نقد و بررسی فیلم «Club Zero» (کلوب صفر) : میا واسیکوفسکا در طنز نامتعارف جسیکا هاوسنر نقش یک معلم تغذیه را بازی می کند

جسیکا هاسنر، کارگردان اتریشی، گویی در پاسخ به انتقاداتی مبنی بر اینکه آخرین فیلمش، جو کوچولو (Little Joe)، بیش از حد مبهم بوده است، رقیبی را با عنوان «Club Zero» (کلوب صفر) در جشنواره کن ارائه کرده است که تقریباً به سبک او هیچ ارتباطی ندارد.
این فیلم عملاً بازگویی مدرن امروزی از داستان افسانه ای کلاسیک اروپای میانه «The Pied Piper of Hamelin» ( فلوت زن شهر هاملین) میباشد اما مزین به رنگ و لعاب شیک شده و مانند همه کارهای هاوسنرهمراه است با یک طراحی بی عیب و نقص و میا واسیکوفسکا را به عنوان یک معلم تغذیه شاد و خندان معرفی می کند. او دانش آموزان خود را وارد یک چالش تغذیهای کرده و در ابتدا آنها را پیرامون فواید معجزه آسای رفتارهایشان برای سلامتی و محیط زیست موعظه می کند.
فیلمنامه توسط هاوسنر و همکار فیلمنامه نویس همیشگی او جرالدین باژارد، به وضوح تعدادی هدف شایسته را در نظر دارد: صنعت سلامتی و رژیم غذایی و تأثیرگذاران شوم آن. والدین پریشان و گاهی ریاکار که علائم بیماری روانی را در فرزندان خود نمی بینند. شاید حتی نظارت ضعیفی که در مدارس خصوصی ارائه می شود. و جنبش بسیار بحث برانگیز «طرفدار آنا» که بی اشتهایی را به صورت آنلاین ترویج می کند. همه اینها یک بازی منصفانه است.

مشکل اینجاست که اشارات طنز واقعاً خوب از آب در نمیآیند، زیرا اتمسفر فیلم بیش از حد از طنز روز غلیظ تر است .متأسفانه مشکلسازترین مولفه کمتجربه بودن بازیگران جوانتر است که بسیاری از آنها برای اولین بار روی صحنه بازی میکنند و کارگردانی خوبی هم نداشتهاند. اینکه آنها مجبور باشند خطوط دیالوگ را اغلب با عبارت های عجیب و غریب به زبان انگلیسی ارائه دهند به فیلم کمکی نمیکند، گفت و گوهایی که گاهی به نظر می رسد از آلمانی توسط رابط هوش مصنوعی ترجمه شده است. (به عنوان مثال: «ما به خاطر تمام اراده های خوبی که در مورد ما اعمال می کنید بسیار سپاسگزاریم.»)

برای مثال، فیلمسازانی مانند یورگوس لانتیموس یا حتی لارس فون تریر در یک روز خوب میتوانند این نوع محیط غیرطبیعی و مرزی سورئال را ایجاد کنند. اما این کار به نوازندگان کارکشته نیاز دارد که خوشبختانه واسیکوفسکا و همبازی اش «سیدس بابت نادسن» می توانند در اینجا تاثیرگذار باشند. اما گستردگی طنز و میل ضعیف به سوپرایز، نقاط قوت فیلم را کمرنگ می کند.

صحنه ای وجود دارد که در آن یک دختر نوجوان (کسنیا دورینت) استفراغ خود را می خورد که بلافاصله این استفراغ را به تالار مشاهیر هنری کن ارتقا می دهد، درست در کنار برنده نخل طلای سال گذشته مثلث غم، که به طرز عجیبی شبیه این است. «کلوب صفر» قطعاً حامیان خود را، در کروآزت (بلواری در کن فرانسه) و فراتر از آن خواهد داشت، و کیست که رنگهای اشباع شده لباسهای تانیا هاوسنر و طراحی تولید سختگیرانه بک رینفورد را دوست نداشته باشد؟ اما موفقیتی که در آثار قبلی او حاصل شد به ویژه در آثاری چون عشق دیوانه (Amour Fou) در خاک خشک این فیلم شکوفا نمی شود.

فیلمنامه مقرون به صرفه است. ما برای اولین بار با معلم جدید خانم نواک (واسیکوفسکا) در اولین روز تدریس تغذیه او به یک کلاس کوچک در یک مؤسسه آموزشی کوچک به نام پردیس استعدادهای درخشان، ملاقات میکنیم. در حالی که دوربین به آرامی از یک دانش آموز به دانش آموز دیگر میرود. دانش آموزان میخواهند عملکرد ورزشی خود را بهبود بخشند، یا غذا را به گونه ای مصرف کنند که آسیب صنعت کشاورزی به محیط زیست را کاهش دهند.
خانم نواک با استفاده از نمودارهای مفید و شیک که به نظر می رسد با تصاویر بریده شده از مواد غذایی از مجلات قدیمی Good Housekeeping (خانه داری خوب) ساخته شده اند، خطرات پرخوری و رژیم غذایی نامناسب را توضیح می دهد و این یک ترفند هوشمندانه (آنطور که در تبلیغات اینستاگرام می گویند) را برای کمک به مدیریت پیشنهاد می کند. گرسنگی: خوردن آگاهانه. به جای بلعیدن غذا، قبل از هر لقمه یک نفس عمیق بکشید و به آرامی بجوید. این به اندازه کافی معقول به نظر می رسد، اما مانند هر فرقه دیگری، هنگامی که نواک اعضای خود را جذب کرد و آنها را به دایره خود وارد کرد، به حرکت دادن تیرک های دروازه ادامه می دهد. در مرحله بعد، آنها باید «مونو غذای گیاهی» یا غذای متشکل از تنها یک میوه یا سبزی بخورند. سپس به بچهها میگوید که عابدترین و آگاهترین خورندگان میتوانند به یک انجمن نخبه و مخفی، «کلاب صفر» بپیوندند، و این انجمن فقط کسانی را میپذیرد که هیچ غذایی نمیخورند.
بره های کوچکی که از تپه به سمت این مرتع خشک با خلوص مرگبار هدایت می شوند، مجموعه ای از انواع نوجوانان هستند.
السا (السا زیلبرشتاین) دختر زیبای ثروتمندی که همیشه به پرخوری عصبی مبتلا بوده است. راگنا (فلورانس بیکر) والدینی هیپستر (لوکاس تورتور و کیلی فورسیث) دارد که اختلال پرخوری را پذیرا نیستند، اما در مورد وزن او گله مند هستند و پیشنهاد میکنند که چند پوند از دست دادن به او در بازی ترامپولین رقابتی کمک میکند. فرد (لوک بارکر)، یک رقصنده باله مشتاق با انگیزه مشابهی برای کاهش کالری دریافتی خود دارد، در حالی که بن (ساموئل دی. اندرسون)، پسری با پیشینه بسیار فقیرتر، به نمره این کلاس نیاز دارد. او برنده بورس تحصیلی شدهف او آخرین کسی است که به گروه مورد علاقههای خانم نواک وارد میشود و این باعث ناامیدی مادر مجرد نازنینش (آماندا لارنس) شده که همیشه عاشق آشپزی برای پسر قدردانش بوده است.
انگیزههای خود خانم نواک مبهمتر است، اگرچه صحنههایی وجود دارد که او در یک زیارتگاه خانگی برای «مادر مقدس» دعا میکند، اگرچه با توجه به نماد نگاری گلهای نیلوفر آبی به نظر نمیرسد که این همان خدای زن مورد پرستش سیلو باشد.
دیالوگ هرگز توضیح نمیدهد که چرا درگیر این شبه فرقه عجیب و غریب و خود ویرانگر شده است، محسوس است که خانم نواک دلایل خود را دارد، او فقط به ما چیزی نمی گوید.
نادسن بهعنوان مدیر مدرسه ، ابعاد زیادی به شخصیت خود ارائه نمیدهد. او متوجه می شود که نفوذ نواک تا چه حد بر جوانان تحت نفوذ او بدخیم شده است.
عوامل فیلم :
محل برگزاری: جشنواره فیلم کن (مسابقه)
بازیگران: میا واسیکوفسکا، سیدسه بابت نادسن، امیر المصری، السا زیلبرشتاین، متیو دمی، کسنیا دورینت، لوک بارکر، فلورانس بیکر، ساموئل دی اندرسون، گوئن کرانت
شرکت های سازنده: coop99 filmproduktion، Coproduction Office، Essential Films، Parisienne de
تولید، پالوما پروداکشنز، فیلمهای گلد راش، سینما اینوتایل
کارگردان: جسیکا هاسنر
فیلمنامه نویسان: جسیکا هاسنر، جرالدین باژارد
تهیه کنندگان: فیلیپ بوبر، برونو واگنر، مایک گودریج، یوهانس شوبرت
تهیه کنندگان اجرایی: ایوا یتس، کریستین ایروینگ، ولادیمیر زمتسوف، بارت بروسئو، الکس سی لو
تهیه کنندگان: کلمنس کاستلین، پر دامگارد هانسن
مدیر فیلمبرداری: مارتین گشلاخت
طراح تولید: بک رینفورد
طراح صحنه و لباس: تانیا هاسنر
تدوینگر: کارینا رسلر
طراح صدا: اریک میشیجو
موسیقی: مارکوس بایندر
فروش: دفتر تولید مشترک
زمان: ۱ ساعت ۴۹ دقیقه





