدایی تلاش می‌کند تا به مخاطب القا کند که ماجرایی معمولی و مرسوم در ژانر معمایی-جنایی را شاهدیم که دو کارآگاه آتش‌افروزان را تعقیب می‌کنند. اما نشانه‌هایی هست که همه چیز آنطور که به نظر می‌رسد نیست. شخصیت فریدی (با بازی Ntare Guma Mbaho Mwine – نیتاره مباهو موینه) که در یک فست‌فود کار می‌کند، صحنه‌هایی دارد که به نظر نمی‌رسد با داستان اصلی مرتبط باشد. همچنین کتابی که دیو می‌نویسد و نارضایتی همسرش (با بازی هانا امیلی اندرسون) از تمرکز بیش از حد آن روی مردانگی، پرسش‌هایی ایجاد می‌کند.

جزئیات ریز و خجالت‌آوری در مورد دیو که با تصویر قهرمانانه‌اش همخوانی ندارد، کم کم پرده‌برداری می‌شود؛ او هنگام نوشتن از عینک تقلبی استفاده می‌کند تا شبیه نویسنده‌ها به نظر برسد، در کارهای میدانی نمی‌تواند با میشل رقابت کند و در روابط زناشویی دچار مشکلاتی است. وقتی متوجه می‌شویم که او در جشن‌های بخش شرکت نمی‌کند و بیشتر زمان خود را به تنهایی می‌گذارند، معلوم می‌شود دیو دنیای پیچیده‌تری دارد و سریال به مرور پرده‌ها را کنار می‌زند و انفجار داستانی آغاز می‌شود.

اگرچه برخی لحظات سریال به ویژه در جزئیات کوچک یا پیچش‌های داستانی گاهی بیش از حد اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، اما اگر «دود» را به عنوان اثری جنون‌آمیز و هیجان‌زده بپذیرید، تجربه‌ای سرگرم‌کننده و جذاب خواهید داشت. تارون اگرتون در نقش دیو با بازی پرشور و جسورانه‌اش تحسین‌برانگیز است، جِرنی اسمالت بار دیگر نمایشی انفجاری ارائه می‌دهد، نیتاره مباهو موینه نقش دشواری را با ظرافت و درخشش ایفا می‌کند و بازیگران مکملی چون جان لِگویزامو در نقش فردی سهل‌انگار اما مهربان، گرگ کینر به عنوان کاپیتانی مهربان اما درگیر و راف اسپال در نقشی متفاوت از سریال دیگر اپل تی‌وی «Trying» همگی سطح بازیگری بالایی دارند.

کارگردان قسمت‌های افتتاحیه، کاری اسکاگلند («سرگذشت ندیمه») با خلق تصویری شفاف و دقیق، اجازه نمی‌دهد موضوعات تاریک و محیط‌های غم‌انگیز داستان را مبهم کنند. موسیقی اصلی تام یورک بر روی تیتراژ آغازین، فضایی وهم‌آلود و پرتنش ایجاد می‌کند که ستون فقرات سریال در میان آشوب‌ها است. مهم‌تر از همه، همان‌طور که لهان در آثار خود معمولاً انجام می‌دهد، هیجان و تعلیق روایتی را با نقدی بی‌پرده بر مردانگی غلط و تحریف شده پیوند می‌دهد؛ به ویژه در دنیایی که هر روز بیشتر به خودفریبی دامن می‌زند.

سریال «دود» یادآوری تلخی است که وحشتناک‌ترین فجایع معمولاً درست جلوی چشم ما رخ می‌دهد؛ به شرط آنکه شهامت داشته باشیم به آن نگاه کنیم. این اثر تلفیقی هوشمندانه از تریلر جنایی، درام روان‌شناختی و نقد اجتماعی است که با بازی‌های درخشان و کارگردانی حساب‌شده، مخاطب را تا پایان درگیر و متحیر نگه می‌دارد. اگر به دنبال سریالی متفاوت با پیچیدگی‌های روانی و جنایی هستید، «دود» گزینه‌ای شایسته برای تماشا و تأمل است.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۹

۶٫۹

متوسط

سریال جدید اپل تی‌وی پلاس به نام «دود» به کارگردانی دنیس لهان، داستان دو مرد بد را روایت می‌کند که در جستجوی آتش‌افروزان سریالی هستند. قسمت ابتدایی این سریال با یک صحنه تکان‌دهنده آغاز می‌شود که یک زن در فروشگاه گرفتار آتش می‌شود و به طرز وحشتناکی زخم می‌خورد. داستان حول محور دیو گادسن، بازرس آتش‌سوزی، و میشل کالدرون، کارآگاه پلیس، می‌چرخد که تلاش می‌کنند دو آتش‌افروز خطرناک را شناسایی کنند. در حالی که دیو خود را قهرمان می‌داند، واقعیت زندگی‌اش پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. سریال با تلفیق عناصر جنایی، درام روان‌شناختی و نقد اجتماعی، به بررسی موضوعاتی چون مردانگی و خودفریبی می‌پردازد و با بازی‌های درخشان و کارگردانی حساب‌شده، تجربه‌ای جذاب و تأمل‌برانگیز را برای مخاطب ایجاد می‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا